نقد و بررسی
نقد قشر مرفه (High Society) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای پرظرفیت برای کمدی اجتماعی «High Society» ساختهٔ Anika Decker بر فرضی آشنا اما همچنان پربازده بنا شده است: دو دختر که در خانوادههایی با موقعیت اجتماعی و شیوهٔ زندگی کاملاً متفاوت بزرگ شدهاند، در بیستوپنجسالگی درمییابند که هنگام تولد جابهجا شدهاند. این کشف، صرفاً یک راز خانوادگی را آشکار نمیکند؛ بلکه نظمهایی را که هرکدام زندگی خود را بر پایهٔ آنها تعریف کردهاند، به هم میریزد.
برخورد دو جهان متضاد، از همان ابتدا امکان خلق طنز موقعیت، سوءتفاهم و وارونگی نقشها را فراهم میآورد. فیلم از ظرفیت دیداری و روایی این تضاد آگاه است: یکی از دختران با آدابورسوم و امتیازهای خانوادهای مرفه خو گرفته و دیگری به محیطی مردمیتر و بیتکلفتر تعلق دارد. جابهجایی، آنها را ناگهان در برابر پرسشی دشوار میگذارد: آیا تعلق خانوادگی را خون تعیین میکند، محیط پرورش، یا مجموعهای از انتخابها و خاطرات مشترک؟
«High Society» این پرسش را به شکلی سبک و سرگرمکننده پیش میبرد، نه همچون درامی سنگین و روانشناختی. فیلم محصول آلمان و به زبان آلمانی است و کارگردانی و نگارش آن را Anika Decker بر عهده داشته است. کمدیِ برخورد دو طبقه موتور اصلی کمدی در فیلم، برخورد دو شخصیت با قواعد ناآشنای زندگی یکدیگر است.
شوخیها بیش از آنکه بر پیچیدگیهای ظریف یا طنز تلخ اجتماعی استوار باشند، از تضاد رفتارها، انتظارات و محیطها نیرو میگیرند. موقعیتی که برای یکی عادی است، برای دیگری میتواند گیجکننده یا حتی مضحک باشد؛ همین فاصله، زمینهای مناسب برای موقعیتهای خندهآور میسازد. بااینحال، فیلم گاه به جای آنکه تفاوت طبقاتی را از درون و با جزئیات ملموس بررسی کند، از نشانههای فوری و آشکار بهره میبرد: ظاهر، سبک زندگی، رفتارهای نمایشی و فاصلهٔ میان آسودگی مرفهانه و دشواریهای روزمره.
« برخورد دو جهان متضاد، از همان ابتدا امکان خلق طنز موقعیت، سوءتفاهم و وارونگی نقشها را فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین انتخابی برای یک کمدی پرشتاب کارکرد دارد، اما دامنهٔ تحلیل را محدود میکند. تضاد طبقاتی بیشتر به ابزار شوخی بدل میشود تا نیرویی که مناسبات قدرت، فرصتها و تصورات شخصیتها از آینده را شکل میدهد. هویت و پرسشِ تعلق مهمترین امکان دراماتیک داستان، فاصلهٔ میان هویت زیستی و هویت آموختهشده است.
کشف جابهجایی هنگام تولد، به معنای آن نیست که شخصیتها میتوانند گذشتهٔ خود را یکباره کنار بگذارند و زندگی دیگری را بیدردسر از نو آغاز کنند. آنچه هرکدام آموختهاند، دوست داشتهاند و از آن گریختهاند، همچنان بخشی از وجودشان باقی میماند. فیلم از همین گسست برای ایجاد کشمکش بهره میگیرد، هرچند معمولاً آن را در قالب موقعیتهای کمدی نگه میدارد.
در بهترین لحظهها، این فرض داستانی از شوخی فراتر میرود و به پرسشی انسانی نزدیک میشود: اگر بخشی از زندگی بر پایهٔ اطلاعاتی نادرست شکل گرفته باشد، آیا خود آن زندگی نیز بیاعتبار میشود؟ پاسخ فیلم ضمنی است؛ خاطرهها، محبتها و رابطههایی که در سالهای رشد شکل گرفتهاند، با افشای یک حقیقت زیستی محو نمیشوند.
