نقد و بررسی
نقد بخش@endsection (The Ward) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به راهروهای آشنا «The Ward» ساختهٔ جان کارپنتر، فیلمی ترسناک و روانشناختی است که از همان آغاز، مخاطب را در فضایی بسته و ناآرام قرار میدهد. کریستن، زنی جوان که پس از آتشزدن خانهای روستایی بازداشت شده، به بیمارستان روانپزشکی نورثبند منتقل میشود. در آنجا، میان بیماران دیگر و کارکنانی که رفتارشان گاه سرد و گاه تهدیدآمیز است، میکوشد بفهمد چه بر سرش آمده و چرا حضور نیرویی نامرئی، سایهای سنگین بر بخش انداخته است.
فیلم از مصالح آشنای وحشت استفاده میکند، اما میکوشد آنها را در چارچوبی روانشناختی و رازآلود بازآرایی کند. کارپنتر که پیشتر با آثاری چون «Halloween» و «The Thing» جایگاهی مهم در سینمای وحشت یافته بود، در این فیلم دوباره سراغ عناصر محبوب خود میرود: مکان منزوی، تهدیدی که تنها تکههایی از آن دیده میشود، شخصیتهایی گرفتار در وضعیتی نامطمئن و تعلیقی که از انتظار تغذیه میکند.
«The Ward» از این نظر، هم یادآور سینمای پیشین اوست و هم اثری است که بیش از اندازه به الگوهای تثبیتشدهٔ ژانر تکیه دارد. این فیلم آخرین اثر بلند سینمایی کارپنتر در مقام کارگردان نیز به شمار میرود؛ نکتهای که ناخواسته بر تماشای آن سایه میاندازد، هرچند نباید جای داوری دربارهٔ خود فیلم را بگیرد.
بیمارستان بهمثابه جهان بسته مهمترین دستاورد فیلم، ساختن فضای بیمارستان است. نور کم، راهروهای کشیده، درهای بسته و اتاقهایی که گویی هرکدام چیزی را پنهان میکنند، حس محصوربودن و بیپناهی را تقویت میکنند. بیمارستان فقط پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ به جهانی مستقل بدل میشود که قواعدش برای کریستن روشن نیست و هر حرکت در آن میتواند به کشف تازه یا خطری ناگهانی بینجامد.
« کریستن، زنی جوان که پس از آتشزدن خانهای روستایی بازداشت شده، به بیمارستان روانپزشکی نورثبند منتقل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
معماری و میزانسن، با تأکید بر فاصلهها و گوشههای تاریک، نگاه تماشاگر را مدام به سوی نقطهای میکشانند که شاید تهدید در آن کمین کرده باشد. این انتخاب با مضمون فیلم نیز تناسب دارد. کریستن در مکانی است که دیگران دربارهٔ وضعیت او تصمیم میگیرند، درحالیکه خودش به حافظه و برداشت خویش اطمینان ندارد.
از همین رو، ترس فقط از هیولایی احتمالی یا خطری بیرونی برنمیخیزد؛ بخشی از آن به ناتوانی شخصیت در تشخیص واقعیت مربوط است. بیمارستان با این ابهام پیوند میخورد و حس بیاعتمادی را گسترش میدهد. بااینحال، فیلم گاهی به جای پرورش تدریجی این اضطراب، به سراغ جلوههای فوری و آشنای ترساندن میرود و فرصت نمییابد از ظرفیت مکان به تعلیقی عمیقتر برسد.
رازآلودگی و موتور روایت پیداشدن نشانههای تهدیدآمیز و ناپدیدشدنهای پیاپی، نیروی پیشبرندهٔ داستاناند. کریستن، که از گذشتهٔ خود تصویر روشنی ندارد، ناچار است به مشاهدهٔ رفتار دیگران و کنار هم گذاشتن جزئیات تکیه کند. این موقعیت، مخاطب را نیز در جایگاه جستوجوگر مینشاند: هر بیمار میتواند سرنخی داشته باشد و هر سکوت شاید چیزی را پنهان کند.
