نقد و بررسی
نقد ردکان-۱ (Redcon-1) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه فیلم «Redcon-1» میکوشد فیلم زامبی را از پناهگاههای متروک و تعقیبوگریزهای پراکنده بیرون بیاورد و در قالب یک عملیات نظامی سامان دهد: گروهی هشتنفره باید به منطقهای قرنطینهشده نفوذ کند، دانشمندی را بیابد و پیش از پایان مهلت، او را زنده بیرون ببرد. این چارچوب، از همان آغاز وعدهٔ اثری پرتحرک و مأموریتمحور میدهد؛ فیلم نیز با محدودکردن زمان عملیات و گرهزدن آن به آیندهٔ بشریت، سطح خطر را بالا میبرد.
افزون بر این، زامبیها صرفاً تودهای بیفکر نیستند و بخشی از تواناییهای انسانی و رزمی خود را حفظ کردهاند. همین تغییر، امکان مواجههای تازه میان سربازان و مردگان را فراهم میکند. بااینحال، تازگیِ ایده با تازگیِ پرداخت یکی نیست. فیلم چند امکان جذاب را پیش میکشد، اما اغلب بهجای آنکه آنها را با حوصله بکاود، سریع به سراغ تهدید بعدی میرود.
حاصل، اثری است که در سطح طرح اولیه کنجکاویبرانگیز مینماید، اما در تبدیل آن طرح به روایتی منسجم و متمایز، کمتر موفق میشود. روایت و ساختار مأموریت ساختار مأموریت نظامی به فیلم اجازه میدهد حرکت روایی روشنی داشته باشد: ورود به منطقهٔ ممنوعه، عبور از موانع، رویارویی با خطرهای تازه و ادامهٔ جستوجو.
این الگو برای یک فیلم اکشن زامبی ظرفیت مناسبی دارد، زیرا هر مرحله میتواند قواعد جهان داستان را گسترش دهد و فشار را بر گروه بیشتر کند. اما «Redcon-1» بارها میان پیشروی داستان و افزودن بحرانهای تازه سرگردان میشود. در نتیجه، گاهی چنین به نظر میرسد که فیلم بیش از آنکه مسیر مشخصی را دنبال کند، مجموعهای از برخوردها و موقعیتهای پرتنش را پشت سر هم میچیند.
« افزون بر این، زامبیها صرفاً تودهای بیفکر نیستند و بخشی از تواناییهای انسانی و رزمی خود را حفظ کردهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قابلپیشبینیبودن نیز از همینجا قوت میگیرد. بسیاری از رخدادها با آشنایی تماشاگر با قواعد ژانر قابل حدساند و فیلم کمتر میکوشد انتظارهای شکلگرفته را دگرگون کند. البته پیشبینیپذیری بهخودیخود نقصی قطعی نیست؛ یک قصهٔ آشنا میتواند با شخصیتپردازی نیرومند یا تعلیق دقیق جان بگیرد.
مسئله آن است که این فیلم، در بیشتر لحظات، فرصت کافی برای پرورش چنین جایگزینهایی فراهم نمیکند. هر ایدهٔ تازه پیش از آنکه معنای دراماتیک پیدا کند، زیر ازدحام رویدادها کمرنگ میشود. ریتم و مدتزمان فیلم با مدتزمانی نزدیک به دو ساعت، برای داستانی که بر مأموریتی فوری و محدود تکیه دارد، بار نسبتاً سنگینی بر دوش میگذارد.
چنین انتخابی میتوانست به گسترش تدریجی شخصیتها، ساختن تعلیق و نشاندادن فرسایش روانی گروه کمک کند؛ اما بخشهایی از روایت بهجای تشدید فشار، آن را معطل میکنند. تکرار برخوردهای خشونتآمیز و رفتوآمد میان خطرهای مشابه، گاه از شدت اضطراب میکاهد و حس کشآمدن را تقویت میکند. این مشکل به معنای فقدان کامل ضرباهنگ نیست.
صحنههای اکشن در لحظههایی انرژی دارند و فیلم میتواند با جابهجایی سریع میان مکانها، مخاطب را دوباره درگیر کند. بااینحال، این جهشهای پرتحرک همیشه به پیشرفت معنادار داستان نمیانجامند. وقتی صحنهای صرفاً برای افزودن زدوخورد یا خونریزی به کار رود، هیجانش کوتاهمدت است و پس از چند بار تکرار، اثر خود را از دست میدهد.
