نقد و بررسی
نقد خشم (Sanak) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا در فضایی نامتعارف «Sanak» ساختهٔ Kanishk Varma، تریلری اکشن است که نیروی اصلیاش را از تقابل قهرمانی تنها با گروهی مسلح میگیرد. ویوان آهوجا، مربی هنرهای رزمی ترکیبی، زمانی درگیر این وضعیت میشود که بیمارستانی در بمبئی به محاصره درمیآید و آنشیکا، همسرش، همراه با دیگر بیماران و کارکنان به گروگان گرفته میشود.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست معمایی پیچیده یا روایتی چندلایه عرضه کند؛ وعدهاش بیشتر نبردی پیاپی در فضایی محدود است، با قهرمانی که باید در برابر نیرویی بهظاهر برتر راهی برای نجات گروگانها پیدا کند. بیمارستان انتخابی مؤثر برای این الگوست. راهروها، اتاقهای درمان، فضاهای فیزیوتراپی و بخشهای کمتردد، امکان طراحی موقعیتهای گوناگون را فراهم میکنند و در عین حال، حضور بیماران و کارکنان، خشونت را از یک زدوخورد ساده فراتر میبرد.
محیطی که باید محل مراقبت و نجات باشد، به میدان تهدید تبدیل میشود؛ همین تضاد، به فیلم هویتی دیداری میدهد که آن را از بسیاری از اکشنهای معمولی متمایز میکند. روایت؛ پیشبینیپذیر اما سرراست «Sanak» در روایت خود به مسیر آشنایی قدم میگذارد: قهرمانی گرفتار بحران میشود، مهاجمان خواستههایی دارند، پلیس بیرون محاصره در تلاش برای مهار اوضاع است و هر مرحله، رویارویی تازهای پیش میآورد.
این ساختار، تماشاگر را سردرگم نمیکند و برای ورود به فضای فیلم نیازی به دنبالکردن شاخههای متعدد داستان نیست. اما همین سادگی، وقتی با نشانههای آشکار و گرههای قابلحدس همراه میشود، به محدودیت بدل میگردد. مخاطب زودتر از آنکه فیلم بخواهد، مسیر کلی حوادث را حدس میزند و کمتر با غافلگیری واقعی روبهرو میشود.
« این ساختار، تماشاگر را سردرگم نمیکند و برای ورود به فضای فیلم نیازی به دنبالکردن شاخههای متعدد داستان نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم میکوشد با اطلاعاتی دربارهٔ نقشهٔ مهاجمان و خطرهای پیشرو، تعلیق را حفظ کند؛ بااینحال، این اطلاعات همیشه به کشف یا تحول مهمی نمیانجامند. گاه بیشتر نقش پلی برای رساندن شخصیتها از یک صحنهٔ اکشن به صحنهٔ بعدی را دارند. نتیجه آن است که روایت، با وجود حرکت پیوسته، از نظر دراماتیک چندان انباشته نمیشود.
تماشاگر میداند خطر وجود دارد، اما همیشه دلیلی تازه برای نگرانی یا کنجکاوی پیدا نمیکند. ویوان؛ قهرمانی برای نمایش توانایی نقش ویوان آشکارا بر حضور و تواناییهای Vidyut Jammwal بنا شده است. او در قالب قهرمانی کمحرف و عملگرا ظاهر میشود؛ شخصیتی که بیش از آنکه با گفتوگو یا کشمکش درونی شناخته شود، از خلال حرکت و واکنش تعریف میشود.
این انتخاب با جنس فیلم سازگار است، زیرا بخش عمدهٔ جذابیت آن به بدن بازیگر، سرعت عمل و چگونگی مواجههاش با مهاجمان وابسته است. بااینهمه، شخصیت ویوان کمتر از آنچه ظرفیت موقعیت اجازه میدهد، بسط پیدا میکند. پیوند عاطفی او با آنشیکا انگیزهٔ اصلی مبارزه است، اما رابطهٔ آن دو بیشتر در خدمت پیشبرد ماجرا قرار میگیرد تا آنکه بهتنهایی بُعدی پیچیده و ماندگار بسازد.
در میان بازیگران دیگر، Chandan Roy Sanyal در نقش سرکردهٔ مهاجمان حضوری قابلتشخیص دارد و با خونسردی خود به تقابلها رنگی از تهدید میدهد. Rukmini Maitra در نقش آنشیکا و Neha Dhupia در نقش افسر پلیس، بخشهایی از روایت را نمایندگی میکنند که میتوانستند وزن بیشتری پیدا کنند. بهویژه حضور پلیس، با توجه به ابعاد گروگانگیری، فرصت مناسبی برای ایجاد تنش و تصمیمهای دشوار فراهم میآورد؛ اما فیلمنامه اغلب آن را به حاشیه میراند تا مرکز توجه همچنان بر قهرمان تنها و مبارزات او بماند.
« گاه بیشتر نقش پلی برای رساندن شخصیتها از یک صحنهٔ اکشن به صحنهٔ بعدی را دارند. »
شخصیتها و اجرا
صحنههای نبرد؛ مهمترین امتیاز فیلم جایی که «Sanak» بیش از همه جان میگیرد، طراحی مبارزههاست. حرکات Vidyut Jammwal فقط نمایش ضربه و پرش نیستند؛ فیلم میکوشد از اجزای محیط بیمارستان نیز برای ساخت کنش استفاده کند. وسایل فیزیوتراپی، تختها و محدودیت فضا، به صحنهها تنوع میدهند و به تماشاگر یادآوری میکنند که قهرمان در محیطی تخصصی و غیرنظامی گرفتار شده است.
