نقد و بررسی
نقد Air Strike | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگ در مقیاس شهر «Air Strike» ساختهٔ Xiao Feng میکوشد جنگ را نه فقط از فراز آسمان، در کابین جنگندهها، بلکه از سطح خیابانها و در میان مردمی روایت کند که زیر سایهٔ بمباران روزمره زندگی میکنند. بستر تاریخی فیلم، حملات هوایی ژاپن به چونگچینگ در جریان جنگ جهانی دوم است؛ شهری که در روایت، به صحنهٔ همزمان مقاومت نظامی و تلاش عادی مردم برای بقا بدل میشود.
در کنار خلبانان و نیروهای دفاعی، چندین شخصیت چینی درگیر حفظ جان خود و دیگراناند و حضور یک مربی آمریکایی، خط آموزش خلبانان تازهکار را به این بحران پیوند میزند. این گستردگی، از همان ابتدا هم وعدهٔ یک حماسهٔ جنگی پرمقیاس را میدهد و هم خطر پراکندگی را در خود دارد. طرحی پرظرفیت، روایتی پراکنده هستهٔ دراماتیک فیلم روشن و بالقوه مؤثر است: خلبانی باتجربه باید نیروهای کمتجربه را برای نبردی آماده کند که در آن، شکست صرفاً به معنای از دست رفتن یک مأموریت نیست، بلکه میتواند زندگی مردم شهر را نیز تهدید کند.
این موقعیت بهطور طبیعی امکان میدهد آموزش نظامی، مسئولیتپذیری و ترس از شکست در یک خط واحد به هم برسند. هر تمرین میتواند به مقدمهای برای نبرد بدل شود و هر تصمیم مربی، پیامدی فراتر از رابطهٔ استاد و شاگرد پیدا کند. بااینحال، فیلم در گسترش این طرح، بهجای آنکه همواره روابط و پیامدها را با حوصله بپروراند، گاه از یک رخداد بزرگ به رخدادی دیگر میجهد.
« این گستردگی، از همان ابتدا هم وعدهٔ یک حماسهٔ جنگی پرمقیاس را میدهد و هم خطر پراکندگی را در خود دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حمله، واکنش نظامی، مصیبت غیرنظامیان و لحظههای شخصی پشت سر هم قرار میگیرند، اما اتصال میان آنها همیشه به اندازهٔ کافی شکل نمیگیرد. نتیجه، روایتی است که مسیر کلیاش قابل تشخیص است، ولی پیوندهای عاطفیاش ناپایدار میمانند. شتاب فیلم از یک سو با آشوب جنگ تناسب دارد؛ از سوی دیگر، مجال تماشاگر را برای درک وزن هر واقعه محدود میکند.
شخصیتها در سایهٔ جنگ شخصیت محوریِ مربی آمریکایی، با بازی Bruce Willis، ظرفیت مناسبی برای بررسی مسئولیت و اعتماد دارد. او در موقعیتی قرار گرفته که باید به کسانی آموزش دهد که قرار است در شرایطی نابرابر و هولناک بجنگند. رابطهٔ او با خلبانان چینی میتوانست بهتدریج از بیاعتمادی به همکاری برسد و تفاوت تجربهها و نگاهها را به بخشی از درام تبدیل کند.
فیلم گاه به این امکان نزدیک میشود، بهویژه هنگامی که همکاری جمعی را بر قهرمانی تکنفره مقدم میداند؛ اما اغلب برای تعمیق این رابطه مکث نمیکند. مشکل فقط کمبود زمان برای یک شخصیت نیست، بلکه تعدد شخصیتها و خطوط داستانی است. فیلم میخواهد همزمان از خلبانان، نیروهای دفاعی، مردم عادی و چهرههای گوناگون حاضر در بحران بگوید.
« نتیجه، روایتی است که مسیر کلیاش قابل تشخیص است، ولی پیوندهای عاطفیاش ناپایدار میمانند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، بسیاری از این افراد بیش از آنکه زندگی مستقلی پیدا کنند، کارکردی روایی دارند: نمایندهٔ شجاعت، فقدان، عشق یا فداکاریاند. وقتی انگیزهها و پیشینهها بهاختصار معرفی میشوند، تصمیمهای بعدی نیز کمتر اثر میگذارند؛ تماشاگر میفهمد چه اتفاقی رخ داده، اما همیشه فرصت نمییابد آن را از درون تجربه کند.
صحنههای نبرد و تصویر آشوب یکی از دستاوردهای فیلم، توانایی آن در نمایش مقیاس حملات است. نماهای هوایی و تصاویر شهرِ زیر بمباران، حس محاصره و گستردگی بحران را منتقل میکنند. اهمیت این لحظهها فقط در نمایش هواپیماها و انفجارها نیست؛ فیلم میکوشد نشان دهد که نبرد هوایی چگونه به زندگی روزمره رخنه میکند و امنیت شهری را از میان میبرد.
در این بخشها، حرکت میان آسمان و زمین میتواند فاصلهٔ میان تصمیم نظامی و پیامد انسانی آن را ملموس سازد. اما بزرگی تصویر همیشه به معنای وضوح یا اثرگذاری بیشتر نیست. تدوین پرشتاب، در برخی صحنهها اجازه نمیدهد جزئیات بصری در ذهن بنشینند یا تماشاگر مسیر کنش را بهخوبی دنبال کند. نبردها ممکن است هیجان لحظهای ایجاد کنند، ولی گاه از آن دقتی که تعلیق پایدار میسازد فاصله میگیرند.
