نقد و بررسی
نقد خوش آمدید به اسملویل (Welcome to Smelliville) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای دربارهٔ خانه، بیگانگی و پذیرفتهشدن «به اسملیویل خوش آمدید» انیمیشنی خانوادگی است که از موقعیتی ساده اما پُرظرفیت آغاز میکند: خانوادهٔ اُگلیها، با ظاهر نامتعارف و بوی ناخوشایندشان، به شهری تازه میرسند و در پی خانهای میگردند که بتوانند در آن احساس تعلق کنند. آنچه برای بیشتر مردم شهر نشانهٔ آلودگی و مزاحمت است، برای این خانواده بخشی طبیعی از شیوهٔ زندگیشان بهشمار میرود.
همین تفاوت، هم سرچشمهٔ شوخیهای فیلم است و هم پایهٔ مضمون اصلی آن: چه کسی حق دارد تعیین کند یک خانواده کجا به خانهٔ خود رسیده است؟ ورود فایرباتم، اژدهای خانواده، به زبالهدانی فرسودهٔ شهر نقطهای است که این جستوجو به آرامش نسبی میرسد. زبالهدانی، که از نگاه شهروندان مکانی ناخوشایند و بیارزش است، برای اُگلیها فضایی آشنا و پذیرفتنی به نظر میآید.
اما فیلم این انتخاب را صرفاً بهانهای برای خنده نمیگیرد؛ آن را به پرسشی دربارهٔ همزیستی بدل میکند: آیا جامعه میتواند برای شیوههای متفاوت زندگی جا باز کند، یا پذیرش دیگران را تنها هنگامی ممکن میداند که آنها خود را با معیارهای اکثریت هماهنگ سازند؟ روایت در کنار این خط داستانی، ماجرای تهدید خانهٔ اُگلیها و تلاش برای حفظ آن را نیز پیش میبرد، بیآنکه لازم باشد جزئیات مسیر داستان را آشکار کرد.
بیگانگی؛ موضوعی جدی در پوششی بازیگوش در قلب فیلم تجربهای آشنا قرار دارد: خانوادهای که بهسبب تفاوتهای ظاهری و رفتاریاش از سوی دیگران پس زده میشود. اُگلیها نه در پی آزار کسیاند و نه میخواهند زندگی مردم شهر را مختل کنند؛ بااینحال، ظاهر و بویشان پیش از آنکه کسی فرصت شناختنشان را بیابد، به داوری دربارهٔ آنها میانجامد.
« ورود فایرباتم، اژدهای خانواده، به زبالهدانی فرسودهٔ شهر نقطهای است که این جستوجو به آرامش نسبی میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این موقعیت برای سخنگفتن دربارهٔ همدلی و پیشداوری بهره میبرد، هرچند بیانش ساده و مناسب مخاطب کودک باقی میماند. نکتهٔ قابلتأمل آن است که پذیرش اجتماعی در داستان بهسادگی و بیمانع رخ نمیدهد. اُگلیها برای یافتن جای خود باید با محیطی روبهرو شوند که ارزش یک مکان را با تمیزی ظاهری، سودمندی و جذابیت برای گردشگران میسنجد.
در نتیجه، خانهبودن زبالهدانی فقط مسئلهای شخصی نیست؛ به جدالی بر سر این پرسش تبدیل میشود که چه چیزی ارزش نگهداری دارد و چه کسانی سزاوار برخورداری از امنیت و تعلقاند. این مضمون میتوانست به لایهای عمیقتر از روایت بینجامد، اما فیلم گاه شتاب میکند و بهجای مکث بر تعارض، به سراغ شوخی بعدی میرود.
دنیایی رنگارنگ و سرشار از تضاد فضای دیداری فیلم بر تضاد میان شهر مرتب و زبالهدانی نامنظم تکیه دارد. این دو محیط فقط پسزمینهٔ رخدادها نیستند؛ هرکدام بازتاب نوعی نگاه به جهاناند. شهر میکوشد نظم و تصویر آراستهاش را حفظ کند، درحالیکه محل زندگی اُگلیها از دل دورریزها و چیزهای کنارگذاشتهشده شکل میگیرد.
این تقابل به فیلم امکان میدهد تا با زبانی روشن و قابلفهم برای کودکان، دربارهٔ ارزش چیزهایی حرف بزند که دیگران بیفایده تصور میکنند. شخصیتهای عجیبوغریب، رنگها و جزئیات فانتزی نیز به این جهان انرژی میبخشند. ایدهٔ موجوداتی که با زباله پیوندی دوستانه دارند، ظرفیت تصویری قابلتوجهی دارد و فیلم از آن برای ساختن فضایی بازیگوشانه استفاده میکند.
« نکتهٔ قابلتأمل آن است که پذیرش اجتماعی در داستان بهسادگی و بیمانع رخ نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، شور و تنوع بصری همیشه به انسجام روایی نمیانجامد. گاهی جهان فیلم بیشتر مجموعهای از موقعیتهای بامزه به نظر میرسد تا مکانی که قواعد و تاریخچهاش بهتدریج کشف میشود. در چنین لحظههایی، تماشاگر فرصت کمتری برای درگیرشدن با زندگی روزمرهٔ اُگلیها پیدا میکند. کمدیِ بو، آروغ و بدن بخش بزرگی از طنز فیلم از شوخیهای مربوط به بوی بد، آروغ و امور بدنی ساخته شده است؛ رویکردی که برای بسیاری از کودکان میتواند فوری و سرگرمکننده باشد.
