نقد و بررسی
نقد در دورهٔ آزمایشی (On Probation) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: کمدیای بر مرز درمان و تعقیب «On Probation» با عنوان اصلی «Tiempo de valientes» ساختهٔ دامیان زیفرون، کمدی جنایی آرژانتینی سال ۲۰۰۵ است؛ فیلمی که از همان ایدهٔ مرکزیاش تضادی پربار میسازد: روانشناسی که باید به پلیسی افسرده کمک کند، خود ناچار است در کنار او قدم به جهانی بگذارد که با اتاق درمان، گفتوگوهای سنجیده و قواعد حرفهای چندان سازگار نیست.
ماریانو سیلورستاین پس از محکومشدن در پروندهای مربوط به تصادف رانندگی، به خدمات اجتماعی گمارده میشود و همراهی با آلفردو دیاز، مأمور پلیسی که زندگی خصوصیاش آشفته است، بخشی از این مجازات میشود. اما همراهی بهتدریج از چارچوب اداری بیرون میزند و ماریانو را به حاشیهٔ پروندهای جنایی میکشاند.
فیلم، بیآنکه از این موقعیت بهتنهایی انتظار معجزه داشته باشد، آن را به بستری برای برخورد دو شخصیت و دو شیوهٔ متفاوت مواجهه با بحران بدل میکند. دو شخصیت و یک همراهی ناهموار جذابیت اصلی فیلم نه در پیچیدگی معمای جنایی، بلکه در فاصلهای است که میان ماریانو و آلفردو وجود دارد. ماریانو به جهان توضیح، تحلیل و واژهها تعلق دارد؛ او عادت دارد مسئله را باز کند و برای رفتار آدمها علت بجوید.
آلفردو اما با سکوت، خستگی و واکنشهای ناگهانی زندگی میکند. افسردگی او صرفاً دستاویزی برای شوخی نیست؛ وزن عاطفی دارد و گاه بر تصمیمهایش سایه میاندازد. بااینحال، فیلم اجازه نمیدهد رابطهٔ این دو به تقابل سادهٔ «مرد منطقی» و «مرد خشن» فروکاسته شود. هر یک در موقعیتهایی از توانایی دیگری بهره میگیرد و همین وابستگی تدریجی، رفاقتی را شکل میدهد که هم خندهآور است و هم انسانی.
« اما همراهی بهتدریج از چارچوب اداری بیرون میزند و ماریانو را به حاشیهٔ پروندهای جنایی میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این همراهی البته بیدستانداز نیست. ماریانو در آغاز بیشتر شبیه ناظری ناخواسته است تا شریک واقعی آلفردو؛ حضورش در میدان عمل، بیش از آنکه حلکنندهٔ مسئله باشد، خود مسئله میسازد. فیلم از همین ناسازگاری استفاده میکند: کسی که برای کمک به دیگری آمده، باید با محدودیتهای خودش نیز روبهرو شود.
در نتیجه، رابطهٔ درمانگر و مراجع از شکل حرفهای و یکسویه فاصله میگیرد و به آزمونی متقابل تبدیل میشود؛ آزمونی که در آن نه گفتوگو همیشه پاسخ میدهد و نه اقتدار پلیسی الزاماً راهگشاست. طنز موقعیت و جزئیات بهیادماندنی یکی از امتیازهای برجستهٔ اثر، تواناییاش در ساختن طنز از جزئیات ظاهراً کوچک است.
شوخیهای فیلم اغلب از تفاوت میان بزرگیِ موقعیتی که شخصیتها در آن گرفتار شدهاند و ناچیزیِ ابزارهایی که برای عبور از آن به کار میبرند، زاده میشوند. نمونهٔ درخشانش ماجرای کارت بلاکباستر است: کارت عضویت یک فروشگاه اجارهٔ فیلم، در شرایطی نامتناسب با کارکرد معمولش به وسیلهای برای پیشبردن موقعیت بدل میشود.
خندهٔ صحنه فقط از غافلگیری نمیآید؛ از جدیت چهرهٔ شخصیتها و فاصلهٔ مضحک میان ادعای آنها و واقعیت نیز نیرو میگیرد. فیلم در شوخیهای کلامی نیز بهجای آنکه همهچیز را با توضیح روشن کند، به ریتم و مکث و واکنش شخصیتها تکیه دارد. گاهی پاسخ نامنتظر، گاهی بدفهمی، و گاهی اصرار بیمورد بر یک موضوع، موقعیتی کمیک میسازد.
