نقد و بررسی
نقد هرکا (Harka) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای از خشمِ بیپناه «هَرکا» ساختهٔ لطفی ناتان، در ظاهر داستان جوانی تونسی است که پس از مرگ پدرش سرپرستی دو خواهر کمسنوسال خود را بر عهده میگیرد؛ اما در لایهٔ عمیقتر، فیلم شرحِ محاصرهشدن انسانی است که هر راه خروجی را بسته میبیند. علی پیش از این اتفاق نیز در حاشیهٔ زندگی میکرد: با فروش سوخت قاچاق امرار معاش میکرد، شبها در ساختمانی نیمهکاره میخوابید و اندکاندک برای رفتن به اروپا پول کنار میگذاشت.
حالا مسئولیت خواهران، بدهیهای بهجامانده و خطر از دستدادن خانه، رؤیای فرار را به تعویق میاندازد و او را وادار میکند در وضعیتی بماند که پیوسته امکان انتخاب را از او میگیرد. فیلم این بحران را نه همچون حادثهای منفرد، بلکه بهعنوان نتیجهٔ انباشتهشدن فشارها مینگرد. آنچه علی را به سوی خشم میراند، فقط فقر نیست؛ تجربهٔ مکررِ نادیدهگرفتهشدن، تحقیر و برخورد با نظم اجتماعیای است که برای او راهی امن و آبرومند باقی نمیگذارد.
«هَرکا» از همین راه، قصهٔ خصوصی یک خانواده را به تصویری گستردهتر از نسلی تبدیل میکند که پس از انقلاب تونس هنوز با وعدههای ناتمام و بیعدالتیهای پابرجا روبهروست. بازی آدم بسا؛ خشم در سکوت مهمترین نیروی فیلم، بازی آدم بسا در نقش علی است. او شخصیت را با فورانهای دائمی یا سخنرانیهای سیاسی نمیسازد؛ بخش عمدهٔ بار عاطفی در چهره، سکوت و انقباض بدن او جمع میشود.
نگاه علی اغلب خسته و متوجّهِ تهدیدی نامرئی است، گویی ذهنش پیشاپیش مشغول سنجیدن شکست بعدی است. این خویشتنداری، خشم او را باورپذیرتر میکند: عصبانیت از هیچجا نمیآید، بلکه در طول فیلم لایهبهلایه شکل میگیرد و فرصت تخلیه نمییابد. بسا میان سرسختی و آسیبپذیری تعادل ظریفی برقرار میکند.
« فیلم این بحران را نه همچون حادثهای منفرد، بلکه بهعنوان نتیجهٔ انباشتهشدن فشارها مینگرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
علی در برابر دیگران میکوشد درماندگیاش را پنهان کند، اما رابطهاش با خواهران، بهویژه لحظاتی که مسئولیت مراقبت از آنان را میپذیرد، این پوسته را ترک میاندازد. در این تضاد، شخصیت از یک نماد اجتماعی فراتر میرود و به انسانی بدل میشود که هم میخواهد نجاتدهنده باشد و هم از فرسودگیِ نجاتدادن دیگران میترسد.
حضور خواهران نیز اجازه میدهد فیلم، بدون تکیه بر توضیحهای طولانی، جنبهای عاطفی و خانوادگی به بحران ببخشد. از بحران خانوادگی تا سیاست روزمره ناتان سیاست را بیشتر در جزئیات زندگی روزانه نشان میدهد تا در گفتوگوهای مستقیم. بدهی، شغلِ ناپایدار، فساد اداری و بیاعتنایی صاحبان قدرت، در این جهان مفاهیم انتزاعی نیستند؛ هرکدام مانعیاند که پیش روی علی قرار میگیرد و تصمیمهایش را محدودتر میکند.
فیلم بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک فرد میتواند ناچار شود برای تأمین نیازهای اولیه، وارد مسیرهایی پرخطرتر شود، بیآنکه این انتخابها به آزادی واقعیاش بینجامند. به این ترتیب، «هَرکا» از تصویر سادهانگارانهٔ فردی فقیر که صرفاً باید «تلاش بیشتری» کند فاصله میگیرد. علی تلاش میکند، اما کوشش او در سازوکاری صورت میگیرد که دستاوردها را از پیش نابرابر تقسیم کرده است.
فیلم در این نگاه، بیعدالتی را نه صرفاً به شکل ستمی آشکار، بلکه در قالب روندی فرساینده میبیند: هر بار دری گشوده میشود، هزینهٔ عبور از آن بیشتر است. این رویکرد اجتماعی از نقاط قوت اثر است، زیرا فشار را در رفتار و انتخاب شخصیت مینشاند، نه فقط در پیامهای کلامی. واقعگراییِ تصویری و جغرافیای محصور فیلمبرداری ماکسیمیلیان پیتنر، تونس را به پسزمینهای تزئینی بدل نمیکند.
« حضور خواهران نیز اجازه میدهد فیلم، بدون تکیه بر توضیحهای طولانی، جنبهای عاطفی و خانوادگی به بحران ببخشد. »
شخصیتها و اجرا
خیابانهای آشفته، فضاهای نیمهمتروک و چشماندازهای بیرون شهر، همگی در ساختن حسِ بیپناهی سهم دارند. علی در محیطهایی حرکت میکند که از یک سو وسعت دارند و از سوی دیگر راه گریزی پیش پایش نمیگذارند. این تناقض، با وضعیت روانی او همخوان است: افق دیده میشود، اما دستیافتنی نیست. دوربین به بدن و چهرهٔ علی نزدیک میماند، بیآنکه جهان اطرافش را از قاب حذف کند.
