نقد و بررسی
نقد چطور یه دوست بخریم (How to Buy a Friend) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قراردادی برای آغاز دوستی «چگونه دوستی بخریم» در ظاهر با ایدهای ساده و کمی طعنهآمیز آغاز میشود: آیا میتوان برای مدتی معین، دوستی را به قراردادی روشن و حسابشده تبدیل کرد؟ پاسخ سریال نه در تعریفهای بزرگ، بلکه در جزئیات رابطه دو نوجوان شکل میگیرد؛ یکی دانشآموزی معمولی با استعداد نویسندگی و دیگری پسری که خشونت و بیاعتنایی ظاهریاش، دشواری زندگی را پنهان میکند.
نقطه آغاز آشناییشان نه صمیمیت، بلکه نیازی متقابل است؛ اما هرچه داستان پیش میرود، معامله اولیه کمتر اهمیت پیدا میکند و خود رابطه به مرکز عاطفی روایت بدل میشود. این مجموعه در هشت قسمت ساخته شده و از یک مجموعه اینترنتی کرهای اقتباس شده است. قالب کوتاه آن، داستان را به حرکتی نسبتاً فشرده و سرراست سوق میدهد: دوستی قراردادی، فضای مدرسه و معمایی که گذشته شخصیتها را به اکنون پیوند میزند.
از همان ابتدا میتوان دریافت که اثر تنها قصد روایت یک ماجرای نوجوانانه را ندارد؛ پرسش اصلیاش این است که آدمها چگونه در موقعیتهای دشوار به یکدیگر نزدیک میشوند و اعتماد، که در آغاز شاید چیزی شبیه معامله به نظر برسد، چگونه معنای تازهای پیدا میکند. دو نوجوان و دو جهان نابرابر پارک چانهونگ نه قهرمانی بینقص است و نه نوجوانی که از همان ابتدا مسیر خود را شناخته باشد.
او در نگاه اطرافیان معمولی است؛ نه آنقدر برجسته که مرکز توجه باشد و نه آنقدر جسور که بیدرنگ با انتظارات خانواده مخالفت کند. بااینحال، درون این زندگی بهظاهر عادی، نیرویی خلاق وجود دارد: توانایی نوشتن و دیدن جهان از راه واژهها. فشار خانواده برای درسخواندن، در تضاد با این استعداد قرار میگیرد و کشمکش او را از مسئلهای ساده درباره مدرسه فراتر میبرد.
« این مجموعه در هشت قسمت ساخته شده و از یک مجموعه اینترنتی کرهای اقتباس شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چانهونگ باید بیاموزد میان آنچه دیگران برایش میخواهند و آنچه خودش میتواند باشد، فاصلهای آگاهانه ایجاد کند. در سوی دیگر، هو دونهیوک قرار دارد؛ پسری که رفتار تند و شهرتش در درگیریها، تصویری یکبعدی از او میسازد. اما سریال از این ظاهر بهعنوان نقطه شروع استفاده میکند، نه پاسخ نهایی.
دونهیوک نیز گرفتار فقدان و آشفتگی است و هدفش در پیوند با گذشتهای دردناک شکل میگیرد. تقابل این دو شخصیت از تفاوتهای سطحی مانند محبوبیت یا قدرت جسمانی جذاب نمیشود؛ اهمیتش در این است که هرکدام چیزی را در دیگری مییابند که در زندگی خود کم دارند. چانهونگ برای نخستین بار در موقعیتی قرار میگیرد که تواناییاش به کار میآید و دونهیوک با کسی روبهرو میشود که میتواند به نشانهها و کلمات توجه کند.
دوستی؛ از بدهکاری تا اعتماد عنوان سریال بر وجه معاملاتی رابطه تأکید میگذارد، ولی ارزش عاطفی آن دقیقاً از عبور تدریجی دو شخصیت از حسابوکتاب اولیه پدید میآید. در آغاز، هر کدام دلیل عملی برای همراهی دیگری دارد؛ یکی به محافظت نیاز دارد و دیگری به کمک در پیگیری یک راز. چنین ترتیبی میتوانست به رابطهای مکانیکی و صرفاً داستانی بینجامد، اما سریال با مکث بر لحظههای کوچک، راه دیگری را برمیگزیند: حضور مشترک، گفتوگوهای ناتمام و موقعیتهایی که در آن یکی بیآنکه پاداشی مطالبه کند، کنار دیگری میماند.
