نقد و بررسی
نقد هتل آرتمیس (Hotel Artemis) | 2018
هتل آرتمیس؛ پناهگاه جنایتکاران در دل شهرِ رو به انفجار «هتل آرتمیس» داستانی را در لسآنجلسِ آیندهای نزدیک جای میدهد؛ شهری که اعتراضها و شورشها در خیابانهایش بالا گرفته و آب، بهعنوان منبعی حیاتی، به میدان منازعهای سیاسی و اقتصادی بدل شده است. در دل این آشوب، هتلی قدیمی و متروک پناهگاهی پنهان برای تبهکاران شده: بیمارستانی مخفی که پرستاری به نام ژان توماس، مشهور به «پرستار»، آن را با مجموعهای سختگیرانه از قوانین اداره میکند. شبی که چند مهمان زخمی، چهرههایی از گذشته و صاحبنفوذی تهدیدکننده در یک مکان گرد هم میآیند، این نظم شکننده را به آزمون میگذارند. فیلم از همان ابتدا بر یک پرسش جذاب بنا میشود: آیا میتوان برای آدمهایی که بیرون از قانون زندگی میکنند، نظمی مستقل و پایدار ساخت؟ هتل؛ ایدهای که از خود قصه فراتر میرود مهمترین دارایی فیلم، فضای هتل است. آرتمیس صرفاً پسزمینهای برای وقوع درگیریها نیست؛ معماری فرسوده، راهروهای تاریک، اتاقهای درمان و نشانههای فناوری آیندهنگر، همگی به آن هویتی مستقل میبخشند. هتل در عین آنکه مکانی برای مراقبت و پناهگرفتن است، حالوهوایی محصور و ناآرام دارد؛ جایی که هر دری میتواند به نجات یا خطر منتهی شود. این تضاد، بستر مناسبی برای روایت فراهم میکند. بیرون، شهر در آشوب است؛ درون، قوانین آرتمیس میکوشند خشونت را مهار کنند. اما فیلم از ظرفیت این دو جهان همیشه بهخوبی بهره نمیگیرد. شورشهای خیابانی در آغاز نوید میدهند که بحران اجتماعی و اقتصادی به یکی از محورهای اصلی روایت بدل شود، ولی بعدتر بیشتر نقش زمینهای برای تشدید تنش را پیدا میکنند. در نتیجه، جهان بیرونی جذاب میماند، اما کمتر از آنچه وعده داده شده در داستان تنیده میشود. قواعد هتل و وعدهٔ یک جهان سینمایی قوانین آرتمیس یکی از دلنشینترین اجزای جهان فیلماند. ممنوعیت حمل سلاح، آسیبزدن به دیگر بیماران و نادیدهگرفتن دستور کارکنان، به فضایی که از دل جنایت و بیقانونی شکل گرفته، نوعی نظم کنایی میبخشد. این قواعد هم امکان شوخی و موقعیتهای بامزه را فراهم میکنند و هم تنشی بنیادین میسازند: وقتی مهمانان مسلح و خطرناکاند، اجرای قانون تا کجا ممکن است؟ فیلم بهسرعت مخاطب را با این سازوکار آشنا میکند و از آن برای گرهافکنی بهره میبرد. با این حال، جهان آرتمیس آنقدر پرجزئیات و بالقوه گسترشپذیر به نظر میرسد که بخشی از تماشاگران ممکن است آرزو کنند داستان فرصت بیشتری برای مکث در آن پیدا میکرد. فیلم بهجای آنکه همهٔ امکانهای این مکان را بررسی کند، به سوی بحران همان شب میرود. حاصل، ایدهای پرکشش است که گاه حسِ طرحِ آغازینِ جهانی بزرگتر را میدهد؛ جهانی که فیلم تنها بخشی از آن را گشوده است. شخصیتها؛ گروهی رنگارنگ با فرصت محدود بازیگران متنوع فیلم به مهمانان آرتمیس لحن و انرژیهای متفاوتی میدهند. جیِدی فاستر در