نقد و بررسی
نقد رویاهای شیرین (Sweet Dreams) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رویاهای شیرین، با طعم تلخ واقعیت «Sweet Dreams» در ظاهر از همان الگوی آشنای کمدیدرامهای ورزشی پیروی میکند: مردی گرفتار بحران، گروهی از آدمهای نامتجانس، تیمی که باید کنار هم قرار بگیرد و فرصتی برای شروع دوباره. موریس، کارگردان موزیکویدئو و مردی که زندگیاش زیر سایهٔ نوشیدنِ بیرویه از هم پاشیده، مدتی را در مرکز بازپروری سوییت دریمز میگذراند.
او در آغاز نه دلبستهٔ این محیط است و نه آمادهٔ اعتماد به همخانههایش؛ اما بهتدریج، از راه همراهی با آنان و پذیرفتن مربیگری تیم سافتبال، قدمی به سوی مسئولیتپذیری برمیدارد. فیلم به نویسندگی و کارگردانی لیژ سارکی ساخته شده و تجربهٔ ترک اعتیاد و هوشیاری در پسزمینهٔ شکلگیری آن قرار دارد.
بااینحال، «Sweet Dreams» بیش از آنکه دربارهٔ مسابقه باشد، دربارهٔ دشواریِ بازسازی زندگی است. سافتبال چارچوبی ملموس برای پیشبرد داستان فراهم میکند: تمرین، همکاری و هدفی مشترک، آدمهایی را که بهسادگی کنار هم نمینشینند به یک جمع بدل میسازد. اما فیلم هوشمندانهتر از آنجاست که ورزش را درمانی جادویی معرفی کند.
مسیر موریس با یک تصمیم یا چند پیروزی آسان نمیشود؛ گذشتهاش همچنان حضور دارد و تغییر، بیش از آنکه یک لحظهٔ پیروزمندانه باشد، مجموعهای از انتخابهای دشوار است. جانی ناکسویل؛ چهرهای جدیتر از انتظار نقطهٔ قوت اصلی فیلم، بازی جانی ناکسویل در نقش موریس است. مخاطبی که او را بیشتر با کمدیهای پرتحرک و بازیگوشانهاش به یاد میآورد، ممکن است از دیدن وجهی آرامتر و آسیبپذیرتر در این نقش غافلگیر شود.
« بااینحال، «Sweet Dreams» بیش از آنکه دربارهٔ مسابقه باشد، دربارهٔ دشواریِ بازسازی زندگی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ناکسویل به جای آنکه اندوه شخصیت را با اغراق به نمایش بگذارد، آن را در مکثها، نگاههای گریزپا و واکنشهای دفاعی موریس جا میدهد. خشم، شرمندگی و خودفریبی او قابلفهم میشوند، بیآنکه فیلم برای جلب همدلی، خطاهایش را بیاهمیت جلوه دهد. این نقش بهویژه در لحظههایی جان میگیرد که موریس ناچار میشود از تصویر موفقی که از خودش ساخته فاصله بگیرد.
بازیگر، تضاد میان اعتمادبهنفس ظاهری و آشفتگی پنهان شخصیت را خوب منتقل میکند؛ تضادی که به داستان وزن عاطفی میدهد و مانع میشود قهرمان فیلم صرفاً مردی باشد که با چند شوخی و تمرین ورزشی مسیرش را پیدا میکند. اجرای ناکسویل شاید در همهٔ صحنهها یکسان نباشد، اما حضور او پیوندی میان بخشهای پراکندهٔ فیلم ایجاد میکند.
در لحظات دراماتیک، این پیوند گاهی از خود فیلمنامه محکمتر است. همخانههایی با زندگیهای جداگانه گرمای «Sweet Dreams» از رابطهٔ میان ساکنان مرکز میآید؛ مردانی با خلقوخوها و پیشینههای متفاوت که ناچارند فضای مشترکی را با هم قسمت کنند. در ابتدا، این جمع بیشتر شبیه کنار هم قرار گرفتن چند شخصیت عجیبوغریب است تا خانوادهای انتخابی.
اما جزئیات روزمره، برخوردهای کوچک و همکاری بر سر تمرینها بهتدریج حس رفاقت میسازند. فیلم در بهترین لحظههایش میفهمد که پیوند انسانی الزاماً از اعترافهای بزرگ یا سخنرانیهای تأثیرگذار شکل نمیگیرد؛ گاهی حضور مداوم و پذیرفتن دیگری کافی است. با این همه، همهٔ همخانهها به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« خشم، شرمندگی و خودفریبی او قابلفهم میشوند، بیآنکه فیلم برای جلب همدلی، خطاهایش را بیاهمیت جلوه دهد. »
شخصیتها و اجرا
برخی بیشتر با ویژگیهای پررنگ یا شوخیهایشان به یاد میمانند تا با مسیری مستقل. حضور بازیگرانی چون مو عامر، بابی لی، تئو وون و دیگر چهرههای گروهی به فیلم انرژی میبخشد، اما تعدد شخصیتها مجال نمیدهد که هر یک از آنان عمق دراماتیک یکسانی پیدا کنند. نتیجه، جمعی دلنشین است که حس تعلقش باورپذیرتر از تکتک روایتهای فردی آن جلوه میکند.
اعتیاد، بدون وعدهٔ معجزه فیلم زمانی از قالب کمدی ورزشی فاصله میگیرد که به پیامدهای اعتیاد و دشواریِ بهبود نزدیک میشود. آنجا که روایت اجازه میدهد درد شخصیتها باقی بماند، «Sweet Dreams» صادقتر و اثرگذارتر است. اعتیاد در این اثر صرفاً یک مانع داستانی نیست که قهرمان با ارادهای ناگهانی از آن عبور کند؛ به روابط آسیبدیده، احساس گناه و دشواریِ اعتماد دوباره گره خورده است.