« قابلپیشبینیبودن نیز از همینجا قوت میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
تدوین گاه به این پراکندگی نظم میبخشد، اما نمیتواند مشکل بنیادیِ انباشتهشدن خردهروایتها را کاملاً برطرف کند. زامبیها و جهان آخرالزمانی یکی از امتیازهای بالقوهٔ فیلم، تصور زامبیهایی است که برخی تواناییها و ردپاهای انسانی را حفظ کردهاند. این ویژگی میتواند مرز میان انسان و هیولا را مبهم کند و پرسشهایی دربارهٔ حافظه، عادت و هویت پیش بکشد.
همچنین، حضور زامبیهای برخوردار از مهارتهای رزمی، تهدیدی متفاوت از هجوم معمول جمعیت بیچهره میسازد. فیلم در بهترین لحظاتش از همین امکان برای ایجاد ناامنی استفاده میکند: خطر فقط در تعداد مهاجمان نیست، بلکه در غیرقابلپیشبینیبودن رفتار آنها نیز هست. اما این ایده در سطح طرح باقی میماند و قواعدش همیشه روشن یا یکدست نیست.
فیلم بیش از آنکه نشان دهد این دگرگونی چه معنایی برای جهان داستان دارد، از آن بهعنوان ابزاری برای افزایش دشواری درگیریها استفاده میکند. رفتار انسانیتر زامبیها گاه ترسناک است و گاه چنان بیقاعده به نظر میرسد که از انسجام فضای داستان میکاهد. در مقابل، فضای شهریِ قرنطینهشده و حس فروپاشی اجتماعی، ظرفیت بصری مناسبی فراهم میآورد.
محیطهای متروک و برخورد نیروهای نظامی با جهانی ازهمگسیخته، بارها تهدید را ملموس میکنند؛ هرچند فیلم این فضا را به اندازهای که میتواند، به تجربهای عمیقتر بدل نمیسازد. اکشن و میزانسن «Redcon-1» بهروشنی به اکشن تکیه دارد و در صحنههای درگیری، شور و حرکت قابلتوجهی به نمایش میگذارد.
« این ویژگی میتواند مرز میان انسان و هیولا را مبهم کند و پرسشهایی دربارهٔ حافظه، عادت و هویت پیش بکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور سلاحها، تعقیبها و برخوردهای نزدیک با زامبیها به فیلم کیفیتی مأموریتمحور میدهد؛ گویی تماشاگر در مسیر یک بازی ویدیویی از مرحلهای به مرحلهٔ دیگر منتقل میشود. این تشبیه هم امتیاز فیلم را توضیح میدهد و هم محدودیتش را: حرکت مداوم و تنوع موقعیتها میتواند سرگرمکننده باشد، اما اگر پیوندی عاطفی یا روایی میان مراحل شکل نگیرد، تجربه به گذر از مانعهای پیاپی تقلیل مییابد.
منطق صحنههای نبرد نیز گاهی سست میشود. رفتار شخصیتها همیشه با شدت خطر یا آموزش نظامیای که از آنان انتظار میرود سازگار نیست و برخی درگیریها بیشتر تابع نیاز لحظهای فیلماند تا تصمیمهایی باورپذیر در جهان داستان. از سوی دیگر، طراحی مبارزهها در بعضی لحظات آشکارا نمایشی است و توازن میان تعلیق و اغراق را از دست میدهد.
فیلم میخواهد هم خشونتی بیپرده داشته باشد و هم هیجان یک اکشن پرشتاب، اما در همهٔ صحنهها نمیتواند این دو را در قالبی روان و قانعکننده کنار هم بنشاند. شخصیتها، بازیها و دیالوگها گروه نظامی، بنا بر ماهیت داستان، باید هستهٔ انسانی فیلم باشد؛ تماشاگر باید نگران اعضای آن شود و تفاوتهای شخصیتیشان را در انتخابهای دشوار ببیند.
