نقد و بررسی
نقد The Greatest Story Ever Told | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک حماسه برای روایتی آشنا «The Greatest Story Ever Told» (۱۹۶۵) ساختهٔ George Stevens میکوشد زندگی عیسی مسیح را در قالب حماسهای سینمایی بازگو کند؛ از تولد در بیتلحم و گریز خانوادهٔ او از تهدید هیرودیس، تا تعالیم و رویدادهای سرنوشتساز روزگارش. فیلم بهجای تمرکز بر یک بحران یا رابطهٔ محوری، گسترهای بزرگ از وقایع را کنار هم مینشاند و از همین راه، بیش از آنکه زندگینامهای روانشناختی باشد، به آیینی تصویری برای بازنمایی یک روایت مقدس نزدیک میشود.
این انتخاب، هم سرچشمهٔ شکوه فیلم است و هم محدودیت آن. قصه از پیش برای بخش بزرگی از مخاطبان شناختهشده است؛ پس جذابیت اثر نه در کشف سرانجامی نامنتظر، بلکه در شیوهٔ تصویرکردن لحظهها، ساختن فضای تاریخی و یافتن لحنی مناسب برای روایتی با بار مذهبی و فرهنگی سنگین قرار دارد. فیلم گاه در این مسیر به تصاویری بهیادماندنی میرسد، اما همیشه نمیتواند میان عظمت موضوع و نزدیکی انسانی تعادل برقرار کند.
میزانسن و جغرافیای حماسی نیرومندترین وجه فیلم، احساس مقیاس است. قابهای باز، مناظر گسترده و حضور جمعیتهای پرشمار، جهان داستان را بزرگ و آیینی جلوه میدهند. چشماندازهای طبیعی صرفاً پسزمینه نیستند؛ گاه به نیرویی بیکلام بدل میشوند که کوچکی انسان را در برابر تاریخ، ایمان و سرنوشت یادآور میکند.
در چنین لحظههایی، ترکیببندی تصویر بهتنهایی بار عاطفی صحنه را بر دوش میگیرد. طراحی صحنه و لباس نیز در پدیدآوردن این شکوه سهم دارد. جمعیتها، حرکت دستهجمعی و بناهای بزرگ، حس حضور در رویدادی عمومی و تاریخی را تقویت میکنند. بااینحال، این جهان گاه بیشتر شبیه تصویری باشکوه از گذشته است تا مکانی زنده که شخصیتها در آن نفس میکشند.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ شکوه فیلم است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فاصلهٔ میان منظرهٔ وسیع و فردِ تنها، از ویژگیهای بصری فیلم است؛ اما همین فاصله میتواند مانع شکلگیری صمیمیت شود. تماشاگر ممکن است مجذوب تماشای جهان فیلم بماند، بیآنکه همیشه به درون تجربهٔ آدمهای آن راه یابد. کارگردانی و لحن آیینی George Stevens روایتی محتاط و باوقار برمیگزیند.
او کمتر به شکستن لحن، شوکآفرینی یا بازتفسیر رادیکال متن مقدس علاقه نشان میدهد و بیشتر میکوشد شأن آیینی موضوع را حفظ کند. این رویکرد در لحظههایی که فیلم به سکون و تأمل نیاز دارد، نتیجهبخش است: مکثها به صحنهها وزن میدهند و اجازه میدهند تصویر پیش از گفتار اثر بگذارد. اما وقار، وقتی پیوسته و بیتنوع باقی بماند، به ایستایی نزدیک میشود.
فیلم گاه چنان بر عظمت رویداد تأکید میکند که تنش دراماتیک به حاشیه میرود. صحنهها بهجای آنکه همیشه از دل انتخابها، کشمکشها و واکنشهای شخصیتها گسترش یابند، در قالب تابلوهایی مستقل و رسمی عرضه میشوند. این شیوه با ماهیت حماسی اثر سازگار است، ولی پیوند میان بخشهای گوناگون را سست میکند؛ گویی گاهی تماشاگر از یک تصویر باشکوه به تصویر بعدی منتقل میشود، بیآنکه رشتهٔ عاطفی میان آنها بهاندازهٔ کافی کشیده شده باشد.
روایت گسترده و ریتم کند ساختار فیلم ناگزیر با مسئلهٔ فشردگی روبهرو است: چگونه میتوان مجموعهای از رویدادهای مهم را در روایتی واحد گنجاند، بیآنکه هرکدام به گزارشی گذرا بدل شوند؟ «The Greatest Story Ever Told» دامنهٔ گستردهای را در بر میگیرد، اما در برخی بخشها سرعت عبور از رخدادها چنان است که زمینهٔ عاطفی آنها فرصت کاملشدن نمییابد.
« تماشاگر ممکن است مجذوب تماشای جهان فیلم بماند، بیآنکه همیشه به درون تجربهٔ آدمهای آن راه یابد. »
شخصیتها و اجرا
بعضی لحظهها بیشتر بهعنوان ایستگاههایی در مسیر روایت دیده میشوند تا تجربههایی که اثرشان در شخصیتها و روابطشان رسوب کرده باشد. از سوی دیگر، فیلم در صحنههای متعدد مکث میکند و ریتمی آهسته دارد. این کندی را نمیتوان صرفاً نقص دانست؛ گاه با لحن مراقبهای و شکوه آیینی فیلم هماهنگ است.
بااینهمه، در نسخههای بلندتر، طول زمان میتواند فاصلهای میان مخاطب و روایت ایجاد کند. مکث هنگامی ثمربخش است که درون خود انتظار، دگرگونی یا معنایی تازه داشته باشد؛ اما هرگاه تکرار شود بیآنکه لایهٔ دیگری بیفزاید، به فرسودگی میانجامد. حاصل، تجربهای نابرابر است: صحنههایی که زمان را به بخشی از معنا بدل میکنند، در کنار بخشهایی که گویی از حرکت بازماندهاند.
