نقد و بررسی
نقد فرانکی فریکو (Frankie Freako) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سرزمین موجودات کوچک «فرانکی فریکو» کمدیوحشتی است که از همان آغاز، جدیت و ملاحظهکاری را به کناری میزند و تماشاگر را به جهانی عامدانه آشفته، رنگارنگ و بیقاعده دعوت میکند. کانر سوئینی، کارمندی خشکرفتار و شیفتهٔ نظم، در زندگیای گرفتار شده که از بیرون باثبات به نظر میرسد، اما درونش تهی از هیجان است.
تماس او با خط تلفنی مهمانیِ آخرشب، دریچهای بهسوی آشوب میگشاید؛ آشوبی که با ورود موجودات ریز و شرور، بهویژه فرانکی فریکو، دیگر بهسادگی مهارشدنی نیست. استیون کوستانسکی، نویسنده و کارگردان فیلم، بهجای ساختن داستانی منسجم و متعارف، رویارویی یک آدم محتاط با نیروهایی سرزنده و بیپروا را دستاویز نوعی بازیگوشی سینمایی میکند.
فیلم در دل خود ادای احترامی به کمدیوحشتهای موجودات کوچک دههٔ هشتاد دارد؛ آثاری که هیولاهایشان گاه بیش از آنکه ترسناک باشند، مایهٔ شگفتی و خنده بودند. «فرانکی فریکو» نیز به همان میراث نظر دارد، اما تقلید صرف نیست: بیش از آنکه بخواهد گذشته را عیناً بازسازی کند، لذتِ تماشای سینمایی خام، عجیب و بیپروا را زنده میکند.
فیلم در سال ۲۰۲۴ ساخته شد و کارگردانی و نویسندگی آن را کوستانسکی بر عهده داشت. تقابل نظم و آشوب هستهٔ دراماتیک فیلم بر تضادی ساده اما پربازده بنا شده است: کانر میخواهد زندگیاش را کنترل کند، درحالیکه موجودات تازهوارد با هرجومرج خود، همین میل به کنترل را به بازی میگیرند. تماس تلفنیِ او فقط یک ماجرای عجیب را آغاز نمیکند؛ بلکه شکافی در زندگی روزمرهاش میاندازد و او را با بخشی از وجودش روبهرو میسازد که مدتها زیر لایههای کار، عادت و محافظهکاری پنهان بوده است.
« فیلم در سال ۲۰۲۴ ساخته شد و کارگردانی و نویسندگی آن را کوستانسکی بر عهده داشت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کشمکش، فیلم را از مجموعهای پراکنده از شوخیها و تعقیبوگریزها فراتر میبرد، هرچند هیچگاه آن را به درامی روانشناختی و جدی تبدیل نمیکند. نکتهٔ جالب آن است که فیلم قرار نیست کانر را به قهرمانی یکسره دلنشین بدل کند. او گاه بیش از اندازه خشک و ناتوان از واکنشی خودجوش است؛ همین ویژگی، منبعی برای شوخی و در عین حال مانعی برای همدلی عمیق با او میشود.
برخوردش با موجودات عجیب، زمانی سرگرمکنندهتر است که فیلم تضاد میان واکنشهای محتاطانهاش و رفتار بیمحابای آنها را به رخ میکشد. در این میان، فرانکی و گروهش نه فقط تهدیدی کوچک و پرجنبوجوش، بلکه نیرویی هستند که قواعد زندگی مرتب کانر را از جا میکنند. عروسکها؛ قلب تپندهٔ فیلم برجستهترین دستاورد «فرانکی فریکو» بیتردید موجودات دستساز و جلوههای عملی آن است.
در دورهای که بسیاری از فیلمها برای ساختن موجودات خیالی به تصاویر رایانهای متکیاند، این اثر بر عروسکها، سازههای فیزیکی و جلوههایی تکیه میکند که حضورشان در قاب ملموس است. حاصل کار، کیفیتی دستساز و اندکی زمخت دارد؛ کیفیتی که نه نقصی پنهان، بلکه بخشی از هویت فیلم است. موجودات گاهی بیش از آنکه باورپذیر باشند، شبیه اسباببازیهایی عجیباند که از دل خاطرهای قدیمی بیرون آمدهاند، و همین مصنوعیبودن به شوخی و حالوهوای نوستالژیک اثر کمک میکند.
