نقد و بررسی
نقد کریسمس پنجستاره (Five Star Christmas) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با تکیهگاهی خانوادگی «Five Star Christmas» کمدی رمانتیکی تلویزیونی است که از یک موقعیت ساده و آشنا آغاز میشود: خانوادهٔ رالستون برای نجات مهمانخانهٔ تازهتأسیس پدرشان، در برابر منتقدی سفر که هویتش روشن نیست، نقش مهمانانی خوشرفتار و راضی را بازی میکنند. در همین میان، لوسی به جیک دل میبندد، بیآنکه بداند او خود منتقد واقعی است.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ آشفتگیهای دلپذیر، سوءتفاهمهای پیاپی و شور کریسمسی میدهد و چندان هم از مسیر پیشبینیپذیر این گونهٔ سینمایی بیرون نمیرود. تازگی اثر نه در اصل نقشه، بلکه در تبدیل آن به یک نمایش خانوادگی پرجنبوجوش است. فریب، موتور کمدی و منبع تنش نقشهٔ خانواده همزمان منشأ خنده و مسئلهٔ اخلاقی فیلم است.
اعضای رالستون برای ساختن تصویری بینقص از مهمانخانه، خود را در نقشهایی ساختگی قرار میدهند؛ در نتیجه، هر گفتوگو و برخورد روزمره امکان دارد به صحنهای نمایشی بدل شود. کمدی از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها واقعاً هستند و آنچه میکوشند به نمایش بگذارند شکل میگیرد. این تمهید بهویژه زمانی مؤثر است که اعضای خانواده مجبور میشوند برای حفظ ظاهر، دروغهای کوچک را با دروغهای تازه بپوشانند.
با این حال، همین سازوکار بهتدریج محدودیت خود را نشان میدهد. وقتی همهچیز بر پنهانکاری استوار باشد، تماشاگر از مدتی پیش میداند که افشاگری دیر یا زود رخ خواهد داد. بنابراین، تعلیق فیلم کمتر به این پرسش وابسته است که حقیقت آشکار میشود یا نه، و بیشتر به چگونگی واکنش شخصیتها مربوط میشود.
« در همین میان، لوسی به جیک دل میبندد، بیآنکه بداند او خود منتقد واقعی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این بخش، فیلم گاه از پیامدهای احساسی نقشهاش بهسرعت عبور میکند؛ گویی شور جشن و میل به آشتی، قرار است ناهمواریهای اخلاقی ماجرا را هموار کند. خانواده بهمثابه قلب روایت نقطهٔ قوت اصلی فیلم، خانوادهٔ رالستون است؛ نه بهعنوان مجموعهای از نقشهای فرعی که فقط زمینهٔ عاشقانهٔ لوسی را فراهم کنند، بلکه بهمنزلهٔ گروهی با عادتها، اختلافها و خاطرات مشترک.
بازگشت لوسی به زادگاه، در کنار بحران مهمانخانه، فرصتی فراهم میآورد تا روابط خانوادگی در مرکز توجه قرار گیرد. همکاری اعضای خانواده برای پیشبرد نقشه، هم موقعیتهای طنزآمیز میآفریند و هم پیوندهایی را آشکار میکند که پیش از ورود منتقد نیز وجود داشتهاند. فیلم در تصویرکردن صمیمیت خانوادگی، از لحظههای کوچک سود میبرد: تقسیم مسئولیتها، شوخیهای میان خواهران و برادران و تلاش برای حفظ سنتهای خانه.
چنین جزئیاتی باعث میشوند گرمای اثر تنها محصول تزئینات کریسمسی نباشد؛ حس تعلق، از تعامل شخصیتها سرچشمه میگیرد. البته این خانواده بیشتر تصویری ایدهآلشده از همبستگی است تا مطالعهای پیچیده دربارهٔ روابط خویشاوندی. اما در محدودهٔ یک کمدی تعطیلات، این سادهسازی با هدف دلنشین و آرامشبخش فیلم تناسب دارد.
بازیها و شیمی گروهی Bethany Joy Lenz در نقش لوسی مرکز عاطفی داستان است. بازی او میان جدیت در برابر مسئولیتهای خانوادگی و سبکسری موقعیتهای کمیک تعادل ایجاد میکند؛ بهگونهای که لوسی نه صرفاً قهرمانی گرفتار نقشهای مضحک، بلکه عضوی از خانوادهای بههمپیوسته به نظر میرسد. او به شخصیت لحنی گرم میدهد و کمک میکند بخشهای رمانتیک فیلم، با وجود آشنایی الگویشان، خشک و مکانیکی نشوند.
« بازگشت لوسی به زادگاه، در کنار بحران مهمانخانه، فرصتی فراهم میآورد تا روابط خانوادگی در مرکز توجه قرار گیرد. »
شخصیتها و اجرا
بخش مهمی از جذابیت اثر نیز از بازی گروهی میآید. شخصیتهای پیرامونی هرکدام سهمی در فضای خانه دارند و حضورشان مانع میشود داستان به رابطهٔ دو نفرهٔ لوسی و جیک محدود بماند. Victor Webster در نقش جیک، در برابر انرژی لوسی حضوری آرامتر دارد؛ این تقابل برای شکلگیری کشش عاشقانه کافی است، هرچند خود جیک کمتر از آنکه شخصیتی مستقل و پرلایه باشد، کارکردی روایی دارد.
