نقد و بررسی
نقد شکارچی روباه (Foxcatcher) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قصه، بیآنکه به مسابقه فروکاسته شود «Foxcatcher» ساختهٔ Bennett Miller، در ظاهر دربارهٔ آمادهشدن دو برادر کشتیگیر برای المپیک سئول است؛ اما فیلم از همان ابتدا روشن میکند که مدال و مسابقه، تنها سطح بیرونی داستاناند. Mark Schultz و برادر بزرگترش Dave، قهرمانان المپیکاند، ولی موفقیت ورزشی نتوانسته برای Mark امنیت، آسایش یا حتی تصویری مستقل از خود فراهم کند.
ورود John du Pont، میلیونر نامتعارفی که امکانات تمرینی و پشتیبانی مالی تیم فاکسکچر را فراهم میآورد، وعدهٔ راهحلی برای این وضعیت به نظر میرسد. بااینحال، فیلم نه در پی روایت یک داستان سادهٔ صعود ورزشی است و نه از الگوی آشنای قهرمان و مربی پیروی میکند. کشتی در اینجا هم فعالیتی جسمانی است و هم استعارهای از رابطههایی که در آنها قدرت، نیاز و وابستگی مدام جای خود را عوض میکنند.
فیلم بر پایهٔ ماجرای واقعی برادران Schultz و همکاریشان با John du Pont ساخته شده است؛ با وجود این، توجه اصلیاش نه بازسازی پرحادثهٔ یک واقعه، بلکه کندوکاو در فضای روانی و انسانی پیرامون آن است. سه شخصیت و سه صورت متفاوت تنهایی هستهٔ دراماتیک فیلم را سه شخصیت شکل میدهند که هر یک به شکلی متفاوت در پی تأیید و تعلقاند.
Mark، با بازی Channing Tatum، جوانی توانمند اما درونگراست که ظاهراً میخواهد از سایهٔ برادرش بیرون بیاید. Dave، با بازی Mark Ruffalo، برای او تنها برادر نیست؛ معیاری دائمی برای سنجیدن ارزش خویش نیز هست. Dave آرامتر و باثباتتر جلوه میکند و از اعتمادبهنفسی برخوردار است که Mark هنوز نتوانسته در خودش بیابد.
« بااینحال، فیلم نه در پی روایت یک داستان سادهٔ صعود ورزشی است و نه از الگوی آشنای قهرمان و مربی پیروی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ آن دو، آمیزهای از محبت، رقابت و نیاز به استقلال است؛ فیلم برای نمایش این پیچیدگی به توضیحهای طولانی متوسل نمیشود و اغلب اجازه میدهد فاصلهها، مکثها و رفتارهای روزمره معنای رابطه را آشکار کنند. در سوی دیگر، John قرار دارد؛ مردی ثروتمند که میکوشد با حمایت از کشتی، جایگاهی برای خود بسازد و از دیگران تصویری آرمانی از شخصیتش دریافت کند.
او هم میخواهد حامی و رهبر باشد و هم نیاز دارد حضورش دیده و ستایش شود. فیلم این انگیزهها را به پاسخهایی ساده و قطعی تقلیل نمیدهد. همین ابهام، برخورد شخصیتها را ناآرامتر میکند: هیچکدام تماماً در نقشهایی که برای خود برگزیدهاند جای نمیگیرند و آنچه از یکدیگر میخواهند همیشه با آنچه میتوانند به هم بدهند سازگار نیست.
بازیگری؛ قدرت در جزئیات و سکوت بازی Steve Carell در نقش John du Pont از مهمترین دلایل اثرگذاری فیلم است. او از تصویر آشنای خود در نقشهای کمدی فاصله میگیرد، اما ارزش کارش تنها در تغییر چهره یا آهنگ گفتار نیست. Carell شخصیتی میسازد که رفتارش گاه آمرانه، گاه نیازمند و گاه بهطرزی دشوار قابلپیشبینی است.
اجرای او بهجای نمایش اغراقآمیزِ خطر، بر مکثها، لحن نامطمئن و فاصلهگذاری میان شخصیت و اطرافیانش تکیه دارد. نتیجه، حضوری است که حتی در صحنههای آرام نیز آسودگی نمیآورد. Tatum نیز در نقشی که به تمرکز و خویشتنداری نیاز دارد، حضوری سنجیده ارائه میکند. Mark در بسیاری از لحظات نمیتواند نیازها و ناکامیهایش را به زبان بیاورد؛ بنابراین بدن و نگاه او حامل بخش بزرگی از درام میشوند.
