نقد و بررسی
نقد گروه وینگز بر فراز اورست (Wings Over Everest) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی بر لبهٔ ناممکن «Wings Over Everest» فیلمی ماجراجویانه و حادثهمحور است که از همان آغاز، اورست را نه صرفاً پسزمینهای چشمنواز، بلکه نیرویی خصمانه و بیاعتنا به خواست انسان تصویر میکند. مأموریت بازیابی اسناد محرمانه از لاشهٔ هواپیما، گروهی امدادگر را به منطقهای میکشاند که هر تصمیم میتواند بهای جانی داشته باشد؛ اما خطر اصلی فقط سرما، ارتفاع و کمبود اکسیژن نیست.
انگیزههای پنهان کسانی که گروه را به صعود فرستادهاند، اعتماد میان اعضا را نیز به مسئلهای حیاتی بدل میکند. فیلم از این تقابل میان طبیعت و آدمها، موتور روایی پرشتابی میسازد؛ موتوری که تماشاگر را به سوی صحنهٔ بعدی میراند، حتی وقتی منطق قصه گاه از نفس میافتد. کوه بهمثابه نیروی دراماتیک بزرگترین سرمایهٔ بصری فیلم، چشماندازهای کوهستانی و حس فراگیری خطر است.
قابهای گسترده از برف، پرتگاه و مسیرهای باریک، عظمت اورست را به رخ میکشند و در برابر آن، پیکرهای کوچک و آسیبپذیر کوهنوردان را قرار میدهند. این تضاد، بهخوبی یادآوری میکند که در چنین ارتفاعی، مهارت و اراده نیز همیشه برای چیرگی بر طبیعت کافی نیستند. فیلم در لحظههای موفقش اجازه میدهد خودِ فضا تعلیق بسازد: سکوت سرد کوه، دشواری حرکت و ناپایداری مسیر، بیش از هر توضیحی خطر را ملموس میکنند.
« انگیزههای پنهان کسانی که گروه را به صعود فرستادهاند، اعتماد میان اعضا را نیز به مسئلهای حیاتی بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جلوهٔ دیداری اثر درخشان است و تماشای آن، حتی در بخشهایی که داستان از باورپذیری فاصله میگیرد، همچنان کشش دارد. اما این زیبایی گاهی به چشماندازی نمایشی تبدیل میشود؛ تصویری تماشایی که واقعیت طاقتفرسای صعود را بیش از اندازه مرتب و آمادهٔ هیجان جلوه میدهد. تعلیق و ضرباهنگ فیلم با ریتمی تند پیش میرود و بهندرت اجازه میدهد تنش فروکش کند.
مأموریت، محدودیت زمانی و ابهام دربارهٔ نیت کارفرمایان، مجموعهای از گرهها میسازند که پیدرپی بر سر راه گروه قرار میگیرند. این شتاب، برای اثری که خود را در قلمرو حادثه و بقا تعریف میکند، امتیازی مهم است؛ تماشاگر پیوسته با پرسشهایی تازه روبهرو میشود و کمتر در مسیرهای فرعی طولانی گرفتار میماند.
پیچشها و تغییر جهتهای روایی نیز به حفظ کنجکاوی کمک میکنند، بیآنکه لازم باشد پایان یا گرهٔ اصلی آشکار شود. بااینحال، همین میل به حرکت بیوقفه گاه مجال نمیدهد که پیامدهای عاطفی رخدادها تهنشین شوند. فیلم بیشتر به پیشراندن ماجرا علاقه دارد تا مکث بر معنای آنچه گذشته است؛ در نتیجه، برخی لحظههای مهم فرصت کافی برای اثرگذاری عمیق پیدا نمیکنند.
« تعلیق و ضرباهنگ فیلم با ریتمی تند پیش میرود و بهندرت اجازه میدهد تنش فروکش کند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و بار عاطفی در پس مأموریت پرخطر، فیلم به سوگ، فقدان، مسئولیت و دشواری اعتماد نیز میپردازد. رهبر گروه با زخمی شخصی و سنگین وارد ماجرا میشود و کوهنورد جسور داستان نیز گذشتهای دارد که انگیزهاش را از یک ماجراجویی صرف فراتر میبرد. این پیشینهها به صعود معنایی عاطفی میبخشند: شخصیتها فقط برای پاداش یا انجام وظیفه از کوه بالا نمیروند، بلکه هرکدام چیزی را در گذشته置 گذاشتهاند یا میکوشند با آن کنار بیایند.
بازیهای نقشهای اصلی، بهویژه در لحظههایی که خویشتنداری جای فریاد را میگیرد، به فیلم گرما میدهد. رابطهٔ میان رهبر و کوهنورد نیز از تقابل سادهٔ دو شخصیت سرسخت فراتر میرود و بهتدریج با احترام، تردید و نیاز متقابل شکل میگیرد. با این همه، بعضی از شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل؛ حضورشان عمدتاً برای پیشبرد بحران یا افزودن لایهای از سوءظن به کار گرفته میشود.
