نقد و بررسی
نقد او کانن است (She Is Conann) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اسطورهٔ بربر در آینهای کج «She Is Conann» برداشت متعارفی از ماجرای قهرمانی افسانهای نیست؛ فیلمی است که اسطورهٔ مردانهٔ کونانِ بربر را میگیرد، آن را از قالب آشنای حماسه بیرون میکشد و به نمایشگاهی کابوسوار از خشونت، دگرگونی و هویت بدل میکند. برتران ماندیکو بهجای آنکه صرفاً قهرمانی زن را جایگزین قهرمان مرد کند، خودِ منطقِ قهرمانسازی را زیر سؤال میبرد: در جهانی که بقا با بیرحمی گره خورده، آیا قدرت چیزی جز ادامهدادن چرخهٔ خشونت است؟
روایت از زبان راینر، موجودی سگچهره و راهنمایی میان جهان مردگان و زندگان، زندگی کونان را در شش چهره و مرحله بازمیگوید. کونان در این مسیر، از کودکیِ اسیر تا صورتهای دیگرش در دورانها و فضاهایی گوناگون، پیوسته با نسخهای از آیندهٔ خود روبهرو میشود. همین ایده از همان ابتدا وعدهٔ داستانی دربارهٔ زمان، حافظه و سرنوشت میدهد؛ اما فیلم علاقهای ندارد این مفاهیم را در قالبی منظم و توضیحمحور عرضه کند.
تماشاگر باید بیشتر با تصویر و حس پیش برود تا با نقشهای روشن از وقایع. زیباییشناسیِ افراط و اغراق مهمترین دستاورد فیلم، ساختن جهانی است که گویی از دل کابوسی پرزرقوبرق بیرون آمده است. رنگ، آرایش، لباس، خون و دکور نه تزئیناتی بر حاشیهٔ داستان، بلکه اجزای اصلی زبان فیلماند. ماندیکو فضایی میآفریند که گاه به تئاتری آشفته و گاه به تابلویی سوررئال شباهت دارد؛ جایی که هر قاب میخواهد همزمان زیبا، نامتعارف و آزارنده باشد.
« تماشاگر باید بیشتر با تصویر و حس پیش برود تا با نقشهای روشن از وقایع. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تضاد میان جلوهٔ پرزرقوبرق و خشونت عریان، به فیلم کیفیتی دوگانه میدهد: منظرهای چشمنواز که آرامشبخش نیست. خشونت در اینجا فقط برای ایجاد شوک به کار نمیرود؛ بخشی از جهانبینی فیلم است. بدنها آسیب میبینند و قدرت با نمایشِ سلطه و بیرحمی اعلام میشود. بااینحال، فیلم آنقدر بر اغراق تکیه میکند که گاهی فاصلهٔ میان خشونت تکاندهنده و خشونتِ نمایشی محو میشود.
در بهترین لحظهها، این افراط به خلق زبانی تصویری متمایز میانجامد؛ در لحظههای کماثرتر، جلوهگری بر معنا پیشی میگیرد. کونان، یک زندگی یا چند صورت از یک خشونت؟ سپردن نقش کونان به بازیگران گوناگون، انتخابی بیش از یک تمهید ظاهری است. تغییر چهرهها نشان میدهد که هویت در این فیلم چیزی ثابت و یکپارچه نیست؛ کونان در هر دوره بازتعریف میشود و در برابر شکل دیگری از جهان قرار میگیرد.
جابهجایی میان بازیگران همچنین اجازه میدهد تفاوتهای سنی و روحی شخصیت نه فقط در گفتوگو، بلکه در بدن، لحن و حضور بازیگر دیده شود. در عین حال، همین گسست میتواند مانع نزدیکی عاطفی شود: درست هنگامی که تماشاگر با یک صورت و تجربه خو میگیرد، فیلم او را به مرحلهای دیگر پرتاب میکند.
« تضاد میان جلوهٔ پرزرقوبرق و خشونت عریان، به فیلم کیفیتی دوگانه میدهد: منظرهای چشمنواز که آرامشبخش نیست. »
شخصیتها و اجرا
این ساختار یک پرسش مهم را پیش میکشد: چه چیزی کونان را به همان شخصیت بدل میکند، وقتی صورت و زمان و موقعیتش تغییر مییابد؟ پاسخ فیلم کمتر در شرح روانشناختی و بیشتر در تکرار موقعیتها و اعمال قرار دارد. زخمها، میل به انتقام و میل به قدرت همچون رشتههایی ناپیدا میان دورهها امتداد مییابند.
بااینهمه، همهٔ این فصلها از نظر دراماتیک هموزن نیستند. بخشهای آغازین، بهویژه از حیث فضای بصری و شدت عاطفی، تمرکز بیشتری دارند؛ پس از آن، پراکندگی روایت ممکن است حس افت یا فاصلهگرفتن از شخصیت را پدید آورد. راینر؛ راهنما، شاهد و عنصر بیقرار راینر یکی از جسورانهترین عناصر فیلم است: سگِ دوزخیای که در عین راهنمایی کونان، خود حضوری نامتعارف و گاه بازیگوش دارد.
او میان روایت و تماشاگر میایستد، اما نقشاش به راویِ خنثی محدود نمیشود. ظاهر اغراقشده، پوشش خاص و انرژی نمایشیاش بخشی از سازوکار جهان فیلم است؛ گویی خودِ قصه نیز در برابر چشم ما به اجرا درمیآید. بازی الینا لوونسن به این موجود کیفیتی آمیخته از غرابت و شور میبخشد و مانع میشود راینر صرفاً به نشانهای نمادین تقلیل یابد.