او بیشتر در جایگاه معشوقی قرار میگیرد که راز هویتش رابطه را پیچیده میکند. از همین رو، فیلم در ساختن شیمی میان دو بازیگر موفقتر از پرداختن به دنیای درونی جیک است. عشق و مسئلهٔ اعتماد رابطهٔ لوسی و جیک بر پایهٔ جذابیتی دلنشین و گفتوگوهایی سبک شکل میگیرد، اما مانع اصلی آن نیز از همان ابتدا آشکار است: پنهانکاری.
فیلم این راز را برای ساختن کشش داستانی به کار میگیرد، ولی در عین حال، از دشواری واقعی اعتماد در چنین وضعیتی بهرهٔ کامل نمیبرد. وقتی یکی از طرفین اطلاعاتی تعیینکننده را از دیگری پنهان کرده باشد، دلخوری یا احساس فریبخوردگی واکنشی طبیعی است؛ با این حال، روایت گاه برای حفظ لحن شیرین خود، فرصت چندانی به این احساسها نمیدهد.
به همین دلیل، مسیر عاشقانه بیش از آنکه کاوشی عمیق در صمیمیت و صداقت باشد، بخشی از سازوکار کمدی رمانتیک باقی میماند. فیلم میخواهد از تماشاگر بخواهد همزمان از سوءتفاهمها لذت ببرد و به رابطهٔ دو شخصیت دل ببندد. این دو خواسته همیشه بهخوبی در کنار هم نمینشینند، اما اجرای گرم Lenz و فضای بیتنش فیلم، از تندی این ناسازگاری میکاهد.
« بخش مهمی از جذابیت اثر نیز از بازی گروهی میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حالوهوای کریسمسی و جهان بصری فضای دنج و نوستالژیک، یکی از مهمترین ابزارهای عاطفی فیلم است. مهمانخانه، گردهماییهای خانوادگی و نشانههای آشنای فصل تعطیلات، جهانی امن و صمیمی میسازند؛ جهانی که در آن اختلافها هرچند دردسرسازند، بهندرت تهدیدی جدی برای پیوندهای انسانی به نظر میرسند.
این جهانآفرینی با هدف فیلم هماهنگ است: «Five Star Christmas» نمیکوشد تصویری تیره یا واقعگرایانه از بحران کسبوکار ارائه کند، بلکه از بحران بهانهای میسازد برای بازگشت به خانه و نزدیکشدن دوبارهٔ آدمها. البته این گرما تا حدی به آشنایی متکی است. بسیاری از نشانهها و موقعیتها یادآور کمدیهای مناسبتی دیگرند، و فیلم چندان در پی شکستن قراردادهای بصری یا روایی نیست.
در عوض، بر کیفیت آرامشبخش و قابلپیشبینی خود تکیه میکند. برای تماشاگر علاقهمند به این فضا، همین آشنایی میتواند بخشی از لذت باشد؛ برای مخاطبی که در پی تازگی فرمی است، ممکن است به محدودیت بدل شود. محدودیتها و فرصتهای ازدسترفته مهمترین کاستی فیلم، نه پیشبینیپذیریِ ژانر بهتنهایی، بلکه کمتوجهی به پیامدهای نقشهٔ مرکزی است.
فریبهای پیاپی موقعیتهای سرگرمکننده میآفرینند، اما واکنشها هنگام نزدیکشدن حقیقت گاه سادهتر از آناند که باورپذیر جلوه کنند. اگر روایت برای احساس خیانت و آسیبدیدن اعتماد مکث بیشتری میکرد، آشتیها و تصمیمهای بعدی نیز وزن عاطفی بیشتری مییافتند. کمپرداختی جیک نیز فرصت مهمی را از دست میدهد.
« حالوهوای کریسمسی و جهان بصری فضای دنج و نوستالژیک، یکی از مهمترین ابزارهای عاطفی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
فیلم میتوانست کشمکش او میان وظیفهٔ حرفهای و رابطهٔ شخصی را با جزئیات بیشتری بررسی کند و نشان دهد این دو سوی زندگیاش چگونه بر انتخابهایش اثر میگذارند. در کنار این مسئله، ترکیب بازیگران از نظر تنوع محدود به نظر میرسد؛ دامنهٔ گستردهتری از تجربهها و پیشینهها میتوانست جهان اجتماعی فیلم را پربارتر کند.
این محدودیتها لذت کلی اثر را از میان نمیبرند، اما روشن میکنند که فیلم بیش از عمق شخصیتپردازی، به دلپذیری موقعیت و صمیمیت گروهی متکی است. جمعبندی «Five Star Christmas» کمدی رمانتیکی گرم و خانوادگی است که نیروی اصلی خود را از بازی گروهی، شوخیهای برخاسته از نقشبازیکردن و فضای آشنای کریسمسی میگیرد.
فیلم در ساختن محیطی صمیمی موفق است و لوسی را بهواسطهٔ حضور مؤثر Bethany Joy Lenz به شخصیتی دوستداشتنی بدل میکند. در مقابل، اتکای بیش از اندازه به فریب و پنهانکاری، واکنشهای عاطفی را گاه شتابزده میسازد و جیک را از عمق لازم محروم میکند. اثر برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای تعطیلاتی، خانوادههای پرجنبوجوش و عاشقانههای سبک لذت میبرند.
جذابیتش در غافلگیریهای بزرگ یا نوآوری سینمایی نیست؛ در این است که با لحنی مهربان، خانه و پیوندهای خانوادگی را به پناهگاهی گرم تبدیل میکند.
« اثر برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای تعطیلاتی، خانوادههای پرجنبوجوش و عاشقانههای سبک لذت میبرند. »
ثبت دیدگاه