نقد و بررسی
نقد چراغانی تعطیلات (Deck the Halls) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای درخشان، اجرایی کمنور «Deck the Halls» کمدی تعطیلاتیای است که از تصویری ساده و وسوسهانگیز نیرو میگیرد: مردی تصمیم میگیرد خانهاش را آنقدر با چراغهای کریسمس بیاراید که از فضا دیده شود. بادی هال، همسایهای پرشور و جاهطلب، با این نقشه آرامش محله و جایگاه استیو فینچ، صاحبعنوان نانوشتهٔ «پادشاه جشنها»، را برهم میزند.
بذر رقابت از همان ابتدا روشن است؛ آنچه کمفروغ میماند، توان فیلم در پروراندن این ایده به داستانی جذاب و یکدست است. فیلم بهجای آنکه از رقابت دو همسایه معنایی تازه بیرون بکشد، بارها به تشدید همان رقابت بازمیگردد. هر حرکت قرار است از حرکت قبلی بزرگتر و پرهیاهوتر باشد، اما افزایش شدت لزوماً به افزایش خنده یا کشش نمیانجامد.
در نتیجه، طرح مرکزی ظرفیت یک کمدی پرتحرک را دارد، ولی گسترش آن بیشتر به انباشتن موقعیتهای شلوغ شباهت پیدا میکند تا ساختن مسیری نمایشی که تماشاگر را پیوسته کنجکاو نگه دارد. دو همسایه؛ دو شکل از افراط تقابل بادی و استیو در نگاه نخست موتور مناسبی برای کمدی است. استیو میخواهد تعطیلات را مطابق برنامه و رسوم آشنایش برگزار کند؛ بادی با انرژی بیقرار و رؤیای بزرگش، همان نظم را به چالش میکشد.
یکی به حفظ کنترل دل بسته و دیگری میکوشد با نمایش پرزرقوبرق، دیده شود. این تضاد میتوانست به تصویری طنزآمیز از اضطراب رقابت، میل به تأیید و تبدیل جشن به نمایش بدل شود. با اینحال، فیلم بیشتر به رفتارهای اغراقآمیز شخصیتها متکی است تا به پیچیدگی انگیزههایشان. رقابت بهسرعت جای شناخت متقابل را میگیرد و دو مرد، بیش از آنکه آدمهایی با ضعفها و تناقضهای قابل لمس باشند، به چهرههایی برای پیشبرد شوخیها تبدیل میشوند.
« فیلم بهجای آنکه از رقابت دو همسایه معنایی تازه بیرون بکشد، بارها به تشدید همان رقابت بازمیگردد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سادهسازی گاه برای کمدی خانوادگی کارآمد است، اما وقتی فیلم میخواهد رابطهها را جدیتر کند، کمبود زمینهٔ عاطفی آشکار میشود. تماشاگر میفهمد چرا این دو با یکدیگر درگیر شدهاند، اما کمتر درمییابد چه چیزی در این نزاع برایشان واقعاً اهمیت دارد. رنگ و نور؛ امتیاز بصری فیلم مهمترین دارایی فیلم فضای کریسمسی آن است.
چراغها، خانههای آراسته و حالوهوای پرجنبوجوش محله، جهانی میسازند که از نظر بصری برای یک تماشای مناسبتی دلپذیر است. ایدهٔ خانهای که قرار است از دوردستها دیده شود، قابلیت تصویری روشن و بهیادماندنی دارد و فیلم نیز از این امکان برای خلق صحنههای رنگارنگ و پرزرقوبرق بهره میگیرد.
در بهترین لحظات، همین شلوغی بصری حس بازیگوشی و سبکبالی فیلم را تقویت میکند. اما جلوهٔ بیرونی همیشه با نیروی درونی همراه نیست. نورپردازی و تزیینات میتوانند محیط را جشنگونه کنند، ولی جای ریتم، شوخیهای تازه یا رابطهپردازی را نمیگیرند. از این رو، تصویر فیلم گاهی از خود روایت زندهتر به نظر میرسد: خانهها پر از نورند، اما داستان در بخشهایی زیر بار تکرار و کمبود پیشرفت کمفروغ میشود.