نقش پرستار، مرکز ثقل عاطفی و اخلاقی اثر است. او زنی سختگیر و خسته را تصویر میکند که پشت خشکی رفتارش، زخمی قدیمی و میل به مراقبت از دیگران پنهان است. اجرای او به نقش وزن میبخشد و مانع میشود پرستار به مدیر صرفِ یک مکان عجیب تقلیل پیدا کند. سکوتها و مکثهایش، گاه بیش از توضیحات مستقیم، گذشتهٔ شخصیت را به ذهن میآورند. دیو باتیستا در نقش اورست، حضوری آرام و وفادار دارد و با کمگویی و صلابت بدنی، تعادلی برای فضای پرهیاهوی داستان ایجاد میکند. استرلینگ کی. براون و برایان تایری هنری نیز رابطهای خانوادگی را به دل روایت میآورند و به ماجرای جنایی آن بُعدی انسانی میدهند. سوفیا بوتلا در نقش نایس، تصویری مرموز و کنترلشده از قاتلی حرفهای ارائه میکند؛ شخصیتی که حضورش از همان ابتدا پرسشهایی دربارهٔ انگیزهها و وفاداریها ایجاد میکند. جف گلدبلوم نیز با لحنی سرد و بازیگوش، به نقش صاحبنفوذ داستان کیفیتی تهدیدآمیز میدهد. بااینهمه، تعدد بازیگران الزاماً به معنای پرداخت برابر شخصیتها نیست. برخی چهرهها بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه فرصت یابند به شخصیتهایی چندلایه تبدیل شوند. هرکدام نشانهای از گذشته یا جایگاهی در شبکهٔ قدرت دارند، اما فیلم معمولاً زودتر از آنکه این نشانهها به تحول کامل برسند، به بحران بعدی میپرد.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و ریتم؛ شبی فشرده، پیوندهایی نابرابر ساختار فیلم بر محدودیت زمانی و مکانی تکیه دارد: یک شب، هتلی محصور و گروهی آدم که حضور همزمانشان بهناچار برخورد ایجاد میکند. این چارچوب میتواند تعلیقی فشرده بسازد، اما «هتل آرتمیس» همیشه از آن بهره نمیبرد. روایت گاه از یک خط داستانی به خط دیگر میپرد و پیوند میان ماجراهای شخصی، آشوب شهری و تهدید بیرونی به اندازهٔ کافی محکم نمیشود.
بعضی اطلاعات دربارهٔ گذشتهٔ شخصیتها نیز بیشتر به شکل قطعاتی جداگانه عرضه میشوند تا اجزای یک درام پیوسته. ریتم فیلم نوسان دارد. بخشهایی که به آشنایی با هتل و مهمانان اختصاص دارند، با کنجکاوی همراهاند؛ اما گاهی مکثها و گفتوگوها کشش را کاهش میدهند. هنگامی که اوضاع از کنترل خارج میشود، فیلم جان تازهای میگیرد و ضرباهنگ اکشن آن سرگرمکنندهتر میشود، ولی این اوجها بهتنهایی نمیتوانند همهٔ افتوخیزهای پیشین را جبران کنند.
« این چارچوب میتواند تعلیقی فشرده بسازد، اما «هتل آرتمیس» همیشه از آن بهره نمیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مشکل آن نیست که فیلم آرام پیش میرود، بلکه این است که آرامش و شتاب همیشه بهدرستی در خدمت یک مسیر دراماتیک واحد قرار نمیگیرند. اکشن و لحن؛ میان جدیت، شوخی و نمایش اکشن «هتل آرتمیس» از دل فضای بسته و قوانین مکان نیرو میگیرد. هتل امکان میدهد درگیریها در فاصلهای نزدیک و میان فضاهایی محدود رخ دهند؛ همین ویژگی به تعقیبها و رویاروییها حسِ تنگنا میدهد.
