نقد و بررسی
نقد داستان ایزوبه ایزوبِه (磯部磯兵衛物語) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ادو، نه بهمثابه تاریخ، که صحنهٔ بازی «磯部磯兵衛物語» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست تصویری مستند یا باشکوه از ژاپن دورهٔ ادو عرضه کند. اینجا ادو بیش از آنکه بازسازی تاریخی باشد، صحنهای برای برهمزدن انتظارهاست: شهری با مدرسهٔ سامورایی، آداب و نشانههای آشنای دوران، اما آکنده از رفتارهایی کوچک، روزمره و گاه بهشدت بیمنطق.
ایزوبه ایزوبه، جوانی که در خیال خود سامورایی بزرگی است، در عمل بیش از آنکه در مسیر کمال رزمی قدم بردارد، به تنبلی و آسودگی دل میبندد. فاصلهٔ میان آرمان پرطمطراق او و روزمرگی بیسامانش، موتور اصلی کمدی مجموعه است. اثر از همین فاصله بهره میگیرد تا تصوری آشنا را وارونه کند: در داستانهای سامورایی، انضباط و شرافت معمولاً راهی بهسوی بزرگیاند؛ اما ایزوبه هر بار راهی پیدا میکند تا از تلاش بگریزد، بیآنکه از رؤیای بزرگبودن دست بکشد.
طنز مجموعه از این تناقض بیرون میآید و به قهرمانش اجازه میدهد هم مضحک باشد و هم بهطرزی عجیب دوستداشتنی. سریال او را بهسرعت به شخصیتی کامل یا قهرمانی قابلتحسین تبدیل نمیکند؛ جذابیتش دقیقاً در همان ناتوانی آشنا و سماجت کودکانهاش نهفته است. اوکییوئه در خدمت کمدی مهمترین امتیاز دیداری اثر، پیوند سبک بصری الهامگرفته از اوکییوئه با کمدی شتابان آن است.
این انتخاب صرفاً یک پوشش زیبا یا ارجاعی تاریخی نیست؛ خودِ زبان طنز را شکل میدهد. طراحی ساده و تخت شخصیتها، حالتهای اغراقشده و قابهایی که حالوهوای تصویرهای چاپی قدیمی را به یاد میآورند، با رفتارهای سست و نابهنجار قهرمان تضادی دلنشین میسازند. گویی شخصیتها از دل یک نقش سنتی بیرون آمدهاند، اما بهجای ایفای نقشی باشکوه، گرفتار دغدغههایی کوچک و گاه پیشپاافتاده شدهاند.
« فاصلهٔ میان آرمان پرطمطراق او و روزمرگی بیسامانش، موتور اصلی کمدی مجموعه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ناهمخوانی، به مجموعه هویتی میدهد که در میان انیمههای کمدی بهسادگی با آثار دیگر اشتباه گرفته نمیشود. افزون بر آن، سبک بصری در برابر ریتم تند کار هم کارکردی عملی دارد: طراحی کمجزئیات اجازه میدهد شوخیها بیدرنگ به حرکت درآیند و وقت چندانی صرف نمایشهای پرزرقوبرق نشود. بااینحال، همین سادگی ممکن است برای مخاطبی که انتظار انیمیشنی پرتحرک و پرجزئیات دارد، محدودکننده به نظر برسد.
جذابیت بصری اینجا نه در پیچیدگی حرکت، که در استمرار یک ایدهٔ تصویری منسجم است. کمدیِ تنبلی و ضرباهنگ بیامان طنز «داستان ایزوبه ایزوبه» بر موقعیتهای کوتاه، غافلگیریهای سریع و تضاد میان گفتار و کردار استوار است. ایزوبه خود را در جایگاه مردی بزرگ میبیند، اما کوچکترین مانع یا وسوسهای کافی است تا هدفش را فراموش کند.
کمدی از جدیگرفتن همین فاصله نیرو میگیرد: شخصیت با لحنی متناسب با یک حماسه دربارهٔ خود حرف میزند، اما آنچه در عمل رخ میدهد، معمولاً بسیار کماهمیتتر و مضحکتر است. شوخیها غالباً فرصت مکث طولانی نمیدهند؛ طرح شکل میگیرد، به نقطهٔ خنده میرسد و پیش از آنکه موقعیت فرسوده شود، جای خود را به ماجرای بعدی میدهد.