« او هم میخواهد حامی و رهبر باشد و هم نیاز دارد حضورش دیده و ستایش شود. »
شخصیتها و اجرا
Tatum با فیزیک ورزشکاریاش، نقش یک قهرمان شکستناپذیر را بازی نمیکند؛ بدن Mark هم ابزار کار اوست و هم جایی که فشار روانی در آن انباشته میشود. Ruffalo در برابر این دو اجرای ناآرام، گرمایی آرام و انسانی وارد فیلم میکند. Dave نه قدیس است و نه صرفاً پناهگاهی بینقص برای برادرش؛ مهربانی و استواری او باورپذیر میماند، چون فیلم اجازه نمیدهد این ویژگیها به ستایش سادهانگارانه تبدیل شوند.
این سه بازیگر، بدون آنکه بر سر جلب توجه رقابت کنند، مثلثی نمایشی میسازند که کشمکش اصلی فیلم بر آن استوار است. میزانسنِ سرد و معماریِ قدرت دنیای فیلم از تضادی بصری نیرو میگیرد: سالن کشتی با بدنهای خسته و تماس مستقیم آدمها، در برابر فضای وسیع و مجلل املاک du Pont. در نگاه نخست، امکانات گروه فاکسکچر نماد پیشرفت و فرصتاند؛ اما شکوه محیط بهتدریج کیفیتی سرد و سنگین پیدا میکند.
ساختمانهای بزرگ، اتاقهای خلوت و فاصلههای میان شخصیتها، به جای آنکه نشانهٔ آزادی باشند، میتوانند یادآور انزوا و کنترل شوند. ثروت در فیلم فقط وسیلهای برای تهیهٔ امکانات نیست؛ نیرویی است که مناسبات میان افراد را شکل میدهد و تعیین میکند چه کسی دعوت میکند، چه کسی میپذیرد و چه کسی اختیار خروج دارد.
فیلمبرداری Greig Fraser و کارگردانی Bennett Miller از این فضا برای ساختن تعلیقی خاموش بهره میبرند. قابها اغلب احساس محصوربودن را تقویت میکنند و دوربین به جای آنکه در هر لحظه بر اوج هیجان تأکید کند، در فاصلهای حسابشده نظارهگر میماند. مسابقهها و تمرینهای کشتی هم صرفاً فرصتی برای نمایش مهارت ورزشی نیستند؛ در آنها، نزدیکی تنها، زورآزمایی و تلاش برای مهار حریف، با روابط قدرت بیرون از تشک پژواک پیدا میکند.
« Ruffalo در برابر این دو اجرای ناآرام، گرمایی آرام و انسانی وارد فیلم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم با جزئیات صوتی و سکوتهای طولانی، نوعی دلشوره میسازد که الزاماً به رخدادهای بزرگ وابسته نیست. گاهی خودِ مکث، انتظار برای شنیدن یا دیدن چیزی است که هنوز آشکار نشده است. روایتِ کمشتاب و تعلیقی که از سکوت میآید ریتم کند «Foxcatcher» تصمیمی آگاهانه و بخشی از زبان آن است. فیلم برای نزدیکشدن به نقطههای عطف عجله نمیکند و بخش قابلتوجهی از زمانش را صرف مشاهدهٔ تمرین، گفتوگوهای کوتاه و تغییرهای ظریف در رابطهها میکند.
این انتخاب به شخصیتها فرصت میدهد تا از خلال رفتارشان شناخته شوند، اما بیهزینه نیست. بعضی صحنهها ممکن است بیش از آنکه لایهٔ تازهای به موقعیت اضافه کنند، حس تکرار ایجاد کنند؛ در میانهٔ فیلم نیز تماشاگرانی که انتظار روایتی پرشتاب یا ورزشی دارند، ممکن است احساس کنند داستان درجا میزند.
