نقد و بررسی
نقد دروغگو و معشوقهاش (The Liar and His Lover) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
موسیقی بهمثابه زبان پنهان «The Liar and His Lover» در ظاهر داستانی عاشقانه در جهان موسیقی پاپ است، اما نیروی عاطفیاش از شکافی میان صدا و حقیقت سرچشمه میگیرد: آنچه آکی نمیتواند به زبان بیاورد، در زمزمهها و آهنگهایی که میسازد حضور پیدا میکند. موسیقی برای او هم پناهگاهی در برابر فرسودگی است و هم یادآور زخمی که از کنارهگیریاش از گروه «کرود پلی» بهجا مانده است.
در سوی دیگر، ریکو پیش از آنکه از هویت حرفهای آکی چیزی بداند، به صدای او واکنش نشان میدهد. همین تقدمِ شنیدن بر شناختن، یکی از ایدههای لطیف فیلم است: آدمها گاه پیش از آنکه یکدیگر را بفهمند، از راه صدا با هم پیوند میگیرند. فیلم بهخوبی از این ظرفیت بهره میبرد که موسیقی بتواند احساسات را بیواسطه منتقل کند.
ترانهها فقط تزئین صحنهها نیستند؛ گاهی آنچه شخصیتها از گفتنش عاجزند، در ملودی یا در لحظهٔ اجرا شکل میگیرد. بااینحال، اثر همیشه میان موسیقی و روایت تعادل برقرار نمیکند. برخی موقعیتها چنان شتاب میگیرند که آهنگ باید بار عاطفی بیشتری از آنچه داستان زمینهچینی کرده بر دوش بکشد.
روایتِ عشق و پنهانکاری آکی با نام و موقعیتی غیرواقعی به ریکو نزدیک میشود؛ دروغ او از میلی انسانی و قابلدرک میآید: میخواهد برای خودش دوست داشته شود، نه برای شهرت یا ترانههایش. اما فیلم بهدرستی نشان میدهد که انگیزهٔ قابلفهم، پیامد دروغ را از میان نمیبرد. رابطهای که با حذف بخشی از حقیقت آغاز شده، از همان ابتدا ناپایدار است؛ هرچه پیوند دو نفر عمیقتر میشود، فاصلهٔ میان آنچه ریکو میداند و آنچه آکی پنهان کرده، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
« در سوی دیگر، ریکو پیش از آنکه از هویت حرفهای آکی چیزی بداند، به صدای او واکنش نشان میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ساختار، کشش روایی مناسبی میسازد، زیرا راز آکی تنها وسیلهای برای غافلگیری نیست؛ بازتابی از دوگانگی او در برابر موسیقی و زندگی عمومیاش نیز هست. او از یک سو خالق آثاری است که در اختیار دیگران قرار میگیرد و از سوی دیگر از جایگاه خودش در همان صنعت گریزان است. بااینهمه، روایت گاه بهجای پرداخت تدریجیِ پیامدهای این تناقض، از یک موقعیت عاطفی به موقعیت بعدی میجهد.
بعضی دگرگونیها بیشتر به اقتضای ملودرام رخ میدهند تا از دل فرایندی که فیلم بهاندازهٔ کافی برای آن زمان ساخته باشد. آکی؛ خالقِ غایب از تصویر آکی شخصیتی است که میان حضور و غیاب گرفتار شده است. او آهنگ میسازد، اما از دیدهشدن بهعنوان صاحب آن آثار فاصله میگیرد؛ در شکلگیری موفقیت گروه نقش دارد، اما دیگر عضوی از آن نیست.
این موقعیت، پرسشی جذاب دربارهٔ مالکیت هنری پیش میکشد: آیا هنرمند زمانی که اثرش را به نام دیگری عرضه میکند، از آن جدا میشود، یا همچنان در پسِ آن حضور دارد؟ فیلم پاسخ نظری نمیدهد، اما رنج آکی از این جدایی را در رفتار بسته و خویشتندار او منعکس میکند. بازی Takeru Satoh به این شخصیت نوعی سکونِ خسته میبخشد.
آکی بیش از آنکه با اعترافهای طولانی شناخته شود، از مکثها، نگاههای گریزپا و دشواریاش در توضیح احساساتش شکل میگیرد. این انتخاب با شخصیت او سازگار است؛ مردی که زبانِ موسیقاییاش از زبانِ عاطفیاش گویاتر است. بااینحال، فیلم گاه به گذشته و زخمهای او اشاره میکند، بیآنکه همهٔ این اشارهها را به عمقی همسنگ برساند.
