نقد و بررسی
نقد اغوای بزرگ (The Grand Seduction) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روستایی که برای بقا نقش بازی میکند «The Grand Seduction» کمدیای کانادایی است به کارگردانی Don McKellar که در بندر کوچک و رو به افول تیکل هِد میگذرد. ساکنان این آبادی برای بیرونآمدن از رکود اقتصادی، چشم به قراردادی صنعتی دوختهاند؛ اما یک شرط مهم بر سر راهشان قرار دارد: روستا باید پزشک مقیمی داشته باشد.
ورود پل لوئیس، پزشکی شهری و مهمانی موقت، جرقهٔ نقشهای جمعی را میزند. موری فرنچ، با بازی برندن گلیسون، رهبری اهالی را به دست میگیرد تا روستا را برای پل به دلپذیرترین جای ممکن تبدیل کند. این طرح ساده، موتور کمدی فیلم است و از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با معمایی پیچیده یا طنزی تند روبهرو باشیم.
جذابیت اصلی در دیدن همکاری مردمی است که هرکدام بهتنهایی کاری از پیش نمیبرند، اما در کنار هم میکوشند تصویری دلخواه از زندگی روستایی بسازند. فیلم با تکیه بر همین فاصلهٔ میان واقعیت و نمایش، موقعیتهایی میآفریند که گاه خندهآورند و گاه لطیف. کمدیِ نقشههای کوچک بخش مهمی از شوخیها از جزئیات و تدبیرهای اهالی سرچشمه میگیرد: تلاش برای آشنا جلوهدادن روستا با علایق پل، ایجاد برخوردهایی ظاهراً اتفاقی و هماهنگکردن رفتار جمعی برای ساختن تصویری مطلوب.
« ورود پل لوئیس، پزشکی شهری و مهمانی موقت، جرقهٔ نقشهای جمعی را میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمهیدها، بیش از آنکه بر شوخیهای کلامی متکی باشند، از موقعیت و شخصیتپردازی نیرو میگیرند. تماشاگر میداند پشت بسیاری از اتفاقهای خوشایند، برنامهای حسابشده پنهان است؛ همین آگاهی، فاصلهای طنزآمیز میان آنچه پل میبیند و آنچه مخاطب میداند ایجاد میکند. بااینحال، فیلم همیشه در کنترل این سازوکار موفق نیست.
گاهی نقشهها آنقدر هماهنگ و دقیق پیش میروند که باورپذیری جای خود را به تصنع میدهد. روستاییان برای اثرگذاشتن بر مهمان، پیوسته در حال طراحی و اجرای نقشهاند؛ در نتیجه، بعضی لحظهها بیشتر به نمایش یک تمهید داستانی شباهت دارند تا رفتاری طبیعی از سوی یک اجتماع کوچک. این ضعف، لذت تماشای فیلم را از میان نمیبرد، اما مانع میشود کمدی آن در همهٔ بخشها به اندازهٔ ایدهٔ اولیهاش تازه و زنده بماند.
موری فرنچ و بازی برندن گلیسون مرکز عاطفی و نمایشی فیلم، موری فرنچ است؛ مردی که همزمان با حفظ امید به بازگشت رونق، میکوشد شأن ازدسترفتهٔ جامعهاش را دوباره پیدا کند. برندن گلیسون نقش را با آمیزهای از سرسختی، اندوه پنهان و شور جمعی پیش میبرد. موری صرفاً گردانندهٔ یک فریب نیست؛ او به تصویری که از گذشته و آیندهٔ روستا در ذهن دارد باورمند است و همین باور، نقشههایش را از شرارت محض دور میکند.
« این تمهیدها، بیش از آنکه بر شوخیهای کلامی متکی باشند، از موقعیت و شخصیتپردازی نیرو میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
گلیسون به شخصیتش وزن میدهد، بیآنکه کمدی را زیر بار بازی پرآبوتاب ببرد. طنز او اغلب از جدیت موری در موقعیتهایی برمیخیزد که خودشان بهقدر کافی نامعقولاند. در کنار او، گوردون پینسنت نیز با حضوری موجز و طبعی خشک، لحظههای دلنشینی میسازد. تیلور کیچ در نقش پل، چهرهٔ بیرونی و شهری داستان است؛ بازیاش ملایم و کمادعاست و بهخوبی امکان میدهد توجه اصلی بر اهالی و نقشههایشان باقی بماند.
لیان بالابان نیز در نقش کاتلین به فضای انسانی فیلم کمک میکند، هرچند فرصت شخصیتپردازی او محدودتر از آن است که رابطهاش با دیگران عمق چشمگیری پیدا کند. روستا؛ شخصیت جمعی فیلم تیکل هِد تنها پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ خود به یکی از شخصیتهای اصلی فیلم بدل میشود. خانهها، ساحل، فضای بندری و دورافتادگی جغرافیایی، تصویری از جامعهای میسازند که در آستانهٔ فرسودگی قرار دارد، اما هنوز حافظه و پیوندهای مشترکش را حفظ کرده است.
منظرههای ساحلی و بافت سادهٔ روستا، در کنار موسیقی محلی، به فیلم لحنی آرام و صمیمی میبخشند. این فضا با شتاب و هیاهوی کمدیهای پرتحرک تفاوت دارد؛ فیلم بیشتر میخواهد تماشاگر را مهمان مدتی از زندگی مردم این بندر کند. جمعبودن اهالی، هم منبع شوخی است و هم هستهٔ عاطفی اثر. هر حرکت کوچک به واکنشی از سوی دیگران میانجامد و زندگی خصوصی افراد بهسادگی از زندگی عمومی جدا نمیماند.
