نقد و بررسی
نقد پیروزی اراده (Triumph of the Will) | 1935
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و زمینهٔ تاریخی «Triumph of the Will» ساختهٔ لنی ریفنشتال، مستندی دربارهٔ گردهمایی حزب نازی در نورنبرگ در سال ۱۹۳۴ است؛ اما واژهٔ «مستند» در اینجا نباید تصور ثبت بیواسطهٔ واقعیت را برانگیزد. فیلم رویدادی سیاسی را به تصویر میکشد که از پیش آکنده از نظم آیینی، نمادها و نمایش قدرت بود، و خودِ فیلم نیز با گزینش نماها، سازماندهی زمان و چیدمان بصری، آن را به روایتی تبلیغاتی بدل میکند.
هیتلر ساخت فیلم را سفارش داده بود و اثر، از همان آغاز، در خدمت تصویرسازی از رهبری او و احیای عظمت ملی آلمان قرار داشت. ازاینرو، تماشای آن مستلزم دو نگاه همزمان است: دیدن تواناییهای سینماییاش و تشخیص هدف سیاسیای که این تواناییها را به کار میگیرد. سازماندهی تصویر و حرکت دوربین قدرت بصری فیلم بیش از آنکه در رخدادهای منفرد باشد، در نحوهٔ نگاهکردن به آنهاست.
دوربین گاه جمعیت را از بالا و در گسترهای وسیع میبیند و گاه با نمای نزدیک، چهرهها و واکنشهای تماشاگران را برجسته میکند. حرکت دوربین در میان صفوف و استفاده از زاویههای نامتعارف، به صحنهها انرژی میبخشد و به رویدادهای تشریفاتی کیفیتی نمایشی میدهد. این انتخابها صرفاً آرایش فنی نیستند: زاویهٔ دید، اندازهٔ نما و جایگاه دوربین تعیین میکنند که مخاطب چه چیزی را مهم، باشکوه یا طبیعی تلقی کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصویربرداری هوایی و لنزهای دوربرد نیز مقیاس جمعیت را بزرگ و یکپارچه جلوه میدهند؛ بدینترتیب، تودهها کمتر به افراد مستقل و بیشتر به الگویی منظم و دیدنی تبدیل میشوند. تدوین و ساختن ریتم جمعی تدوین، تصاویر پراکندهٔ سخنرانیها، رژهها و صفآراییها را به جریانی پیوسته بدل میکند. نماها با تکرار و تغییر مقیاس، حسی از نظم و استمرار میسازند: جزئیات به کلیت میپیوندند و کلیت دوباره در چهرهها و حرکات فردی بازتاب مییابد.
حاصل، روایتی است که بیش از آنکه به تحول شخصیت یا کشمکش داستانی متکی باشد، بر تکرار آیینها و انباشتن تصویرهای جمعی پیش میرود. این شیوه از یک سو انسجامی چشمگیر به فیلم میدهد و از سوی دیگر، در بخشهایی از آن یکنواختی میآفریند. هنگامی که رژهها و صفوف بارها با منطق بصری مشابه بازمیگردند، تأثیر نخستینشان کاهش مییابد و تماشاگر ممکن است بهجای مشارکت در شور صحنه، فاصلهای انتقادی پیدا کند.
موسیقی، صدا و معماری شکوه موسیقی و صدا در این فیلم همراهی خنثی برای تصویر نیستند؛ آنها در ساختن حالوهوا و هدایت احساس مخاطب نقش دارند. آمیختن موسیقی با شعارها، سخنرانیها و صدای جمعیت، فضایی میسازد که در آن فردیت زیر سایهٔ همنوایی گروهی قرار میگیرد. صحنهها از این راه حالتی آیینی پیدا میکنند: هر حرکت و هر صف درون نظمی بزرگتر معنا مییابد.
« این شیوه از یک سو انسجامی چشمگیر به فیلم میدهد و از سوی دیگر، در بخشهایی از آن یکنواختی میآفریند. »
شخصیتها و اجرا
این شکوه شنیداری و دیداری، از نظر سینمایی مؤثر است، اما همین اثرگذاری پرسشی اخلاقی را نیز پیش میکشد. وقتی موسیقی، تدوین و قاببندی همگی برای برانگیختن هیبت و همدلی بسیج میشوند، تماشاگر باید از خود بپرسد احساس برانگیختهشده از مشاهدهٔ آزادانهٔ واقعیت پدید آمده یا از طراحی حسابشدهٔ آن.
