نقد و بررسی
نقد نمایش کریسمسی کیسی ماسگریوز (The Kacey Musgraves Christmas Show) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک سنت تلویزیونی «The Kacey Musgraves Christmas Show» بیش از آنکه روایتی پیوسته یا برنامهای صرفاً کنسرتمحور باشد، بازآفرینیِ ویژهبرنامههای پرزرقوبرق کریسمسی است؛ قالبی آشنا که آواز، مهمانان مشهور، شوخی و دکورهای نمایشی را کنار هم مینشاند. برنامه با تکیه بر همین سنت، جهانی کوچک و رنگین میسازد که گویی از دل خاطرهای قدیمی بیرون آمده، اما در عین حال میخواهد با سلیقه و شوخطبعی کیسی ماسگریوز امروزی باشد.
این دوگانگی—میان نوستالژی و خودآگاهی—به اثر شخصیت میدهد و آن را از یک اجرای سادهٔ ترانههای فصلی فراتر میبرد. کیسی ماسگریوز در مرکز صحنه کیسی، محور احساسی و موسیقایی برنامه است. حضورش آرام و بیتکلف به نظر میرسد؛ برخلاف بعضی مجریان پرجنبوجوش، نیازی ندارد هر لحظه با هیجانِ آشکار توجه را به خود جلب کند.
این خونسردی بخشی از جذابیت اوست: صدایش و انتخابهای موسیقاییاش بهجای اغراق، فضایی صمیمی میسازند. با این حال، همین آرامش گاهی به کمتحرکی نزدیک میشود. برنامه در لحظاتی که به انرژی بیشتر یا پیوند محکمتری میان بخشها نیاز دارد، چندان از حضور محوری او بهره نمیگیرد و اجازه میدهد عناصر پیرامونی بر صحنه مسلط شوند.
« کیسی ماسگریوز در مرکز صحنه کیسی، محور احساسی و موسیقایی برنامه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موسیقی؛ قلب گرم برنامه موسیقی مهمترین دلیل ماندگاری این ویژهبرنامه است. ترکیب ترانههای تازه با آثار کلاسیک کریسمسی، به آن تعادلی میان آشنایی و تازگی میدهد. آوازها نه صرفاً برای پر کردن زمان، بلکه برای ساختن حالوهوا به کار میروند: بعضی لحظهها شیرین و سبکاند و بعضی دیگر با لحنی عاطفیتر، حس دلتنگی و خاطره را برمیانگیزند.
اجرای «روبان و پاپیون» از جمله بخشهایی است که میتواند بار احساسی ویژهای پیدا کند؛ نه بهخاطر پیچیدگی نمایشی، بلکه بهسبب صداقت و لطافتی که در برداشت موسیقایی آن نهفته است. ترانهها عموماً بهراحتی در ذهن میمانند و همین کیفیت، برنامه را به همراهی مناسبی برای تماشای دوباره در فصل تعطیلات بدل میکند.
البته آرامش موسیقی همیشه به سود ریتم نیست. در برخی بخشها، تنظیمها و اجراها آنقدر محتاطاند که از حرکت و غافلگیری لازم فاصله میگیرند. اگر مخاطب انتظار نمایشی پرشتاب و پرانرژی داشته باشد، این رویکرد ممکن است کمی ایستا جلوه کند؛ اما برای تماشاگرانی که از موسیقی کریسمسیِ نرم و دلنشین لذت میبرند، همین ملایمت بخشی از جذابیت اثر است.
« موسیقی؛ قلب گرم برنامه موسیقی مهمترین دلیل ماندگاری این ویژهبرنامه است. »
شخصیتها و اجرا
مهمانان و توازن حضور جمع متنوع مهمانان، یکی از ابزارهای اصلی برنامه برای ایجاد تنوع است. حضور چهرههایی از جهانهای گوناگون موسیقی و سرگرمی، به اجراها رنگهای متفاوت میدهد و بعضی همکاریها بهدلیل کنار هم قرار گرفتن صداها و شخصیتهای متمایز، خاطرهانگیز میشوند. در چنین قالبی، مهمان خوب کسی است که به جهان میزبان چیزی اضافه کند، نه آنکه مسیر برنامه را از او بگیرد.
با این معیار، حضور دان لوی نقطهای دوپهلوست. روایت و شوخیهای او به برنامه لحنی کنایهآمیز و اندکی بازیگوش میبخشد؛ اما گاه این حضور چنان پررنگ میشود که مرکز توجه از کیسی فاصله میگیرد. این جابهجایی الزاماً به معنای شکست برنامه نیست، اما نوعی ناهماهنگی در میزانسن و تقسیم توجه به وجود میآورد.