با این همه، فیلم برای کاوش عمیقتر در پیامدهای عاطفی این کشف مجال چندانی نمیگذارد و اغلب شتاب کمدی را بر مکث و تأمل ترجیح میدهد. بازیها و تضاد شخصیتها بخش مهمی از انرژی فیلم بر دوش بازیگران اصلی است. Emilia Schüle در نقش Anabel و Caro Cult در نقش Aura، با دو شیوهٔ متفاوت از حضور و واکنش، به تضاد مرکزی داستان جان میبخشند.
« چنین انتخابی برای یک کمدی پرشتاب کارکرد دارد، اما دامنهٔ تحلیل را محدود میکند. »
شخصیتها و اجرا
کامیابی چنین کمدیای به آن وابسته است که تفاوت شخصیتها تنها در لباس یا محیط خلاصه نشود؛ بازیگران باید نشان دهند هرکدام چگونه جهان را میفهمند و در برابر فشارهای تازه چه رفتاری از خود بروز میدهند. فیلم در این زمینه از همراهی و تقابل دو بازیگر سود میبرد و همین تفاوت، بسیاری از موقعیتها را زنده نگه میدارد.
بازیگران مکمل نیز به رنگارنگی فضای اثر کمک میکنند. حضور چهرههایی چون Iris Berben و Katja Riemann، به جهان خانوادگی فیلم بافتی پرتحرک میدهد؛ هرچند تعدد شخصیتها گاهی مجال پرداخت مستقل و کامل به همهٔ آنها را محدود میکند. در مجموع، بازیها بیشتر در خدمت ریتم و لحن کمدیاند تا ساختن شخصیتهایی چندلایه.
این رویکرد با هدف سرگرمکنندهٔ فیلم سازگار است، اما در لحظههایی که داستان به تنش عاطفی نزدیک میشود، میتوانست از ظرافت بیشتری برخوردار باشد. رنگ، ریتم و لحن فضای پرجنبوجوش و رنگارنگ «High Society» با رویکرد سبک آن هماهنگ است. فیلم میکوشد از دل جابهجایی ناگهانی زندگیها، جهانی پرتحرک بسازد؛ جهانی که در آن موقعیتها سریع تغییر میکنند و هر برخورد تازه میتواند به سوءتفاهم یا شوخی بینجامد.
این سرزندگی، برای تماشاگرانی که به دنبال کمدیای بیتکلف و پراتفاقاند، یکی از امتیازهای اثر به شمار میرود. اما همین پرتحرکی گاهی به شتابزدگی بدل میشود. گذر از یک موقعیت به موقعیت دیگر همیشه به تحول شخصیتها فرصت نمیدهد و برخی رخدادها بیش از آنکه از انتخابهای پیشین برآیند، برای حفظ حرکت قصه کنار هم قرار گرفتهاند.
« بازیگران مکمل نیز به رنگارنگی فضای اثر کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در لحظههایی که باید از انرژی بصری خود برای برجستهکردن فاصلهٔ دو جهان استفاده کند، موفقتر است؛ در لحظههایی که نیاز به مکث، سکوت یا واکنشی پیچیدهتر دارد، همان شتاب به مانع تبدیل میشود. جاهطلبی اجتماعی و محدودیت نقد عنوان فیلم وعده میدهد که طبقهٔ اجتماعی و میل به ورود یا تعلق به «جامعهٔ بالا» در مرکز توجه باشد.
اثر نیز سراغ جاهطلبی، ثروت و نمایش منزلت میرود، اما این مفاهیم را عموماً در سطحی سبک و قابلمصرف نگه میدارد. فساد اجتماعی و امتیاز طبقاتی به موضوعی برای کنایه تبدیل میشوند، بیآنکه فیلم همیشه نشان دهد این ساختارها چگونه بر انتخابهای روزمره و امکانهای واقعی افراد اثر میگذارند.
