نقد و بررسی
نقد شور و هیجان (Dhoom Dhaam) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعقیبی که از شب عروسی آغاز میشود «Dhoom Dhaam» فیلمی هندی به کارگردانی Rishab Seth است که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد و Yami Gautam و Pratik Gandhi را در نقش زوجی تازهعروسوداماد قرار میدهد. ویر و کویال، با خلقوخوهایی بهکلی متفاوت، هنوز فرصت چندانی برای شناخت یکدیگر نیافتهاند که شب عروسیشان به رشتهای از تعقیبها، سوءتفاهمها و برخوردهای پیشبینیناپذیر بدل میشود.
ماجرای جستوجوی «چارلی» نیروی محرک این آشوب است؛ اما فیلم بیش از آنکه به معمایی پیچیده تکیه کند، از تقابل دو شخصیت اصلی و واکنشهای متفاوتشان به خطر نیرو میگیرد. زوج ناهمگون؛ موتور اصلی فیلم بخش عمده جذابیت فیلم از کنار هم قرار گرفتن عروسی پرجنبوجوش و داماد خجالتی حاصل میشود. کویال در برابر بحرانها مستقیم، تند و آماده واکنش است؛ ویر در برابر همان موقعیتها محتاط و دستپاچه میشود.
این تفاوت صرفاً وسیلهای برای ساختن چند شوخی نیست؛ فیلم با قرار دادن این دو در موقعیتهایی که ناچارند به یکدیگر تکیه کنند، بهتدریج امکان شناخت متقابلشان را فراهم میکند. Yami Gautam با انرژی و حضور فیزیکی نیرومندش به کویال جان میدهد. او در صحنههای پرتحرک چنان مسلط است که گاه تمام قاب را به خود اختصاص میدهد، بیآنکه نقش به یک شخصیت تکبعدی و صرفاً «قدرتمند» فروکاسته شود.
« کویال در برابر بحرانها مستقیم، تند و آماده واکنش است؛ ویر در برابر همان موقعیتها محتاط و دستپاچه میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی مقابل، Pratik Gandhi خویشتنداری و اضطراب ویر را با ظرافتی کمیک بازی میکند. او از دام اغراق بیش از اندازه میگریزد و همین بازی کنترلشده، واکنشهای کویال را بامزهتر میسازد. شیمی میان این دو، هرچند بر تفاوتهای آشکارشان استوار است، به فیلم گرما میبخشد. کمدی؛ وقتی تفاوت لحن به شوخی بدل میشود کمدی فیلم معمولاً از تضاد میان آنچه شخصیتها انتظار دارند و آنچه در واقع رخ میدهد نیرو میگیرد.
یکی از شگردهای مؤثر آن، برخورد زبان تند و صریح کویال با ادب و معصومیت ویر است: موقعیتهایی که برای یک نفر نشانه خطر یا بینزاکتیاند، برای دیگری میتوانند کاملاً عادی یا حتی دلگرمکننده باشند. همین ناهماهنگی، بهجای تکیه بر لطیفههای مستقل و پراکنده، بخشی از شخصیتپردازی زوج میشود.
بسیاری از شوخیها بهسبب زمانبندی بازیگران و سرعت رفتوآمد میان بحرانها خوب از کار درمیآیند. بااینحال، فیلم همیشه در تشخیص حد مناسب موفق نیست. برخی لحظهها بیش از اندازه بر یک ایده مکث میکنند و شوخی، بهجای آنکه در ضرباهنگ صحنه حل شود، حالتی تصنعی پیدا میکند. مونولوگها نیز گاه بیشتر از نیاز موقعیت ادامه مییابند.
« در سوی مقابل، Pratik Gandhi خویشتنداری و اضطراب ویر را با ظرافتی کمیک بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، کمدی اثر بهاندازهای پرثمر است که حتی صحنههای کمرمقتر را نیز از سنگینی کامل نجات دهد. اکشن و ریتم؛ آشوبی خوشتماشا ساختار فیلم بر حرکت استوار است: تعقیب، گریز، درگیری و جابهجاییهای پیدرپی میان مکانها. این انتخاب با عنوان و حالوهوای اثر تناسب دارد و باعث میشود ماجرا بهندرت برای مدتی طولانی از حرکت بایستد.
صحنههای اکشن بیش از آنکه واقعگرایانه باشند، نمایشی و سرگرمکنندهاند؛ اهمیتشان در این نیست که منطق دقیق یک عملیات پیچیده را بازسازی کنند، بلکه در ایجاد موقعیتهایی است که تفاوت ویر و کویال را آشکارتر سازند. ریتم نسبتاً روان، از نقاط قوت فیلم است. روایت معمولاً زود به موقعیت بعدی میرسد و از کشدادن مسیر فرار پرهیز میکند.
