نقد و بررسی
نقد قبیله سارپاتا (Sarpatta Parambarai) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رینگ بهمثابه جهان «Sarpatta Parambarai» به کارگردانی Pa. Ranjith، در ظاهر درامی ورزشی دربارهٔ رقابت دو خاندان بوکس در شمال مدرسِ دههٔ هفتاد است؛ اما رینگ در این فیلم تنها محل سنجش مشت و مهارت نیست. اینجا حیثیت، تعلق اجتماعی و امکان دیدهشدن نیز به میدان میآیند. قصهٔ کبیلان، کارگر جوانی که شیفتهٔ بوکس است و باید میان خواست خود و مخالفت مادرش تصمیم بگیرد، از الگوی آشنای قهرمانِ کمتجربه و رقیبِ سرسخت بهره میبرد، اما آن را در بستر فرهنگی و سیاسی مشخصی جای میدهد.
همین زمینه است که به رقابتهای ورزشی فیلم وزن و معنایی فراتر از پیروزی و شکست میبخشد. بوکس؛ بدن در برابر تماشاگر مهمترین دستاورد فیلم، کیفیت صحنههای مبارزه است. ضربهها تنها حرکتهایی نمایشی نیستند؛ واکنش بدن، جابهجایی پاها، خستگی و اضطراب مبارزان نیز بخشی از طراحی هر مسابقهاند.
دوربین و تدوین، تماشاگر را به حریم رینگ نزدیک میکنند و اجازه میدهند فشار هر راند را حس کند. جمعیتی که پیرامون مبارزه گرد آمده، نیز پسزمینهای بیجان نیست: نگاهها، فریادها و هیجان تماشاگران، هر مسابقه را به رخدادی عمومی بدل میکنند. حاصل، نبردهایی پرتحرک و ملموس است که نیروی دراماتیکشان از شناخت شخصیتها و مناسبات میان آنان میآید، نه فقط از ضرباهنگ سریع تصویر.
« رینگ بهمثابه جهان «Sarpatta Parambarai» به کارگردانی Pa. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کبیلان؛ قهرمانی با لغزش و هزینه کبیلان از همان ابتدا با اشتیاقی روشن به بوکس معرفی میشود، اما مسیر او به صعود ساده و بیوقفهٔ یک قهرمان ورزشی محدود نمیماند. فیلم میان میل او به اثبات تواناییهایش و نیروهایی که او را مهار میکنند، تنشی پیوسته میسازد. مخالفت مادرش صرفاً مانعی برای پیشبرد قصه نیست؛ از نگرانی و تجربهای میآید که به تصمیم او بُعد خانوادگی میدهد.
کبیلان نیز در طول مسیر فقط با رقیبانش نمیجنگد؛ باید با غرور، خشم و پیامد انتخابهای خود روبهرو شود. این پیچیدگی، او را از قهرمانانی که همواره رفتاری درست و مسیری هموار دارند، متمایز میکند. جمع، خاندان و سیاست فیلم در کنار قهرمان محوریاش، به جمعی از مربیان، بوکسورها، خانوادهها و هواداران مجال حضور میدهد.
خاندانهای بوکس در این جهان، صرفاً دو نام برای ساختن رقابت نیستند؛ آنها شبکههایی از وفاداری، اعتبار، رقابت و حافظهٔ جمعیاند. از این رو، مسابقهای که در نگاه نخست میان دو ورزشکار برگزار میشود، برای افراد بسیاری معنای شخصی پیدا میکند. بستر سیاسی دههٔ هفتاد نیز همچون نیرویی بیرونی بر زندگی این اجتماع سایه میاندازد و نشان میدهد که ورزش از شرایط اجتماعی و اقتصادی جدا نیست.
« فیلم میان میل او به اثبات تواناییهایش و نیروهایی که او را مهار میکنند، تنشی پیوسته میسازد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، فیلم معمولاً اجازه نمیدهد این لایهٔ سیاسی جای درام انسانی را بگیرد؛ آن را در تار و پود مناسبات شخصیتها مینشاند. بازیها و شخصیتهای فرعی Arya برای نقش کبیلان حضوری جسمانی و باورپذیر دارد. آمادگی بدنی و تغییرات رفتاری شخصیت در گذر زمان، به نقش پیوستگی میبخشد و باعث میشود تحول او تنها با گفتوگو توضیح داده نشود.
Pasupathy در نقش مربی، ترکیبی از اقتدار، انضباط و عاطفه را به نمایش میگذارد؛ رابطهٔ او با شاگردش از نقاط اتکای احساسی فیلم است. شخصیتهایی چون Dancing Rose نیز به جهان بوکس رنگ و تنوع میدهند و از تبدیل رقابت به تقابل سادهٔ خیر و شر جلوگیری میکنند. نقش زنان، بهویژه مادر و همسر کبیلان، هرچند همواره به اندازهٔ خط اصلی بوکس گسترش نمییابد، در شکلدادن به تصمیمها و پیامدهای آن اهمیت دارد.