این جلوهها تنها برای تزیین قاب نیستند؛ به فیلم بافت و شخصیت میدهند. عروسکها وزن و حضور فیزیکی دارند و بازی با حرکت و اندازهٔ آنها، نوعی جذابیت دیداری میسازد که تصویر کاملاً رایانهای بهسادگی جایگزینش نمیشود. تماشاگر میتواند ردّ دست سازندگان را در طراحی و اجرای موجودات حس کند؛ ردّی که حس صمیمیت و شیفتگی به فنون قدیمی را تقویت میکند.
« نکتهٔ جالب آن است که فیلم قرار نیست کانر را به قهرمانی یکسره دلنشین بدل کند. »
شخصیتها و اجرا
اگر فیلم برای مخاطبی ارزش ویژه داشته باشد، احتمالاً همین موجودات و شیوهٔ ساختهشدنشان یکی از مهمترین دلایل آن است. نوستالژی، نه بازسازی موبهمو حالوهوای دههٔ هشتادی فیلم از طراحی موجودات فراتر میرود و به لحن، اغراق و آزادی خیال آن نیز سرایت میکند. «فرانکی فریکو» گویی در جهانی شکل گرفته که منطق واقعگرایانه در آن چندان اهمیتی ندارد؛ شخصیتها و موقعیتها میتوانند ناگهان به سوی خندهداریِ محض منحرف شوند و فیلم نیز چندان نگران توضیحدادن یا توجیهکردن آنها نیست.
این رویکرد، یادآور کمدیوحشتهای قدیمیِ موجودات کوچک است؛ آثاری که جذابیتشان نه در پرداخت بینقص، بلکه در جسارتِ ایده و لذتِ ساختن چیزی غریب نهفته بود. بااینحال، نوستالژی در اینجا دو لبه دارد. از یکسو، به فیلم آزادی میدهد تا از تمیزی بیش از اندازه و شوخیهای حسابشده فاصله بگیرد.
از سوی دیگر، تکیهٔ مداوم بر حالوهوای قدیمی میتواند باعث شود برخی انتخابها بهجای تازهبودن، صرفاً یادآور نمونههای آشنای گذشته باشند. اثر زمانی موفقتر است که به جای بازآفرینی ظاهر یک دوره، شور و بیپروایی آن را به تماشاگر منتقل کند. همین روحیه است که «فرانکی فریکو» را برای علاقهمندان به سینمای موجودات عروسکی و فیلمهای ویدیویی قدیمی جذاب میکند.
ریتم و آشوب روایی شتاب و شلوغی فیلم بخشی از سرگرمی آن است. اتفاقها با انرژی پیش میروند و ورود موجودات، چشماندازهای تازهای برای شوخی و تصویرسازی فراهم میکند. فیلم در بهترین لحظههایش حس یک مهمانیِ ازکنترلخارجشده را دارد: پرتحرک، پر سر و صدا و کمی بیمنطق. اما همین ویژگی همیشه به سود آن عمل نمیکند.
« بااینحال، نوستالژی در اینجا دو لبه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آشوب، اگر بیوقفه ادامه یابد، ممکن است تازگیاش را از دست بدهد؛ تماشاگر بهتدریج به غافلگیریهای پیاپی عادت میکند و انتظار میکشد فیلم لحظهای مکث کند یا شکل تازهای به شوخیها بدهد. بعضی بخشها نیز بیش از اندازه کش میآیند و ریتم تندِ آغازین را به حرکتهای تکراری بدل میکنند. مشکل فقط طول یک صحنه نیست، بلکه بازگشت مکرر به نوعی از شوخی و رفتار است که پس از چند بار اثر اولیهاش را از دست میدهد.
از این منظر، فیلم گاهی میان پیشبردن ماجرا و ادامهدادن بازیگوشیهایش مردد میماند. هرگاه تصویر و حرکت عروسکها بتوانند بهتنهایی سرگرمکننده باشند، این پراکندگی کمتر به چشم میآید؛ اما در بخشهایی که شوخیها تکرار میشوند، ریتم افت میکند و انرژی اثر فروکش میکند. شوخیهایی برای همه نیست طنز فیلم کودکانه، جسمانی و گاه عمداً مبتذل است.
شوخیهای مربوط به گاز معده و نوشابهٔ خیالی از آن جنس لطیفههایی هستند که فیلم بدون شرمندگی بارها به سراغشان میرود. برای گروهی از تماشاگران، همین بیپروایی و سادگیِ شوخیها بخشی از جذابیت اثر است؛ برای گروهی دیگر، تکرارشان بهسرعت خستهکننده میشود. فیلم در این زمینه ظرافت چندانی به خرج نمیدهد و اغلب ترجیح میدهد به جای ساختن شوخیهای متنوع، همان جنس شوخی را با شکلهای گوناگون بازگرداند.
