نقد و بررسی
نقد بدلکار (The Stunt Man) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ صحنه و پشت صحنه فیلم «The Stunt Man» به کارگردانی Richard Rush، از آن آثاری است که خیلی زود نشان میدهد قرار نیست تماشاگر را در قلمرو آشنای یک ژانر نگه دارد. قصه با مردی فراری آغاز میشود که به گروهی فیلمساز پناه میبرد و بدلکارِ تازهای میشود؛ اما این موقعیت ساده، بهسرعت به میدان بازیهای روانی، شوخی تلخ و سوءظن بدل میشود.
فیلم جنگیای که گروه مشغول ساختنش است، تنها بخشی از ماجراست. رخدادهای پشت دوربین نیز چنان رنگوبویی نمایشی دارند که مرز میان واقعیت و اجرای نقش مدام لغزان میشود. جذابیت فیلم در همین دوگانگی است: یکسو خطر واقعیِ بدلکاری و آسیبپذیری جسم انسان قرار دارد و سوی دیگر، دستگاه سینما که خطر را به تصویر، صحنه و سرگرمی تبدیل میکند.
«The Stunt Man» از همان ابتدا تماشاگر را به این پرسش نزدیک میکند که چه کسی صحنه را کنترل میکند و چه کسی صرفاً در آن بازی داده میشود. این پرسش را بیآنکه به معمایی خشک و نظری تبدیل کند، در دل یک ماجرای پرتحرک پیش میبرد. پیتر اوتول و اقتدار نمایشی الی کراس در مرکز ثقل فیلم، پیتر اوتول در نقش الی کراس قرار دارد؛ کارگردانی پرجذبه، خودرأی و گاه هراسآور که به نظر میرسد هرجومرج گروه برایش نه مانع، بلکه مادهٔ خام آفرینش است.
اوتول نقش را با انرژی و دقتی بازی میکند که شخصیت را هم خندهآور میسازد و هم تهدیدآمیز. کلامش میتواند فرمان باشد، نمایش باشد یا بخشی از بازیای که فقط خودش قواعدش را میداند. همین ناپایداری، حضور او را از یک «کارگردان دیوانه» کلیشهای فراتر میبرد. اوتول از اغراق نمیترسد، اما اغراقش حسابشده است.
« فیلم جنگیای که گروه مشغول ساختنش است، تنها بخشی از ماجراست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگاه، مکث و تغییر ناگهانی لحن او گاه بیشتر از گفتوگوها قدرت دارد. الی کراس چنان بر محیط مسلط است که دیگران را وامیدارد در برابرش واکنش نشان دهند؛ بااینحال، فیلم او را صرفاً هیولایی مستبد تصویر نمیکند. در او شور آفرینش، میل به کنترل و نیاز به نمایش درهمتنیدهاند. از این رو، شخصیت هم موضوع خنده است و هم موضوعی نگرانکننده: هنرمندی که برای رسیدن به تصویر مطلوب، دیگران را به ابزار بدل میکند.
کامرون؛ فرار از یک نقش و ورود به نقشی دیگر کامرون، با بازی Steve Railsback، در آغاز میکوشد از تعقیب و گذشتهٔ خود بگریزد. ورودش به گروه فیلمسازی ظاهراً فرصتی برای پنهانشدن است، اما بهتدریج معلوم میشود که او فقط از پلیس فرار نمیکند؛ او درون موقعیتی نیز گرفتار میشود که قواعدش را نمیفهمد.
بدلکاری برایش شغلی تازه نیست، بلکه آزمونی جسمانی و روانی است: هر بار باید تشخیص دهد خطر واقعی کجاست و کدام خطر فقط بخشی از صحنه است. Railsback در برابر بازی پرزرقوبرق اوتول، حضوری زمینیتر و مضطربتر دارد. این تضاد به فیلم کمک میکند تا تماشاگر را به جای کامرون بنشاند: او نیز مانند ما میکوشد بفهمد آیا باید به آنچه میبیند اعتماد کند یا نه.
گاهی این درماندگی به ریتم شخصیت آسیب میزند و واکنشهای او یکدست به نظر نمیرسند، اما همین بیثباتی با فضای فیلم سازگار است. کامرون در محیطی قرار گرفته که هر نگاه و دستور ممکن است بخشی از اجرا باشد. بازی با واقعیت، خیال و دوربین دستاورد اصلی «The Stunt Man» در شیوهٔ روایت آن است.
« نگاه، مکث و تغییر ناگهانی لحن او گاه بیشتر از گفتوگوها قدرت دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بارها صحنهای را در قالبی ارائه میکند که ابتدا واقعی به نظر میرسد، سپس نشانهای کوچک آن را به اجرای سینمایی پیوند میزند؛ یا برعکس، لحظهای که گمان میکنیم صرفاً نمایشی است، ناگهان وزن و خطر ملموسی پیدا میکند. این جابهجاییها نه فقط برای غافلگیرکردن، بلکه برای ساختن تجربهای از بیاعتمادی به کار میروند.
فیلمبرداری و تدوین در خدمت همین بازیاند. حرکت دوربین، جابهجایی میان گروه و صحنه، و حضور ابزارهای سینما گاهی چنان روان در هم میآمیزند که تماشاگر فرصت نمیکند مرزی مطمئن برای خود بسازد. این آشفتگی حسابشده، یکی از منابع لذت فیلم است؛ هرچند ممکن است برای کسانی که روایت سرراست و توضیح روشن میخواهند، گیجکننده باشد.