فیلم در بخشهایی از مسیر، بهخوبی از این کنجکاوی بهره میبرد و با تأخیر در آشکارکردن اطلاعات، تماشاگر را به دنبالکردن سرنخها ترغیب میکند. اما رازآلودگی زمانی اثرگذار است که پاسخها از دل شخصیتها و قواعد جهان داستان بیرون بیایند. «The Ward» در این زمینه چندان متوازن نیست. بعضی نشانهها بیش از آنکه به ساختن معنایی چندلایه کمک کنند، کارکردی ابزاری دارند: برای حفظ پرسشها یا آمادهکردن غافلگیری بعدی.
« این انتخاب با مضمون فیلم نیز تناسب دارد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، روایت در مقاطعی به جای آنکه از شخصیتها عمق بگیرد، آنها را در خدمت معما قرار میدهد. آشنایی مخاطب با الگوهای رایج فیلمهای روانشناختی و وحشت نیز میتواند مسیر حدسزدن را آسان کند و از نیروی کشف بکاهد. شخصیتها و بازیها کریستن در مرکز روایت قرار دارد و بازی امبر هرد، بیش از هر چیز بر سرسختی و بیاعتمادی او تکیه میکند.
او شخصیتی است که نمیخواهد صرفاً پذیرندهٔ توضیح دیگران باشد؛ در برابر آنچه میبیند و تجربه میکند مقاومت میکند و برای یافتن پاسخ دست به عمل میزند. این ویژگی، فیلم را از فروغلتیدن کامل در انفعال نجات میدهد. هرد در صحنههای پرتنش، توانایی حفظ تمرکز و انتقال اضطراب را دارد، هرچند نقش بهندرت فرصتی برای پیچیدگی عاطفی بیشتر پیدا میکند.
بیماران دیگر نیز هرکدام با نشانهای متمایز معرفی میشوند: یکی هنرمند است، دیگری جسور و بیپروا، و دیگری رفتارهایی کودکانه دارد. این تفاوتها در ابتدا به فضای جمعی بخش رنگ میدهند، اما شخصیتپردازی اغلب در همان حد معرفی باقی میماند. تماشاگر کمتر با خواستهها، پیشینه و تضادهای درونی آنها آشنا میشود؛ بنابراین پیوند عاطفی با سرنوشتشان محدود میماند.
جرد هریس در نقش دکتر استرینگر حضوری کنترلشده و رازآمیز دارد و میتواند توجه را به خود جلب کند، اما فیلمنامه از ظرفیت او نیز بیش از اندازه برای حفظ ابهام بهره میبرد. دیالوگها در بخشهایی خشک و توضیحیاند و گاه به جای آنکه از رابطهها بجوشند، صرفاً اطلاعات لازم را منتقل میکنند.
« در نتیجه، روایت در مقاطعی به جای آنکه از شخصیتها عمق بگیرد، آنها را در خدمت معما قرار میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی و زبان بصری کارپنتر در ساخت قابهای ساده و خوانا مهارت دارد. دوربین اغلب به جای نمایش پیوستهٔ خطر، بخشی از آن را از دید پنهان میکند و با محدودکردن میدان دید، انتظار را در تماشاگر زنده نگه میدارد. حرکتهای آرام در راهروها و مکث روی فضاهای خالی، گاه از خود حادثه دلهرهآورتر میشوند؛ زیرا بیننده را وامیدارند نبودنِ تهدید را نیز زیر نظر بگیرد.
این اقتصاد بصری از ویژگیهایی است که فیلم را از یک محصول کاملاً بیهویت ژانری دور میکند. بااینهمه، فیلم در استفاده از ترسهای ناگهانی زیادهروی میکند. جامپاسکر میتواند لحظهای تکاندهنده بسازد، اما اگر بارها با الگویی مشابه تکرار شود، واکنش تماشاگر بهتدریج پیشبینیپذیر میشود.
