نقد و بررسی
نقد آنا (Anna) | 1951
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته؛ میان بیمارستان و کاباره «آنا» ساختهٔ آلبرتو لاتوادا، ملودرامی ایتالیایی از سال ۱۹۵۱ است که روایتش را از دل بیمارستان آغاز میکند: آنا، راهبهای که پرستاری بیماران را بر عهده دارد، با ورود مردی زخمی از گذشتهٔ خود روبهرو میشود. این موقعیت، فیلم را به حرکت میان دو جهان وامیدارد؛ اکنونِ بیمارستان، با نظم و سکوتش، در برابر گذشتهٔ کاباره و مناسبات پرآشوب آن قرار میگیرد.
بازگشتها نه صرفاً برای روشنکردن پیشینهٔ آنا، بلکه برای آشکارکردن فاصلهٔ میان آن چیزی است که او اکنون از خود ساخته و آنچه زمانی بوده است. این ساختار از همان ابتدا پرسشی مرکزی پیش میکشد: آیا انتخاب تازهٔ آنا حاصل ایمان و دگرگونی درونی است، یا راهی برای فاصلهگرفتن از گذشته و رنجهایش؟
فیلم پاسخ را یکباره در اختیار تماشاگر نمیگذارد و میکوشد بهجای داوری قطعی، کشمکش شخصیت را در رفتوآمد میان یادآوری و مراقبت نشان دهد. در نتیجه، بیمارستان تنها محل کار آنا نیست؛ فضایی است که گذشته در آن دوباره حاضر میشود و شخصیت ناگزیر است با معنای تصمیمهایش روبهرو شود. آنا؛ چهرهای میان دو هویت نقش آنا بیش از آنکه بر دگرگونی بیرونی تکیه کند، به تغییرهای درونی و نگاههای او وابسته است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سیلوانا مانگانو در این نقش، میان وقار راهبه و سرزندگی زن جوانی که زمانی روی صحنه میرفت، فاصلهای محسوس میسازد. بازی او در لحظههای آرام، بهویژه هنگامی که مراقبت و توجهش متوجه بیماران است، بر مهار احساسات تکیه دارد؛ در مقابل، یادآوری گذشته رنگوبویی پرشورتر میگیرد. همین دوگانگی به آنا حضوری انسانی میدهد، هرچند فیلم گاهی از او میخواهد بار معنایی سنگینی را بر دوش بکشد: زنِ گناهکار، زنِ توبهکار و پرستاری فداکار، همگی در یک پیکر جمع میشوند.
قدرت مانگانو در این است که تردید را به نمایش میگذارد، نه آنکه شخصیت را به یک موضع روشن و ثابت تقلیل دهد. احساس شرم، دلبستگی و میل به رهایی در چهرهاش قابل تشخیصاند، اما همیشه به زبانی یکسان بیان نمیشوند. همین ظرافت، در بخشهایی که گفتوگوها به سمت توضیح مستقیم احساسات میروند، اهمیت بیشتری مییابد: بازیگر میتواند با سکوت و مکث، چیزی را منتقل کند که متن گاه بیش از اندازه تصریح میکند.
مثلث عاطفی و مسئلهٔ انتخاب در گذشتهٔ آنا، دو مرد با دو کیفیت متفاوت حضور دارند: ویتوریو با بازی ویتوریو گاسمن، و آندرهآ با بازی راف والونه. فیلم این دو را تنها بهعنوان دو گزینهٔ عاشقانه مقابل هم نمیچیند؛ آنها حامل دو نوع رابطه و دو شیوهٔ تصور آیندهاند. یکی با فضای کاباره و کششهای پرخطر پیوند دارد و دیگری تصویری آرامتر و متعارفتر از زندگی مشترک عرضه میکند.
« قدرت مانگانو در این است که تردید را به نمایش میگذارد، نه آنکه شخصیت را به یک موضع روشن و ثابت تقلیل دهد. »
شخصیتها و اجرا
تقابلشان برای طرح این پرسش به کار میرود که آیا آنا باید میان دو مرد انتخاب کند، یا مسئلهٔ اصلی، یافتن تعریفی از خویشتن است که وابسته به انتخاب هیچیک نباشد. بااینحال، همین طرح گاه به محدودیتی در پرداخت عاطفی بدل میشود. برخی واکنشها و تصمیمهای آنا چنان در خدمت پیشبرد ملودرام قرار میگیرند که منطق روانیشان به اندازهٔ کافی مجال رشد نمییابد.
فیلم برای انتخابهای او زمینههایی میچیند، اما در لحظههایی بهجای پرورش تدریجی انگیزهها، بر شدت احساس و تضاد اخلاقی تکیه میکند. ازاینرو، ممکن است آنچه باید حاصل کشمکشی پیچیده باشد، گاهی شبیه جهشی ناگهانی به نظر برسد. دو فضا، دو ریتم تفاوت بیمارستان و کاباره از مهمترین دستاوردهای بصری فیلم است.
