نقد و بررسی
نقد وایکینگ ویکی (Wickie the Mighty Viking) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک خاطرهٔ تلویزیونی «ویکی، وایکینگ نیرومند» ساختهٔ مایکل هربیگ، اقتباسی زنده از مجموعهای است که برای بسیاری از مخاطبان، بیش از آنکه صرفاً یک داستان ماجراجویانه باشد، یادآور سالهای کودکی و تماشای کارتونهای تلویزیونی است. فیلم از همان آغاز میکوشد این پیوند عاطفی را حفظ کند: روستای فِلاکه، وایکینگهای پرهیاهو و قهرمانی که برخلاف نام و ظاهر جنگاورانهٔ اطرافیانش، بیش از آنکه به زور بازو تکیه کند، با هوش و ابتکار راه خود را مییابد.
اثر در سال ۲۰۰۹ ساخته شد و نقش ویکی را یوناس هِمِرله بازی میکند؛ مایکل هربیگ نیز کارگردانی فیلم را بر عهده دارد. نقطهٔ شروع داستان، یورش ناگهانی به روستاست؛ همهٔ کودکان ربوده میشوند، جز ویکی که هنگام تلاش برای پرواز با بادبادک، بر درخت گیر افتاده است. این اتفاق او را از یک تماشاگرِ ماجرا به بخشی از تلاش برای نجات دیگران بدل میکند.
فیلم از همین موقعیت ساده، مسیری برای نمایش تفاوت نگاه ویکی با نگاه جنگاوران بزرگسال میسازد: جایی که آنان به قدرت جسمانی اعتماد میکنند، او مسئله را میسنجد، فکر میکند و راهحلی پیدا میکند. قهرمانی که با فکر کردن میجنگد جذابیت اصلی ویکی در وارونهکردن الگوی معمول قهرمانان ماجراجویی نهفته است.
او نه پهلوانی تنومند است و نه جنگجویی که با شجاعت پرطمطراقش دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. در عوض، کنجکاوی، دقت و توانایی پیوندزدن ایدهها به یکدیگر، ابزارهای اصلی او هستند. این ویژگی فقط بهانهای برای چند موقعیت خندهدار نیست؛ هستهٔ معنایی فیلم نیز از همینجا شکل میگیرد. اثر به کودکان میگوید که متفاوتبودن لزوماً نشانهٔ ضعف نیست و مسئلهای که با زور حل نمیشود، شاید با اندکی تأمل راهحل پیدا کند.
« این اتفاق او را از یک تماشاگرِ ماجرا به بخشی از تلاش برای نجات دیگران بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیام هنگامی مؤثرتر میشود که رفتار ویکی در کنار پدرش، هالوار، قرار میگیرد. هالوار رئیس روستاست و قدرت بدنی را معیار مهمی برای شایستگی میداند؛ بنابراین رابطهٔ پدر و پسر، بهطور طبیعی، میدان برخورد دو نگاه متفاوت به قهرمانی است. فیلم این تضاد را به جدالی تلخ و سنگین تبدیل نمیکند.
آن را با لحنی سبک و خانوادگی پیش میبرد تا هم برای مخاطب خردسال قابلفهم باشد و هم بر رابطهٔ عاطفی دو شخصیت سایه نیندازد. کمدی در دل ماجراجویی طنز فیلم از اختلاف میان تصور وایکینگها از خودشان و واقعیت رفتارشان نیرو میگیرد. مردانی که در ظاهر خشن و نترس به نظر میرسند، گاهی در برابر موقعیتهای ساده دستوپاگیر میشوند؛ در مقابل، ویکی با آرامش و تمرکز از دل همان آشفتگی راهی بیرون میآورد.
شوخیها عموماً بر همین وارونگی استوارند و هرجا فیلم بهجای توضیحدادن پیامش، آن را در کنش شخصیتها نشان میدهد، روانتر و بامزهتر عمل میکند. برخی شوخیها بیش از بقیه مینشینند و بعضی دیگر ممکن است برای بزرگسالان کماثر یا آشنا به نظر برسند. بااینحال، لحن فیلم چنان جدی و سنگین نیست که ناکامی یک شوخی، جریان کلی آن را مختل کند.
اثر از خودش انتظار یک کمدی پیچیده یا هجو چندلایه ندارد؛ بیشتر میخواهد فضایی خوشمشرب بسازد که در آن ماجراجویی و بازیگوشی در کنار هم پیش بروند. همین بیتکلفی یکی از دلایلی است که فیلم برای تماشای خانوادگی مناسب به نظر میرسد. حالوهوای کارتونی و طراحی جهان فیلم در قالبی زنده ساخته شده، اما بخش مهمی از هویت بصری و اجراییاش را از منطق کارتون میگیرد.
« این پیام هنگامی مؤثرتر میشود که رفتار ویکی در کنار پدرش، هالوار، قرار میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها اندکی اغراقشدهاند، موقعیتها بهسرعت از واقعگرایی فاصله میگیرند و فضای روستا بیشتر از آنکه بازسازی تاریخی دقیقی باشد، صحنهای برای ماجراجویی و شوخی است. این انتخاب آگاهانه به فیلم کمک میکند از گرفتارشدن در جدیتِ بازسازی تاریخی بگریزد و به حالوهوای سرزندهٔ مجموعهٔ انیمیشنی نزدیک بماند.
همین ویژگی برای تماشاگرانی که با کارتون ویکی خاطره دارند، میتواند سرچشمهٔ لذت باشد. فیلم نهفقط شخصیتها، بلکه نوعی سادگی دلپذیر و کودکانه را نیز به صحنهٔ زنده منتقل میکند؛ سادگیای که در آن هر اتفاق قرار است به کشفی تازه، شوخیای کوچک یا فرصتی برای نشاندادن زیرکی ویکی منجر شود.
