نقد و بررسی
نقد آواز زندگی من (Sing My Life) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به رؤیا، نه به گذشته «Sing My Life» ساختهٔ نوبوئو میزوُتا، کمدیـدرامی موزیکال دربارهٔ کاتسو، زنی هفتادوسهساله است که پس از سالها زندگی با حسرتها و ناکامیهای شخصی، ناگهان در کالبدی جوان بازمیگردد. او هویت تازهای برای خود برمیگزیند و فرصت مییابد آرزوی دیرینهاش، خوانندگی، را دنبال کند.
فیلم بر ایدهای آشنا بنا شده است: اگر کسی میتوانست جوانی را از نو تجربه کند، این بار چه انتخابهایی میکرد؟ اما جذابیت اثر فقط در خیالِ بازگشت به جوانی نیست؛ پرسش مهمترش این است که آیا تغییر ظاهر میتواند رابطهٔ انسان را با گذشته، خانواده و خویشتن دگرگون کند. «Sing My Life» این پرسش را با لحنی گرم و سرگرمکننده پیش میبرد، هرچند همیشه به ژرفای بالقوهٔ آن دست نمییابد.
شخصیت مرکزی و دو چهرهٔ یک زندگی محور اصلی فیلم، پیوند میان دو صورت ظاهری و یک هویت واحد است. کاتسو در سن سالخوردگی زنی تندزبان و ناراضی به نظر میرسد؛ اما این تندی تنها خصلتی برای خنداندن تماشاگر نیست. پشت آن، سالهایی از محرومیت و آرزوهای برآوردهنشده قرار دارد؛ سالهایی که در آن، مسئولیت بزرگکردن دخترش را بهتنهایی بر دوش کشیده و فرصت چندانی برای دنبالکردن خواستههای خودش نداشته است.
چنین پیشینهای به شخصیت وزن عاطفی میبخشد و کمک میکند فیلم، رفتار او را صرفاً به شوخیهای مربوط به تفاوت نسلها تقلیل ندهد. جذابترین کشمکش شخصیت نیز از همین دوگانگی پدید میآید: بدن جوان، اما ذهن و تجربهٔ زنی که یک عمر زیسته است. نام تازهٔ ستسوکو اوتوری و سبک پوشش جوانانه، نشانههایی بیرونی از زندگی تازهاند؛ ولی گذشتهٔ کاتسو با تغییر لباس ناپدید نمیشود.
« او هویت تازهای برای خود برمیگزیند و فرصت مییابد آرزوی دیرینهاش، خوانندگی، را دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این تضاد برای ساختن لحظههای کمدی استفاده میکند و گاه، در میان شوخیها، به احساس دشوارتری میرسد: جوانشدن الزاماً به معنای رهاشدن از زخمها و مسئولیتهای قدیمی نیست. بازیگری و باورپذیری دگرگونی نقطهٔ قوت مهم فیلم، بازی میتسوکو بایشو و میکاکو تابِه در شکلدادن به دو مرحلهٔ زندگی کاتسو است.
نقشآفرینی آنها زمانی موفقتر میشود که بهجای تکیه بر شباهت ظاهری یا تقلید آشکار، بر خلقوخوی شخصیت تمرکز میکند: نگاه سنجشگر، واکنشهای بیپرده و اعتمادبهنفسی که از تجربه میآید. در نتیجه، ستسوکوی جوان صرفاً دختری نیست که از گذشتهٔ زن سالخوردهاش هیچ نداند؛ نشانههایی از همان کاتسوی سالخورده در رفتارش باقی میماند.
این تداوم در بازیها برای ایدهٔ مرکزی فیلم حیاتی است. اگر میان کاتسو و ستسوکو پیوندی حسی برقرار نمیشد، تغییر سن به تمهیدی روایی و سطحی محدود میماند. بازیگران تا اندازهٔ زیادی از این خطر میگریزند و به تماشاگر امکان میدهند آن دو را نه دو شخصیت بیارتباط، بلکه دو نمود از یک انسان بدانند.
البته فیلم گاهی بر جلوهٔ سرگرمکنندهٔ این تضاد بیش از ظرافت روانشناختی آن تأکید میکند؛ بااینحال، اجرای نقش اصلی همچنان یکی از دلایل اصلی همراهی با داستان است. آواز؛ وسیلهٔ روایت و سرچشمهٔ شور موسیقی در «Sing My Life» تنها آرایهای برای فاصلهگرفتن از فضای خانوادگی نیست؛ آواز راهی است که کاتسو از طریق آن میتواند خواستهای دیرپا را دوباره به زندگی خود وارد کند.
« این تداوم در بازیها برای ایدهٔ مرکزی فیلم حیاتی است. »
شخصیتها و اجرا
اجرای او در مسابقهٔ آواز محله، نقطهٔ مهمی در شکلگیری مسیر تازهاش است: صدایی که تماشاگران را مجذوب میکند و از توانایی پنهانشدهای خبر میدهد که سالها مجال ظهور نیافته بود. این بخشها فیلم را از کمدی صرف فراتر میبرند و به آن شور نمایشی میبخشند. ترانههای خاطرهانگیز نیز با حالوهوای نوستالژیک اثر هماهنگاند.
آنها گذشته را به شکلی ملموس وارد اکنون میکنند و میان تجربهٔ شخصی قهرمان و حافظهٔ جمعی پیوند میزنند. بااینحال، موسیقی همیشه به روایت اعتماد نمیکند. گاه شدت و حالوهوای آن چنان احساس را به تماشاگر القا میکند که مجال کشف و تفسیر شخصی کمتر میشود. بهجای آنکه لحظه صرفاً از دل موقعیت و بازی بیرون بیاید، موسیقی گاهی مسیر عاطفی تماشاگر را از پیش تعیین میکند؛ انتخابی که در بخشهایی لحن فیلم را اغراقآمیز میسازد.