عیسی و فاصلهٔ عاطفی Max von Sydow در نقش عیسی حضوری آرام، متین و مهارشده دارد. بازی او از هیجاننمایی پرهیز میکند و به چهرهٔ شخصیت، نوعی سکون و اقتدار میبخشد. این انتخاب با تصویری که فیلم از عیسی میسازد تناسب دارد: شخصیتی که بیشتر حامل معنا و تأمل است تا مرکز فورانهای عاطفی. بااینحال، همین خویشتنداری گاه به کمتحرکی نزدیک میشود و امکان همدلی بیواسطه را محدود میکند.
مشکل تنها به یک بازیگر یا یک تصمیم اجرایی منحصر نیست؛ لحن کلی فیلم نیز شخصیتها را در فاصلهای رسمی نگه میدارد. گفتارهای خطابی و بیان مستقیم اندیشهها، جای بخشی از پیچیدگی عاطفی را میگیرند. هنگامی که شخصیتها بیشتر سخنگوی یک مضمون به نظر میرسند تا انسانهایی درگیر موقعیتی دشوار، رابطهٔ تماشاگر با آنها انتزاعیتر میشود.
« از سوی دیگر، فیلم در صحنههای متعدد مکث میکند و ریتمی آهسته دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، فیلم ممکن است برای مخاطبی که با روایت مذهبی آشنایی دارد واجد نیرویی معنوی باشد، اما برای کسی که در جستوجوی شخصیتپردازی روانشناختی و رابطههای ملموس است، فاصلهگذار جلوه کند. گروه بازیگران و چهرههای مشهور حضور گروهی پرشمار از بازیگران سرشناس، به فیلم دامنه و جذابیتی ویژه میدهد.
در کنار von Sydow، چهرههایی چون Charlton Heston، José Ferrer، Claude Rains، Sidney Poitier و John Wayne در نقشهای گوناگون ظاهر میشوند. این ترکیب، حس رویدادی بزرگ را تقویت میکند و به هر بخش از روایت جلوهای مستقل میبخشد. در عین حال، شهرت بازیگران میتواند خود به عامل حواسپرتی بدل شود.
وقتی چهرهای آشنا در نقشی کوتاه ظاهر میشود، توجه تماشاگر ممکن است از جهان داستان به لحظهٔ شناسایی بازیگر منحرف شود. افزون بر این، تعدد شخصیتها و فرصت محدود هرکدام باعث میشود برخی نقشهای فرعی تنها نشانهای از حضور باشند، نه شخصیتهایی با مسیر دراماتیک کامل. این مسئله به انسجام اثر آسیب میزند: فیلم جهانی بزرگ میسازد، اما همیشه نمیتواند برای همهٔ چهرههای حاضر در آن جایگاهی همسنگ و معنادار فراهم کند.
موسیقی و نیروی تصویر موسیقی Alfred Newman به فیلم لحنی حماسی و آیینی میبخشد و در لحظههای مهم، بر احساس عظمت و سرنوشتمندی میافزاید. ارکستراسیون پرطنین، جهان روایت را از محدودهٔ یک بازسازی تاریخی فراتر میبرد و آن را به تجربهای تشریفاتی نزدیک میکند. موسیقی گاه میان تصاویر گسترده و بار معنوی داستان پلی عاطفی میزند؛ بهویژه هنگامی که گفتار فروکش میکند و قاب، سکوت یا حرکت جمعیت مجال حضور مییابد.
« گروه بازیگران و چهرههای مشهور حضور گروهی پرشمار از بازیگران سرشناس، به فیلم دامنه و جذابیتی ویژه میدهد. »
قوتها و کاستیها
ولی همین تأکید موسیقایی گاهی معنای صحنه را بیش از اندازه هدایت میکند. وقتی موسیقی پیوسته عظمت و اندوه را اعلام میکند، فرصت تفسیر شخصی مخاطب اندکی محدود میشود. فیلم در بهترین لحظههایش به تصویر اجازه میدهد احساس را برانگیزد، نه آنکه آن را توضیح دهد؛ در لحظههای کماثرتر، موسیقی و بیان خطابی دست به دست هم میدهند تا معنایی را چند بار بر تماشاگر تحمیل کنند.
جمعبندی «The Greatest Story Ever Told» اثری بلندپروازانه است که میخواهد روایت دینی شناختهشدهای را در مقیاس حماسهٔ بزرگ سینمایی بازآفرینی کند. قاببندیهای باشکوه، مناظر گسترده، طراحی صحنههای پرجمعیت و موسیقی نیرومند، به آن لحظههایی دیدنی و آیینی میبخشند. فیلم در ساختن حس عظمت تاریخی موفق است و گاه با تصویر به تأملی فراتر از گفتار دست مییابد.
بااینحال، شکوه بصری همیشه به عمق دراماتیک تبدیل نمیشود. ریتم کند، گذر شتابزده از برخی رویدادها، لحن خطابی و فاصلهٔ عاطفی شخصیتها، مانع از آن است که همهٔ بخشها به یک تجربهٔ پیوسته و زنده بدل شوند. چهرههای مشهور نیز هم جذابیت میآفرینند و هم انسجام را برهم میزنند. حاصل فیلمی است که بیش از آنکه با ظرافت روانشناختی یا کشمکشهای انسانی در خاطر بماند، با جاهطلبی تصویری و تلاش برای ساختن یک آیین سینمایی شناخته میشود.
« ولی همین تأکید موسیقایی گاهی معنای صحنه را بیش از اندازه هدایت میکند. »



ثبت دیدگاه