این شتاب برای قالب اثر ضروری است. قسمتهای کوتاه، که در قالب انیمهای حدوداً سیثانیهای عرضه شدند، از ابتدا با منطق ضربهٔ کمدی ساخته شدهاند؛ بنابراین انتظار گسترش داستانی یا مکثهای طولانی، با ذات مجموعه سازگار نیست. همین ساختار تماشای پیاپی را آسان میکند و به اثر حالتی شبیه رشتهای از طرحهای طنز مستقل میدهد.
« این ناهمخوانی، به مجموعه هویتی میدهد که در میان انیمههای کمدی بهسادگی با آثار دیگر اشتباه گرفته نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فشردگی گاهی به بهای پرورش موقعیت تمام میشود. بعضی شوخیها درست هنگامی که امکان بسط یا تغییر پیدا میکنند، پایان مییابند. خنده ممکن است بهموقع برسد، اما فرصت نمییابد در ذهن مخاطب رسوب کند. شخصیتها؛ تیپهای مؤثر، رابطههای کمعمق در کنار ایزوبه، اطرافیان او بهسرعت وارد ماجرا میشوند و هرکدام میتوانند زمینهای تازه برای شوخی فراهم کنند.
دوست، مادر و دیگر چهرههای پیرامونش، به زندگی روزانهٔ او تنوع میبخشند و مانع میشوند که تمام بار کمدی بر دوش یک الگوی ثابت بماند. با اینهمه، مجموعه بیشتر به کارکرد کمدی شخصیتها اهمیت میدهد تا به تحول درونی یا شکلگیری تدریجی رابطههایشان. مخاطب معمولاً با هر چهره از خلال یک موقعیت کوتاه روبهرو میشود؛ نه آنقدر زمان میگذرد که پیوندها عمق پیدا کنند، نه روایت پیوستهای وجود دارد که تغییرات کوچک را بهتدریج جمع کند.
این ویژگی را باید هم محدودیت دانست و هم نتیجهٔ انتخاب قالب. اگر انتظار داشته باشیم همراهی شخصیتها به رابطههایی چندلایه و در حال تحول برسد، اثر کم میآورد؛ اما اگر آنها را بازیگران یک نمایش طنزِ سریع ببینیم، حضورشان کارکردی روشن دارد. مشکل آنجاست که گاه تغییر سریع موقعیت، شناخت ما از انگیزهها یا پیوندهای میان شخصیتها را نیمهتمام میگذارد.
آنها در لحظه خنده میسازند، اما کمتر مجال مییابند که بیرون از همان لحظه در خاطر بمانند. اجرا و صدا در خدمت شوخی در انیمهای با این میزان اختصار، صداگذاری اهمیتی بیش از آن دارد که شاید در نگاه نخست به نظر برسد. صدای گویندگان باید بتواند شخصیت را در چند لحظه معرفی کند، لحن شوخی را مشخص سازد و از ازدحام گفتار جلوگیری کند.
« بااینحال، فشردگی گاهی به بهای پرورش موقعیت تمام میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرای 山下大輝 در نقش ایزوبه، و حضور 村瀬歩، たかはし智秋 و 松山鷹志 در میان بازیگران صوتی، به مجموعه امکان میدهد طیف متنوعی از لحنها را در فرصت محدودش به کار گیرد. روایت坂本頼光 نیز به ایجاد حالوهوایی نمایشی کمک میکند و تضاد میان زبان روایت و رفتارهای روزمرهٔ شخصیتها را برجستهتر میسازد. این اطلاعات مربوط به ساختار و عوامل اثر را میتوان در دادههای معرفی مجموعه دید.
البته داوری دربارهٔ هماهنگی صداها کاملاً به سلیقهٔ مخاطب وابسته است. برخی اجراها ممکن است با تصویر ساده و سبک اغراقآمیز شخصیتها بهخوبی جفتوجور شوند؛ برخی دیگر نیز برای گوش مخاطبی که به لحنهای طبیعیتر عادت دارد، ناهموار جلوه کنند. در چنین قالبی، حتی یک انتخاب صوتی اندکی ناهماهنگ میتواند برجسته شود، زیرا فرصت داستانی طولانیتری وجود ندارد تا توجه از آن منحرف شود.
در مجموع، صداگذاری بیش از آنکه بخواهد به شخصیتها واقعگرایی ببخشد، در خدمت برجستهکردن اغراق و ضرباهنگ کمدی است. تازگی، ارجاع و خطر تکرار هویت بصری ویژهٔ مجموعه بهتنهایی تضمین نمیکند که همهٔ شوخیهایش تازه باشند. برخی موقعیتها از الگوهای شناختهشدهٔ کمدی انیمه بهره میگیرند: بزرگنمایی واکنشها، سوءتفاهم، برهمخوردن ناگهانی انتظار یا تبدیل امر کوچک به بحرانی نمایشی.