بازسازی دوره و نیروی موسیقی لباسها، زبان، فضاهای شهری و جزئیات محیط، حس مشخصی از زمان و مکان میسازند. فیلم نمیکوشد مدرس را به پسزمینهای تزئینی بدل کند؛ محله و اجتماع در تجربهٔ شخصیتها حضور دارند و بر لحن اثر تأثیر میگذارند. موسیقی پرانرژی نیز به صحنههای بوکس شتاب میدهد و در لحظاتی که تنش بالا میگیرد، نیروی عاطفی تصویر را تقویت میکند.
« بازیها و شخصیتهای فرعی Arya برای نقش کبیلان حضوری جسمانی و باورپذیر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترکیب موسیقی، تدوین و طراحی صدا بهخصوص در مسابقهها مؤثر است، زیرا از تماشای صرفِ حرکات ورزشی، تجربهای پراضطراب و جمعی میسازد. گاهی همین تراکم صدا و تصویر به اغراق نزدیک میشود، اما در بیشتر لحظات با جهان پرشور فیلم تناسب دارد. کشآمدن روایت و ازدحام درام طولانیبودن فیلم هم امکان میدهد شخصیتها و مناسباتشان مجال شکلگیری پیدا کنند و هم به یکی از ضعفهای اصلی آن بدل میشود.
نیمهٔ نخست با معرفی جهان بوکس و چهرههای متنوعش، انرژی قابلتوجهی دارد؛ اما در نیمهٔ دوم، برخی مسیرهای داستانی کندتر پیش میروند و تکرار تنشها از نیروی روایت میکاهد. در بخشهایی، انبوه شخصیتها و رخدادها صحنه را بیش از اندازه شلوغ میکند و تمرکز عاطفی را پراکنده میسازد. همچنین بعضی ایستگاههای داستانی برای مخاطب آشنا با درامهای ورزشی قابلحدساند.
فیلم همیشه نمیتواند این پیشبینیپذیری را با پیچیدگی شخصیتها جبران کند، و مدت طولانی آن گاه بیش از آنکه به عمق بیفزاید، صبر تماشاگر را میآزماید. تنش، انتظار و ضربهٔ نهایی با وجود کندیهایی که در بخشهایی از مسیر دیده میشود، فیلم در ساختن انتظار برای رویاروییهای مهم مهارت دارد.
« گاهی همین تراکم صدا و تصویر به اغراق نزدیک میشود، اما در بیشتر لحظات با جهان پرشور فیلم تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
مسابقهها پیامدهای عاطفی و اجتماعی دارند؛ بنابراین نتیجهٔ هرکدام فقط در کارنامهٔ یک بوکسور ثبت نمیشود. تأکید بر تمرین، شکست و بازگشت، پیوند میان بدنِ مبارز و حمایت یا فشار اطرافیانش را پررنگ میکند. رویارویی پایانی از همین سرمایهٔ روایی بهره میگیرد: جذابیت آن تنها در طراحی ضربهها نیست، بلکه در وزنِ تجربههایی است که شخصیتها تا آن لحظه پشت سر گذاشتهاند.
بدون آشکارکردن سرانجام داستان، میتوان گفت این بخش از پرقدرتترین لحظات فیلم است و انرژیای را آزاد میکند که روایت در مسیر طولانی خود گرد آورده است. جمعبندی «Sarpatta Parambarai» در بهترین لحظاتش هم درامی ورزشی پرهیجان است و هم تصویری زنده از اجتماعی که بوکس را به زبان افتخار، تعلق و امید بدل کرده است.
اجرای پرقدرت Arya، حضور مؤثر Pasupathy، شخصیتهای فرعی بهیادماندنی، بازسازی دوره و مبارزههای خوشساخت، نقاط قوت اصلی آناند. در مقابل، طول زیاد، افت آهنگ در نیمهٔ دوم، شلوغی بعضی صحنهها و پیشبینیپذیری بخشهایی از داستان، از انسجام اثر میکاهند. بااینحال، فیلم در پیوند دادن هیجان رینگ با سرنوشت آدمهای بیرون آن موفق است و رویارویی پایانیاش تجربهای ماندگار از توان سینمایی آن بهجا میگذارد.
« مسابقهها پیامدهای عاطفی و اجتماعی دارند؛ بنابراین نتیجهٔ هرکدام فقط در کارنامهٔ یک بوکسور ثبت نمیشود. »



ثبت دیدگاه