« فیلم در شوخیهای کلامی نیز بهجای آنکه همهچیز را با توضیح روشن کند، به ریتم و مکث و واکنش شخصیتها تکیه دارد. »
شخصیتها و اجرا
این روش به اثر حالوهوایی زنده میدهد و باعث میشود طنز از دل منش شخصیتها بیرون بیاید، نه اینکه صرفاً میان صحنههای داستانی چسبانده شود. بااینهمه، بخشی از شوخیها بر ارجاعها و نشانههای فرهنگی آرژانتینی بنا شده است؛ بنابراین مخاطبی که با آن فضا و لحن اجتماعی آشنایی ندارد، ممکن است همهٔ لایههای طنز را دریافت نکند.
فیلمنامه و کارگردانی: پیوند خنده و تعلیق زیفرون در مقام نویسنده و کارگردان، بهخوبی میداند چگونه دو لحن متفاوت را کنار هم نگه دارد. فیلم از یک سو کمدیِ دو شخصیت ناسازگار است و از سوی دیگر در مسیر داستانیِ یک تحقیق جنایی حرکت میکند. فیلمنامه بهجای آنکه این دو خط را کاملاً از هم جدا کند، میکوشد موقعیتهای خندهآور را از دل همان پیشروی روایی بیرون بکشد.
وقتی ماریانو در میدان عمل قرار میگیرد، تفاوت روش او با آلفردو خود به منبع طنز بدل میشود؛ و هنگامی که پرونده جدیتر میشود، رابطهٔ این دو همچنان نیرویی برای حفظ سبکی و تحرک فیلم فراهم میآورد. کارگردانی نیز به انرژی صحنهها توجه دارد. جابهجایی میان گفتوگو، حرکت و درگیری، به فیلم حس اجرایی و پویا میبخشد، بیآنکه همهٔ لحظهها به نمایش پرتحرک تبدیل شوند.
در بهترین بخشها، میزانسن و زمانبندی کمدی چنان هماهنگاند که صحنه بهجای متکیبودن به یک شوخی منفرد، از انباشتهشدن واکنشها و جزئیات نیرو میگیرد. البته فیلم گاهی بیش از اندازه بر الگوی شناختهشدهٔ «زوج نامتجانس» تکیه میکند: یکی محتاط و تحلیلگر، دیگری فرسوده و اهل عمل. آشنایی این الگو برای تماشاگر مزیت دارد، اما در بعضی لحظهها نیز پیشبینیپذیری میآورد.
« فیلم از یک سو کمدیِ دو شخصیت ناسازگار است و از سوی دیگر در مسیر داستانیِ یک تحقیق جنایی حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگری و شخصیتپردازی دیگو پرتی در نقش ماریانو، شخصیتی میسازد که مضطرببودنش با نوعی اعتمادبهنفس حرفهای درهم آمیخته است. او میتواند در یک لحظه خود را صاحب پاسخ نشان دهد و در لحظهای دیگر از موقعیتی که پیش آمده آشکارا دستپاچه شود. این دوگانگی به ماریانو جان میدهد و او را از قالب روانشناسِ همیشه مسلط بیرون میآورد.
بازی پرتی در تغییر لحن و واکنشهای ظریف، برای طنز فیلم اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از شوخیها نه در خود اتفاق، بلکه در نحوهٔ مواجههٔ او با آن شکل میگیرند. لوئیس لوکه نیز به آلفردو خشونتی نمایشی و ساده نمیبخشد. شخصیت او افسرده و خسته است، اما از کارکرد پلیسیاش کاملاً تهی نشده؛ همین تضاد، رفتارش را جذاب میکند.
آلفردو ممکن است در یک صحنه بیاعتنا یا عصبی به نظر برسد و در صحنهای دیگر، با تمرکز و مهارتی که از شغلش انتظار میرود عمل کند. بازی لوکه این جابهجاییها را طبیعی نگه میدارد. در کنار این دو بازیگر، گروه مکمل با رنگوبویی متنوع به جهان فیلم جان میدهد. شخصیتهای فرعی بیشتر در خدمت حرکت داستاناند تا آنکه فرصت گسترش مستقل پیدا کنند، اما حضور پرانرژی بازیگران مانع از بیروحشدن فضای پیرامونی میشود.