اجرای سریع و طراحی اوکییوئهای به این شوخیها رنگ مخصوص اثر را میدهد، اما همیشه نمیتواند آشناییِ خودِ سازوکار را پنهان کند. در نتیجه، گاهی مخاطب پیش از آنکه غافلگیر شود، مسیر شوخی را حدس میزند. این مسئله بهویژه در اثری محسوس است که قسمتهای کوتاهش فرصت چندانی برای ایجاد لایههای تازه ندارند.
« این اطلاعات مربوط به ساختار و عوامل اثر را میتوان در دادههای معرفی مجموعه دید. »
قوتها و کاستیها
وقتی طرحی آشنا با سرعتی بالا اجرا شود، ممکن است همچنان سرگرمکننده باشد، اما حس کشف را کمتر برمیانگیزد. در مقابل، هر جا تضاد میان فضای تاریخی و رفتار امروزیوار شخصیتها، یا میان تصویر سنتی و بیخیالی مضحک ایزوبه، به مرکز شوخی تبدیل میشود، مجموعه دوباره به قلمرو خاص خودش بازمیگردد.
تازگی اصلی اثر بیش از آنکه در تکتک لطیفهها باشد، در ترکیب کلیِ جهان تصویری و شخصیت محوری آن است. قالب کوتاه؛ مزیت و محدودیت کوتاهی قسمتها، مهمترین امتیاز و همزمان روشنترین محدودیت اثر است. برای تماشاگر، ورود به هر قسمت آسان است و نیازی نیست برای دنبالکردن ماجرای پیچیده یا حفظ جزئیات فراوان آماده باشد.
هر بخش میتواند مستقل و سرراست عمل کند و همین استقلال، تماشای پیاپی را خوشایند میسازد. انیمهٔ کوتاه «ایزوبه ایزوبه» از دسامبر ۲۰۱۵ بهصورت آنلاین عرضه شد و قالب آن در گزارشهای معرفی، حدود سی ثانیه برای هر بخش توصیف شده است. اما این فشردگی، امکان تنفس را هم محدود میکند. شوخی گاه پیش از آنکه به اوج کامل برسد قطع میشود؛ واکنش شخصیتها مجال مکث پیدا نمیکند و رابطهها بیشتر به نشانههایی گذرا بدل میشوند.
تماشای پیاپی میتواند این کمبود را کمتر محسوس کند، چون پیوستگیِ سرگرمی جای گسترش هر موقعیت را میگیرد. بااینحال، مجموعه را نباید بر پایهٔ معیارهای یک کمدی بلند یا روایتی شخصیتمحور سنجید: هدف اصلیاش عرضهٔ ضربههای کوتاه و پیدرپی است، نه ساختن قوسی دراماتیک گسترده. جمعبندی «磯部磯兵衛物語» اثری است که نیروی اصلی خود را از برخورد دو جهان میگیرد: ظاهر اوکییوئهای و سنتی، و کمدیای که بر تنبلی، خودفریبی و آشفتگی روزمره بنا شده است.
« وقتی طرحی آشنا با سرعتی بالا اجرا شود، ممکن است همچنان سرگرمکننده باشد، اما حس کشف را کمتر برمیانگیزد. »
جمعبندی
ایزوبه قهرمانی است که آرزوی بزرگی دارد، اما پیوسته از نخستین گامهای رسیدن به آن میگریزد؛ همین تناقض، او را به مرکز مناسبی برای رشتهای از شوخیهای تند و کوتاه تبدیل میکند. نتیجه، انیمهای سبک، سرزنده و بهیادماندنی از حیث هویت بصری است که میتواند در زمان اندک، چندین بار مخاطب را به خنده وادارد.
بااینحال، سرعت بالای روایت و کوتاهی هر بخش به بهای کمرنگشدن رابطهها و ناتمامماندن بعضی موقعیتها تمام میشود. برخی شوخیها نیز به الگوهای آشنا نزدیک میشوند و از تازگی لحظه میکاهند. این کاستیها ارزش تجربهٔ اثر را از میان نمیبرند، اما انتظار درست را تعیین میکنند: «داستان ایزوبه ایزوبه» بیش از آنکه روایتی برای دنبالکردن تحول شخصیتها باشد، بازیگوشی تصویری و طنزی فشرده دربارهٔ جوانی است که میخواهد سامورایی بزرگی شود، بیآنکه چندان میلی به زحمتکشیدن داشته باشد.
« برخی شوخیها نیز به الگوهای آشنا نزدیک میشوند و از تازگی لحظه میکاهند. »
ثبت دیدگاه