اما «Redcon-1» بیشتر از آنکه به روابط و انگیزههای درونی افراد بپردازد، آنان را در مقام اعضای یک گروه عملیاتی به کار میگیرد. با چنین رویکردی، بسیاری از شخصیتها از یکدیگر تمایز کافی پیدا نمیکنند و لحظههای شخصیشان نیز بهندرت فرصت مییابد تا تأثیر ماندگاری بگذارد. بازیها در سطحی ناهماهنگ قرار دارند.
« از سوی دیگر، طراحی مبارزهها در بعضی لحظات آشکارا نمایشی است و توازن میان تعلیق و اغراق را از دست میدهد. »
قوتها و کاستیها
بعضی اجراها در نقشهای محوری ثبات بیشتری نشان میدهند، اما در مجموع، بیان احساسات و واکنشها گاهی تصنعی میشود. دیالوگها نیز اغلب کارکردی مستقیم و توضیحی دارند: اطلاعات میدهند یا تنش را اعلام میکنند، بیآنکه صدای ویژهای برای شخصیتها بسازند. در فیلمی که بخش بزرگی از زمانش صرف حرکت و درگیری میشود، گفتوگو میتوانست راهی برای ایجاد پیوند عاطفی باشد؛ اما ضعف نوشتار و اجرا، این فرصت را محدود میکند.
ازاینرو، خطرهای داستان بیشتر در سطح فیزیکی حس میشوند تا در تجربهٔ درونی شخصیتها. لحن و آشفتگی ایدهها فیلم میان چند لحن و چند مسیر روایی حرکت میکند: اکشن نظامی، وحشت زامبی، فضای آخرالزمانی و درگیریهای انسانی. ترکیب این عناصر میتوانست به جهانی چندلایه برسد، اما در عمل، گاهی احساس میشود فیلم میخواهد همهٔ امکانات آشنا و جذاب ژانر را در یک اثر جا دهد.
نتیجه، نه همیشه غنا، بلکه ازدحام است. موقعیتهایی که میتوانستند محور اصلی روایت باشند، زیر ورود تهدیدها و ایدههای دیگر جای خود را از دست میدهند. این آشفتگی در میزان خشونت و احساسگرایی نیز دیده میشود. برخی لحظات میکوشند بار عاطفی پررنگی ایجاد کنند، اما زمینهچینی کافی ندارند؛ برخی دیگر چنان به نمایش خشونت متکیاند که فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها شکل میگیرد.
در نتیجه، فیلم در یافتن هویتی واحد دشواری دارد. بااینهمه، همین بیپروایی در انباشتن عناصر ممکن است برای تماشاگرانی که از فیلم زامبیِ شلوغ و پرحادثه لذت میبرند، نوعی جذابیت خام و بیتکلف ایجاد کند. جمعبندی «Redcon-1» از ایدهای برخوردار است که میتوانست به ترکیبی جذاب از اکشن نظامی و وحشت زامبی بینجامد: مأموریتی محدود در شهری قرنطینهشده، با دشمنانی که بخشی از تواناییهای انسانی خود را حفظ کردهاند.
« ازاینرو، خطرهای داستان بیشتر در سطح فیزیکی حس میشوند تا در تجربهٔ درونی شخصیتها. »
جمعبندی
فضای آخرالزمانی و چند صحنهٔ پرانرژی، لحظاتی از هیجان واقعی میآفرینند؛ اما روایت قابلپیشبینی، شخصیتهای کمپرداخت، دیالوگهای کمرمق و مدتزمان کشدار، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای منسجم بدل شود. فیلم در لحظههایی نشان میدهد که ایدههایش میتوانستند مسیر تازهای برای ژانر بگشایند، اما شتاب در افزودن بحرانها و ناتوانی در پرداخت دقیق آنها، حاصل را پراکنده میکند.
بنابراین، «Redcon-1» بیش از آنکه اثری ماندگار دربارهٔ فروپاشی و انسانیت باشد، تجربهای پرسروصدا و ناهموار است: مناسب تماشاگرانی که به اکشن زامبیِ پرتراکم علاقه دارند، اما احتمالاً برای کسانی که در این ژانر به انسجام روایی، شخصیتپردازی و تازگیِ پرداخت اهمیت میدهند، ناامیدکننده خواهد بود.
ثبت دیدگاه