نقد و بررسی
نقد خیابانهای شهر (City Streets) | 1931
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در آغاز سینمای ناطق «City Streets» ساختهٔ Rouben Mamoulian، در سالی اکران شد که فیلم گنگستری آمریکایی هنوز داشت زبان و شمایل خود را تثبیت میکرد. از همین رو، بهتر است آن را نه با انتظار یک روایت جنایی پرشتاب و پرخشونت، بلکه بهعنوان آمیزهای از ملودرام عاشقانه، داستانی دربارهٔ جهان زیرزمینی و آزمایشی در شیوهٔ روایت سینمایی تماشا کرد.
داستان، نَن، دختر یکی از سردمداران تبهکاران، و کید، هنرمندی از دنیای سیرک را در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار میدهد: زندگی آرام و کمدرآمد یا ورود به کسبوکاری که پول و قدرت را با خطر و خشونت پیوند میزند. این موقعیت ساده، زمینهای فراهم میکند تا فیلم دربارهٔ وسوسهٔ رفاه، وابستگی عاطفی و بهای پیوستن به محیطی بیرحم تأمل کند.
فیلم بر پایهٔ داستانی از Dashiell Hammett ساخته شده و Gary Cooper و Sylvia Sidney نقشهای اصلی را بر عهده دارند. عشق در سایهٔ انتخاب یکی از دستاوردهای مهم فیلم، باورپذیرکردن رابطهٔ نَن و کید است. پیوند آنها صرفاً چاشنی عاشقانهای برای پیشبرد ماجرای جنایی نیست؛ اختلاف نگاهشان به زندگی، موتور اصلی درام را به حرکت درمیآورد.
نَن به رفاه و جلوهٔ بیرونی زندگی خو گرفته و میخواهد کید را از روزمرگی و بیپولی بیرون بکشد، حال آنکه او در آغاز میلی به ترک کار و استقلال خویش ندارد. این تفاوت، رابطه را از الگوی سادهٔ «عاشق و معشوق در برابر دشمن» فراتر میبرد: هر یک دیگری را دوست دارد، اما تصورشان از آینده یکسان نیست.
« عشق در سایهٔ انتخاب یکی از دستاوردهای مهم فیلم، باورپذیرکردن رابطهٔ نَن و کید است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شیمی میان Cooper و Sidney نیز به این کشمکش جان میدهد. حضور کید آرامتر و کمادعاتر است؛ نَن در برابر او شخصیتی پرتحرکتر و آکنده از میل به تغییر به نظر میرسد. بازیگران لازم نیست با گفتارهای بلند احساساتشان را توضیح دهند؛ مکثها، نگاهها و فاصلههای میان دو شخصیت بخش مهمی از رابطه را منتقل میکنند.
از این منظر، جذابیت فیلم نه فقط در ماجرای خلافکاران، بلکه در دیدن دو نفر است که بهتدریج درمییابند عشق بهتنهایی نمیتواند پیامد تصمیمهایشان را محو کند. بازیگری و شخصیتپردازی بازی Sylvia Sidney به نَن ظرافتی میبخشد که مانع از فروکاستن او به یک چهرهٔ تزئینی در داستان مردان تبهکار میشود.
او شخصیتی است که در آغاز تصور میکند میتواند شرایط را به سود خود و محبوبش تغییر دهد؛ اما برخورد با واقعیت، اعتماد او به این تصور را متزلزل میکند. Sidney این دگرگونی را با تعدیلهای کوچک در لحن و حالت چهره پیش میبرد و به همین دلیل، واکنشهای نَن در لحظات فشار عاطفی از وزن لازم برخوردارند.
Gary Cooper نیز با حضوری متفاوت از قالب قهرمانان سختدل فیلمهای گنگستری، کیدی کمحرف و سرراست میسازد. این خوی آرام، وقتی او را در مجاورت دنیای خشن تبهکاران قرار میدهد، تضادی مؤثر پدید میآورد. بازیگران نقشهای پیرامونی هم در شکلگیری فضای فیلم سهم دارند؛ بهویژه Paul Lukas که با وقار و خونسردی، تهدید را نه لزوماً از راه پرخاشگری، بلکه از دل تسلط و اطمینان به قدرت خود منتقل میکند.
« شیمی میان Cooper و Sidney نیز به این کشمکش جان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
Guy Kibbee نیز در نقشی جدیتر از تصویری که بعدها از او بهعنوان بازیگری کمدی شناخته شد، چهرهای ناآرام و ناخوشایند از پدر نَن ارائه میدهد. تصویر، نور و حرکت دوربین اگر روایت در برخی مقاطع ساده یا آشنا به نظر برسد، شیوهٔ تصویری Mamoulian به فیلم شخصیت میدهد. نور و سایه در اینجا صرفاً برای زیباترکردن قاب نیستند؛ فضای ناامن و دوپارهٔ جهان داستان را میسازند.
قاببندیها گاه شخصیتها را در محیط محصور میکنند و گاه با فاصلهگذاری میان آنها، تنهایی و ناتوانیشان را برجسته میسازند. نورپردازی Lee Garmes نیز به صحنهها کیفیتی وهمآلود و شهری میدهد؛ کیفیتی که با ظاهر پرزرقوبرق زندگی خلافکارانه در تضاد است. دوربین فیلم، بهخصوص برای اثری از سالهای نخست سینمای ناطق، حضوری فعال دارد.