این ناهمخوانی، هم نقطهٔ قوت فیلم را برجسته میکند و هم محدودیتش را. کمدیِ موقعیت و شوخیهای نابرابر بخش قابلتوجهی از طنز «Deck the Halls» بر برخورد برنامههای معمول زندگی با نقشههای افراطی بادی و واکنشهای رنجیدهٔ استیو بنا شده است. این تضاد، موقعیتهایی میسازد که برای یک کمدی خانوادگی مناسباند و گاه با تکیه بر آشفتگی و اغراق، خندهای بیتکلف برمیانگیزند.
« رنگ و نور؛ امتیاز بصری فیلم مهمترین دارایی فیلم فضای کریسمسی آن است. »
شخصیتها و اجرا
شور و شتاب رقابت همسایهها نیز به فیلم لحظاتی میدهد که تماشایشان بیشتر از آنکه نیازمند دقت روایی باشد، نوعی سرگرمی سبک فراهم میکند. بااینهمه، کیفیت شوخیها یکنواخت نیست. بعضی از آنها بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت بهطور طبیعی بیرون بیایند، صرفاً برای بالا بردن میزان هیاهو وارد میشوند.
دیالوگها نیز اغلب چنان طراحی شدهاند که نقطهٔ شوخی را آشکارا اعلام کنند؛ در نتیجه، طنز کمتر مجال مکث و ظرافت پیدا میکند. فیلم از ظرفیت کمدی فیزیکی و آشوبآمیز برخوردار است، اما آن ظرفیت را به خندههای پرتعداد و پیوسته تبدیل نمیکند. فاصلهٔ میان ایدهٔ سرگرمکننده و اجرای مؤثر، در همین بخش بیش از همه محسوس است.
بازیگران و مسئلهٔ لحن حضور Danny DeVito و Matthew Broderick انتظار تقابل کمیکِ پرشخصیتی را ایجاد میکند. بادی برای DeVito زمینهای فراهم میکند تا شور نمایشی و سرزندگی آشنایش را به کار گیرد؛ با این حال، فیلم همیشه به او مادهٔ کافی برای ساختن شخصیتی فراتر از یک همسایهٔ پرهیاهو نمیدهد.
Broderick نیز استیو را با خویشتنداری و خشکمزاجی بازی میکند، اما این انتخاب در برخی صحنهها به جای طنز کنترلشده، حالتی بیروح پیدا میکند. مشکل تنها به بازی دو نقش اصلی محدود نیست؛ گاه به نظر میرسد خود فیلم هنوز تصمیم نگرفته است با این شخصیتها چه لحنی داشته باشد. Kristin Davis و Kristin Chenoweth در نقش همسران دو مرد، امکان ایجاد تعادل و زاویهای مستقل نسبت به رقابت را دارند.
« فاصلهٔ میان ایدهٔ سرگرمکننده و اجرای مؤثر، در همین بخش بیش از همه محسوس است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نزدیکشدن آنها و همراهی کودکان، میتواند یادآور این باشد که نزاع بزرگسالان از زندگی جمعی خانوادهها جدا نیست؛ اما این روابط معمولاً در حاشیهٔ مسابقهٔ اصلی باقی میمانند. به همین دلیل، شخصیتهای فرعی کمتر مجال مییابند که بهجز واکنش نشان دادن به رفتار دو مرد، نقشی تعیینکننده در عاطفه و معنای داستان پیدا کنند.
