نقد و بررسی
نقد اولین بار (The First Time) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی کوچک دربارهٔ تجربهای بزرگ «The First Time» ساختهٔ Jonathan Kasdan، کمدیـرمانتیکی نوجوانانه است که بهجای تکیه بر حادثههای بزرگ، بر یک برخورد اتفاقی و گفتوگویی طولانی میان دو نوجوان بنا میشود. دیو، دانشآموز سال آخر دبیرستان، دلبستهٔ جین است؛ آوبری، دانشآموز مدرسهای دیگر، در رابطهای قرار دارد که به نظر نمیرسد نیازهای عاطفیاش را برآورده کند.
آشنایی آن دو در مهمانی، فرصتی فراهم میآورد تا فیلم به موضوعی ظاهراً ساده اما برای شخصیتهایش سرنوشتساز نزدیک شود: تجربهٔ نخستین عشق و دشواری فهمیدن احساسات خود. فیلم در حدود نودوپنج دقیقه، مسیر خود را بیشتر با گفتوگو و موقعیتهای روزمره پیش میبرد تا با پیچشهای روایی. عنوان اثر اشارهای دوپهلو دارد.
«نخستینبار» فقط به تجربهای جسمانی محدود نمیشود؛ به نخستین مواجههٔ جدی با صمیمیت، آسیبپذیری و مسئولیت عاطفی نیز اشاره دارد. فیلم میکوشد نشان دهد جوانی که هنوز برای احساساتش واژگان مطمئنی ندارد، چگونه میان میل به نزدیکشدن و ترس از اشتباهکردن سرگردان میشود. این نگاه، به اثر لحنی ملایم و بیقضاوت میبخشد؛ هرچند گاهی در همان سطحی باقی میماند که میتوانست از آن فراتر برود.
روایت و ریتم ساختار داستان فشرده و محدود است: دو شخصیت در فاصلهای کوتاه با هم آشنا میشوند و پیوندشان در جریان آخرهفتهای پر از گفتوگو، مکث، تردید و لحظههای صمیمانه شکل میگیرد. این تمرکز زمانی به فیلم کمک میکند حالوهوای آشنایی تازه را حفظ کند؛ رابطه هنوز در مرحلهای است که هر جمله میتواند معنایی بیش از ظاهرش پیدا کند و هر سکوت، سرشار از احتمال باشد.
« فیلم در حدود نودوپنج دقیقه، مسیر خود را بیشتر با گفتوگو و موقعیتهای روزمره پیش میبرد تا با پیچشهای روایی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این جهت، انتخاب روایتی کمدامنه با موضوع سازگار است. بااینحال، همین شیوه محدودیتهایی نیز به همراه دارد. بخش قابلتوجهی از پیشروی داستان بر حرفزدن شخصیتها تکیه دارد و در برخی لحظهها فیلم بهجای آنکه احساسات را از راه کنش، تصویر یا تغییر موقعیت گسترش دهد، آنها را در گفتوگو توضیح میدهد.
حاصل، ریتمی است که برای تماشاگر علاقهمند به مکاشفههای کلامی خوشایند خواهد بود، اما گاهی کند و کمتحرک به نظر میرسد. روایت بیش از آنکه از کشمکشهای بیرونی نیرو بگیرد، به جذابیت مکالمهها وابسته است؛ وابستگیای که همیشه به یک اندازه کارآمد نیست. شخصیتپردازی و تصویر نوجوانی دیو و آوبری از دو نقطهٔ عاطفی متفاوت وارد داستان میشوند.
دیو در آغاز درگیر علاقهای یکطرفه و تصوری رمانتیک از عشق است؛ آوبری نیز در رابطهای قرار دارد که در آن احساس شنیدهشدن و فهمیدهشدن برایش کمرنگ به نظر میرسد. آشنایی آنها در اصل برخورد دو نیاز است: یکی میخواهد از خیالپردازی به رابطهای واقعی برسد، دیگری میخواهد تجربهای صادقانهتر از صمیمیت داشته باشد.
همین تفاوت، پایهای مناسب برای شکلگیری کشش میان آن دو فراهم میکند. فیلم در ترسیم دستپاچگی، خودآگاهی افراطی و نوسانهای عاطفی نوجوانان موفق است. شخصیتها گاهی چیزی میگویند تا چیزی دیگر را پنهان کنند؛ گاهی در برابر احساسشان شوخی میکنند و گاهی از ناتوانی در بیان روشن آنچه میخواهند رنج میبرند.
« از این جهت، انتخاب روایتی کمدامنه با موضوع سازگار است. »
شخصیتها و اجرا
این جزئیات، رابطه را از یک خیال عاشقانهٔ بیاصطکاک جدا میکند. در مقابل، عمق شخصیتها محدود میماند. گذشته و دنیای درونی آنها به اندازهای گسترش نمییابد که تصمیمها و تناقضهایشان چندلایه شوند. دیو و آوبری بیشتر نمایندهٔ تجربهای آشنا هستند تا شخصیتهایی با پیچیدگی منحصربهفرد.
بازیها و شیمی میان بازیگران Dylan O’Brien و Britt Robertson مهمترین سرمایهٔ فیلماند. بازی O’Brien میان شور خاموش، اضطراب اجتماعی و لحظههای کوتاه جسارت تعادل برقرار میکند. او دیو را صرفاً نوجوانی خجالتی نشان نمیدهد؛ در او نوعی جدیت عاطفی و میل به باورکردن عشق نیز دیده میشود.
