نقد و بررسی
نقد چیزی که پیدا کردیم (What We Found) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مدرسهای ناآرام «What We Found» به کارگردانی و نویسندگی بن هیکرنل، تریلری مستقل است که تعلیق را از دل موقعیتی آشنا میسازد: ورود به دبیرستان، مدرسهای با قواعد نانوشته و نابرابریهای آشکار، و ناپدیدشدن دختری که حضورش در زندگی چند نوجوان معنایی فراتر از یک آشنایی معمولی داشته است.
مارکوس و هالی در آغاز دورهای تازه از زندگیاند؛ دورهای که همزمان با تغییر مدرسه، تغییر رابطهها و مواجهه با خطرهای دنیای بزرگسالان پیش میرود. فیلم از همین همنشینیِ بلوغ و بحران، نیروی اصلی خود را میگیرد. نوجوانی در سایهی بیپناهی یکی از انتخابهای مؤثر فیلم آن است که نوجوانانش را نه قهرمانانی همهچیزدان، بلکه جوانهایی کمتجربه و در معرض فشار نشان میدهد.
مارکوس با زورگویی و احساس آسیبپذیری دستوپنجه نرم میکند؛ هالی نیز در خانهای آشفته زندگی میکند و بهناچار زودتر از سنش با تنشهای بزرگسالانه روبهرو شده است. ناپدیدشدن کَسی، دوست و چهرهای محبوب در مدرسه، این مسائل را به بحرانی مشترک بدل میکند. پیگیری حقیقت برای این دو، صرفاً ماجرایی جنایی نیست؛ آزمونی است برای سنجیدن اعتماد، شجاعت و مرز میان کنجکاوی و خطر.
« فیلم از همین همنشینیِ بلوغ و بحران، نیروی اصلی خود را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهدرستی از سادهسازی این جهان پرهیز میکند. مدرسه، خانواده و پلیس هیچیک پناهگاهی بینقص نیستند و نوجوانان در فضایی حرکت میکنند که پاسخهای مطمئن در آن کمیاب است. همین حسِ بیپناهی، داستان را از یک معمای صرفاً سرگرمکننده فراتر میبرد و به آن لایهای دربارهی مسئولیت بزرگسالان میبخشد.
رفاقت بهمثابه قلب روایت مهمترین سرمایهی عاطفی اثر، رابطهی مارکوس و هالی است. دوستی آنها با گفتوگوهای توضیحی و تأکیدهای پررنگ ساخته نمیشود؛ بیشتر از خلال رفتارهای کوچک، همراهی در موقعیتهای دشوار و تفاوتهایی شکل میگیرد که میانشان وجود دارد. مارکوس محتاطتر است و هالی در برابر فشار، واکنشی جسورانهتر نشان میدهد.
این تضاد نه به رقابت، بلکه به مکملبودن شخصیتها میانجامد. همین پیوند است که جستوجوی کَسی را برای مخاطب اهمیتپذیر میکند. اگر رابطهی این دو کمجان بود، بخش زیادی از تعلیق فیلم به دنبالکردن سرنخها محدود میماند؛ اما رفاقتشان به هر تصمیم وزن عاطفی میدهد. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که دوستی نوجوانانه میتواند هم پناه باشد و هم نیرویی که آدم را به دل موقعیتهایی خطرناک میکشاند.
« فیلم بهدرستی از سادهسازی این جهان پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و باورپذیری شخصیتها بازیگران جوان، بهویژه جردن هال در نقش مارکوس و اونا لارنس در نقش هالی، به شخصیتهایشان حضوری طبیعی میدهند. واکنشهای آنها اغلب کوچک و متناسب با موقعیت است و همین خویشتنداری کمک میکند داستان از لحن تصنعی فاصله بگیرد. هالی بهسبب سرزندگی و ابتکارش بهسرعت در ذهن میماند؛ مارکوس نیز با تردیدها و آسیبپذیریاش تصویری انسانیتر از قهرمان نوجوانِ بیباک ارائه میکند.
بازیگران بزرگسال نیز در تکمیل فضای روایت نقش دارند. الیزابت میچل و جیمز رانسون در نقشهایی که تماماً در مرکز قصه نیستند، به جهان فیلم وزن و ابهام میبخشند. حضور آنها یادآور این است که نوجوانان در خلأ عمل نمیکنند: رفتار و تصمیمهای بزرگسالان، مستقیم یا غیرمستقیم، محدودهی انتخابهای آنان را شکل میدهد.
