نقد و بررسی
نقد بازگشت سینگام (Singham Returns) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت شیر؛ عدالت در هیئت نمایش «Singham Returns» ساختهٔ Rohit Shetty، دنبالهای بر فیلم «Singham» است که بار دیگر Ajay Devgn را در نقش باجیرائو سینگام به مرکز میدان میآورد؛ مأموری که قانون را نه صرفاً مجموعهای از بندها، بلکه تعهدی اخلاقی میداند. سینگام این بار در مقام معاون کمیسر پلیس به بمبئی بازمیگردد و با مرگ همکارش و کشف پول سیاه در آمبولانسی مشکوک، در مسیر شبکهای از فساد قدم میگذارد.
سرنخها به پیشوایی مذهبی پرنفوذ و سیاستمدارانی میرسند که از قدرت عمومی برای حفظ منافع خصوصی بهره میگیرند. فیلم از همان آغاز روشن میکند که در پی واقعگرایی موشکافانه نیست. جهان آن بر پایهٔ تقابلهای آشکار، قهرمانان استوار و شرورانی پرزرقوبرق بنا شده است. پرسش اصلی نه این است که آیا سینگام میتواند از پس دشمنانش برآید، بلکه این است که فیلم تا چه اندازه میتواند انرژی این قهرمان را به نمایشی جذاب و در عین حال معنادار بدل کند.
قهرمانی به نام سینگام Ajay Devgn در نقش اصلی، ستون محکم فیلم است. بازی او بر حرکات کنترلشده، نگاه نافذ و صدایی استوار تکیه دارد؛ حضوری که حتی پیش از آغاز زدوخورد، فضای صحنه را تحت سلطه میگیرد. سینگام بیش از آنکه شخصیتی پیچیده و چندوجهی باشد، تجسم یک باور است: اینکه فرد درستکار، اگر ارادهای کافی داشته باشد، میتواند در برابر سازوکار فاسد بایستد.
« سرنخها به پیشوایی مذهبی پرنفوذ و سیاستمدارانی میرسند که از قدرت عمومی برای حفظ منافع خصوصی بهره میگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این صراحت برای سینمای اکشن امتیاز محسوب میشود؛ تماشاگر میداند قهرمان کجا ایستاده و چه چیزی او را به حرکت درمیآورد. بااینحال، همین قطعیت گاه مجال اندکی برای تردید، تحول یا کشمکش درونی باقی میگذارد. سینگام کمتر درگیر پرسش از حدود قدرت شخصی خویش میشود و بیشتر همچون نیرویی بیوقفه پیش میرود.
بازی Devgn به این الگو اقتدار میبخشد، اما نمیتواند بهتنهایی جای عمق روانشناختی محدود شخصیت را پر کند. اکشن؛ بدن، آهن و اغراق امضای Rohit Shetty در طراحی صحنههای اکشن آشکار است: برخوردهای پرتحرک، بدلکاریهای بزرگمقیاس و لحظاتی که در آنها حرکت و هیاهو بر واقعنمایی مقدم میشود.
فیلم برای مخاطبی که از اغراق ژانر لذت میبرد، کم نمیگذارد. هر رویارویی بناست بیش از آنکه صرفاً پیشبرندهٔ داستان باشد، فرصتی برای نمایش توان و کاریزمای قهرمان فراهم آورد. در این میان، بدنمندی بازی Devgn اهمیت ویژهای دارد. او در صحنههای درگیری با صلابت ظاهر میشود و فیزیک نقش را به بخشی از هویت قهرمان بدل میکند.
« بااینحال، همین قطعیت گاه مجال اندکی برای تردید، تحول یا کشمکش درونی باقی میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
سینگام تنها با فرمان و استدلال پیش نمیرود؛ حضور جسمانیاش نیز ابزار اعمال قدرت است. این تصویرسازی، هرچند جذاب و تماشایی، گاه به ستایش بیوقفهٔ قهرمان نزدیک میشود و از پیچیدگی اخلاقی برخورد او با قدرت میکاهد. اکشن فیلم زمانی اثرگذارتر است که میان ضرباهنگ و پیامد تعادل برقرار کند؛ اما در برخی بخشها، شدت و تکرار صحنهها از نیروی غافلگیرکنندهشان میکاهد.
موسیقی پسزمینهٔ بلند و پرهیجان نیز گاهی بهجای تقویت تنش، آن را با تأکید بیش از اندازه اعلام میکند. در نتیجه، تماشاگر همیشه فرصت نمییابد هیجان را از دل تصویر و کنش دریافت کند؛ موسیقی اغلب پیشاپیش به او میگوید چه احساسی باید داشته باشد. فساد سیاسی و ایمانِ بیپرسش یکی از مهمترین ظرفیتهای فیلم، پیوند دادن فساد سیاسی با سوءاستفاده از باور عمومی است.
دشمنان سینگام تنها خلافکارانی پنهان در حاشیه نیستند؛ آنان از نفوذ اجتماعی، نمایش دینداری و پیوند با قدرت سیاسی بهره میبرند. فیلم از این راه جهانی را ترسیم میکند که در آن فساد فقط در ادارهها و راهروهای قدرت حضور ندارد، بلکه میتواند در پوشش خیرخواهی و معنویت نیز خود را پنهان کند.