تصویر تبلیغاتی و غیاب واقعیت محدودیت بنیادین فیلم، یکسویهبودن روایت آن است. اثر مجال چندانی برای دیدگاههای مخالف، زندگی روزمرهٔ بیرون از گردهمایی، یا بررسی پیامدهای سیاسی ایدئولوژی نازی نمیگذارد. جهان فیلم تقریباً به فضایی بسته تبدیل میشود که در آن نظم، وحدت و ستایش رهبر بر همهچیز سایه میاندازد.
این حذفها بهاندازهٔ آنچه در قاب حضور دارد اهمیت دارند: تبلیغات تنها با نمایش گزینشی ساخته نمیشود، بلکه با پنهانکردنِ آنچه میتواند تصویر مطلوب را مختل کند نیز شکل میگیرد. بنابراین، فیلم را نباید گزارش بیطرفانهای از آلمان آن دوره دانست؛ بهتر است آن را سندی از چگونگی ساختن و عرضهکردن یک تصویر سیاسی ببینیم.
« این شکوه شنیداری و دیداری، از نظر سینمایی مؤثر است، اما همین اثرگذاری پرسشی اخلاقی را نیز پیش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گردهمایی برای دوربین بهشکلی حسابشده سازمان یافته بود و فیلم این نمایش را به تجربهای سینمایی تبدیل میکرد. تودهها و مسئلهٔ شخصیتپردازی در اینجا شخصیتپردازی به معنای معمول سینمای داستانی تقریباً وجود ندارد. افراد کمتر بهصورت انسانهایی با انگیزهها و تناقضهای شخصی شناخته میشوند؛ بیشتر در مقام چهرههایی از یک حرکت جمعی یا اجزای یک ترکیب تصویری ظاهر میشوند.
همین امر به فیلم نیرویی ویژه میدهد: تماشاگر نه با قهرمانی دارای مسیر درونی، بلکه با تصویری از جمعیت روبهروست که هماهنگیاش موضوع اصلی نمایش است. در عین حال، این رویکرد بهایی دارد. تودهها به جای برخورداری از صدای متنوع، به تصویری یکپارچه فروکاسته میشوند و پیچیدگی اجتماعی و سیاسی پشت نمای ظاهری اتحاد ناپدید میشود.
هیتلر نیز در این ساختار نه شخصیتی برای شناخت روانشناختی، بلکه محور نمادینی است که پیرامونش نظم و معنا شکل میگیرد. دشواری تماشا در روزگار معاصر تماشای فیلم امروز تجربهای دوگانه است. از یک سو، میتوان مهارت فنی و دقت در حرکت دوربین، ترکیببندی و تدوین را مطالعه کرد؛ از سوی دیگر، جداکردن این دستاوردها از کارکرد تبلیغاتی اثر دشوار و حتی گمراهکننده است.
« گردهمایی برای دوربین بهشکلی حسابشده سازمان یافته بود و فیلم این نمایش را به تجربهای سینمایی تبدیل میکرد. »
قوتها و کاستیها
ارزش تاریخی فیلم در آن نیست که تصویری کامل و قابل اعتماد از جامعهٔ آلمان ارائه دهد، بلکه در این است که نشان میدهد سینما چگونه میتواند قدرت را طبیعی، فراگیر و باشکوه جلوه دهد. همین قابلیت، اثر را به نمونهای مهم برای تحلیل رابطهٔ هنر، فناوری و سیاست بدل کرده است. فیلم در تاریخ سینما اثرگذار دانسته شده، اما این جایگاه هنری مسئولیت اخلاقی و تاریخی آن را از میان نمیبرد.
جمعبندی «Triumph of the Will» اثری از نظر بصری حسابشده و از نظر سیاسی بهشدت جهتدار است. قاببندیها، حرکت دوربین، تدوین و موسیقی، گردهمایی نورنبرگ را به نمایشی منسجم و پرابهت تبدیل میکنند؛ اما همین تواناییها در خدمت روایتی گزینشی قرار گرفتهاند که رهبر را مرکز معنا میسازد و جمعیت را به تصویری یکپارچه بدل میکند.
طولانیشدن رژهها و تکرار صفآراییها میتواند ریتم فیلم را فرساینده کند، و فقدان دیدگاههای متنوع، افق آن را محدود میسازد. بااینهمه، اثر همچنان برای شناخت سازوکارهای تبلیغات تصویری اهمیت دارد: نه بهعنوان پنجرهای بیطرف به گذشته، بلکه بهعنوان نمونهای نیرومند از اینکه چگونه سینما میتواند واقعیت را انتخاب، آرایش و در قالب افسانهای سیاسی عرضه کند.
« همین قابلیت، اثر را به نمونهای مهم برای تحلیل رابطهٔ هنر، فناوری و سیاست بدل کرده است. »
ثبت دیدگاه