« بااینهمه، روایت گاه بهجای پرداخت تدریجیِ پیامدهای این تناقض، از یک موقعیت عاطفی به موقعیت بعدی میجهد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، آکی از ریکو پیچیدهتر به نظر میرسد، اما بعضی لایههای روانیاش بیشتر وعده داده میشوند تا بهطور کامل گشوده شوند. ریکو؛ صدایی درخشان، شخصیتی کمپرداخته ریکو حامل یکی از روشنترین نیروهای فیلم است: صدایی طبیعی و بیتکلف که فضای حرفهای و حسابشدهٔ صنعت موسیقی را به چالش میکشد.
او در آغاز به موسیقی نه همچون شغل یا ابزار شهرت، بلکه همچون تجربهای صمیمی و مشترک نزدیک میشود. همراهیاش با دوستان دوران کودکی، یوئیچی و سوتا، نیز تصویری از موسیقی پیش از ورود سازوکارهای تجاری به دست میدهد؛ زمانی که نواختن بیش از هر چیز به معنای باهمبودن است. Sakurako Ohara در نقش ریکو معصومیت و اشتیاق شخصیت را باورپذیر میکند و حضورش در صحنههای موسیقایی با طراوت است.
اما محدودیت اصلی ریکو در نگارش شخصیت اوست. فیلم از صدای ویژه و تأثیر عاطفی او بسیار میگوید، ولی کمتر به جهان درونیاش، خواستههای مستقلش و چگونگی تغییر نگاهش به خود میپردازد. او گاهی بیش از آنکه صاحب مسیری دراماتیک باشد، نیرویی برای بازکردن گرههای عاطفی آکی است. این کمبود بهویژه زمانی محسوس میشود که مسیر حرفهای او و رابطهاش با دوستانش میتوانست بهاندازهٔ رابطهٔ عاشقانه اهمیت پیدا کند.
صنعت موسیقی؛ میان رؤیا و کالا یکی از جنبههای جذاب فیلم، تصویر دوگانهاش از موسیقی تجاری است. از یک طرف، صنعت موسیقی امکان میدهد آهنگها به گوش شمار بیشتری از مخاطبان برسند و صدایی تازه مانند صدای ریکو دیده شود. از طرف دیگر، این جهان به قراردادها، تصویر عمومی، رقابت و تصمیمهای حرفهای وابسته است؛ عواملی که میتوانند موسیقی را از تجربهای شخصی به محصولی قابلفروش تبدیل کنند.
« او در آغاز به موسیقی نه همچون شغل یا ابزار شهرت، بلکه همچون تجربهای صمیمی و مشترک نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سرگذشت آکی و موقعیت «کرود پلی» این تنش را در قالبی دراماتیک مجسم میکنند. بااینحال، فیلم بیشتر به احساس فرسودگی و سرخوردگی از سازوکارهای حرفهای تکیه دارد تا به بررسی دقیق خودِ آنها. مخاطب نشانههایی از فشارهای صنعت را میبیند، اما رابطهٔ میان تصمیمهای تجاری و سرنوشت هنرمندان همیشه با جزئیات کافی ساخته نمیشود.
به همین دلیل، جهان پشت صحنه گاه پسزمینهای مؤثر برای بحرانهای شخصیتهاست، نه موضوعی که فیلم بهطور مستقل و همهجانبه کاوش کند. با وجود این، تضاد میان صداقت موسیقیِ شخصی و صورتبندی تجاری آن، به اثر لایهای فراتر از عاشقانهای ساده میدهد. رابطهٔ عاشقانه و نابرابری قدرت مهمترین مسئلهٔ اخلاقی و انتقادی فیلم در فاصلهٔ سنی آکی و ریکو نهفته است: آکی مردی بیستوپنجساله و ریکو دانشآموزی شانزدهساله است.
روایت، این رابطه را با نرمی و لطافت قاب میگیرد و بر کشش عاطفی و موسیقی مشترک آنها تکیه میکند؛ اما همین لطافت ممکن است نابرابری موقعیت و قدرت را کمرنگ جلوه دهد. آکی نهتنها بزرگسالتر و باتجربهتر است، بلکه از اطلاعاتی دربارهٔ هویت و جایگاه حرفهای خود برخوردار است که ریکو از آن بیخبر مانده است.