این شوخیها همچنین تفاوت اُگلیها با شهروندان مرتب و ظاهرپسند را برجسته میکنند و به جهان داستان رنگی آشکارا نامتعارف میدهند. بااینحال، تکرار یک ابزار کمیک، بهتدریج از نیروی آن میکاهد. وقتی خنده بارها از همان منبع بیرون میآید، غافلگیری کاهش مییابد و آنچه ابتدا جسورانه و بازیگوشانه به نظر میرسید، ممکن است به فرمولی خستهکننده تبدیل شود.
این مسئله فقط به سلیقهٔ مخاطب مربوط نیست؛ بر تعادل فیلم نیز اثر میگذارد. شوخیهای چندشآور چنان فضای زیادی میگیرند که لحظات مربوط به طردشدن، دوستی و دفاع از خانه مجال کافی برای ماندن در ذهن پیدا نمیکنند. در نتیجه، اثر میان دو لحن در رفتوآمد است: از یک سو میخواهد دربارهٔ پذیرفتن تفاوتها حرف بزند و از سوی دیگر پیوسته توجه را به لذت کودکانهٔ خندههای بدنی میکشاند.
این دو لحن لزوماً ناسازگار نیستند، اما فیلم نمیتواند همیشه میان آنها تعادل مؤثری برقرار کند. بازیافت و پیام محیطزیستی زبالهدانی در این فیلم فقط مکانی برای سکونت موجودات عجیب نیست؛ بستری برای طرح این ایده است که دورریختنیها شاید هنوز کاربرد، ارزش یا امکان تازهای داشته باشند.
« بااینهمه، شور و تنوع بصری همیشه به انسجام روایی نمیانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانوادهٔ اُگلیها با محیط خود رابطهای متفاوت برقرار میکنند و همین تفاوت، زندگی سازگارتر با محیطزیست و بازاندیشی دربارهٔ مصرف و دورریز را به داستان راه میدهد. پیام برای مخاطب کودک روشن است، زیرا بهجای توضیح مستقیم، از شیوهٔ زندگی شخصیتها و تقابل میان دو نگرش به محیط استفاده میکند.
بااینحال، فیلم بیشتر به نشانهگذاری این مضمون بسنده میکند تا پروراندن آن. ایدهٔ بازیافت و استفادهٔ دوباره ظرفیت آن را داشت که به بخشی جداییناپذیر از ماجراجویی بدل شود، اما اغلب در کنار شوخیها و درگیریهای داستانی کمرنگ میماند. فیلم بهخوبی میفهمد که کودکان را میتوان با شخصیتهای دوستداشتنی به مسئلهای جدی نزدیک کرد؛ آنچه کمتر به آن دست مییابد، پیوندی عمیق میان این پیام و تحول درونی شخصیتهاست.
شخصیتپردازی و ضرباهنگ روایت اُگلیها بهعنوان یک خانواده، از همان ابتدا جذابیت تصویری و رفتاری دارند. تفاوت اعضای خانواده و پیوندشان با یکدیگر، زمینهای مناسب برای ساختن لحظات صمیمانه فراهم میکند. حضور مکس و شخصیتهای دیگر نیز امکان میدهد که داستان از محدودهٔ نگاه اُگلیها فراتر برود و شهر را از زاویهای انسانیتر ببیند.
اما شخصیتپردازی در بسیاری از بخشها در حد خطوط کلی باقی میماند: صفات و انگیزهها روشناند، ولی فرصت چندانی برای پیچیدهشدن یا دگرگونی تدریجی پیدا نمیکنند. در نتیجه، بعضی واکنشها بیشتر تابع نیاز روایتاند تا برآمده از تحول قانعکنندهٔ شخصیتها. ضرباهنگ فیلم نیز با همین محدودیت روبهروست.
« بااینحال، فیلم بیشتر به نشانهگذاری این مضمون بسنده میکند تا پروراندن آن. »
قوتها و کاستیها
ماجراها با سرعتی مناسب برای سرگرمی خانوادگی پیش میروند، اما این شتاب گاهی به معنای عبور سریع از تعارضهایی است که میتوانستند بار عاطفی بیشتری پیدا کنند. فیلم در ساختن موقعیتهای رنگارنگ تواناتر از آن است که در پرداختن به پیامدهای آنها؛ از همین رو، رابطهٔ میان شخصیتها و انتخابهایشان گاه کمتر از ظرفیت ایدهٔ مرکزی اثر شکل میگیرد.
جمعبندی «به اسملیویل خوش آمدید» انیمیشنی خانوادگی با هستهای مهربان و ایدهای قابلتوجه دربارهٔ خانه، همدلی و پذیرفتن تفاوتهاست. دنیای فانتزی و شخصیتهای عجیب آن برای مخاطب کودک جذابیت دارد و مضمون بازیافت نیز میتواند گفتوگویی ساده دربارهٔ محیطزیست آغاز کند. نقطهضعف اصلی فیلم آن است که شوخیهای مربوط به بو و امور بدنی را بیش از اندازه تکرار میکند و اجازه میدهد این شوخیها گاه بر مضمون و شخصیتپردازی سایه بیندازند.
بااینهمه، اثر در یادآوری یک نکتهٔ انسانی موفق است: جایی که برای بیشتر مردم نامطلوب و بیارزش به نظر میرسد، ممکن است برای دیگری نخستین مکانِ احساس امنیت و تعلق باشد. فیلم این اندیشه را با زبانی ساده و رنگارنگ عرضه میکند؛ نه همیشه با عمقی که موضوعش میطلبد، اما با گرمایی که میتواند آن را برای تماشای خانوادگی دلپذیر سازد.



ثبت دیدگاه