بااینحال، کندی در اینجا فقط نقص اجرایی نیست. فیلم میخواهد تماشاگر در همان فضای معذبکنندهای بماند که شخصیتها در آن گرفتار شدهاند؛ فضایی که در آن، حرفهای ناگفته از گفتوگوهای صریح سنگینترند و هر آرامش ظاهری، شکننده به نظر میرسد. مسئله این است که این راهبرد همیشه به یک اندازه نتیجه نمیدهد.
وقتی سکوتها و قابهای طولانی بر احساس یا دریافت تازهای میافزایند، اثرگذاری فیلم را بالا میبرند؛ زمانی که به تکرار نزدیک میشوند، کشش روایت را کاهش میدهند. ازاینرو تجربهٔ تماشای فیلم به میزان همراهی مخاطب با سینمایی آرام و متکی بر زیرمتن وابستگی دارد. فراتر از ورزش؛ منزلت، وابستگی و تعریف خویشتن یکی از نکتههای تأملبرانگیز فیلم، فاصلهٔ میان شهرت ورزشی و احساس ارزشمندی شخصی است.
« فیلم با جزئیات صوتی و سکوتهای طولانی، نوعی دلشوره میسازد که الزاماً به رخدادهای بزرگ وابسته نیست. »
قوتها و کاستیها
Mark و Dave مدالهای المپیک دارند، اما این دستاوردها بهتنهایی زندگی آنها را از تنگناهای مالی و روانی رها نکرده است. ورود به تیم فاکسکچر فرصتی واقعی برای تمرین و رقابت فراهم میکند؛ در همان حال، فرصت را با رابطهای گره میزند که در آن پشتیبانی مالی میتواند به طلبِ وفاداری، توجه یا ستایش بدل شود.
فیلم بهجای صدور حکمی کلی دربارهٔ ثروت، نشان میدهد قدرت اقتصادی چگونه در جزئیترین مناسبات روزمره حضور پیدا میکند. همچنین، داستان میان میل به استقلال و احتیاج به تکیهگاه تنشی پیوسته برقرار میکند. Mark میخواهد بهعنوان فردی جدا از برادرش شناخته شود، اما جستوجوی هویتی مستقل او را به سوی کسی میبرد که خود نیز در پی ساختن تصویری باشکوه از خویش است.
در چنین رابطهای، هیچکس صرفاً نجاتدهنده یا قربانی نیست؛ وابستگی از هر دو سو شکل میگیرد، ولی قدرت طرفین برابر نیست. فیلم از این راه، کشتی را به استعارهای پیچیدهتر بدل میکند: گاهی نبرد اصلی نه میان دو ورزشکار، بلکه میان تصویری است که هر شخص میخواهد از خودش حفظ کند و تصویری که دیگران به او تحمیل میکنند.
جمعبندی «Foxcatcher» فیلمی نیست که با هیجان ورزشی متعارف یا روایت پرشتاب مخاطب را با خود ببرد. قدرت آن در بازیهای دقیق، فضای بصری سرد و توجه به رابطههایی است که زیر فشار منزلت، ثروت و نیاز به تأیید تغییر شکل میدهند. Steve Carell حضوری غافلگیرکننده و چندلایه دارد؛ Channing Tatum و Mark Ruffalo نیز تصویری انسانی از دو برادری ارائه میکنند که پیوندشان هم پناه است و هم سرچشمهٔ مقایسه و کشمکش.
« همچنین، داستان میان میل به استقلال و احتیاج به تکیهگاه تنشی پیوسته برقرار میکند. »
جمعبندی
در سوی مقابل، ریتم کند و تکرار برخی لحظات میتواند صبر تماشاگر را بیازماید و سنگینی فضای فیلم برای همه خوشایند نیست. بااینهمه، این کندی به ساختن تجربهای ماندگار کمک میکند: فیلم بیش از آنکه پاسخهای روشن عرضه کند، حس ناآرامی را در ذهن نگه میدارد و از تماشاگر میخواهد به آنچه در گفتوگوها گفته نمیشود نیز توجه کند.
برای کسی که درامهای روانشناختیِ شخصیتمحور را میپسندد، «Foxcatcher» اثری قابلتأمل و تلخ است؛ برای مخاطبی که انتظار کشتی پرتحرک یا داستانی پرحادثه دارد، ممکن است تجربهای طولانی و دشوار باشد.
ثبت دیدگاه