ریتمی که زیر بار تکرار میماند فیلم برای حفظ شتاب به سلسلهای از تشدیدها متکی است: هر مرحله از رقابت باید بزرگتر و پرصداتر از قبلی باشد. چنین ساختاری در کوتاهمدت میتواند حس پیشروی بسازد، اما اگر هر مرحله چیز تازهای دربارهٔ شخصیتها یا رابطهشان روشن نکند، به تکرار میانجامد. «Deck the Halls» در بخشهایی گرفتار همین مسئله است؛ تماشاگر میداند کشمکش قرار است ادامه یابد، اما همیشه دلیل تازهای برای پیگیری آن پیدا نمیکند.
ریتم کند یا ناهموار فیلم از این فاصله میان حرکت ظاهری و پیشرفت واقعی ناشی میشود. صحنهها ممکن است شلوغ باشند، اما شلوغی با کشش روایی یکی نیست. وقتی شوخیها کمتعداد یا کماثر میشوند، زمان میان موقعیتهای پرتحرک طولانیتر احساس میشود. فیلم در لحظاتی که بر نمایش و آشوب تکیه دارد، زندهتر است؛ اما هرگاه نیازمند گذار نرم میان کمدی، رقابت و گرمای خانوادگی میشود، انسجامش کاهش مییابد.
جشن بهمثابه نمایش زیر سطح داستان، ایدهای قابلتأمل دربارهٔ معنای جشن نهفته است. استیو و بادی هر دو میخواهند تعطیلات را به شکلی تعریف کنند که دیگران آن را ببینند و به رسمیت بشناسند. یکی در آیینهای آشنا و نظم آنها پناه میگیرد؛ دیگری با نمایش خیرهکننده میکوشد از همان چارچوب فراتر برود.
« ریتم کند یا ناهموار فیلم از این فاصله میان حرکت ظاهری و پیشرفت واقعی ناشی میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم میتوانست از این تقابل برای پرسش دربارهٔ مصرفگرایی، رقابت اجتماعی و میل به دیدهشدن بهره ببرد. بااینحال، این لایه بیش از آنکه به مضمون مرکزی بدل شود، در حد زمینهای برای ماجرا باقی میماند. فیلم ترجیح میدهد تماشاگر را با نورها و دردسرهای ناشی از رقابت سرگرم کند، نه آنکه پیامدهای آن افراط را با دقت بکاود.
این انتخاب برای اثری که هدفش تماشای آسان و مناسبتی است قابلفهم است؛ ولی باعث میشود ظرفیت بالقوهٔ ایده به اندازهٔ کافی شکوفا نشود. جشن در اینجا هم نیرویی برای گردهمآمدن است و هم صحنهای برای خودنمایی، اما کشمکش میان این دو معنای جذاب بهطور کامل پرورده نمیشود. جمعبندی «Deck the Halls» فیلمی است با ایدهای بصری و مناسبتی که بیش از هر چیز از فضای شاد، چراغهای فراوان و رقابت پرهیاهوی دو همسایه نیرو میگیرد.
شوخیهای موقعیتی و رنگوبوی کریسمسی آن میتواند برای تماشاگرانی که به کمدی سبک و بیدردسر علاقه دارند، لحظاتی خوشایند بسازد. در مقابل، داستان کمکشش، دیالوگهای نهچندان نیرومند، بازیهای گاه کمجان و ریتم نابرابر اجازه نمیدهند این سرگرمی به اثری واقعاً ماندگار یا پیوسته خندهدار تبدیل شود.
ارزش فیلم بیش از آنکه در ظرافت روایت یا عمق شخصیتها باشد، در حالوهوای پرزرقوبرق و تماشای آشوبی است که رقابت همسایگی به بار میآورد. اگر مخاطب انتظار کمدیای منسجم و پربار داشته باشد، احتمالاً ناامید میشود؛ اما برای تماشایی مناسبتی که قرار نیست بیش از چند لحظهٔ سبک و رنگارنگ فراهم کند، ممکن است همان اندک جذابیت بصری و بازیگوشیاش کفایت کند.
« فیلم میتوانست از این تقابل برای پرسش دربارهٔ مصرفگرایی، رقابت اجتماعی و میل به دیدهشدن بهره ببرد. »



ثبت دیدگاه