بازیها و روابط انسانی بازیگران اصلی میکوشند از دل شخصیتهایی که گاه با الگوهای آشنای فیلمهای حادثهای نوشته شدهاند، آدمهایی قابلدرک بسازند. اجرای بازیگر نقش زن، ترکیبی از جسارت و آسیبپذیری دارد و مانع میشود شخصیت او به قالب کلیشهای «قهرمان زن نترس» محدود بماند. بازیگر نقش رهبر نیز فرسودگی و اندوه را در رفتار و سکوتهایش جای میدهد؛ حضوری که به گروه وزن و تاریخ میبخشد.
« شخصیتها و بار عاطفی در پس مأموریت پرخطر، فیلم به سوگ، فقدان، مسئولیت و دشواری اعتماد نیز میپردازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، چهرههای مرموز مأموریت، بهواسطهٔ ابهام و خونسردی، لایهای از تهدید میآفرینند. با وجود این کیفیتها، فیلمنامه همیشه به بازیگران مواد کافی برای پرداخت ظریف شخصیت نمیدهد. برخی تغییرات در رفتار یا وفاداریها ناگهانی به نظر میرسند و فیلم بهجای پرورش تدریجی آنها، گاه از مخاطب میخواهد شکافهای روایی را با حدس خود پر کند.
فیلمنامه؛ میان هیجان و باورپذیری ضعف اصلی «Wings Over Everest» در تعادل میان حادثهپردازی و منطق روایی است. فیلم از کوهنوردی و خطرهای ارتفاع بهعنوان ابزارهایی برای ساختن هیجان استفاده میکند، اما در چند موقعیت، شدت اغراق چنان بالا میرود که تعلیق جای خود را به ناباوری میدهد. بعضی کنشها و درگیریها در محیطی رخ میدهند که باید توان جسمی و ذهنی شخصیتها را بهشدت محدود کند؛ بااینحال، آنها گاه چنان عمل میکنند که گویی شرایط کوهستان تنها مانعی برای تزئین صحنه است.
این فاصله از واقعیت، برای تماشاگرانی که انتظار روایتی دقیق از امداد و صعود دارند، محسوس خواهد بود. حفرههای روایی و برخی انگیزههای کمپرداخته نیز از انسجام داستان میکاهند. فیلم کمتر میکوشد این رخدادها را با ظرافت روانشناختی یا جزئیات واقعگرایانه توجیه کند و بیشتر بر غافلگیری و ضرباهنگ تکیه دارد.
« در سوی دیگر، چهرههای مرموز مأموریت، بهواسطهٔ ابهام و خونسردی، لایهای از تهدید میآفرینند. »
قوتها و کاستیها
مضمونها و محدودیتهای روایت در لایهٔ زیرین ماجرا، فیلم پرسشی اخلاقی طرح میکند: وقتی امنیت جمعی و زندگی افراد در برابر یکدیگر قرار میگیرند، مسئولیت واقعی چیست؟ مأموریت بازیابی اسناد بهانهای برای سنجیدن همین مسئله است؛ اسناد و منافع سیاسی در برابر جان آدمهایی قرار میگیرند که در برابر کوه و تصمیمهای دیگران آسیبپذیرند.
اثر در لحظههایی که از شعار فاصله میگیرد و به انتخابهای دشوار شخصیتها نزدیک میشود، ظرفیت تأملبرانگیزی پیدا میکند. بااینحال، این مضمونها همیشه به اندازهٔ کافی پرورده نمیشوند. روایت گاه بهجای آنکه تناقض اخلاقی را باز کند، از آن برای افزودن فوریت به صحنهٔ بعدی بهره میگیرد.
ازاینرو، فیلم بیشتر یک تریلر پرکشش است تا کاوشی ژرف در سیاست، وفاداری یا معنای فداکاری. جمعبندی «Wings Over Everest» اثری سرگرمکننده و پرحادثه است که از مناظر چشمگیر، بازیهای اثرگذار و ریتمی پرتحرک برای ساختن تجربهای پرتنش بهره میبرد. فیلم در انتقال حس عظمت و خطر اورست موفق است و پیوند میان صعود جسمانی و کشمکشهای عاطفی را بهاندازهای مؤثر پیش میبرد که ماجرا صرفاً به مجموعهای از صحنههای خطرناک فروکاسته نشود.
« بااینحال، این مضمونها همیشه به اندازهٔ کافی پرورده نمیشوند. »
جمعبندی
در برابر، اغراق در موقعیتهای کوهنوردی، حفرههای فیلمنامه و تکیه بر کلیشههای ژانری، از عمق و باورپذیری آن میکاهند. حاصل، فیلمی است که بهتر است بهعنوان ماجراجویی حادثهای تماشایش کرد، نه بازنمایی واقعگرایانهٔ صعود به اورست. این اثر در هیجانآفرینی دستاورد دارد، اما در ظرافت روایی و انضباط داستانی به همان بلندی چشماندازهایش نمیرسد.
« حاصل، فیلمی است که بهتر است بهعنوان ماجراجویی حادثهای تماشایش کرد، نه بازنمایی واقعگرایانهٔ صعود به اورست. »



ثبت دیدگاه