در عوض، لحظاتی که مهمانان در کنار کیسی قرار میگیرند و اجرای مشترک بهجای نمایش شهرت، بر خودِ موسیقی تکیه میکند، از بهترین بخشهای برنامهاند. طراحی بصری و لحن خیالانگیز دکورها، لباسها و رنگآمیزی صحنه، از نقاط قوت روشن اثر هستند. جهان تصویری برنامه عمداً آراسته و خیالانگیز است؛ گاهی به زیباییشناسی قدیمیِ ویژهبرنامههای تعطیلات نزدیک میشود و گاهی با جلوهای امروزی و اندکی نامتعارف از آن فاصله میگیرد.
« مهمانان و توازن حضور جمع متنوع مهمانان، یکی از ابزارهای اصلی برنامه برای ایجاد تنوع است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین اغراق کنترلشده، حس ورود به یک جشن نمایشی را پدید میآورد. لباسها نیز تنها پوشش اجراکنندگان نیستند؛ بخشی از طراحی شخصیت و فضای هر صحنهاند و به چشمانداز رنگارنگ برنامه کمک میکنند. این جلوهپردازی با موسیقی رابطهای مؤثر دارد: قابهای دیدنی و رنگهای گرم، همان حس آسودگی و جشن خانگی را تقویت میکنند که ترانهها به دنبال آناند.
با وجود این، گاهی تصویر آنقدر بر آراستگی و جلوه تکیه میکند که spontaneity و بیپیرایگیِ یک دورهمی واقعی کمرنگ میشود. برنامه میخواهد هم صمیمی باشد و هم بهشدت طراحیشده؛ در بیشتر مواقع این دو وجه کنار هم مینشینند، اما همیشه به تعادل کامل نمیرسند. ریتم، شوخی و لحظههای نابرابر ساختار مجموعهایِ برنامه، ناگزیر با تغییرهای پیاپی میان اجرا، گفتوگو و بخشهای نمایشی همراه است.
این تنوع مانع یکنواختی میشود، اما تضمینکنندهٔ ریتم یکدست نیست. بعضی گذارها طبیعی و سرگرمکنندهاند؛ برخی دیگر اندکی خشک یا کمجنبوجوش به نظر میرسند، چنانکه گویی برنامه بیش از آنکه در حال پیش رفتن باشد، میان ایستگاههای ازپیشتعیینشده توقف میکند. شوخیها نیز بسته به سلیقهٔ مخاطب اثر متفاوتی دارند: گاهی فاصلهای دلپذیر از احساسات شیرین و پرزرقوبرق ایجاد میکنند و گاهی تمرکز را از موسیقی میگیرند.
« همین اغراق کنترلشده، حس ورود به یک جشن نمایشی را پدید میآورد. »
قوتها و کاستیها
با این همه، ناهمواری ریتم چندان به تجربهٔ کلی لطمه نمیزند، زیرا اثر اساساً ادعای یک نمایش داستانیِ فشرده را ندارد. ارزش آن بیشتر در ساختن مجموعهای از لحظههای دیداری و شنیداری است؛ لحظههایی که ممکن است هر بار تماشای دوباره، یکی از آنها بیش از بقیه در ذهن بماند. مناسب چه تماشاگرانی است؟
این ویژهبرنامه بیش از همه برای مخاطبی ساخته شده که از فضای کریسمس، ترانههای آشنا، طراحی صحنهٔ پرزرقوبرق و حضور چهرههای محبوب لذت میبرد. برای علاقهمندان به کیسی ماسگریوز، فرصتی است تا وجهی نمایشیتر از هنرمندی را ببینند که جذابیتش معمولاً در ظرافت و خونسردی نهفته است. برای تماشاگرانی که دنبال یک روایت داستانی منسجم یا اجرای موسیقاییِ کاملاً بیوقفهاند، ساختار پراکنده و بخشهای کمتحرک ممکن است کمتر رضایتبخش باشد.
جمعبندی «The Kacey Musgraves Christmas Show» اثری گرم، خوشآهنگ و چشمنواز است که با آمیختن نوستالژی تلویزیونی و سلیقهٔ معاصر، حالوهوای ویژهای برای تعطیلات میسازد. قدرت اصلی آن در موسیقی دلنشین، حضور آرام و دلپذیر کیسی و طراحی بصریِ رنگارنگش قرار دارد؛ ضعفهایش نیز بیشتر به ریتم نابرابر، بعضی لحظههای خشک و توازن گاه نامناسب میان مجری و مهمانان مربوط میشوند.
جمعبندی
با وجود این لغزشها، برنامه بهخوبی از عهدهٔ هدف ساده اما مهم خود برمیآید: فراهم کردن جشنی موسیقایی که تماشای دوبارهاش میتواند به بخشی از آیین هر فصل کریسمس تبدیل شود.
ثبت دیدگاه