بیمارستان با راهروها، تختها و رفتوآمد کارکنان، فضایی جمعی و منضبط میسازد؛ جایی که رنج دیگران پیوسته در برابر آنا قرار دارد. کاباره، برعکس، فضای نمایش و جلب توجه است؛ مکانی که بدن و صدا در آن به مرکز صحنه میآیند. این دو جهان نه فقط از نظر ظاهر، بلکه از نظر ریتم و شیوهٔ حضور شخصیتها نیز در برابر یکدیگر قرار میگیرند.
« بااینحال، همین طرح گاه به محدودیتی در پرداخت عاطفی بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنا در یکی مراقبت میکند و در دیگری دیده میشود. صحنههای موسیقی به فیلم انرژی و رنگی ویژه میبخشند. ترانههای «ال نگرو زومبون» و «نون دیمِنتیکار» از شناختهشدهترین لحظههای آناند و اجرای کابارهای، خاطرهٔ آنا را به تصویری زنده بدل میکند. «ال نگرو زومبون» بعدها نیز در فرهنگ عامه بازتاب یافت و در فیلمهای دیگر مورد اشاره قرار گرفت؛ این ماندگاری نشان میدهد که بخش موسیقایی «آنا» گاه از خود روایت مستقلتر عمل میکند.
موسیقی و زبان تصویر موسیقی در «آنا» صرفاً همراهیکنندهٔ صحنهها نیست؛ کارکردی روایی دارد. در کاباره، آهنگ و حرکت، آنا را به تصویری عمومی و تماشایی تبدیل میکنند؛ تصویری که دیگران میتوانند دربارهاش داوری کنند. در بیمارستان، برعکس، تأکید بیشتر بر کنشهای کوچک است: نزدیکشدن به بیمار، مکثکردن و رسیدگی به نیاز دیگری.
این تضاد کمک میکند تا فیلم بدون اتکا به توضیح کلامی، اختلاف میان دو نقش اجتماعی آنا را برجسته کند. فیلمبرداری سیاهوسفید نیز به این تقابل وضوح میدهد، بیآنکه لزوماً جهانها را بهصورت نمادهایی یکمعنا تثبیت کند. فضای کاباره با جلوهٔ نمایشیاش و محیط درمانی با کارکرد روزمرهاش، هر دو واقعیتهاییاند که آنا در آنها زندگی کرده است.
« آنا در یکی مراقبت میکند و در دیگری دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، سبک فیلم در بعضی لحظات تابع شدت ملودرام میشود: موسیقی و میزانسن گاه احساس را تقویت میکنند، اما گاه آن را چنان برجسته میسازند که فرصت تفسیر مستقل تماشاگر محدودتر میشود. ساختار روایی و ریتم روایت رفتوبرگشتی فیلم، امتیازی دوگانه است. از یک سو، ورود مرد زخمی به بیمارستان بهانهای طبیعی برای فعالشدن خاطرات فراهم میکند و گذشته را به اکنون پیوند میزند.
تماشاگر همزمان با آنا اطلاعات را بازمییابد و از همین راه، تناقض میان هویت کنونی و گذشتهٔ او را دنبال میکند. از سوی دیگر، تکرار بازگشتها میتواند ضرباهنگ داستان را کند کند؛ بهخصوص وقتی بخشهایی از خاطره بیش از آنکه لایهٔ تازهای به شخصیت بیفزایند، همان تعارض عاطفی را دوباره صورتبندی میکنند.
این کندی همیشه به زیان فیلم نیست. فضای تأمل و مکث، با داستانی که دربارهٔ انتخاب و بازنگری در زندگی است تناسب دارد. اما هرگاه فیلم به جای گسترش تجربهٔ آنا به الگوهای آشنای ملودرام پناه میبرد، فاصلهٔ میان صحنهها و تکرار عاطفی آنها محسوستر میشود. حاصل، روایتی است که لحظههای نافذ و بهیادماندنی دارد، اما از انسجام و توازن یکنواخت برخوردار نیست.
« ساختار روایی و ریتم روایت رفتوبرگشتی فیلم، امتیازی دوگانه است. »
جمعبندی
جمعبندی «آنا» فیلمی استوار بر تضاد میان نمایش و خدمت، گذشته و اکنون، دلبستگی و کنارهگیری. سیلوانا مانگانو به این تضادها چهرهای زنده میبخشد و بازی او، همراه با صحنههای موسیقی و فضاسازی دوگانهٔ بیمارستان و کاباره، به فیلم هویتی ماندگار میدهد. در عین حال، ملودرام گاه بر پیچیدگی روانی شخصیتها غلبه میکند و انتخابهای آنا همیشه به اندازهای که باید تدریجی و باورپذیر شکل نمیگیرند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در حلوفصل بینقص همهٔ پرسشهایش باشد، در تنشی است که میان دو زندگی آنا برپا میکند. اثر میکوشد بپرسد آیا انسان میتواند گذشته را پشت سر بگذارد، یا ناگزیر است آن را در انتخابهای اکنون حمل کند. پاسخ فیلم، در نهایت، نه در یک داوری ساده دربارهٔ گناه و رستگاری، بلکه در حضور آنا میان بیماران، در بازگشت خاطره و در فاصلهٔ میان دو جهان شکل میگیرد.
« جمعبندی «آنا» فیلمی استوار بر تضاد میان نمایش و خدمت، گذشته و اکنون، دلبستگی و کنارهگیری. »
ثبت دیدگاه