این انتخاب با جهان فیلم هماهنگ است، اما هماهنگی بهتنهایی تضمین نمیکند که هر شوخی موفق باشد. «فرانکی فریکو» میخواهد از منطق کمدی مؤدبانه فاصله بگیرد و به حس شوخیهای خام و نوجوانانه نزدیک شود؛ بااینحال، میان شوخیِ عامدانهٔ خام و شوخیِ فرسوده مرزی وجود دارد. فیلم همیشه از این مرز به سلامت عبور نمیکند.
« بعضی بخشها نیز بیش از اندازه کش میآیند و ریتم تندِ آغازین را به حرکتهای تکراری بدل میکنند. »
قوتها و کاستیها
همین امر توضیح میدهد که چرا ممکن است یک تماشاگر از شلوغبازیها و بینزاکتی اثر لذت ببرد و دیگری در همان لحظهها احساس کند فیلم بیش از حد بر یک ترفند تکیه کرده است. بازیها و لحن اجرایی کانر سوئینی در نقش کانر باید شخصیتی را بازی کند که قرار است در برابر جهانی دیوانهوار، نقطهٔ ثبات و واکنش باشد.
بخشی از طنز از همین صورتحساب ساده میآید: هرچه موجودات بیشتر به بیقاعدگی میل میکنند، واکنشهای کانر خشکتر و درماندهتر به نظر میرسد. این تضاد، بهویژه در لحظههایی که او تلاش میکند وضعیت را با منطق روزمره بفهمد، کارکردی مؤثر دارد. بااینحال، چون شخصیتپردازی در خدمت کمدی و موقعیت است، فیلم فرصت چندانی برای کاوش عمیق درونی او فراهم نمیکند.
فرانکی نیز بیش از آنکه شخصیتی پیچیده باشد، نیرویی نمایشی و پرانرژی است؛ موجودی که شور و شوق راکاندرول و میل به آشوب را در خود جمع کرده است. فیلم از او انتظار ندارد بار درامی سنگینی را به دوش بکشد؛ اهمیتش در حضوری است که هر صحنه را به سمت اغراق و بینظمی هل میدهد. در مجموع، بازیها با مقصود اثر سازگارند، اما آنچه بیش از همه در خاطر میماند، عروسکها، حرکت و ترکیب لحن کارتونی با کمدیوحشت است؛ نه تحولات پیچیدهٔ شخصیتها.
جمعبندی «فرانکی فریکو» فیلمی است که خوب میداند چه نوع سرگرمیای میخواهد عرضه کند: کمدیوحشتی دستساز، پرتحرک و شیفتهٔ موجودات کوچک و شرور. جلوههای عملی خلاقانه و فضای نوستالژیکش به آن شخصیت میبخشند و بهترین لحظههایش از انرژی بیپروای موجودات و تقابلشان با زندگی مرتب کانر نیرو میگیرند.
« این تضاد، بهویژه در لحظههایی که او تلاش میکند وضعیت را با منطق روزمره بفهمد، کارکردی مؤثر دارد. »
جمعبندی
در مقابل، شوخیهای تکراری، بخشهایی با ریتم کند و روایتی که گاه میان لحنهای مختلف سرگردان میماند، مانع میشوند فیلم برای همه به تجربهای یکدست و جذاب بدل شود. تماشاگرانی که از قصهای منضبط، ترسی جدی یا طنزی ظریف انتظار دارند، احتمالاً با بیقاعدگی فیلم کنار نمیآیند. اما برای دوستداران کمدیوحشتهای عروسکی، جلوههای عملی و شورِ فیلمهای قدیمیِ موجودات کوچک، این اثر میتواند تجربهای سرخوشانه باشد؛ فیلمی که بیش از آنکه بخواهد قانع کند، میخواهد تماشاگر را به بازیِ شلوغ و عجیب خود بکشاند.
کامیابی یا ناکامی آن در نهایت به یک پرسش بستگی دارد: آیا مخاطب دلش میخواهد برای مدتی کوتاه، نظم را کنار بگذارد و به آشوب فرانکی فریکو خوشامد بگوید؟
« تماشاگرانی که از قصهای منضبط، ترسی جدی یا طنزی ظریف انتظار دارند، احتمالاً با بیقاعدگی فیلم کنار نمیآیند. »



ثبت دیدگاه