چنین انتخابهایی باعث میشود برخی نبردها از الگوی تکراری مشتولگد فاصله بگیرند و شکل بازیگوشانهتری پیدا کنند. بدلکاریها نیز به انرژی این بخش کمک میکنند. توانایی جسمانی جاموال، انعطافپذیری و تسلط او بر حرکات رزمی، در میزانسنهایی که زمان کافی برای دیدهشدن حرکتها فراهم میکنند، جلوهٔ چشمگیری دارد.
فیلم میفهمد که نقطهٔ قوت بازیگرش چیست و آن را پنهان نمیکند؛ برعکس، بارها به او مجال میدهد تا مهارتش را به مرکز قاب بیاورد. البته این تأکید گاهی به اغراق میرسد و باورپذیری را کاهش میدهد، اما در چارچوب اکشن پرزرقوبرق فیلم، همان اغراق بخشی از قرارداد تماشا است. زبان بصری و محدودیتهای فضایی بیمارستان از نظر بصری ظرفیت زیادی دارد، اما فیلم همیشه از این ظرفیت بهطور کامل بهره نمیبرد.
بخشهایی از محیط، بهخوبی حس راهروهای درهمتنیده و تهدیدی نزدیک را منتقل میکنند؛ در مقابل، بعضی صحنهها چنان طراحی شدهاند که بیشتر کارکردی عملی برای شروع مبارزه دارند تا معنایی دراماتیک. با وجود این، محدودبودن مکان به سود فیلم تمام میشود: قهرمان نمیتواند بهسادگی از موقعیت خارج شود و مهاجمان نیز ناچارند در همین فضای بسته عمل کنند.
« صحنههای نبرد؛ مهمترین امتیاز فیلم جایی که «Sanak» بیش از همه جان میگیرد، طراحی مبارزههاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این حبس مکانی، پایهای برای تعلیق فراهم میکند، هرچند تکرار رویاروییها گاهی از تازگی آن میکاهد. در چند لحظه، اکشن چنان بر منطق موقعیت غلبه میکند که واکنش شخصیتها یا نتیجهٔ برخوردها باورپذیر به نظر نمیرسد. چنین لحظاتی برای مخاطبی که انتظار واقعگرایی دارد، ممکن است از تنش بکاهد.
اما تماشاگرانی که با منطق اغراقآمیز قهرمانمحور کنار میآیند، احتمالاً همان صحنهها را بخشی از لذت فیلم میبینند. «Sanak» در این زمینه موضع روشنی دارد: اولویت آن نمایش قهرمانی است که در موقعیت ناممکن نیز راهی برای ادامهدادن پیدا میکند، نه بازسازی واقعگرایانهٔ بحران. دیالوگها، ریتم و تعلیق دیالوگها یکی از بخشهای کمرمقتر فیلماند.
شماری از گفتوگوها اطلاعات لازم را منتقل میکنند، اما به شخصیتها صدای متمایزی نمیبخشند؛ برخی نیز چنان مستقیم و توضیحیاند که از ظرافت موقعیت میکاهند. شوخیها و جملههای کوتاهِ قهرمانانه نیز همیشه بهخوبی در فضای پرتنش جا نمیافتند. ازاینرو، فیلم در لحظاتی که از مبارزه فاصله میگیرد، نمیتواند با همان قدرت توجه را حفظ کند.
ریتم نیز یکنواخت نیست. شروع ماجرا برای معرفی موقعیت و ایجاد پیوند عاطفی مکث میکند، سپس با آغاز محاصره و رویاروییها شتاب میگیرد. این تغییر در اصل میتواند مؤثر باشد، اما برخی بخشهای میانی دوباره از سرعت میافتند و تنش در آنها به اندازهٔ لازم بالا نمیرود. در پایان نیز کشآمدن چند موقعیت، از ضرباهنگ نهایی میکاهد.
« این حبس مکانی، پایهای برای تعلیق فراهم میکند، هرچند تکرار رویاروییها گاهی از تازگی آن میکاهد. »
قوتها و کاستیها
بدون ورود به جزئیات رویدادها، میتوان گفت فیلم پس از آنکه به اوج اکشن خود نزدیک میشود، در جمعکردن روایت اندکی بیش از اندازه مکث میکند. جمعبندی «Sanak» فیلمی است که ارزش تماشایش بیش از هر چیز به انتظار مخاطب بستگی دارد. اگر جستوجوی داستانی تازه، شخصیتپردازی عمیق یا تعلیقی کاملاً غیرقابلپیشبینی در میان باشد، فیلم چندان قانعکننده نیست؛ طرح کلی آشناست، دیالوگها گاهی کمجان میشوند و ریتم در بخشهایی از حرکت میافتد.
اما اگر هدف تماشای اکشنی سرگرمکننده با مبارزههای پرانرژی و بدلکاریهای چشمگیر باشد، فیلم لحظههای رضایتبخشی دارد. مزیت اصلی اثر، ترکیب فضای بیمارستان با تواناییهای رزمی Vidyut Jammwal است؛ ترکیبی که به صحنههای نبرد هویت میدهد و از یکنواختی کامل جلوگیری میکند. در سوی دیگر، فیلمنامه نمیتواند این نیروی بصری را به روایتی به همان اندازه پرکشش تبدیل کند.
حاصل، اثری ناهموار اما روشن در مقصود خود است: اکشنی که بیش از آنکه برای غافلگیری یا تأمل ساخته شده باشد، میخواهد با حرکات نمایشی، درگیریهای پیاپی و قهرمانی پرتحرک مخاطب را سرگرم کند.
« جمعبندی «Sanak» فیلمی است که ارزش تماشایش بیش از هر چیز به انتظار مخاطب بستگی دارد. »



ثبت دیدگاه