موریس باید نه فقط در برابر دیگران، بلکه در برابر تصویری که از خودش دارد پاسخگو باشد. این جدیت، برای فیلمی با فضای شوخ و بازیگران کمدی، انتخابی ارزشمند است؛ هرچند گاهی لحن اثر میان شوخی و درام بهخوبی توازن نمییابد. بعضی لحظات احساسی فرصت میخواهند تا در ذهن بنشینند، اما فیلم گاه با یک شوخی یا گذار سریع، اثرشان را کمرنگ میکند.
در سوی مقابل، برخی صحنههای جدی چنان مستقیم پیام خود را بیان میکنند که از پیچیدگیِ تجربهٔ انسانی فاصله میگیرند. با وجود این نوسان، فیلم در مواجهه با آسیبپذیری و امکانِ طلب کمک، لحنی محترمانه دارد. قصهای آشنا و ریتمی ناهموار مشکل اصلی «Sweet Dreams» تازگیِ اندک طرح داستانی آن است.
« برخی بیشتر با ویژگیهای پررنگ یا شوخیهایشان به یاد میمانند تا با مسیری مستقل. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترکیبِ آدمهای ناسازگار، تیمِ ناکام و مسابقهای برای رسیدن به هدفی بزرگتر، پیشتر بارها در سینما به کار رفته است. فیلم نیز معمولاً مسیرهای قابلانتظاری را دنبال میکند؛ بنابراین تعلیق آن کمتر از آنکه از سرنوشت مسابقه یا جهت حرکت قصه بیاید، به این وابسته است که آیا ارتباط عاطفی میان شخصیتها برای تماشاگر کار میکند یا نه.
اگر این پیوند شکل بگیرد، کلیشهها آسانتر تحمل میشوند؛ اگر نه، فرمول آشنا بیش از پیش به چشم میآید. ریتم فیلم نیز از همین مسئله آسیب میبیند. بعضی بخشها زمان بیشتری از آنچه نیاز دارند صرف میکنند، بیآنکه شناخت تازهای از شخصیتها یا تغییر محسوسی در روابطشان به دست دهند. مسابقهها و تمرینها قرار است هم موتور روایی باشند و هم استعارهای برای همکاری، اما همیشه کشش کافی ندارند.
در نتیجه، فیلم گاهی میان دو مقصد میماند: برای کمدیبودن به اندازهٔ کافی خندهدار نیست و برای درامبودن نیز همیشه عمق و تمرکز لازم را حفظ نمیکند. این ناهماهنگی مانع از آن میشود که نیت انسانیِ فیلم به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود. لحن، اجرا و لحظههای ماندگار «Sweet Dreams» در مقام کمدی، بهندرت از شوخیهایش نیرویی پایدار میگیرد.
طنز آن بیشتر از رفتارهای نامتعارف و اصطکاک میان شخصیتها برمیآید تا از ساختاری دقیق و پیوسته. گاهی این سبک با فضای آشفتهٔ مرکز بازپروری تناسب دارد، اما همیشه به خنده نمیانجامد. فیلم از طرف دیگر در بخشهای احساسی دستِ پرتری دارد؛ بهخصوص وقتی اجازه میدهد بازیها و رابطهها به جای توضیحدادنِ پیام، آن را منتقل کنند.
« اگر این پیوند شکل بگیرد، کلیشهها آسانتر تحمل میشوند؛ اگر نه، فرمول آشنا بیش از پیش به چشم میآید. »
قوتها و کاستیها
تأثیر عاطفی پایان نیز از همین سرمایهٔ انسانی میآید، نه از تازگی مسیر روایی؛ بدون آنکه لازم باشد جزئیات آن آشکار شود. کارگردانی سارکی در کلیت، به دنبال لحنی صمیمی و کمتکلف است. این انتخاب به نفع بازی ناکسویل و فضای رفاقتی فیلم تمام میشود، اما انسجامِ لحن را تضمین نمیکند. برخی صحنهها با حوصله به آسیب و مسئولیت نزدیک میشوند و برخی دیگر به الگوی سادهٔ سرگرمی ورزشی بازمیگردند.
بنابراین حاصل، اثری است که بیش از آنکه با فرم بصری یا ساختاری تازه متمایز شود، بر صداقت بازی مرکزی و دلگرمیِ جمعی تکیه دارد. مخاطبانی که از داستانهای قابلپیشبینیِ جبران و رفاقت لذت میبرند، احتمالاً با این گرما همراه میشوند؛ کسانی که تازگی، ریتم تند یا کمدی پرقدرت میخواهند، ممکن است فاصله بگیرند.
جمعبندی «Sweet Dreams» فیلمی خوشنیت و گاه صمیمانه است که بهترین دستاوردش را در بازی جدی جانی ناکسویل و رابطهٔ گرم میان همخانهها پیدا میکند. اثر در پرداخت اعتیاد و مسئولیتپذیری لحظههایی تأثیرگذار دارد و در بخشهای عاطفی میتواند تماشاگر را همراه کند. اما طرح آشنا، شوخیهایی که همیشه نمینشینند و ریتمی که گاه کش میآید، مانع از آن میشوند که ظرفیتهایش به تجربهای کاملاً ماندگار بدل شود.
فیلم بیش از آنکه داستانی تازه روایت کند، یادآوری میکند که تغییر با همراهی دیگران ممکن میشود؛ ایدهای آشنا، اما در بهترین لحظاتش همچنان انسانی و دلنشین.
« کارگردانی سارکی در کلیت، به دنبال لحنی صمیمی و کمتکلف است. »



ثبت دیدگاه