در نتیجه، نقد اجتماعی فیلم بیشتر به اشارههایی پراکنده محدود میشود تا استدلالی منسجم. ایدهٔ برخورد دو طبقه جذاب است، اما استفاده از آن لزوماً به معنای واکاوی تفاوت قدرت یا نابرابری نیست. فیلم برخی کلیشهها را برای تولید طنز به کار میگیرد، ولی کمتر میکوشد آنها را از درون به پرسش بکشد.
این محدودیت، لذت تماشای کمدی را از میان نمیبرد؛ تنها فاصلهای میان ظرفیت بالقوهٔ ایده و عمق پرداخت نهایی ایجاد میکند. ناهمواریهای روایت و لحن یکی از کاستیهای محسوس فیلم، ناهمگونی لحن است. بخشهایی از اثر بر کمدی سبک و روابط خانوادگی تکیه دارند، درحالیکه برخی صحنههای جنسی چنان وارد روایت میشوند که پیوندشان با تحول شخصیتها یا مسیر اصلی داستان بهسادگی روشن نیست.
« در نتیجه، نقد اجتماعی فیلم بیشتر به اشارههایی پراکنده محدود میشود تا استدلالی منسجم. »
قوتها و کاستیها
مسئله صرفاً جسارت یا صراحت این لحظهها نیست؛ مسئله آن است که آیا حضورشان چیزی به روایت میافزاید یا فقط برای ایجاد شوک و جلب توجه به کار رفتهاند. در این فیلم، بعضی از آنها با ضرباهنگ و حالوهوای کلی همآهنگ نمیشوند. در بخش پایانی نیز داستان به سوی نتیجهای میرود که چندان غافلگیرکننده نیست و از نظر عاطفی نیز همیشه به اندازهٔ لازم اقناعکننده به نظر نمیرسد.
از آنجا که جذابیت چنین روایتی تا حدی بر آشفتگی روابط و دشواری انتخاب تکیه دارد، فرود نهایی باید حاصل تحول شخصیتها باشد، نه صرفاً راهی برای بستن پروندهٔ قصه. وقتی این پیوند به اندازهٔ کافی محکم نمیشود، پایان میتواند سادهتر از مسیری به نظر برسد که فیلم برای رسیدن به آن طی کرده است؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را آشکار کنیم.
جمعبندی «High Society» کمدیای است متکی بر ایدهای جذاب، بازیهای پرانرژی و فضایی رنگارنگ که از برخورد دو جهان اجتماعی متفاوت، موقعیتهایی سرگرمکننده میسازد. فیلم در لحظههایی که تفاوت شخصیتها را به کنش و واکنش تبدیل میکند، سرزنده و تماشایی است؛ همچنین طرح جابهجایی دو نوزاد امکان مناسبی برای پرسش دربارهٔ هویت، خانواده و معنای تعلق فراهم میآورد.
بااینحال، این ظرفیتها همیشه به پرداختی همسنگ نمیرسند. نگاه اجتماعی فیلم عمیق نمیشود، برخی صحنهها با لحن کلی آن سازگار نیستند و فرجام روایت نیز از نظر پیشبینیناپذیری و اقناع عاطفی چندان نیرومند نیست. حاصل، اثری است که بیش از آنکه بخواهد پرسشهای خود را تا انتها دنبال کند، به سرگرمکردن تماشاگر دل میبندد.
« در این فیلم، بعضی از آنها با ضرباهنگ و حالوهوای کلی همآهنگ نمیشوند. »
جمعبندی
اگر با همین انتظار به تماشایش بنشینیم، «High Society» کمدیای سبک و پرتحرک است؛ اما اگر از ایدهٔ طبقاتی و هویتی آن انتظار کاوشی جدی داشته باشیم، فیلم بخشی از فرصتهای خود را ناتمام رها میکند.
ثبت دیدگاه