اثر از تماشاگر نمیخواهد صرفاً رمزها را حل کند؛ بیشتر او را وامیدارد تجربه کند که چگونه تصویر میتواند ادراک را دستکاری کند. بدلکاری بهمثابه مضمون و نمایش بدلکاری در فیلم فقط مجموعهای از پرشها، تصادفها و خطرهای فیزیکی نیست. بدلکار کسی است که بدن خود را در معرض آسیب میگذارد تا بازیگر یا تصویر نهایی از خطر مصون بماند.
این تقسیم کار، استعارهای روشن از نسبت میان ظاهر و واقعیت میسازد: آنچه تماشاگر روی پرده میبیند، حاصل پنهانماندن زحمت و گاه رنج کسانی است که در قاب دیده نمیشوند. فیلم این ایده را با لحظههایی پرتحرک و گاه نفسگیر زنده میکند. بدلکاریها بهجای آنکه از داستان جدا شوند و تنها نقش هیجانافزایی داشته باشند، مدام ما را به پرسش مرکزی بازمیگردانند: آیا این خطر برای هنر است، برای سرگرمی، یا برای قدرت کارگردانی که میخواهد همهچیز را تحت فرمان خود درآورد؟
« این جابهجاییها نه فقط برای غافلگیرکردن، بلکه برای ساختن تجربهای از بیاعتمادی به کار میروند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«The Stunt Man» پاسخ سادهای عرضه نمیکند؛ همینکه تماشاگر را نسبت به اخلاقِ تولید تصویر حساس میکند، برای فیلمی با این لحن نامتعارف دستاورد مهمی است. عشق، بازیگری و شخصیت نینا باربارا هرشی در نقش نینا فرانکلین، بازیگر اصلی فیلم درونفیلم، به جهان آشفتهٔ گروه بُعد عاطفی میبخشد. رابطهٔ او با کامرون در فضایی شکل میگیرد که در آن بازیگری و احساس واقعی بهآسانی از هم جدا نمیشوند.
نینا هم بخشی از سازوکار نمایش است و هم شخصیتی که میکوشد در برابر آن، صدای مستقل خود را حفظ کند. حضورش باعث میشود فیلم از جدال میان فراری و کارگردان فراتر برود و به مسئلهٔ آسیبپذیری عاطفی نیز نزدیک شود. بااینحال، این خط داستانی همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم پیچیده و پُرکشش نیست.
گاه رابطهٔ عاشقانه بیشتر نقش پیونددهنده دارد تا آنکه بهتنهایی عمق چشمگیری پیدا کند. بازی هرشی به شخصیت گرما و عاطفه میدهد، اما فیلم در برخی لحظهها بهجای پرداخت آرامتر رابطه، آن را به خدمت شتاب و آشفتگی کلی روایت میگیرد. ریتم، طنز و ناهماهنگیهای فیلم شروع فیلم برای برخی تماشاگران ممکن است دیر گرم شود.
اثر ابتدا شخصیتها و فضای نامتعارف خود را با مکثهایی معرفی میکند و تا زمانی که بازی میان کامرون و الی کراس بهروشنی شکل بگیرد، ریتمش اندکی نامنظم میماند. پس از آن، موقعیتها انرژی بیشتری میگیرند، اما این انرژی در نیمهٔ دوم همیشه با همان تازگی ادامه نمییابد. بعضی صحنهها طولانیتر از ظرفیت خود میشوند و فیلم گاهی چنان به بازی با ابهام علاقهمند است که پیشروی درام را عقب میاندازد.
« رابطهٔ او با کامرون در فضایی شکل میگیرد که در آن بازیگری و احساس واقعی بهآسانی از هم جدا نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
طنز سیاه فیلم نیز یکدست نیست. شماری از شوخیها از دل شخصیتها و موقعیتهای پرتنش بیرون میآیند و بهخوبی با فضای پوچ و خطرناک اثر جور میشوند؛ برخی دیگر کماثرند یا بیش از اندازه بر لحن خاص خود اصرار میورزند. همین نوسان میان هجو، دلهره و احساس، هم بخشی از هویت فیلم است و هم یکی از دلایل ناهمواریاش.
پایانبندی نیز ممکن است برای همه رضایتبخش نباشد؛ نه به این دلیل که فیلم پاسخهای ساده را کنار میگذارد، بلکه چون جمعبندیاش با انتظارهای معمول از یک داستان پرخطر فاصله دارد. جمعبندی «The Stunt Man» فیلمی نامتعارف و پرجنبوجوش دربارهٔ سینما، قدرت و خطرِ تبدیلکردن زندگی به نمایش است.
بهترین لحظههایش از پیوند میان بدلکاری و پرسشهای اخلاقی و روانی میآیند؛ از جهانی که در آن دوربین فقط ثبتکنندهٔ واقعیت نیست، بلکه میتواند آن را شکل دهد و به بازی بگیرد. پیتر اوتول با حضوری مسلط و تماشایی، فیلم را به جلو میراند و تعامل او با Steve Railsback هستهٔ دراماتیک آن را میسازد.
این اثر بینقص نیست: آغازش کمی زمان میبرد، بعضی شوخیهایش نمینشینند و روایت در بخشهایی کش میآید. بااینحال، همین غرابت و ناپایداری است که آن را از یک سرگرمی معمولی جدا میکند. فیلم از تماشاگر میخواهد همزمان بخندد، نگران شود و دربارهٔ آنچه واقعی میپندارد تردید کند. نتیجه، اثری است که شاید همه را با پایان و ریتم خود همراه نکند، اما بهسبب بازی درخشان اوتول و نگاه بازیگوشانهاش به مرز میان زندگی و سینما، در ذهن میماند.
« همین نوسان میان هجو، دلهره و احساس، هم بخشی از هویت فیلم است و هم یکی از دلایل ناهمواریاش. »
ثبت دیدگاه