Robertson در نقش آوبری، صراحت و شوخطبعی را با آسیبپذیری همراه میکند و به شخصیتش گرمایی میدهد که مانع از آن میشود آوبری فقط به محرکی برای تحول دیو تقلیل یابد. جذابیت زوج اصلی بیش از آنکه از جلوههای پرشور عاشقانه بیاید، از واکنشهای کوچک و هماهنگی در گفتوگوها شکل میگیرد. بازیگران به مکثها و تغییرهای ظریف لحن اهمیت میدهند؛ بنابراین باورپذیری رابطه نه بر پایهٔ اعلامهای بزرگ، بلکه بر پایهٔ راحتشدن تدریجی دو نفر در حضور یکدیگر بنا میشود.
بازیگران نقشهای فرعی، از جمله Victoria Justice در نقش جین و Craig Roberts در نقش سایمون، به فضای اجتماعی داستان کمک میکنند؛ اما فیلم فرصت چندانی برای پرداخت مستقل به آنها نمییابد. در نتیجه، جهان پیرامون زوج اصلی بیشتر نقش زمینه را دارد تا بخشی همسنگ از درام. دیالوگ، طنز و لحن دیالوگها موتور اصلی فیلماند.
« این جزئیات، رابطه را از یک خیال عاشقانهٔ بیاصطکاک جدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیهای کوتاه، طعنهها و گفتوگوهای صمیمانه به اثر لحنی جوانانه میبخشند و کمک میکنند موقعیتهای عاطفی بیش از اندازه سانتیمانتال نشوند. طنز فیلم معمولاً از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میخواهند بگویند و آنچه واقعاً از دهانشان بیرون میآید پدید میآید؛ از همان لغزشهای کلامی و تلاشهای نامطمئنی که در آشنایی تازه طبیعیاند.
این انتخاب با حالوهوای داستان هماهنگ است. اما پررنگبودن کلام گاه به بهای تصویر تمام میشود. فیلم کمتر از آن بهره میگیرد که سینما میتواند بدون توضیح مستقیم، احساس را در فضا، حرکت یا جزئیات بصری متراکم کند. برخی مکالمهها ظرافت دارند، ولی همهٔ آنها به یک اندازه پیشبرنده نیستند؛ تکرار موضوعها یا مکثهای طولانی ممکن است حس کشآمدن ایجاد کند.
این ویژگی همزمان نقطهٔ قوت و ضعف اثر است: گفتوگوها رابطه را زنده میکنند، اما گاهی اجازه نمیدهند روایت از حصار گفتوگو بیرون بیاید. کلیشهها و محدودیتهای ژانری «The First Time» بهروشنی از سنت کمدیـرمانتیکهای نوجوانانه بهره میگیرد: دو جوان که در آغاز در موقعیتهای عاطفی نامناسبی گرفتارند، برخوردی اتفاقی، سوءتفاهمها و تردیدهایی که نزدیکی را دشوار میکند.
فیلم در این چارچوب آشنا، لحظاتی لطیف و صادقانه مییابد، اما کمتر میکوشد قواعد آن را دگرگون کند. مسیر کلی رابطه برای تماشاگر باتجربهٔ این ژانر چندان غافلگیرکننده نیست و برخی شخصیتهای پیرامونی نیز با خطوطی آشنا ترسیم میشوند. مسئله فقط پیشبینیپذیری رویدادها نیست؛ مهمتر آن است که رابطهٔ مرکزی، با وجود شیمی دلنشین بازیگران، فرصت محدودی برای دگرگونی عمیق پیدا میکند.
« این انتخاب با حالوهوای داستان هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
فیلم تجربهٔ نخستین عشق را خوب بهعنوان مجموعهای از هیجانها و لغزشها ثبت میکند، اما کمتر میپرسد این تجربه چگونه نگاه شخصیتها به خود یا جهان را بهطور پایدار تغییر میدهد. به همین دلیل، اثر در لحظههایش گرم و صمیمی است، ولی در کلیت خود از رسیدن به عمقی ماندگار بازمیماند. جمعبندی «The First Time» فیلمی لطیف و خوشتماشا دربارهٔ ناآمادگی عاطفی، گفتوگو و اضطرابِ نزدیکشدن است.
امتیاز اصلی آن، بازیهای طبیعی Dylan O’Brien و Britt Robertson و تواناییشان در ساختن رابطهای باورپذیر از جزئیاتی کوچک است. شوخطبعی و لحن بیتکلف نیز فضای داستان را دلنشین نگه میدارد. در برابر، روایت گاه بیش از حد کلامی و کمتحرک میشود، شخصیتها به پیچیدگی چشمگیری نمیرسند و طرح عاشقانه از کلیشههای آشنا فاصلهٔ زیادی نمیگیرد.
این اثر بیش از آنکه بخواهد بازتعریفی از فیلم نوجوانانه ارائه دهد، میکوشد لحظهای ظریف از زندگی را با صداقت و مهربانی ثبت کند: زمانی که احساس تازه از راه میرسد، اما هنوز کسی نمیداند چگونه باید با آن رفتار کند. اگر انتظار روایتی پرحادثه یا شخصیتی بهغایت پیچیده وجود نداشته باشد، فیلم میتواند تجربهای صمیمانه و آرام باشد؛ اثری که ارزشش نه در تازگی طرح، بلکه در گرمای رابطه و شناختن دستپاچگیهای نخستین عشق نهفته است.
« به همین دلیل، اثر در لحظههایش گرم و صمیمی است، ولی در کلیت خود از رسیدن به عمقی ماندگار بازمیماند. »
ثبت دیدگاه