نقد و بررسی
نقد عزیز (Aziz) | 2021
«Aziz» در ظاهر یک درام تاریخی، عاشقانه و خانوادگی است، اما نیروی اصلی آن از برخورد میان سرنوشت فردی و فضای اجتماعیِ ملتهبی میآید که شخصیتها را وادار میکند میان عشق، تعلق، قدرت و آزادی انتخاب کنند. سریال با تکیه بر فضای تاریخی آنتاکیا و داستان مردی که پس از سالها دوری به زادگاهش بازمیگردد، روایتی درباره بازسازی هویت و ایستادن دوباره روی پاهای خود شکل میدهد. جذابیت اثر بیش از آنکه به غافلگیریهای روایی وابسته باشد، از شخصیتها، فضای دوره تاریخی و کشمکشهای عاطفی و طبقاتی آن سرچشمه میگیرد.
B
Beyazperde
+1
وعده ژانری؛ تاریخی که در خدمت یک داستان انسانی قرار میگیرد
«Aziz» از همان ابتدا وعده ترکیبی آشنا اما پرکشش را مطرح میکند: درام تاریخی، عاشقانه، خانوادگی و داستانی درباره ایستادگی در برابر سلطه. قصه در آنتاکیای دهه ۱۹۳۰ میگذرد؛ دورهای که شهر در شرایط سیاسی و اجتماعی پیچیدهای قرار دارد و همین بستر تاریخی، زندگی خصوصی شخصیتها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین ساختاری، تاریخ صرفاً پسزمینهای برای لباسهای قدیمی و دکورهای چشمگیر نیست، بلکه عاملی است که انتخابهای شخصیتها را محدود یا دشوار میکند. اطلاعات رسمی مربوط به سریال نیز بر همین پیوند میان بازگشت قهرمان، کشمکشهای خانوادگی و مسئله آزادی تأکید دارد. S Show TV +1 نکته قابل توجه این است که سریال تلاش نمیکند تاریخ را با رویکردی کاملاً مستند یا آموزشی روایت کند. آنچه اهمیت دارد، تجربه شخصیتها از تاریخ است؛ یعنی اینکه قدرت سیاسی، شکاف طبقاتی، فشار اجتماعی و روابط خانوادگی چگونه وارد زندگی روزمره میشوند. به همین دلیل، «Aziz» بیش از آنکه یک بازسازی تاریخی خشک باشد، یک ملودرام تاریخی است که از شرایط یک دوره برای تشدید بحرانهای شخصی استفاده میکند. این انتخاب برای مخاطبی که از سریال تاریخی انتظار ماجراهای عاطفی و شخصیتمحور دارد، قابل درک است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که به دقت تاریخی یا تحلیل سیاسی عمیقتر علاقه دارند، محدودکننده به نظر برسد. قوت مهم اثر در همین ترکیب نهفته است: داستان شخصی قهرمان، به تدریج معنایی فراتر از مسئله زندگی خصوصی پیدا میکند و بازگشت او به زادگاهش با تصویری از جامعهای دگرگونشده پیوند میخورد. «Aziz» از این مسیر، مفهوم بازگشت را به مسئلهای چندلایه تبدیل میکند؛ بازگشت به خانه، بازگشت به گذشته، بازگشت به عشق و در نهایت تلاش برای پیدا کردن جایگاه تازهای در جهانی که دیگر مانند گذشته نیست.
