نقد و بررسی
نقد ابدیت (Eternity) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سکوتی در ارتفاعات «Eternity» که با نام اصلی «Wiñaypacha» شناخته میشود، فیلمی است دربارهٔ انتظار؛ اما نه انتظاری گذرا که با رسیدن خبری یا بازگشت مسافری پایان یابد. در جهان این اثر، انتظار به شیوهٔ زیستن بدل شده است. ویِلکا و فاکسی، زوجی سالخورده در بلندیهای آندِ پرو، روزهای دشوار را با رسیدگی به جانوران، تأمین نیازهای ابتدایی و امید به بازگشت پسرشان میگذرانند.
همین طرح ساده، بهتدریج پرسشی بزرگتر را پیش میکشد: وقتی نسل جوان راهی شهر میشود و پیوندش با زادگاه سست میگردد، چه بر سر کسانی میآید که در خانه و سرزمین خود置 میمانند؟ فیلم برای پاسخگویی به این پرسش، به حادثههای پرشمار یا گفتوگوهای توضیحی متوسل نمیشود. در عوض، زندگی روزمرهٔ زوج را با صبر و مکث دنبال میکند.
این انتخاب، هم سرچشمهٔ تأثیرگذاری اثر است و هم عامل اصلی دشواری آن؛ زیرا تماشاگر باید نه فقط داستان را دنبال کند، بلکه خود را با ریتم کند و خلوت آن سازگار سازد. چهرهٔ بومی و جهان آیمارا یکی از ویژگیهای برجستهٔ فیلم، پیوند ارگانیک آن با فرهنگ آیمارا است. زبان، آیینها و نسبت شخصیتها با طبیعت در حاشیهٔ روایت قرار ندارند؛ آنها بافت اصلی جهان فیلم را میسازند.
« در جهان این اثر، انتظار به شیوهٔ زیستن بدل شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اثر بهجای آنکه فرهنگ بومی را برای تماشاگر بیرونی به مجموعهای از توضیحات یا نشانههای دیدنی تقلیل دهد، اجازه میدهد در رفتارهای روزمره و نگرش شخصیتها حضور داشته باشد. این رویکرد به فیلم اصالتی کمنظیر میبخشد. تماشاگر با جهانی روبهرو میشود که قواعد عاطفی و معنویاش از تجربهای تاریخی و زیسته سرچشمه میگیرند، نه از قراردادهای آشنای درام شهری.
در عین حال، روایت با وجود خاستگاه محلی خود به مسئلهای فراتر از جغرافیا میرسد: تنهایی سالمندان، مهاجرت فرزندان و فراموششدن پیوندهای خانوادگی. «Eternity» از راه جزئیات یک زندگی مشخص، به تجربهای انسانی و جهانشمول نزدیک میشود. طبیعت؛ پناهگاه و نیروی بیاعتنا کوهستان در این فیلم پسزمینهای چشمنواز برای رویدادها نیست؛ حضوری دائمی و تعیینکننده است.
فاصلهها، سرما و دشواری دسترسی، زندگی شخصیتها را شکل میدهند و به تنهایی آنان بُعدی ملموس میبخشند. طبیعت گاه مأمن و سرچشمهٔ تداوم است و گاه نیرویی سخت که هر روز باید در برابرش ایستادگی کرد. این دوگانگی، به تصاویر فیلم کیفیتی دوگانه میدهد: زیبایی منظره با آسودگی همراه نیست و شکوه کوهستان، انزوای زوج را از میان نمیبرد.
« این رویکرد به فیلم اصالتی کمنظیر میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
فیلمبرداری آرام و قابهای ایستا با همین نگرش هماهنگاند. دوربین کمتر میکوشد با حرکتهای نمایشی توجه را به خود جلب کند؛ بیشتر درنگ میکند و به تماشاگر فرصت میدهد جزئیات فضا را ببیند. این سکون صرفاً شگردی زیباییشناختی نیست؛ با کندی زمان در زندگی روزمرهٔ ویِلکا و فاکسی همخوانی دارد.
بااینحال، همین پایداری تصویری ممکن است برای برخی تماشاگران به یکنواختی بدل شود، بهویژه هنگامی که انتظار دارند هر قاب اطلاعات یا پیشرفت روایی تازهای عرضه کند. بازیهایی نزدیک به زندگی بازی ویسنته کاتاکورا و رزا نینا از مهمترین تکیهگاههای عاطفی فیلم است. حضور آنان بیش از آنکه متکی به نمایشگری آشکار باشد، از رفتارهای کوچک، مکثها و واکنشهای طبیعی نیرو میگیرد.
رابطهٔ زوج در لحظههای عادی شکل میگیرد: در کارهای مشترک، نگرانیهای روزانه و شیوهٔ کنارآمدن با سختی. همین جزئیات است که صمیمیت میان آن دو را باورپذیر میکند و از تبدیل شخصیتها به نمادهایی یکبعدی جلوگیری میکند. فیلم در کنار اندوه، مجالهایی برای طنز ملایم نیز مییابد. شوخیها از جنس گسست ناگهانی از فضای اثر نیستند؛ بیشتر از خلقوخو و عادتهای شخصیتها برمیآیند و به رابطهٔ آنان گرما میدهند.