Mamoulian در دورهای کار میکرد که بسیاری از فیلمها هنوز بهواسطهٔ محدودیتهای فنی و عادتهای صحنهای، ایستا به نظر میرسیدند؛ اما این اثر از حرکت دوربین، صدای خارج از قاب و بیان تصویری برای گسترش تجربهٔ تماشاگر بهره میگیرد. بخشهایی از روایت ذهنی شخصیتها نیز به فیلم امکان میدهد از گفتوگوی معمول فراتر رود و فاصلهٔ میان آنچه گفته میشود و آنچه در درون میگذرد را نشان دهد.
این نوآوریها از ویژگیهای برجستهٔ فیلم دانسته شدهاند. جهان گنگستری؛ جذاب، اما نه یگانه «City Streets» بیش از آنکه بخواهد با خشونت آشکار یا زنجیرهای از عملیات جنایی تماشاگر را سرگرم کند، بر تأثیر محیط تبهکارانه بر روابط و انتخابهای شخصیتها تکیه دارد. خطر، اغلب از طریق انتظار، تهدید و دانستنِ آنچه ممکن است رخ دهد حس میشود.
« نور و سایه در اینجا صرفاً برای زیباترکردن قاب نیستند؛ فضای ناامن و دوپارهٔ جهان داستان را میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد با تأکید فیلم بر ملودرام و رابطهٔ عاطفی هماهنگ است، اما همزمان میتواند برای مخاطبی که از فیلم گنگستری انتظار ضرباهنگ تند و صحنههای پرتحرک دارد، کمحادثه جلوه کند. در مقایسه با آثار شاخص همدوره، فیلم از نظر قصهگویی جنایی کمتر به یاد میماند و ساختار آشنای آن گاهی مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیتهای موقعیت داستانی به کار گرفته شوند.
بااینحال، ضعف نسبی در تازگی طرح به معنای بیارزشبودن فیلم نیست. اهمیت آن بیشتر در ترکیب لحن عاشقانه با فضای خلافکارانه و در انتخابهای بصری Mamoulian است؛ عناصری که به داستانی نسبتاً آشنا، حالوهوایی شخصی میبخشند. برخی از ارزیابیهای تاریخی نیز بر همین امتیاز سبکی در کنار کندی نسبی و خویشتنداری فیلم تأکید کردهاند.
ریتم و گفتوگو ریتم فیلم یکدست نیست. گفتوگوهای آغازین گاهی خشک و توضیحیاند و شخصیتها در بعضی صحنهها بیش از آنکه با کنش یا تصویر شناسانده شوند، از طریق گفتار معرفی میشوند. این مسئله بهویژه در شروع اثر محسوس است؛ زمانی که فیلم هنوز باید جهان داستان، مناسبات شخصیتها و انگیزههایشان را بنا کند.
پس از آن، پیوند عاطفی نَن و کید به روایت گرما میبخشد و کیفیت تصویری فیلم نیز توجه را از برخی محدودیتهای کلامی منحرف میکند. در بخشهای پایانی، کشآمدن برخی موقعیتها ممکن است از شدت تعلیق بکاهد. فیلم گاه بهجای آنکه هر صحنه را به ضرباهنگی فشرده برساند، بر مکث و امتداد حس خطر تکیه میکند.
« بااینحال، ضعف نسبی در تازگی طرح به معنای بیارزشبودن فیلم نیست. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با فضای ملودراماتیک اثر سازگار است، اما همیشه به سود آن عمل نمیکند: گاهی انتظار جایگزین پیشروی دراماتیک میشود. بااینهمه، همین کندی برای تماشاگر علاقهمند به سینمای آغازین ناطق فرصتی است تا جزئیات میزانسن، بازیها و نحوهٔ استفاده از نور را دنبال کند. جمعبندی «City Streets» را باید فیلمی دانست که بیش از آنکه در قصهٔ گنگستری خود انقلابی باشد، در شیوهٔ عرضهٔ آن کنجکاویبرانگیز است.
رابطهٔ نَن و کید، بازیهای مؤثر Sidney و Cooper و تصویرپردازی چشمنواز، به اثر نیرویی عاطفی میدهند؛ در مقابل، گفتوگوهای آغازین، آشنایی نسبی طرح و امتداد برخی بخشهای پایانی از یکپارچگی تجربه میکاهند. فیلم در بهترین لحظاتش، عشق را نه راهحلی جادویی، بلکه نیرویی میبیند که آدمها را به انتخابهایی دشوار سوق میدهد.
برای علاقهمندان به سینمای دههٔ سی و بهویژه آثار تصویری Mamoulian، تماشای آن تجربهای ارزشمند است؛ نه بهعنوان کاملترین نمونهٔ ژانر، بلکه بهعنوان اثری خوشساخت و صاحبذوق که میان ملودرام، جنایت و آزمایشهای بصری تعادل خاص خود را میجوید.
ثبت دیدگاه