این تغییر آرام، از بهترین جنبههای مجموعه است. صمیمیت میان چانهونگ و دونهیوک ناگهان اعلام نمیشود و شخصیتها نیز پیوسته درباره احساساتشان توضیح نمیدهند؛ رابطه از رفتارهایشان خوانده میشود. همین خویشتنداری باعث میشود پیوندشان باورپذیرتر باشد. دونهیوک بهتدریج از قالب پسر خشن و دستنیافتنی بیرون میآید و چانهونگ نیز از نقش ناظر کمادعا فاصله میگیرد.
« چانهونگ باید بیاموزد میان آنچه دیگران برایش میخواهند و آنچه خودش میتواند باشد، فاصلهای آگاهانه ایجاد کند. »
شخصیتها و اجرا
هر دو در کنار دیگری امکانهایی را کشف میکنند که تنهایی بهسادگی به آنها دسترسی نداشتند. بااینهمه، سریال همه روابط را با یک میزان دقت نمیسازد. دوستی محوری آن وضوح و زمان کافی دارد، اما برخی شخصیتهای فرعی بیشتر به کارکردهای داستانی نزدیک میشوند تا انسانهایی با دنیای درونی مستقل.
این تفاوت، بهویژه در مجموعهای کوتاه، محسوس است: توجه فراوان به رابطه اصلی، مجال پرداخت یکسان به پیرامونیان را محدود میکند. شعر در جایگاه سرنخ و زبان عاطفه شعر در این مجموعه آرایهای برای زیباترکردن صحنهها نیست؛ به عنصر سازنده روایت تبدیل میشود. نوشتههای چانهونگ به جهان درونی او راه میگشایند و همزمان در مسیر معمای داستان اهمیت پیدا میکنند.
پیوند میان ادبیات و تحقیق، به اثر هویتی متمایز میدهد: کلمات فقط احساس را بیان نمیکنند، بلکه میتوانند نشانهای باشند که معنای پنهان رویدادها را آشکار میسازد. از این منظر، استعداد نویسندگی قهرمان نه ویژگی فرعی، بلکه شیوه خاص او برای شناخت جهان است. این انتخاب همچنین مضمون مهمی را پیش میکشد: آیا میتوان به آنچه گفته یا نوشته شده اعتماد کرد؟
شعر ممکن است اعترافی صمیمانه باشد، اما میتواند چیزی را هم پنهان کند؛ یک واژه میتواند از تجربهای شخصی برخاسته باشد و در عین حال، راهی به سوی حقیقتی بیرونی باز کند. سریال با استفاده از این دوگانگی، میان ادبیات و معما رفتوآمد میکند و حالوهوایی لطیفتر از یک روایت صرفاً تحقیقی میسازد.
« هر دو در کنار دیگری امکانهایی را کشف میکنند که تنهایی بهسادگی به آنها دسترسی نداشتند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بهترین لحظهها، شعر نه پاسخ آماده میدهد و نه راز را آسان حل میکند؛ بلکه به مخاطب یادآوری میکند که باید به لحن، سکوت و معنای ضمنی توجه کند. البته همین سازوکار گاهی خطر پیچیدهشدن بیش از حد را به همراه دارد. هنگامی که سرنخها و انگیزهها باید در زمانی محدود معرفی و به هم پیوند داده شوند، بعضی پیوندها فرصت کافی برای جاافتادن نمییابند.
بنابراین، عنصر ادبی هرچند به مجموعه شخصیت میبخشد، همیشه نمیتواند همه دشواریهای ساختاری معما را برطرف کند. مدرسه، زورگویی و فشار بزرگترها مدرسه در سریال صرفاً محل وقوع ماجرا نیست؛ فضایی است که در آن قدرت، ترس و منزلت اجتماعی به شکل روزمره تجربه میشوند. زورگویی در این جهان، مسئلهای جدا از باقی زندگی نوجوانان نیست.
در کنار آن، فشار تحصیلی، نگرانی درباره آینده و دشواری دیدهشدن نیز حضور دارند. سریال از این راه نشان میدهد که آسیبپذیری نوجوانان فقط به خشونت آشکار محدود نمیشود؛ گاهی توقعی که بهظاهر از سر دلسوزی مطرح میشود، میتواند فرد را از شناخت خواستههای خودش دور کند. بااینحال، برخی از موقعیتهای مدرسهای به الگوهایی آشنا تکیه میکنند: قلدر قدرتمند، دانشآموز کمحرف و محبوبیتهایی که فاصله میان افراد را تعیین میکنند.