« سینگام تنها با فرمان و استدلال پیش نمیرود؛ حضور جسمانیاش نیز ابزار اعمال قدرت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مضمون به داستان بُعدی اجتماعی میدهد و آن را از یک زنجیرهٔ سادهٔ تعقیب و زدوخورد فراتر میبرد. بااینهمه، پرداخت فیلم بیشتر بر آشکارکردن شرارت تکیه دارد تا تحلیل چگونگی شکلگیری آن. شخصیتهای فاسد معمولاً نشانههای روشنی از ریاکاری و طمع دارند و کمتر بهعنوان انسانهایی با انگیزهها یا تناقضهای قابلبررسی تصویر میشوند.
بنابراین، پیام اجتماعی قابلفهم است، اما پیچیدگی لازم برای تبدیلشدن به تأملی ماندگار دربارهٔ نهادها و باورها را همیشه پیدا نمیکند. بازیگران مکمل و تعادل روایت Amole Gupte در نقش باباجی حضوری چشمگیر دارد. او برای شخصیتش کیفیتی نمایشی و ناآرام میسازد و به شرارت او رنگ و بافت میبخشد؛ حضوری که در برابر صراحت قهرمان، نوع دیگری از قدرت را به نمایش میگذارد: قدرتی مبتنی بر فریب، کاریزمای عمومی و مهارت در دستکاری اعتماد مردم.
همین تضاد، از بخشهای جذاب تقابل مرکزی فیلم است. Kareena Kapoor در نقش آونی، به فضای داستان سبکی و شوخطبعی میافزاید و از سنگینی مداوم لحن میکاهد. اما نقش او بیش از آنکه در مسیر اصلی روایت اثر تعیینکننده داشته باشد، اغلب به حاشیهٔ عاطفی و کمدی نزدیک میشود. دیگر بازیگران شناختهشده نیز در نقشهای مرتبط با قدرت و سیاست به فیلم وزن میدهند، ولی بسیاری از شخصیتهای مکمل فرصت چندانی برای عبور از کارکرد روایی خود نمییابند.
« این مضمون به داستان بُعدی اجتماعی میدهد و آن را از یک زنجیرهٔ سادهٔ تعقیب و زدوخورد فراتر میبرد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، گروهی پرشمار از چهرههاست که همه به یک اندازه در ساختن جهان فیلم سهم ندارند. روایت، ریتم و کلیشهها داستان با یک موقعیت جناییِ برانگیزاننده آغاز میشود و بهسرعت راه خود را به سوی شبکهای بزرگتر از فساد باز میکند. اما مسیر کلی برای مخاطب آشنا با فیلمهای قهرمانمحور چندان غافلگیرکننده نیست.
نشانهها زودتر از آنکه به کشفی واقعاً تکاندهنده بدل شوند، جهت حرکت روایت را روشن میکنند و بسیاری از گرهها در چارچوب انتظارهای تثبیتشدهٔ ژانر پیش میروند. مدتزمان طولانی فیلم نیز بر این مسئله میافزاید. روایت در بخشهایی با شتابی مناسب حرکت میکند، اما گاه میان صحنههای اکشن، لحظههای عاطفی و تأکیدهای مکرر بر پیام اخلاقی، کشآمده به نظر میرسد.
برخی صحنهها بهجای آنکه شخصیت یا تعارض را گسترش دهند، همان حس و اطلاعاتی را بازتولید میکنند که پیشتر دریافت کردهایم. تدوینی فشردهتر میتوانست ضرباهنگ را یکنواختتر و تأثیر لحظههای کلیدی را بیشتر کند. کلیشههای فیلم لزوماً برای تماشاگرِ خواهان یک اکشن پرشور مانع لذت نیستند؛ این کلیشهها بخشی از قرارداد ژانر به شمار میآیند.
« نتیجه، گروهی پرشمار از چهرههاست که همه به یک اندازه در ساختن جهان فیلم سهم ندارند. »
جمعبندی
مشکل زمانی پدیدار میشود که فیلم از آنها فراتر نمیرود و هر بار که امکان پیچیدگی یا مکثی سنجیده پیش میآید، دوباره به مسیر آشنای قهرمانِ شکستناپذیر و دشمنِ آشکارا شرور بازمیگردد. جمعبندی «Singham Returns» اثری استوار بر کاریزمای Ajay Devgn، صحنههای اکشن پرانرژی و تقابلی روشن میان قانونمداری و فساد.
فیلم از دل این فرمول، به موضوعهایی چون قدرت سیاسی و بهرهبرداری از باور مردم نیز نزدیک میشود؛ موضوعهایی که به داستان اهمیت اجتماعی میبخشند، هرچند پرداختشان بیشتر خطابی است تا ژرفکاوانه. نقاط ضعف آن نیز از همین انتخابها سرچشمه میگیرند: روایت قابلپیشبینی، ریتمی که در بخشهایی افت میکند، شخصیتهای مکمل کمپرداخته و موسیقیای که گاه هیجان را بیش از اندازه برجسته میسازد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که به اکشنهای پراغراق و قهرمانان پرصلابت علاقه دارند، فیلم سرگرمی قابلتوجهی فراهم میکند. «Singham Returns» در نهایت نه با ظرافت روایی، بلکه با نیروی ستارهٔ اصلی و شکوه پرهیاهوی صحنههایش به یاد میماند.



ثبت دیدگاه