« بازگشت به خانه، در «Aziz» به معنای بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه آغاز مواجهه با گذشته است. »
روایت و ریتم؛ ملودرامی که به صبر مخاطب نیاز دارد
روایت «Aziz» بر پایه انباشت تدریجی بحرانها بنا شده است. سریال برای معرفی روابط خانوادگی، مناسبات قدرت و گذشته شخصیتها زمان صرف میکند و همین مسئله باعث میشود مخاطب در ابتدای مسیر، بیش از آنکه صرفاً دنبال حادثه باشد، مشغول شناخت شبکه روابط میان شخصیتها شود. این روش برای یک سریال تلویزیونی بلندمدت کارکرد دارد، زیرا بسیاری از کشمکشهای اصلی از دل همین روابط شکل میگیرند، اما در عین حال باعث میشوند ریتم اثر در بخشهایی یکنواخت شود. یکی از ویژگیهای روایت، وابستگی آن به تعلیقهای عاطفی و اطلاعات تدریجی است. نویسندگان معمولاً اطلاعات را به شکلی ارائه میکنند که مخاطب درباره انگیزه شخصیتها، گذشته روابط و پیامد تصمیمهای آنان کنجکاو بماند. چنین ساختاری در قسمتهای موفقتر سریال باعث میشود پایان هر موقعیت، زمینهای برای دنبال کردن ادامه داستان ایجاد کند. در مقابل، زمانی که یک بحران بیش از ظرفیت طبیعی خود کش داده میشود، اثر به الگوی آشنای ملودرامهای تلویزیونی نزدیک میشود؛ الگویی که در آن سوءتفاهم، پنهانکاری و تعویق در گفتوگو جای رشد طبیعی تعارض را میگیرد. با این حال، «Aziz» را نمیتوان صرفاً مجموعهای از کشمکشهای عاشقانه دانست. خط روایی مربوط به خانواده، جایگاه اجتماعی، کار و استقلال اقتصادی نیز به تدریج اهمیت پیدا میکند. بازگشت قهرمان، او را با جامعهای مواجه میکند که در آن دیگر موقعیت پیشینش را در اختیار ندارد و همین تغییر، یکی از موتورهای مهم روایت است. سریال در این قسمتها موفق میشود مفهوم «از دست دادن» را از یک اتفاق فردی به فرآیندی اجتماعی تبدیل کند. مشکل اصلی ریتم در جایی شکل میگیرد که چندین خط داستانی همزمان میخواهند به اندازه خط اصلی اهمیت پیدا کنند. برخی شخصیتهای فرعی ظرفیت بسیار خوبی برای گسترش مضمونهای سریال دارند، اما پرداخت همه آنها همیشه یکدست نیست. به همین دلیل، مخاطب گاهی احساس میکند داستان میتوانست با حذف برخی رفتوبرگشتهای روایی، تمرکز بیشتری بر تحول شخصیتهای مرکزی داشته باشد. این ضعف، بیشتر به ساختار سریالهای تلویزیونی طولانی مربوط میشود تا فقدان ایده در روایت.
« وقتی ملودرام به جای حادثه، بر تغییر آدمها تکیه میکند، «Aziz» بیشترین تأثیر خود را به جا میگذارد. »
شخصیتها و بازیها؛ جایی که سریال جان میگیرد
مرکز ثقل سریال بدون تردید شخصیت Aziz است؛ مردی که داستان از زاویه تجربه او با فقدان، بازگشت و بازتعریف هویت پیش میرود. Murat Yıldırım در ایفای این نقش تلاش میکند دو چهره متفاوت از شخصیت را کنار هم قرار دهد: مردی که گذشته و جایگاه اجتماعی مشخصی داشته و فردی که پس از بازگشت، ناچار است معنای تازهای برای خودش پیدا کند. این تغییر اگرچه همیشه با ظرافت یکسانی نوشته نشده، اما بازی بازیگر کمک میکند تضاد میان اعتمادبهنفس ظاهری و آسیبپذیری درونی شخصیت قابل لمس باشد. حضور بازیگران اصلی و ترکیب آنان با چهرههای باتجربه نیز یکی از نقاطی است که از همان زمان معرفی سریال مورد توجه قرار گرفته بود. S Show TV +1 Damla Sönmez در نقش Dilruba از دیگر عناصر مهم بازیگری سریال است. شخصیت او در منطقهای خاکستری میان گذشته و حال، میان انتخاب شخصی و فشار محیط و میان احساس و مصلحت قرار میگیرد. Sönmez این تضاد را بیشتر از طریق کنترل احساسات و تغییرات رفتاری منتقل میکند تا نمایشهای آشکار و پراغراق. همین ویژگی باعث میشود شخصیت او صرفاً به یک ضلع از مثلث عاشقانه تقلیل پیدا نکند، هرچند فیلمنامه در بعضی مقاطع میتوانست استقلال دراماتیک او را پررنگتر کند. Simay Barlas در نقش Efnan یکی از شخصیتهایی است که مسیر عاطفی سریال را از قالب کلاسیک عشق قدیمی بیرون میکشد. جذابیت این شخصیت در تضاد میان جایگاه اجتماعی و ظرفیت درونی اوست. Efnan از نقطهای وارد جهان Aziz میشود که در ظاهر فاصله زیادی با زندگی او دارد، اما همین تفاوت به ابزاری برای بازتعریف ارزشهای قهرمان تبدیل میشود. اجرای Barlas نیز به شخصیت انرژی و معصومیتی میدهد که بهتدریج با تجربههای تازه پیچیدهتر میشود. در کنار این سه شخصیت، بازیگران باتجربهای مانند Ahmet Mümtaz Taylan و Fırat Tanış به جهان سریال وزن بیشتری میدهند. حضور آنان باعث میشود بسیاری از صحنههای خانوادگی و قدرت، صرفاً گفتوگویی توضیحی نباشند و پشت کلمات، مناسبات پیچیدهتری احساس شود. البته برخی شخصیتها گاه بیش از آنکه انسانهایی با انگیزههای متناقض باشند، به نمایندگان یک موضع یا یک نیروی دراماتیک تبدیل میشوند. این مسئله یکی از نقاطی است که فاصله میان یک ملودرام جذاب و یک درام کاملاً چندلایه را مشخص میکند.