اما این انتخاب دو لبه دارد: اگر مخاطب با جهان پیشین ویکی آشنایی نداشته باشد یا با فضای داستانهای کودکانه ارتباط نگیرد، ممکن است اغراقها را سادهانگارانه و موقعیتها را بیش از اندازه سبک ببیند. بازیگران و مناسبات شخصیتها انتخاب بازیگران در خدمت همین لحن قرار دارد. یوناس همرله ویکی را نه به شکل نابغهای همیشه پیروز، بلکه بهعنوان کودکی باهوش، کنجکاو و گاه مردد تصویر میکند.
این توازن اهمیت دارد؛ اگر ویکی از آغاز همهچیز را میدانست، قوس شخصیتیاش کمجان میشد. حضور والدِ مقتدر و گروه وایکینگها نیز فرصت میدهد تفاوت میان شخصیتها در واکنشهایشان به مسئله آشکار شود. والدِ ویکی و مردان روستا، هرکدام با عادتها و ضعفهای خود، صرفاً پسزمینهٔ قهرمان نیستند؛ منشأ بخشی از موقعیتهای کمیک فیلم نیز به شمار میآیند.
« همین ویژگی برای تماشاگرانی که با کارتون ویکی خاطره دارند، میتواند سرچشمهٔ لذت باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها بیشتر بر هماهنگی گروهی تکیه دارند تا نمایشهای فردی چشمگیر. این رویکرد با داستانی دربارهٔ یک جمع و سفر مشترک سازگار است، هرچند گاهی باعث میشود برخی شخصیتهای فرعی فرصت کمتری برای متمایزشدن پیدا کنند. بااینحال، گروه بهعنوان مجموعهای از تیپهای آشنا و قابلتشخیص عمل میکند؛ مخاطب کودک میتواند بهسرعت جایگاه هرکدام را در جمع بفهمد، و بزرگسال نیز از تضاد میان ادعای پهلوانی و رفتار کمیک آنها بهره میبرد.
زبان، ریتم و مرزهای سلیقه آلمانیبودن فیلم برای بعضی مخاطبان ممکن است مانعی در شکلگیری ارتباط عاطفی باشد، بهویژه اگر نسخهٔ دوبلهشده یا زیرنویس مناسب در دسترس نباشد. مسئله صرفاً ناآشنایی با زبان نیست؛ آهنگ گفتار، زمانبندی شوخیها و رنگوبوی فرهنگیِ اجرا هم در دریافت کمدی نقش دارند.
شوخیای که در زبان اصلی با مکث یا تأکیدی خاص اثر میگذارد، ممکن است در ترجمه بخشی از نیروی خود را از دست بدهد. این دشواری البته بهخودیخود از کیفیت فیلم نمیکاهد، اما میتواند تجربهٔ تماشای آن را برای بخشی از مخاطبان کمجاذبهتر کند. ریتم نیز یکدست نیست. فیلم گاهی با شتاب از یک موقعیت به موقعیت دیگر میرود، اما در بخشهایی مکثهایش ممکن است برای تماشاگر کمحوصله طولانی جلوه کند.
از سوی دیگر، همین فرصتهای تنفس به مخاطب جوانتر اجازه میدهد شخصیتها و شوخیها را دنبال کند، بیآنکه داستان پیوسته در حال تغییر باشد. بنابراین کندی یا روانی فیلم تا حدی به انتظار تماشاگر بستگی دارد: کسی که یک ماجراجویی پرشتاب و پرتنش میخواهد، احتمالاً با لحظههایی کمرمق روبهرو میشود؛ کسی که برای تماشای خانوادگی و حالوهوای نوستالژیک آمده، ممکن است همین آرامش را بخشی از لطف فیلم بداند.
« بازیها بیشتر بر هماهنگی گروهی تکیه دارند تا نمایشهای فردی چشمگیر. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «ویکی، وایکینگ نیرومند» فیلمی است که بیش از هر چیز بر شخصیت مرکزی دوستداشتنیاش و توانایی او در یافتن راهحلهای غیرمنتظره تکیه میکند. بازآفرینی زندهٔ فضای کارتونی، شوخیهای سبک و رابطهٔ میان ویکی و پدرش، به اثر هویتی روشن میبخشند؛ هویتی که برای مخاطب آشنا با مجموعهٔ قدیمی میتواند سرشار از حس نوستالژی باشد.
در مقابل، ریتم نامتوازن، وابستگی بخشی از جذابیت فیلم به شناخت پیشین شخصیتها و فاصلهٔ زبانی، مانع از آن میشوند که اثر برای همه به یک اندازه گیرا باشد. بااینهمه، فیلم بهخوبی میداند قرار نیست حماسهای تیره یا ماجرایی واقعگرایانه باشد. در قلمرو قصههای خانوادگی، از هوش و کنجکاوی بهعنوان شکل دیگری از شجاعت دفاع میکند و بهاندازهای شوخطبع است که جدیت پیامش بر فضای سرگرمکنندهاش غلبه نکند.
حاصل، تجربهای ساده و خاطرهانگیز است که بیشترین لذت را به کودکان و کسانی میبخشد که هنوز با ویکیِ زیرک و جهان کارتونی او پیوندی عاطفی دارند.
« بااینهمه، فیلم بهخوبی میداند قرار نیست حماسهای تیره یا ماجرایی واقعگرایانه باشد. »



ثبت دیدگاه