نتیجه، ترکیبی از مطالعهٔ شخصیت و مشاهدهٔ محیط است؛ تماشاگر هم فشار درونی او را حس میکند و هم شرایطی را میبیند که این فشار را تولید میکند. فضاسازی واقعگرا به فیلم وزن و ملموسبودن میبخشد، هرچند گاهی تصویرپردازی چنان آشکارا در خدمت تأکید بر تباهی و انسداد قرار میگیرد که مجال چندانی برای ابهام یا تنفس باقی نمیماند.
صدا، موسیقی و تصویرِ سوختن موسیقی الی کسلر با ضرباهنگهای کوبنده و ناآرام، تنش انباشتهٔ فیلم را تقویت میکند. این موسیقی فقط همراهِ صحنهها نیست؛ گاه همچون صدای درونی علی عمل میکند، صدایی که در گفتار روزمره راهی برای بیرونآمدن نمییابد. با این حال، در برخی لحظات موسیقی بیش از اندازه بر معنای صحنه تأکید میگذارد و پیشاپیش به مخاطب میگوید چه احساسی داشته باشد.
از همینجا یکی از محدودیتهای فیلم آشکار میشود: اثر بهجای اعتماد کامل به سکوت و تصویر، گاهی معنا را برجسته و صریح میکند. عنوان «هَرکا» نیز بار نمادین دارد. واژه در پیوند با سوختن و نیز مهاجرت غیرقانونی از راه دریا، دو سوی وضعیت علی را در خود جمع میکند: میل به رهایی و خطر نابودی.
« خیابانهای آشفته، فضاهای نیمهمتروک و چشماندازهای بیرون شهر، همگی در ساختن حسِ بیپناهی سهم دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پیوند از نظر مفهومی مؤثر است و با تجربهٔ نسلی که میان ماندن در بنبست و رفتن به سوی آیندهای نامطمئن گرفتار شده، تناسب دارد. بااینهمه، نمادپردازی فیلم در چند نقطه چنان آشکار است که گاه از کشف تدریجی معنا میکاهد. استعاره، بهجای آنکه آرامآرام در ذهن تماشاگر رسوب کند، بعضی وقتها با تأکیدی سنگین پیش روی او قرار میگیرد.
ریتم و پیشبینیپذیری روایت «هَرکا» از نظر روایی مسیر نسبتاً روشنی دارد: هر مانع تازه، فشار قبلی را تشدید میکند و علی را به موقعیتی دشوارتر میراند. این ساختار برای نمایشِ فرسایش تدریجی شخصیت مناسب است، اما در عین حال از شگفتی روایی اثر میکاهد. تماشاگر زود درمییابد که فیلم به سوی گشایش آسان یا آشتی ساده با جهان حرکت نمیکند.
بنابراین کشش اصلی کمتر به این پرسش وابسته است که «چه اتفاقی میافتد؟» و بیشتر به این مربوط میشود که علی تا چه اندازه میتواند زیر بارِ آنچه بر او تحمیل شده دوام بیاورد. این انتخاب با لحن تلخ اثر هماهنگ است، اما تکرارِ شکستها ممکن است در بخشهایی از فیلم احساس فرسودگی ایجاد کند.
وقتی هر تلاش با مانعی تازه روبهرو میشود، روایت گاهی از پیشرفت درونی شخصیت عقب میماند و بحرانها بیشتر به حلقههای یک زنجیر شبیه میشوند تا تحولهایی با کیفیت متفاوت. «هَرکا» در تصویرکردن بیراهی مؤثر است، اما گاهی چنان بر دوام رنج پافشاری میکند که پیچیدگی تجربهٔ انسانی زیر سایهٔ بدبینی فراگیر قرار میگیرد.
« بااینهمه، نمادپردازی فیلم در چند نقطه چنان آشکار است که گاه از کشف تدریجی معنا میکاهد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «هَرکا» درامی اجتماعی و تلخ دربارهٔ مسئولیت، خشم و رؤیای رهایی است؛ فیلمی که از راه بازی نیرومند آدم بسا و فضاسازی ملموس، فشار زندگی روزمره را به تجربهای جسمانی و نزدیک تبدیل میکند. ارزش اصلی آن در پیوندزدن سرنوشت یک خانواده با زمینهای سیاسی و نسلی است، بیآنکه علی را به سخنگوی یک پیام صرف فروبکاهد.
بااینحال، روایت نسبتاً قابلپیشبینی، نمادپردازی گاه صریح و تأکید پیوسته بر رنج، از ظرافت و نیروی اثر در بخشهایی میکاهد. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه آرامش یا پاسخ عرضه کند، تماشاگر را با پرسشی اخلاقی و اجتماعی تنها میگذارد: در جامعهای که بارها انسان را از حقِ دیدهشدن محروم میکند، خشم او را چگونه باید فهمید؟
«هَرکا» پاسخ سادهای نمیدهد؛ اما با ثبتِ خشمِ فروخورده و مسئولیتی که بر دوش علی سنگینی میکند، تصویری ماندگار از انسانی میسازد که هنوز در پی راهی برای نجات خود و نزدیکانش است.
ثبت دیدگاه