« بازیگران «Aziz» بیش از آنکه ضعفهای شخصیتپردازی را پنهان کنند، در بهترین لحظات به آنها عمق میبخشند. »
فضا، طراحی صحنه و فرم؛ آنتاکیا به یک شخصیت تبدیل میشود
یکی از برجستهترین دستاوردهای «Aziz»، ساختن فضای تاریخی آن است. طراحی لباس، دکور، وسایل صحنه و معماری تصویری تلاش میکنند مخاطب را از زمان معاصر جدا کنند و به آنتاکیای دهه ۱۹۳۰ ببرند. حتی زمانی که روایت از نظر داستانی در مسیر قابل پیشبینی حرکت میکند، فضا همچنان جذابیت بصری خود را حفظ میکند. توجه به جزئیات دوره تاریخی، بهخصوص در لباس و طراحی محیط، از جمله عواملی بود که در معرفی و بازتاب اولیه سریال نیز برجسته شد. S Show TV +1 اما اهمیت فضای سریال تنها به زیباییشناسی محدود نمیشود. آنتاکیا در «Aziz» محل برخورد طبقات، فرهنگها و قدرتهای مختلف است. خانههای اشرافی، فضاهای عمومی، محیطهای کاری و محلههای فرودست هرکدام بخشی از ساختار اجتماعی داستان را بازتاب میدهند. همین تفاوت فضایی کمک میکند جایگاه شخصیتها فقط با دیالوگ توضیح داده نشود؛ مخاطب میتواند فاصله اجتماعی میان آنان را در قاب تصویر نیز ببیند. از نظر کارگردانی، سریال بیش از هر چیز بر کلاسیکبودن زبان تصویری خود تکیه دارد. قاببندیها معمولاً در خدمت روایت هستند و کمتر به خودنمایی بصری میپردازند. این رویکرد شاید برای مخاطبی که به فرمهای تجربی و میزانسنهای جسورانه علاقه دارد چندان غافلگیرکننده نباشد، اما با جنس روایت هماهنگی دارد. «Aziz» میخواهد قصهای بزرگ و احساساتی را در بستری تاریخی روایت کند و به همین دلیل، زبان تصویری کنترلشده آن در بسیاری از لحظات انتخابی منطقی است. در مقابل، همین رویکرد گاهی باعث میشود برخی موقعیتهای دراماتیک، از نظر بصری به الگوهای آشنای سریالهای تاریخی تلویزیونی نزدیک شوند. اثر در فضاسازی موفقتر از نوآوری فرمی است. ارزش تصویری آن بیشتر در انسجام و جزئیات است تا در خلق زبان سینمایی تازه. به بیان دیگر، «Aziz» میخواهد جهانی باورپذیر بسازد، نه اینکه قواعد روایت تصویری تلویزیون را از نو تعریف کند.