در نتیجه، مسئله فقط تفاوت سن نیست؛ مسئله این است که دو شخصیت با آگاهی و امکان انتخاب برابر وارد رابطه نمیشوند. دروغ آکی و رازهای حرفهایاش این عدمتوازن را تشدید میکند. فیلم بیشتر در پی ساختن رابطهای شاعرانه است تا سنجیدن پیامدهای این شکاف، و همین انتخاب میتواند برای تماشاگر امروز مسئلهساز باشد.
« سرگذشت آکی و موقعیت «کرود پلی» این تنش را در قالبی دراماتیک مجسم میکنند. »
قوتها و کاستیها
نگاه انتقادی به این جنبه، از ارزش عاطفی موسیقی یا بازیها نمیکاهد؛ بلکه کمک میکند میان احساساتی که فیلم میخواهد برانگیزد و پرسشهایی که ناخواسته پیش میکشد، فاصلهای آگاهانه حفظ شود. کارگردانی، ریتم و کیفیت عاطفی Norihiro Koizumi فضای فیلم را با لحنی رمانتیک و ملایم پیش میبرد.
تمرکز بر چهرهها، لحظههای کوتاه سکوت و اجراهای موسیقایی، به اثر حالوهوایی صمیمی میدهد؛ گویی احساسات شخصیتها در اتاقهای تمرین و میان صداهای نیمهتمام بهتر از گفتوگوهای توضیحی آشکار میشوند. بازیگران اصلی نیز در کنار یکدیگر هماهنگی قابلقبولی دارند. رابطهٔ آنها از طریق نگاه و واکنشهای کوچک شکل میگیرد و همین پیوند در صحنههای آرام مؤثرتر از لحظههای پرهیجان است.
ضعف ریتم، اما، اجازه نمیدهد همهٔ موقعیتها به یک اندازه بنشینند. فیلم گاهی زمینهٔ یک تصمیم یا بحران را بهسرعت میچیند و پیش از آنکه پیامد عاطفیاش در شخصیتها رسوب کند، به مرحلهٔ بعد میرود. از این رو، برخی لحظههای مهم ظرفیت تأثیرگذاری بیشتری دارند، اما فرصت کافی برای رسیدن به آن ظرفیت پیدا نمیکنند.
بااینحال، هماهنگی ترانهها با فضای داستان و اجرای بازیگران، پیوندی شنیداری و عاطفی میسازد که بخش مهمی از کمبودهای روایی را جبران میکند. جمعبندی «The Liar and His Lover» عاشقانهای موسیقایی و خوشحس است که در بهترین لحظههایش نشان میدهد آهنگ میتواند شکل دیگری از اعتراف باشد؛ راهی برای بیان اندوه، اشتیاق و حقیقتی که شخصیتها هنوز توان گفتنش را ندارند.
« کارگردانی، ریتم و کیفیت عاطفی Norihiro Koizumi فضای فیلم را با لحنی رمانتیک و ملایم پیش میبرد. »
جمعبندی
بازیهای باورپذیر، فضای لطیف و حضور پررنگ موسیقی به فیلم جذابیت میبخشند و تقابل میان آفرینش هنری و منطق صنعت، به داستان معنایی فراتر از یک رابطهٔ عاشقانه میدهد. در برابر این امتیازها، شتاب روایت، کمعمقی نسبی تحول ریکو و پرداخت ناکافی برخی گرهها قرار دارد. افزون بر آن، رمانتیککردن رابطهٔ مردی بزرگسال با دختری نوجوان، پرسشی جدی دربارهٔ قدرت و رضایت پیش میکشد که فیلم بهاندازهٔ کافی با آن درگیر نمیشود.
حاصل، اثری دلنشین اما نابرابر است: فیلمی که در موسیقی و لحظههای صمیمی خود بهیادماندنی میشود، ولی از نظر پرداخت شخصیتها و سنجش اخلاقی رابطهٔ مرکزی، جای تأمل و نقد باقی میگذارد.
« در برابر این امتیازها، شتاب روایت، کمعمقی نسبی تحول ریکو و پرداخت ناکافی برخی گرهها قرار دارد. »



ثبت دیدگاه