این عناصر کارکرد خود را دارند، اما گاهی تازگی چندانی به روایت نمیبخشند. آنچه مجموعه را از تکرار کامل این الگوها نجات میدهد، توجهش به واکنشهای متفاوت شخصیتهاست. چانهونگ با زورگویی به شیوهای مانند دونهیوک پاسخ نمیدهد؛ و دونهیوک نیز در پس آمادگیاش برای درگیری، با مسئلههایی روبهروست که مشت و خشم بهتنهایی حلشان نمیکند.
« البته همین سازوکار گاهی خطر پیچیدهشدن بیش از حد را به همراه دارد. »
قوتها و کاستیها
فشار خانواده نیز در شخصیت چانهونگ نقشی فراتر از یک مانع معمول دارد. انتظار برای موفقیت تحصیلی از این پرسش پرده برمیدارد که نوجوان تا چه حد فرصت دارد صدای خودش را بشنود. سریال این موضوع را بهجای آنکه به جدالی ساده میان نسلها تبدیل کند، با تردیدهای شخصیت اصلی پیوند میدهد: او نه لزوماً میخواهد همه خواستههای خانواده را رد کند، نه میتواند بیچونوچرا آنها را مسیر زندگی خود بداند.
ریتم روایت و محدودیتهای معما ساختار کوتاه مجموعه به آن انرژی و تمرکز میدهد. روایت بیآنکه در شاخههای متعدد پراکنده شود، بر دوستی، مدرسه و راز مرکزی تکیه میکند و این تمرکز به داستان انسجام میبخشد. از سوی دیگر، همین فشردگی گاهی به بهای تنفس دراماتیک تمام میشود. برخی سرنخها دیرتر از انتظار به مرحله بعد میرسند و پیشروی راز در بخشهایی کند به نظر میآید؛ در بخشهای دیگر نیز پیوند میان رویدادها چنان سریع شکل میگیرد که تماشاگر ممکن است برای هضم انگیزهها و جزئیات فرصت کافی نداشته باشد.
این نوسان میان مکث و شتاب، مهمترین محدودیت ریتمیک اثر است. معما باید کنجکاوی را زنده نگه دارد، اما همزمان نباید رابطهها را به ابزاری برای انتقال اطلاعات تقلیل دهد. سریال در لحظههای عاطفی معمولاً فرصت میدهد تا نزدیکی شخصیتها شکل بگیرد، ولی در مسیر راز، همیشه به همان اندازه صبور نیست.
نتیجه، روایتی است که جذابیت خود را حفظ میکند، اما بهندرت در همه خطوط داستانی به یک میزان پخته و متوازن میماند. بازیها و لحن اجرا بازی لی شینیونگ در نقش چانهونگ بر ظرافت و کمگویی استوار است. شخصیت او قرار نیست با حرکات قهرمانانه مرکز قاب را تصاحب کند؛ جذابیتش در تغییرهای کوچکی است که از مرددبودن به خودباوری راه میبرند.
« فشار خانواده نیز در شخصیت چانهونگ نقشی فراتر از یک مانع معمول دارد. »
جمعبندی
بازیگر این مسیر را با تأکید بر نگاه و واکنشهای سنجیده پیش میبرد و به چانهونگ اجازه میدهد معمولیبودنش را نقطه ضعف مطلق تلقی نکند. شین سونگهو نیز در نقش دونهیوک میان خشونت بیرونی و آسیبپذیری پنهان تعادل برقرار میکند. نقش او میتوانست به نمونهای آشنا از پسر قلدر اما مهربان محدود شود، ولی بازیاش در لحظههای آرامتر، پیچیدگی بیشتری به شخصیت میدهد.
در برابر این دو، اوم سهیون در بخشی از روابط و فضای اجتماعی داستان اهمیت دارد، هرچند پرداخت او و چند شخصیت دیگر به اندازه دو قهرمان اصلی بسط نمییابد. اجراها در مجموع با لحن اثر هماهنگاند: نه بیش از اندازه سنگین، نه سبکتر از آنچه موضوعات داستان اقتضا میکنند. جمعبندی «چگونه دوستی بخریم» بیش از آنکه درباره خریدن یک دوست باشد، درباره ناممکنبودن نگهداشتن رابطه در چارچوب یک معامله است.
قصه دو نوجوانی که از دو جهان متفاوت میآیند، بها
« شین سونگهو نیز در نقش دونهیوک میان خشونت بیرونی و آسیبپذیری پنهان تعادل برقرار میکند. »



ثبت دیدگاه