« در «Aziz»، شهر فقط محل وقوع داستان نیست؛ بخشی از هویت داستان است. »
قوتها و ضعفها؛ فاصله میان جاهطلبی و اجرا
بزرگترین قوت سریال را باید در جاهطلبی آن برای ترکیب چند سطح داستانی جستوجو کرد. اثر همزمان میخواهد درباره عشق، خانواده، طبقه اجتماعی، آزادی، هویت و بازسازی فردی حرف بزند. در بهترین لحظات، این عناصر جدا از هم عمل نمیکنند؛ عشق بر تصمیمهای اجتماعی اثر میگذارد، مناسبات خانوادگی به قدرت اقتصادی گره میخورد و موقعیت سیاسی بر روابط خصوصی سایه میاندازد. همین پیوند است که به سریال هویتی فراتر از یک عاشقانه تاریخی میدهد. نقطه قوت دیگر، فضای گرم و پرجزئیات آن است. حتی مخاطبی که با بعضی انتخابهای روایی ارتباط برقرار نمیکند، میتواند از طراحی جهان داستان لذت ببرد. گروه بازیگران نیز به سریال نوعی وزن و اعتبار میدهد که برای یک ملودرام طولانی ضروری است. ترکیب بازیگران باسابقه و جوان باعث شده طیف شخصیتها از نظر انرژی اجرایی متنوع باشد. S Show TV +1 در طرف مقابل، مهمترین ضعف «Aziz» را میتوان در نوسان کیفیت فیلمنامه دید. بعضی موقعیتها با ظرافت ساخته میشوند و نتیجه طبیعی تصمیمهای قبلی به نظر میرسند، اما در برخی بخشها، پیشبرد داستان به سوءتفاهمها یا واکنشهایی وابسته میشود که بیش از حد برای حفظ تعلیق طراحی شدهاند. این مسئله بهویژه زمانی محسوس است که شخصیتها اطلاعاتی را برای مدت طولانی از یکدیگر پنهان میکنند، در حالی که یک گفتوگوی ساده میتوانست مسیر درام را تغییر دهد. یک نکته مهم دیگر، نسبت سریال با تاریخ و هویت محلی است. «Aziz» تلاش میکند فضای فرهنگی و اجتماعی منطقه را وارد روایت کند، اما درباره نحوه بازنمایی زبان و هویت محلی، نقدهایی نیز مطرح شده است؛ از جمله بحث درباره کمرنگبودن زبان عربی در بازنمایی جامعه آنتاکیا. چنین بحثی نشان میدهد که بازسازی تاریخی تنها به دکور و لباس محدود نمیشود و انتخاب زبان، شیوه نمایش فرهنگ و تعریف هویت جمعی نیز بخشی از مسئولیت یک اثر تاریخی است. A Antakya Gazetesi
« ضعف «Aziz» کمبود ایده نیست؛ مسئله، نابرابری در کیفیت اجرای ایدههاست. »
عشق، قدرت و بازتعریف قهرمان
در سطح مضمونی، «Aziz» را میتوان داستان مردی دانست که مجبور میشود تعریف خود از قدرت را تغییر دهد. قهرمان در آغاز بیش از آنکه نیازمند ساختن باشد، وارث است؛ جایگاه، خانواده و زندگی او از قبل تعریف شدهاند. اما زمانی که این ساختار فرو میریزد، مسئله اصلی این نیست که چگونه گذشته را پس بگیرد، بلکه این است که آیا میتواند بدون تکیه بر امتیازات گذشته، هویتی تازه بسازد. این مضمون با خط عاشقانه سریال نیز پیوند نزدیکی دارد. عشق در اینجا صرفاً وسیلهای برای ایجاد کشش میان شخصیتها نیست؛ هر رابطه عاشقانه، بخشی از مسئله هویت و انتخاب را نیز نمایندگی میکند. گذشته، خاطره، عادت و احساس وظیفه در برابر امکان یک زندگی تازه قرار میگیرند. همین مسئله باعث میشود روابط عاطفی سریال، دستکم در ایده، بیش از یک مثلث عاشقانه معمولی ظرفیت داشته باشند. از سوی دیگر، زنان داستان نیز صرفاً ابزار رشد شخصیت اصلی نیستند. Dilruba و Efnan هرکدام به شیوهای متفاوت با محدودیتهای اجتماعی مواجهاند و مسیر آنان نشان میدهد که مسئله انتخاب، تنها دغدغه قهرمان مرد نیست. البته میزان استقلال دراماتیک این شخصیتها در تمام قسمتها یکسان باقی نمیماند و گاهی روایت دوباره آنان را به مدار داستان Aziz بازمیگرداند؛ اما حضورشان همچنان باعث میشود مسئله آزادی شخصی در سطحی فراتر از قهرمان اصلی مطرح شود. در این میان، مفهوم آزادی نیز بیشتر به شکل تجربهای انسانی و اجتماعی مطرح میشود تا یک شعار انتزاعی. سریال بهجای آنکه صرفاً درباره آزادی سخن بگوید، شرایطی را تصویر میکند که در آن شخصیتها برای انتخاب مسیر زندگی خود با موانع خانوادگی، اجتماعی و سیاسی روبهرو هستند. همین پیوند میان آزادی عمومی و آزادی فردی، یکی از جذابترین لایههای مفهومی اثر است.