البته این شتاب گاهی به زیان انسجام تمام میشود: برخی گذارها بیشتر برای رساندن شخصیتها به تعقیب بعدی طراحی شدهاند تا برای پیشبرد طبیعی ماجرا. بااینحال، فیلم به اندازهای سبکبال است که این ضعفها کمتر از آنچه در یک اثر جدیتر به چشم میآیند، مزاحم تماشا شوند. معمای چارلی و محدودیت فیلمنامه «چارلی» قرار است رشتهای باشد که نیروهای مختلف داستان را به هم پیوند میدهد؛ اما معمای مرکزی بهتنهایی پیچیدگی یا کشش چشمگیری ندارد.
« با این همه، کمدی اثر بهاندازهای پرثمر است که حتی صحنههای کمرمقتر را نیز از سنگینی کامل نجات دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایده آغازین جذاب است: زوجی که هنوز رابطهشان شکل نگرفته، در شبی که باید به جشن و آغاز زندگی مشترک اختصاص داشته باشد، ناگهان در مرکز تعقیبی آشفته قرار میگیرند. مشکل آنجاست که فیلم در پرورش این موقعیت به اندازه کافی تازگی به خرج نمیدهد و بسیاری از پیچشها و برخوردها از الگوهای آشنای کمدیهای تعقیبوگریز پیروی میکنند.
در نتیجه، بیننده بیش از آنکه برای کشف یک معمای هوشمندانه مشتاق بماند، منتظر واکنش بعدی این زوج نامتجانس است. این تمرکز، از سویی انتخابی سودمند است؛ زیرا فیلم در نقطه قوت خود، یعنی زوج اصلی، باقی میماند. از سوی دیگر، نشان میدهد فیلمنامه برای پرکردن فاصله میان شوخیها و صحنههای اکشن به تمهیدهایی متکی است که همیشه قانعکننده نیستند.
برخی شخصیتهای فرعی نیز بیشتر کارکردی موقعیتی دارند و فرصت چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند. لحن، موسیقی و جلوه سرگرمی اثر قصد ندارد در همه لحظات میان کمدی، عاشقانه و اکشن توازنی دقیق و یکدست برقرار کند؛ گاهی بهسرعت از یک لحن به دیگری میپرد. بااینحال، همین آشفتگی تا اندازهای با وضعیت آشفته قهرمانان همخوان است.
« در نتیجه، بیننده بیش از آنکه برای کشف یک معمای هوشمندانه مشتاق بماند، منتظر واکنش بعدی این زوج نامتجانس است. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و آهنگها نیز در خدمت حالوهوای پرتحرک فیلماند و به فضای جشن و سرگرمی آن یاری میرسانند، هرچند بهتنهایی چیزی نیستند که پس از پایان تماشا، ساختار اثر را در ذهن دگرگون کنند. یکی از انتخابهای پرریسک فیلم، وابستگیاش به غافلگیریهای پایانی است. بعضی از این تمهیدها بهاندازه کافی زمینهچینی نشدهاند تا تأثیری ماندگار بگذارند و ممکن است بهجای شگفتی، حسی از بیمزگی یا تصنع ایجاد کنند.
پرداخت این بخش در مقایسه با لحظههای موفقتر کمدی، ناهموار است؛ گویی فیلم برای پایانبندی به ایدهای تکیه میکند که از نیروی لازم برای جمعکردن تجربه عاطفی و طنزآلود داستان برخوردار نیست. جمعبندی «Dhoom Dhaam» بیش از آنکه بهخاطر تازگی قصه یا پیچیدگی معمایش در یاد بماند، بر انرژی بازیگران و تضاد شیرین زوج مرکزیاش تکیه میکند.
Yami Gautam حضوری پرقدرت دارد و Pratik Gandhi با بازی کمادعا و دقیقش مکمل خوبی برای اوست. تعقیبوگریزهای سرگرمکننده، کمدیِ غالباً خوشزمان و ریتمی که معمولاً اجازه نمیدهد فیلم بیش از حد از حرکت بازبماند، تماشای آن را برای یک نوبت لذتبخش میکنند. در برابر این امتیازها، داستان آشنا، برخی شخصیتهای کمپرداخته و غافلگیریهایی که بهاندازه کافی اثرگذار نیستند قرار دارند.
« یکی از انتخابهای پرریسک فیلم، وابستگیاش به غافلگیریهای پایانی است. »
جمعبندی
بنابراین، ارزش فیلم بیشتر در شیوه اجرای یک موقعیت آشناست تا در ابداع آن: اثری سبک و پرجنبوجوش که گاه بهخوبی میخنداند و عمدتاً با زوج دوستداشتنیاش پیش میرود، اما در ساختن معمایی بهیادماندنی یا پایانی کاملاً رضایتبخش کامیاب نمیشود. برای تماشایی بیتکلف و سرگرمکننده، انتخابی پذیرفتنی است؛ برای روایتی نوآورانه و ماندگار، نه چندان.
« برای تماشایی بیتکلف و سرگرمکننده، انتخابی پذیرفتنی است؛ برای روایتی نوآورانه و ماندگار، نه چندان. »
ثبت دیدگاه