« صحنههای نبرد و تصویر آشوب یکی از دستاوردهای فیلم، توانایی آن در نمایش مقیاس حملات است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جلوههای بصری نیز در بهترین لحظهها به ساختن فضای خطر کمک میکنند، اما در همهٔ صحنهها به یک اندازه باورپذیر و یکپارچه نیستند. فیلم در پی خلق شکوه و آشفتگی است؛ مشکل آنجاست که گاهی آشفتگیِ اجرا جای آشفتگیِ سنجیدهٔ جهان داستانی را میگیرد. تدوین، ریتم و پیوند عاطفی ریتم فیلم از نیاز به پوشش دادن میدان وسیعی از رخدادها تأثیر میپذیرد.
داستان به آموزش، نبردهای هوایی، حمله به شهر و زندگی غیرنظامیان سر میزند و میخواهد از هر یک سهمی در ساخت تصویر کلی جنگ داشته باشد. چنین انتخابی، در اصل، میتواند حس محاصره و چندصدایی ایجاد کند؛ بحران در یک جبهه محدود نمیماند و هر بخش از جامعه را درگیر میکند. بااینحال، گستردگی روایت زمانی کارآمد است که تدوین میان خطها رابطهای روشن برقرار کند.
در «Air Strike» این رابطه همیشه قوام نمییابد. گاه لحظهای انسانی پیش از آنکه فرصت پیدا کند به تجربهای عاطفی تبدیل شود، با صحنهای پرتحرک جایگزین میشود. این جابهجایی، در ابتدا ضرباهنگی پرتنش پدید میآورد، اما در ادامه میتواند اثر وقایع را کمرنگ کند؛ زیرا فیلم بیشتر به پیشبردن رخدادها میپردازد تا به رسوب دادن آنها.
« تدوین، ریتم و پیوند عاطفی ریتم فیلم از نیاز به پوشش دادن میدان وسیعی از رخدادها تأثیر میپذیرد. »
قوتها و کاستیها
درام جنگی تنها با شمار و شدت حملات سنجیده نمیشود، بلکه به فاصلههایی نیاز دارد که در آنها فقدان، ترس یا امید مجال ظهور پیدا کند. فیلم در این فاصلهگذاری محتاط نیست. بازیها و حضور چهرههای شناختهشده ترکیب بازیگران بینالمللی، از جمله Bruce Willis، Song Seung-heon و Adrien Brody، به فیلم چهرههایی آشنا میبخشد، اما حضور ستارهها بهخودیخود نمیتواند پراکندگی فیلمنامه را جبران کند.
در فیلمی با این تعداد شخصیت و مسیر روایی، بازیگران برای ساختن رابطه و شخصیتپردازی به صحنههای پیوسته و دیالوگهایی نیاز دارند که فراتر از توضیح موقعیت عمل کنند. هرگاه چنین فرصتی فراهم میشود، ظرفیت انسانی داستان آشکارتر است؛ اما این لحظهها در میان حرکت سریع روایت گاه کوتاه میمانند.
همین مسئله بر لحن فیلم نیز اثر میگذارد. میان بازنمایی رنج، نمایش حماسی مقاومت و صحنههای پرهیجان نظامی، گاهی تعادلی پایدار شکل نمیگیرد. فیلم میخواهد هم سوگنامهٔ شهر باشد و هم نمایش بزرگیِ نبرد؛ دو هدفی که میتوانند در کنار هم قرار گیرند، اما نیازمند پیوندی دقیقاند. هرگاه جلوهنمایی بر مشاهدهٔ انسانی غلبه میکند، تصویر جنگ از تجربهٔ زیستهٔ مردم فاصله میگیرد و به زنجیرهای از موقعیتهای نمایشی نزدیک میشود.
« همین مسئله بر لحن فیلم نیز اثر میگذارد. »
جمعبندی
جمعبندی «Air Strike» ایدهای پرظرفیت دارد: پیوند دادن آموزش خلبانان تازهکار با دفاع از شهری که زیر حمله قرار گرفته است. این چارچوب، امکان روایت مسئولیت، همکاری و هزینهٔ انسانی جنگ را فراهم میکند و صحنههای حمله هوایی نیز در انتقال حس خطر و مقیاس بحران موفقاند. بااینحال، تعدد خطوط داستانی، شتاب تدوین و کمبود فرصت برای شکلگیری شخصیتها، مانع از آن میشود که همهٔ این ظرفیتها به درامی منسجم و ماندگار تبدیل شوند.
فیلم لحظههایی دارد که میتوانند توجه تماشاگر را جلب کنند، اما میان هیجان صحنههای نبرد و عمق عاطفی مورد نیاز یک روایت جنگی، توازن همواره برقرار نیست. حاصل، اثری است پرتحرک و پرحادثه که تصویری گسترده از مقاومت میسازد، اما در پرداخت پیوندهای انسانی و متمرکز کردن روایت به دشواری میافتد.,2,3"> [blocked]



ثبت دیدگاه