« فیلمبرداری آرام و قابهای ایستا با همین نگرش هماهنگاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
توازن میان لحظههای دلنشین و موقعیتهای دردناک، از تلخنمایی مفرط جلوگیری میکند. این طنز همچنین یادآور میشود که زندگی این زوج، با وجود محرومیت و انزوا، تنها مجموعهای از رنجها نیست؛ مهر، عادت و شوخطبعی نیز در آن حضور دارند. ریتمی که به آزمون بدل میشود صبر، بخشی از دستور زبان فیلم است.
سکوتها و تکرار کارهای روزمره، حس گذشت زمان را میسازند و تماشاگر را به تجربهٔ انتظار نزدیک میکنند. در بخشهایی، این روش بسیار مؤثر است: روایت اجازه نمیدهد اندوه به بیانیهای مستقیم تبدیل شود و بهجای توضیحدادن، پیامدهای تنهایی را در زندگی هرروزه نشان میدهد. اما این ریتم در نیمهٔ دوم گاه از تأمل به درازگویی میلغزد.
بلاتکلیفی شخصیت محوری بیش از اندازه امتداد مییابد و تکرار موقعیتها همیشه به لایهای تازه از معنا نمیانجامد. آنچه در آغاز نوعی سکون هدفمند است، ممکن است در ادامه حس توقف ایجاد کند. این مشکل بهویژه از آنجا اهمیت دارد که نیروی اصلی فیلم بر ظرافت و انباشت تدریجی تجربه استوار است؛ هنگامی که این انباشت از حد میگذرد، اثر بخشی از تأثیر خود را از دست میدهد.
« توازن میان لحظههای دلنشین و موقعیتهای دردناک، از تلخنمایی مفرط جلوگیری میکند. »
قوتها و کاستیها
ابهامهای جهان و مرزهای معنا در طرحی که برای فیلم به جنبههای خیالانگیز و جهان پس از مرگ اشاره دارد، ایدهٔ زندگی پس از مرگ میتواند دریچهای تازه برای پرداختن به فقدان و امید بگشاید. چنین ایدهای ظرفیت آن را دارد که تجربهٔ زمینی شخصیتها را در افقی نمادینتر قرار دهد و پرسشهایی دربارهٔ تداوم پیوندها و معنای انتظار ایجاد کند.
بااینحال، قواعد و سازوکار این جهان بهاندازهای روشن نمیشوند که منطق روایی کاملاً استوار بماند. ابهام اگر بهخوبی مهار شود، میتواند نیروی شاعرانهٔ اثر را افزایش دهد؛ اما در اینجا گاه فهم موقعیتها را دشوار میکند، بیآنکه همواره حسی عمیقتر جایگزین آن سازد. همچنین تغییر ناگهانی لحن و تعدد پایانبندیها، تمرکز پیام را کاهش میدهد.
فیلم میان واقعگرایی اجتماعی، خیالپردازی و تأملی معنوی حرکت میکند، اما این گذارها همیشه به نرمی و با پیوندی کافی انجام نمیشوند. در نتیجه، مخاطب ممکن است بهجای آنکه درگیر لایههای گوناگون معنا شود، دربارهٔ جهتگیری نهایی روایت مردد بماند. این کاستی، ایدهٔ مرکزی فیلم را بیاثر نمیکند، اما از یکپارچگی تجربهٔ تماشای آن میکاهد.
« بااینحال، قواعد و سازوکار این جهان بهاندازهای روشن نمیشوند که منطق روایی کاملاً استوار بماند. »
جمعبندی
جمعبندی «Eternity» اثری آرام، بومی و اندوهبار است که از طریق زندگی یک زوج سالخورده به مسئلهٔ تنهایی و گسست میان نسلها میپردازد. قدرت فیلم در پرهیز از هیاهو، توجه به جزئیات روزمره، بازیهای صمیمی و پیوند چشمانداز آند با تجربهٔ شخصیتهاست. رنگوبوی فرهنگی و شوخیهای ظریف نیز به جهان آن گرما میبخشند و مانع میشوند که روایت یکسره در اندوه فرو رود.
در برابر این امتیازها، کندی نیمهٔ دوم، ابهام برخی سازوکارهای روایی و ناپیوستگی لحن، از انسجام اثر میکاهند. فیلم برای تماشاگرانی که با روایتهای کمحادثه و قابهای طولانی همراه میشوند، تجربهای تأملبرانگیز و ماندگار فراهم میکند؛ اما صبر و مشارکت فعال میطلبد. ارزش آن بیش از هر چیز در نگاه انسانیاش به کسانی است که در سکوت، دور از مرکز توجه جهان، همچنان منتظر میمانند.
« قدرت فیلم در پرهیز از هیاهو، توجه به جزئیات روزمره، بازیهای صمیمی و پیوند چشمانداز آند با تجربهٔ شخصیتهاست. »



ثبت دیدگاه