در چنین وضعی، ترس به جای آنکه در ذهن ادامه یابد، به لحظهای کوتاه از غافلگیری محدود میماند. فیلم در بهترین لحظاتش از سکوت و انتظار نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظات، این ابزارها را کنار میگذارد و به شوکهای آشنا متوسل میشود. همین نوسان سبب میشود فضای اثر بالقوه نیرومند باشد، اما پیوستگی تعلیق همیشه حفظ نشود.
آشنایی با کلیشهها و محدودیت معما «The Ward» از اجزایی بهره میگیرد که برای مخاطب سینمای وحشت غریبه نیستند: بیمارستان دورافتاده، بیمارانی با رازهای شخصی، حضور تهدیدی که مدام از نظر پنهان میماند و قهرمانی که باید به اعتبار ادراک خود اعتماد کند. استفاده از عناصر آشنا بهخودیخود ضعف نیست؛ بسیاری از آثار ژانری با همین مواد، تجربهای تازه میسازند.
« کارگردانی و زبان بصری کارپنتر در ساخت قابهای ساده و خوانا مهارت دارد. »
قوتها و کاستیها
مسئله آنجاست که فیلم کمتر به این عناصر معنایی تازه میدهد یا آنها را با شخصیتپردازی و مضمون به اندازهٔ کافی پیوند میزند. معمای مرکزی نیز بهجای آنکه در تمام مسیر لایهلایه گسترش یابد، گاهی بیشتر به وعدهٔ یک افشاگری وابسته است. تماشاگر ممکن است پیش از آنکه فیلم به نقطهٔ پایانی برسد، حدسهایی دربارهٔ مسیر کلی آن شکل دهد؛ در این صورت، غافلگیری بالقوه بخشی از اثر خود را از دست میدهد.
این نقد را میتوان بدون ورود به جزئیات داستان مطرح کرد: فیلم بیش از آنکه بر تازگی پاسخ تکیه کند، بر پنهانکردن آن حساب باز میکند. وقتی راز برای مخاطب آشنا به نظر برسد، کیفیت مسیر رسیدن به آن اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ و «The Ward» در پرداخت آن مسیر همیشه به اندازهٔ کافی ظریف نیست.
جمعبندی «The Ward» فیلمی است که بیش از همه با فضای بیمارستان روانپزشکی، راهروهای تاریک و ایدهٔ محصورشدن در وضعیتی مبهم توجه برمیانگیزد. کارگردانی کارپنتر در لحظههایی که به سکوت، قاببندی و انتظار اعتماد میکند، یادآور توانایی او در ساختن تعلیق است. بازیگران نیز در صحنههای پرتنش به روایت جان میبخشند، هرچند شخصیتهایی که به آنها سپرده شدهاند فرصت چندانی برای گسترش نمییابند.
در سوی دیگر، قصه به الگوهای آشنای وحشت روانشناختی وابسته میماند، دیالوگها گاه بیانعطافاند و ترسهای ناگهانی جای بخشی از تعلیق پایدار را میگیرند. نتیجه اثری تماشایی برای دوستداران فضای گوتیک و معماهای بیمارستانی است، اما نه فیلمی که از امکانات خود به نهایت بهره ببرد. قوتهایش بیشتر در ساخت فضا و حفظ حس ناامنیاند؛ محدودیتهایش در تازگی روایت و عمق شخصیتها.
« معمای مرکزی نیز بهجای آنکه در تمام مسیر لایهلایه گسترش یابد، گاهی بیشتر به وعدهٔ یک افشاگری وابسته است. »
جمعبندی
«The Ward» در نهایت نه بازگشتی درخشان به اوج سینمای کارپنتر، بلکه بازتابی از مهارتهای قدیمی او در قالب داستانی آشنا و نابرابر است.



ثبت دیدگاه