« پاسخ فیلم کمتر در شرح روانشناختی و بیشتر در تکرار موقعیتها و اعمال قرار دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما راینر همانقدر که جذاب است، ممکن است تمرکز را از کونان بگیرد. شخصیت با شیوهٔ حضور پررنگش گاهی بر روایت سایه میاندازد؛ بهخصوص وقتی فیلم بهجای کندوکاو در انگیزهها و رابطههای کونان، به نمایشهای فرعی و لحن نمایشیِ راوی تکیه میکند. این نابرابری از تناقضهای اثر است: فیلم میخواهد ما را با زندگی کونان درگیر کند، اما همزمان مجذوب بازیِ فرمی و حضور راهنمایی میشود که قصه را از مسیر ساده و مستقیم دور میکند.
خشونت، قدرت و معنای بربریت یکی از خوانشهای ثمربخش فیلم، توجه به خشونت بهمثابه میراثی تکرارشونده است. کونان فقط از بیرون با جهان خشن روبهرو نمیشود؛ او در مسیر زندگیاش، همان منطقِ سلطه را جذب میکند و بازمیسازد. در چنین روایتی، «بربر» بودن ویژگی یک قوم یا دورهٔ تاریخی نیست، بلکه نامی برای نظمی است که قدرت را با تصاحب و تحقیر میسنجد.
فیلم همچنین با برهمزدن انتظارهای جنسیتیِ نهفته در الگوی قهرمان مرد، پرسشهایی دربارهٔ بدن، میل و نقشهای اجتماعی مطرح میکند؛ بیآنکه همیشه به تحلیل روشن و منسجمی برسد. در نتیجه، اثر را نمیتوان صرفاً یک نقد سرراست از اسطورهٔ مردانه دانست. گاه بیشتر به هجویهای آشفته و تند بدل میشود که مواد فرهنگی گوناگون را در خود میبلعد و دوباره بیرون میریزد.
« اما راینر همانقدر که جذاب است، ممکن است تمرکز را از کونان بگیرد. »
قوتها و کاستیها
این روش برای بینندهای که از ابهام و پیوندهای ناتمام لذت میبرد، میتواند آزادیبخش باشد؛ اما برای کسی که انتظار دارد هر استعاره به نتیجهای روشن برسد، خستهکننده خواهد شد. فیلم پرسشهای جذابی میسازد، ولی همیشه در پی پاسخدادن به آنها نیست. ریتم و انسجام روایی شروع فیلم برای جاانداختن جهان خود به زمان نیاز دارد.
ورود به منطق روایی و لحن بصری آن آسان نیست؛ تصاویر پیش از آنکه داستان بهروشنی حرکت کند، مخاطب را در معرض حجم زیادی از سبک و اشاره قرار میدهند. این تأخیر در بعضی لحظهها به سود فیلم است: تماشاگر کمکم درمییابد که با فانتزی ماجراجویانهٔ معمول روبهرو نیست. اما همان مکث اولیه ممکن است برای برخی نشانهٔ کندی باشد، بهویژه اگر انتظار دارند کشمکش داستانی از همان ابتدا بر جلوههای سبکی مسلط شود.
بعدتر، مسئله بیشتر به تراکم ارجاعات و گسست میان بخشها مربوط میشود. فیلم به جای آنکه هر دوره را همچون پلهای روشن به سوی مرحلهٔ بعد سامان دهد، گاه با پرشها و تداعیها پیش میرود. چنین ساختاری با ماهیت رؤیاگونهٔ اثر سازگار است، اما پیوند عاطفی میان فصلها را تضعیف میکند. چند استعاره نیز آنقدر پررنگ و آشکار عرضه میشوند که بهجای گشودن معنایی تازه، حس تأکید بیش از اندازه میدهند.
« فیلم پرسشهای جذابی میسازد، ولی همیشه در پی پاسخدادن به آنها نیست. »
جمعبندی
به همین دلیل، فیلم در لحظههایی که به تصویر و سکوت اعتماد میکند، تأثیرگذارتر از زمانهایی است که میکوشد با انباشت نشانهها همهچیز را همزمان بر دوش بکشد. جمعبندی «She Is Conann» اثری نامتعارف و بیپرواست که ارزش اصلیاش را باید در جهان بصری، بازی با صورتهای هویت و نگاه تیرهاش به چرخهٔ خشونت جستوجو کرد.
این فیلم نه روایتِ صاف و سرراستی از قهرمانی میسازد و نه برای جلب رضایت همه از غرابت خود عقب مینشیند. همین جسارت گاهی به لحظههایی فراموشنشدنی میانجامد و گاهی به شلوغی، افت ریتم و استعارههایی بیش از حد آشکار. تماشای آن بیشتر تجربهای حسی است تا دنبالکردن قصهای منظم: تجربهای از رنگ و خون و تغییر چهره، با اندوهی پنهان در زیر هیاهو.
اگر فیلم را بهعنوان فانتزیای متعارف بسنجیم، پراکندگیاش به چشم میآید؛ اما اگر آن را نمایشی تجربی دربارهٔ قدرت، حافظه و بازتولید خشونت بدانیم، آشفتگیاش بخشی از بیان آن میشود. «She Is Conann» در نهایت نه برای هر سلیقهای ساخته شده و نه میخواهد باشد؛ نیروی آن در این است که حتی وقتی کاملاً قانع نمیکند، تصویرها و پرسشهایش را بهآسانی از ذهن بیرون نمیبرد.
« این فیلم نه روایتِ صاف و سرراستی از قهرمانی میسازد و نه برای جلب رضایت همه از غرابت خود عقب مینشیند. »
ثبت دیدگاه