کمدی و عاطفه در کنار یکدیگر کمدی فیلم از برخورد تجربهٔ سالخوردگی با موقعیتهایی میآید که معمولاً با جوانی همراهاند. کاتسو در کالبدی تازه، جهان را همچنان با نگاه خود میسنجد و از همین ناسازگاری، موقعیتهایی خندهآور پدید میآید. اما فیلم در پس این شوخیها به رابطهٔ مادر و دختر و پیامدهای سالهای دوری، مسئولیت و سوءتفاهم نیز توجه دارد.
این لایهٔ خانوادگی، به داستان امکان میدهد از یک خیال سرگرمکننده فراتر برود و دربارهٔ هزینهٔ انتخابها و محدودیتهای زندگی تأمل کند. تعادل میان خنده و اندوه همیشه یکدست نیست. لحظههایی که فیلم به عاطفهٔ خانوادگی نزدیک میشود، میتوانند صمیمی و تأثیرگذار باشند؛ ولی گاه گذار از طنز به احساسات پررنگ ناگهانی است.
« این بخشها فیلم را از کمدی صرف فراتر میبرند و به آن شور نمایشی میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر بهجای آنکه در همهٔ موقعیتها اجازه دهد عاطفه بهآرامی شکل بگیرد، بعضیوقتها با تأکید مستقیم بر احساسات، واکنش تماشاگر را هدایت میکند. بااینهمه، گرمای انسانی فیلم از میان این ناهمواریها باقی میماند، بهخصوص در تصویری که از زنی میسازد که خواستههای شخصیاش را مدتها زیر بار مسئولیتهای دیگران پنهان کرده است.
ریتم و انسجام روایی فیلم با مدتزمانی بیش از دو ساعت، برای گسترش روابط و ساختن جهان کاتسو فرصت دارد؛ اما این فرصت همیشه به سود روایت تمام نمیشود. بعضی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند و تکرار موقعیتهای مشابه، از شتاب داستان میکاهد. در فیلمی که موتور اصلی آن تحول شخصیتی و تعقیب یک رؤیاست، چنین مکثهایی میتوانند توجه را از مسیر مرکزی منحرف کنند.
تدوینی فشردهتر احتمالاً هم به کمدی ضرباهنگ بیشتری میداد و هم لحظههای عاطفی را مؤثرتر میکرد. از سوی دیگر، شماری از گرههای داستانی با سرعتی بیشتر از آنچه زمینهچینیشان اقتضا میکند پیش میروند. این تفاوت میان بخشهای کشدار و حلوفصلهای شتابزده، حس انسجام را تضعیف میکند. تماشاگر ممکن است همزمان احساس کند برخی لحظهها بیش از حد طولانی شدهاند و برخی پیامدهای روایی به اندازهٔ کافی پرورده نشدهاند.
این نابرابری، مانع از آن میشود که ظرفیت دراماتیک ایده در تمام طول فیلم به شکلی پیوسته شکوفا شود. خیال جوانی و معنای فرصت دوباره «Sing My Life» بازسازی ژاپنی فیلم کرهای «Miss Granny» است و در چارچوب روایتی آشنا، بر تجربه و فضای فرهنگی خود تکیه میکند. اهمیت این پیوند بیش از آنکه در مقایسهٔ مستقیم نسخهها باشد، در امکان طرح دوبارهٔ پرسشی جهانی است: اگر فرصتی تازه به دست آید، آیا انسان میتواند زندگیای را که از دست داده تصور میکرد، واقعاً از نو بسازد؟
« بعضی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند و تکرار موقعیتهای مشابه، از شتاب داستان میکاهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد؛ زیرا بازگشت به جوانی را نه پاککردن گذشته، بلکه روبهروشدن دوباره با آرزوها و رابطههایی نشان میدهد که هنوز اهمیت دارند. این ایده وقتی بهترین کارکرد را دارد که داستان بر تجربهٔ درونی کاتسو تمرکز میکند؛ زنی که میخواهد خودش باشد، نه فقط کسی که برای دیگران زندگی کرده است.
در لحظههای کماثرتر، همین مضمون به پندی روشن و ازپیشآشنا نزدیک میشود. با وجود این، هستهٔ فیلم ــ حقِ دیرهنگامِ دنبالکردن رؤیا و دشواری آشتی با گذشته ــ همچنان به آن نیرویی دلنشین میدهد. «Sing My Life» بیش از آنکه دربارهٔ جوانیِ جسم باشد، دربارهٔ میل به بازپسگیری صدای خویش است.
جمعبندی «Sing My Life» فیلمی گرم و خوشنیت است که ایدهای خیالانگیز را به فرصتی برای پرداختن به آرزوهای فراموششده، مسئولیت خانوادگی و رابطهٔ انسان با گذشته تبدیل میکند. بازیهای اصلی، بهویژه در انتقال خلقوخوی کاتسو از سالخوردگی به جوانی، به اثر پیوندی باورپذیر میبخشند؛ آوازها و فضای نوستالژیک نیز لحظههای پرشوری میآفرینند.
در مقابل، طولانیشدن روایت، نوسان میان صحنههای کشدار و گرهگشاییهای شتابزده، و موسیقیِ گاه بیشازحد راهنما، از انسجام آن میکاهند. بااینحال، فیلم در مرکز خود تصویری دوستداشتنی از زنی دارد که میکوشد رؤیای دیرینهاش را جدی بگیرد؛ و همین صداقت عاطفی، تماشای آن را دلپذیر میسازد.
« در لحظههای کماثرتر، همین مضمون به پندی روشن و ازپیشآشنا نزدیک میشود. »
ثبت دیدگاه