« قهرمان واقعی «Aziz» زمانی شکل میگیرد که قهرمان بودن دیگر امتیاز او نیست، بلکه مسئولیت اوست. »
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ یک ملودرام تاریخی برای تماشاگر شخصیتمحور
«Aziz» بیش از هر چیز برای مخاطبی ساخته شده است که از درامهای تاریخی، روابط عاطفی پیچیده، خانوادههای پرتنش و قهرمانانی که از سقوط دوباره برمیخیزند لذت میبرد. اگر تماشاگر به داستانهایی علاقه داشته باشد که تاریخ را از مسیر زندگی آدمها روایت میکنند، فضای دوره تاریخی برایش به اندازه خود داستان اهمیت داشته باشد و با ریتم نسبتاً آرام و قسمتهای طولانی مشکلی نداشته باشد، جهان سریال ظرفیت همراهکردن او را دارد. در مقابل، اگر انتظار اصلی از یک اثر تاریخی، بازسازی دقیق و مستندگونه شرایط سیاسی و فرهنگی باشد، «Aziz» ممکن است انتخابی متفاوت از آن انتظار باشد. تمرکز اصلی سریال بر درام انسانی است و تاریخ بیشتر بهعنوان نیروی شکلدهنده داستان عمل میکند. همین رویکرد را میتوان هم نقطه قوت دانست و هم محدودیت؛ زیرا باعث میشود اثر برای مخاطب عام قابل دسترستر شود، اما گاهی از پیچیدگیهای تاریخی و اجتماعی فاصله بگیرد. جایگاه «Aziz» همچنین به توانایی آن در پیوند دادن ملودرام سنتی با ظاهر و فضای یک درام تاریخی وابسته است. سریال از کلیشههای این ژانر فاصله کامل نمیگیرد، اما تلاش میکند آنها را در بستری متفاوت قرار دهد. نتیجه اثری است که الزاماً قصد ندارد فرم تازهای از سریالسازی ارائه کند، بلکه میخواهد یک داستان عاطفی و پرکشمکش را با تولیدی چشمگیر و فضای تاریخی جذاب روایت کند. در نهایت، ارزش «Aziz» بیش از آنکه در بینقصبودن آن باشد، در مجموعه انتخابهایی است که کنار یکدیگر قرار میگیرند: قهرمانی که مجبور به بازتعریف خود میشود، شهری که تاریخ در آن حضور زنده دارد، عشقهایی که با مسئله انتخاب گره میخورند و خانوادههایی که قدرت را در سطح خصوصی بازتولید میکنند. سریال در بهترین لحظات خود از ملودرام فراتر میرود و درباره این پرسش صحبت میکند که انسان پس از از دست دادن جایگاه، خانه و امنیت گذشته چگونه میتواند دوباره خودش را بسازد. «Aziz» اثری بینقص نیست و در مسیر روایت گاهی گرفتار طولانیشدن تعارضها، نوسان شخصیتپردازی و برخی انتخابهای آشنای ملودراماتیک میشود؛ بااینحال، فضای تاریخی چشمگیر، بازیهای قابل اتکا و مضمون بازسازی هویت به آن هویتی مشخص میبخشد. مهمتر از همه، سریال میداند که جذابیت چنین داستانی فقط در این نیست که قهرمان چه چیزی را از دست میدهد، بلکه در این است که پس از آن فقدان، چه کسی خواهد شد.
« Aziz» درباره بازگشت یک مرد نیست؛ درباره ساختن دوباره انسانی است که دیگر نمیتواند به گذشته خود بازگردد. »
B S A Sources
ثبت دیدگاه