وقتی خشونت بالا میگیرد، فیلم لحظاتی پرتحرک و سرگرمکننده میسازد، بهویژه چون شخصیتها ناچارند در محیطی بجنگند که قرار بوده محل درمان و بیطرفی باشد. اما فیلم در انتخاب لحن همواره یکدست نیست. گاهی میخواهد آیندهای تیره و نابرابر را به تصویر بکشد؛ گاهی به طنز سیاه و اغراق جنایی روی میآورد؛ و در لحظاتی دیگر، خود را بهعنوان اثری پرزرقوبرق و خونسرد عرضه میکند.
« اکشن و لحن؛ میان جدیت، شوخی و نمایش اکشن «هتل آرتمیس» از دل فضای بسته و قوانین مکان نیرو میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این آمیزه میتواند جذاب باشد، ولی بعضی صحنهها بیش از آنکه حاصلِ اعتمادبهنفس روایی باشند، میکوشند «باحال» به نظر برسند. از همین رو، شوخی یا خشونت گاه بهجای آنکه از شخصیت و موقعیت بجوشد، به نمایشِ سبکی بدل میشود که فیلم برای خود برگزیده است. مضمونها؛ مراقبت در قلمرو خشونت در هستهٔ داستان، تناقضی اخلاقی وجود دارد: پرستاری که به نجات جان انسانها سوگند نخورده یا دستکم در این جهان امکان وفاداری ساده به چنین سوگندی را ندارد، از جنایتکارانی مراقبت میکند که نظام رسمی درمان و قانون را دور میزنند.
فیلم این تناقض را به پرسشی دربارهٔ همدلی بدل میکند: آیا مراقبت از کسی که خود به دیگران آسیب رسانده، همچنان عملی اخلاقی است؟ و آیا قواعدی که در محیطی مجرمانه وضع میشوند، میتوانند از کسانی که به آن پناه آوردهاند محافظت کنند؟ گذشتهٔ پرستار، این پرسشها را شخصیتر میکند. اندوه و انزوای او فقط اطلاعاتی دربارهٔ پیشینهاش نیستند؛ بر شیوهٔ ادارهٔ هتل و ارتباطش با بیماران سایه میاندازند.
« و آیا قواعدی که در محیطی مجرمانه وضع میشوند، میتوانند از کسانی که به آن پناه آوردهاند محافظت کنند؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم این بُعد عاطفی را گاهی با توضیح مستقیم پیش میبرد و کمتر اجازه میدهد در کنشهای روزمرهٔ شخصیت بهآرامی آشکار شود. مضمونها حاضرند و ظرفیت دارند، اما در رقابت با شخصیتهای متعدد و رخدادهای پیدرپی، همیشه فرصت کافی برای عمقیافتن پیدا نمیکنند. جمعبندی «هتل آرتمیس» بیش از هر چیز با ایدهٔ مرکزی و فضای ویژهاش در ذهن میماند: بیمارستانی پنهان در هتلی فرسوده، برای مجرمانی که حتی در دل بیقانونی نیز باید قواعدی را رعایت کنند.
بازی فاستر و همراهی گروه بازیگران، به این جهان جذابیت میبخشد و صحنههای اکشن، بهخصوص وقتی نظم هتل فرو میپاشد، لحظاتی خوشریتم و سرگرمکننده میسازند. در مقابل، پراکندگی روایت، استفادهٔ محدود از پسزمینهٔ اجتماعی و فرصت اندک برای پرداخت کامل بسیاری از شخصیتها، اثر را پایینتر از ظرفیتش نگه میدارند.
قوتها و کاستیها
تماشای فیلم برای کسانی که به جهانهای جناییِ اندکی آیندهنگر، شخصیتهای نامتعارف و فضاهای بسته علاقه دارند، میتواند تجربهای خوشایند باشد؛ بهشرط آنکه انتظار داستانی کاملاً منسجم و پرداختی عمیق از همهٔ ایدههایش نداشته باشند. آرتمیس مکانی است که آدم میخواهد بیشتر دربارهاش بداند، اما خود فیلم تنها بخشی از درهایش را میگشاید.
« آرتمیس مکانی است که آدم میخواهد بیشتر دربارهاش بداند، اما خود فیلم تنها بخشی از درهایش را میگشاید. »



ثبت دیدگاه