لحن آرژانتینی و دسترسی مخاطب «On Probation» فقط نسخهای محلی از کمدی پلیسی متعارف نیست؛ بخشی از لحنش از محیط اجتماعی و فرهنگی آرژانتین میآید. شوخیهای فوتبالی، ارجاعهای آشنا برای مخاطب بومی و شیوهٔ خاص گفتوگوها، به فیلم هویتی مشخص میبخشند. این ویژگی از یک سو ارزشمند است، زیرا اثر را از کمدیای بیمکان و قابلجایگزینی جدا میکند؛ از سوی دیگر، ممکن است برای تماشاگر ناآشنا با فرهنگ آرژانتین فاصله ایجاد کند.
« او میتواند در یک لحظه خود را صاحب پاسخ نشان دهد و در لحظهای دیگر از موقعیتی که پیش آمده آشکارا دستپاچه شود. »
قوتها و کاستیها
همهٔ لطیفهها با زیرنویس یا ترجمه به همان اندازه اثرگذار نمیمانند، زیرا گاه خنده به لحن و زمینهٔ آشنای یک اشاره وابسته است. بااینحال، هستهٔ رابطهٔ ماریانو و آلفردو به شناخت فرهنگی ویژهای نیاز ندارد. فرسودگی شغلی، بحران عاطفی و برخورد دو آدم ناهمگون تجربههایی قابلفهماند و فیلم با تکیه بر آنها ارتباط خود را فراتر از بستر بومی گسترش میدهد.
تماشاگر ممکن است بعضی ارجاعها را از دست بدهد، اما میتواند کشمکش اصلی و طنز برآمده از آن را دنبال کند. ریتم و محدودیتها مدت نسبتاً طولانی فیلم در بخشهایی به سود آن عمل میکند؛ زمان کافی برای شکلگرفتن رابطهٔ دو شخصیت و امتداد پروندهٔ جنایی فراهم میآورد. اما همین گسترش گاهی به افت ریتم میانجامد.
بعضی صحنهها پس از آنکه کارکرد کمیک یا روایی خود را انجام دادهاند، بیش از نیاز باقی میمانند و انرژی فیلم را کاهش میدهند. همچنین پیوند میان کمدی، درام شخصی و ماجرای جنایی همیشه به یک اندازه متوازن نیست. برخی لحظهها بهسرعت از شوخی به تنش میرسند، درحالیکه در بخشهایی دیگر، خط جنایی بیشتر بهانهای برای کنار هم نگهداشتن دو شخصیت به نظر میآید تا نیرویی مستقل و کاملاً پرداختهشده.
این نوسان مانع از سرگرمکنندهبودن فیلم نمیشود، اما نشان میدهد که اثر بیش از آنکه بر ساخت معمایی پیچیده تکیه کند، به شیمی میان بازیگران و تواناییاش در خلق موقعیتهای کمیک متکی است. هرگاه این شیمی در مرکز قرار دارد، فیلم سرزنده و بامزه است؛ هرگاه روایت میکوشد همزمان چند مسیر را با وزنی برابر پیش ببرد، گاه اندکی کشدار به نظر میرسد.
« بااینحال، هستهٔ رابطهٔ ماریانو و آلفردو به شناخت فرهنگی ویژهای نیاز ندارد. »
جمعبندی
جمعبندی «On Probation» کمدی جناییای است که نقطهٔ قوتش را در برخورد دو شخصیت ناسازگار و تبدیل فشارهای روزمره به طنزی موقعیتمحور پیدا میکند. بازیهای پرانرژی پرتی و لوکه، جزئیات کمیک بهیادماندنی و کارگردانیای که میان شوخی و تعلیق رفتوآمد میکند، فیلم را به تجربهای خوشتماشا بدل میسازند.
در مقابل، وابستگی به الگوی آشنای زوج نامتجانس، برخی ارجاعهای فرهنگیِ کمدسترس و افت ریتم در بخشهایی از روایت، از یکدستی آن میکاهند. بااینهمه، اثر در مهمترین هدفش موفق است: رابطهای سرگرمکننده و تا حدی صمیمی میان دو آدم گرفتار بسازد و از دل این همراهی، هم خنده بیرون بکشد و هم تصویری از آسیبپذیری و نیاز متقابل ارائه دهد.
ثبت دیدگاه