تعلیق مؤثر، معمایی نهچندان تازه فیلم از نظر ریتم، توانایی خوبی در نگهداشتن توجه مخاطب دارد. ناپدیدشدن کَسی، سرنخهایی که در اطراف او پدیدار میشوند و خطرهایی که کمکم آشکارتر میگردند، کنجکاوی ایجاد میکنند. تعلیق همیشه از شوک یا حادثهی پرسروصدا نمیآید؛ گاهی از این پرسش شکل میگیرد که نوجوانان تا کجا پیش خواهند رفت و آیا میتوانند پیامدهای انتخابهایشان را درک کنند.
« بازیگران بزرگسال نیز در تکمیل فضای روایت نقش دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«What We Found» در این زمینه، بهخصوص با محدودکردن منظر روایت به تجربهی شخصیتهای جوان، لحظات پرتنشی خلق میکند. بااینحال، معمای مرکزی به اندازهی رابطهها و فضای اجتماعی فیلم تازه نیست. برخی مسیرهای روایی و حدسهایی که دربارهی ماجرا شکل میگیرند، برای مخاطبی که با تریلرهای نوجوانانه آشناست، چندان غافلگیرکننده نخواهند بود.
فیلم بیش از آنکه با پیچیدگی معما قدرت بگیرد، از پیوند آن با شخصیتها و محیط بهره میبرد. این انتخاب گاهی نتیجهبخش است، اما گاهی نیز انتظار یک معمای دقیقتر و چندلایهتر را بیپاسخ میگذارد. جهان اجتماعی و مضمونهای جدی عنوان و ظاهر اثر ممکن است وعدهی یک فیلم نوجوانانهی سبک را بدهد، اما روایت به موضوعاتی جدیتر نزدیک میشود: زورگویی، تنش خانوادگی، مواد مخدر، خشونت و بیاعتمادی به نهادهایی که باید از مردم حفاظت کنند.
فیلم این مضامین را بهجای آنکه صرفاً در پسزمینه نگه دارد، بخشی از شرایطی میسازد که شخصیتها در آن تصمیم میگیرند. در نتیجه، خطر فقط از راز ناپدیدشدن کَسی نمیآید؛ از محیطی نیز میآید که نوجوانان را زودتر از موعد با پیامدهای جهان بزرگسالان روبهرو میکند. این رویکرد به فیلم بُعدی فراتر از معما میدهد، هرچند همهی مضمونها همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« بااینحال، معمای مرکزی به اندازهی رابطهها و فضای اجتماعی فیلم تازه نیست. »
قوتها و کاستیها
بعضی خطوط داستانی بیش از آنکه به نتیجهای عمیق برسند، نقش تشدیدکنندهی فضای تیره و ناامن را دارند. بااینهمه، توجه به تجربهی نوجوانانی که معمولاً در روایتهای جنایی به حاشیه میروند، از ویژگیهای قابلتوجه فیلم است. محدودیتهای اجرا و فرجام «What We Found» فیلمی کمخرج است و این محدودیت گاهی در اجرای صحنهها و پرداخت فنی به چشم میآید.
بعضی گذارهای داستانی اندکی ناصافاند و روایت در بخشهایی میان تمرکز بر معما، درگیریهای مدرسه و مسائل خانوادگی جابهجا میشود، بیآنکه هر خط را با انسجام یکسان بپرورد. در نتیجه، فیلم در لحظاتی جاهطلبتر از توان اجراییاش به نظر میرسد. پایانبندی نیز ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناتمام یا مبهم جلوه کند.
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت که فیلم همهی انتظارهایی را که در طول مسیر میسازد، به یک جمعبندی کاملاً روشن و رضایتبخش تبدیل نمیکند. این انتخاب با حالوهوای تلخ و نامطمئن اثر سازگار است، اما وقتی بعضی پرسشها همچنان در ذهن میمانند، ممکن است بیشتر به نقص در پرداخت شبیه شود تا ابهامی حسابشده.
« بعضی خطوط داستانی بیش از آنکه به نتیجهای عمیق برسند، نقش تشدیدکنندهی فضای تیره و ناامن را دارند. »
جمعبندی
جمعبندی «What We Found» تریلری مستقل و بیادعاست که نیروی اصلی خود را از بازیهای باورپذیر، تعلیق پیوسته و رابطهی گرم مارکوس و هالی میگیرد. معمای آن چندان تازه یا پیچیده نیست و برخی نارساییهای اجرایی و پایانبندی مبهم، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم بدل شود. بااینحال، روایت تا پایان کشش خود را حفظ میکند و زیر ظاهر یک داستان معمایی، تصویری از نوجوانی در محیطی ناآرام و کمپناه ارائه میدهد.
برای تماشاگرانی که بیش از معمایی بینقص، به شخصیتها و دوستی میان آنها اهمیت میدهند، فیلم تجربهای درگیرکننده و ارزشمند برای یکبار تماشا خواهد بود.



ثبت دیدگاه