« گلیسون به شخصیتش وزن میدهد، بیآنکه کمدی را زیر بار بازی پرآبوتاب ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین نزدیکیای گاهی بیش از اندازه دلپذیر و آرمانی تصویر میشود، اما به فیلم گرمایی میدهد که بخش مهمی از جذابیتش را میسازد. تماشاگر ممکن است به واقعگرایی این تصویر بدگمان باشد، ولی دشوار است از میل فیلم به ستایش همبستگی بیاعتنا بماند. فریب، اخلاق و بهای همبستگی عنوان فیلم به بازیای اشاره دارد که در آن یک جامعه میکوشد با مجموعهای از دروغهای کوچک، مهمانی را به انتخابی بزرگ سوق دهد.
این موقعیت بالقوه میتواند پرسشی اخلاقی پیش بکشد: آیا هدفی جمعی، دستکاری ارادهٔ یک فرد را توجیه میکند؟ فیلم این پرسش را نادیده نمیگیرد، اما بیشتر از آنکه در پیامدهای اخلاقی فریب مکث کند، به گرمای روابط و شیرینی نقشهها علاقهمند است. در نتیجه، تنش میان نیت خیرخواهانه و رفتار فریبکارانه به اندازهٔ کافی کاویده نمیشود.
از سوی دیگر، قصه بهدرستی یادآور میشود که مسئلهٔ روستا فقط یافتن یک پزشک نیست؛ اهالی به کار، امنیت و احساس ارزشمندی نیاز دارند. بااینحال، لایهٔ اجتماعی داستان گاه در حد زمینهای برای کمدی باقی میماند. فیلم وضعیت اقتصادی و کمبود فرصت را مطرح میکند، اما کمتر به ساختارهایی میپردازد که چنین جامعهای را به آستانهٔ افول رساندهاند.
« این موقعیت بالقوه میتواند پرسشی اخلاقی پیش بکشد: آیا هدفی جمعی، دستکاری ارادهٔ یک فرد را توجیه میکند؟ »
قوتها و کاستیها
همچنین بعضی روابط فرعی، بهویژه در سوی شخصیتهای زن، مجال چندانی برای استقلال و پیچیدگی پیدا نمیکنند. این محدودیتها مانع از آن میشوند که فیلم از دلنشینی خود به اثری اجتماعیتر و چندلایهتر گذر کند. شیرینیِ آشنا و محدودیتهایش «The Grand Seduction» از الگوی آشنای کمدیهای جمعی بهره میبرد: اجتماع کوچکی در برابر تهدیدی بزرگ قرار میگیرد، اعضایش با ابتکار و همکاری دست به کار میشوند و غریبهای به کانون تغییر بدل میشود.
فیلم این الگو را با ظرافتهایی محلی و شخصیتهایی دوستداشتنی عرضه میکند، اما چندان نمیکوشد آن را دگرگون کند. از همین رو، حتی وقتی تماشاگر با شخصیتها همراه میشود، مسیر کلی داستان تا اندازهای قابلپیشبینی باقی میماند. لحن اثر نیز گاهی میان شوخی واقعگرایانه و احساساتگرایی نرم در نوسان است.
در بهترین لحظهها، این نوسان به فیلم لطافتی انسانی میدهد؛ در لحظههای ضعیفتر، احساسات از دل موقعیت برنمیآیند و کمی تحمیلی به نظر میرسند. بااینهمه، فیلم ادعای تراژدی اجتماعی یا کمدی پیچیده ندارد. نیروی آن در سادگی، همدلی و بازیگرانش است؛ کاستیهایش نیز عمدتاً از همان سادگی و تمایل به خوشایندبودن ناشی میشود.
« همچنین بعضی روابط فرعی، بهویژه در سوی شخصیتهای زن، مجال چندانی برای استقلال و پیچیدگی پیدا نمیکنند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Grand Seduction» فیلمی گرم و خوشتماشا دربارهٔ جامعهای کوچک است که برای حفظ آیندهاش به نیروی جمعی خود متوسل میشود. طرح مرکزی، ظرفیت فراوانی برای کمدی دارد و برندن گلیسون با حضوری مطمئن و دوستداشتنی آن را زنده نگه میدارد. فضای روستا، موسیقی محلی و منظرههای ساحلی نیز به اثر هویتی دلپذیر میبخشند.
در مقابل، داستان گاهی به مسیرهای آشنا تکیه میکند، برخی نقشهها باورپذیری را قربانی شوخی میکنند و لایههای اجتماعی و اخلاقی قصه بیش از آنکه بسط یابند، در حاشیه میمانند. حاصل، فیلمی بیادعا و شیرین است که بیش از تازگی روایی، بر همراهی با آدمهایش حساب میکند. اگر بتوان با نامحتملبودن بعضی تمهیدها و اندکی احساساتگرایی کنار آمد، تیکل هِد جای خوشایندی برای گذراندن زمانی آرام و لبخندزدن به تلاش مردمی است که میخواهند دوباره به زندگی جمعیشان معنا ببخشند.
« طرح مرکزی، ظرفیت فراوانی برای کمدی دارد و برندن گلیسون با حضوری مطمئن و دوستداشتنی آن را زنده نگه میدارد. »
ثبت دیدگاه