نقد و بررسی
نقد جاسوس (The Spy) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان صحنه و سایه «The Spy» یا «Spionen» درام تاریخی و جاسوسیِ جسن یونسن است؛ فیلمی دربارهٔ سونیا ویگرت، بازیگر نروژیـسوئدیِ پرآوازهای که با آغاز جنگ جهانی دوم، میان جهان پرزرقوبرق سینما و میدان پنهان اطلاعات گرفتار میشود. قصه از موقعیتی جذاب نیرو میگیرد: زنی که سالها با ایفای نقش در برابر دوربین شناخته شده، باید در زندگی واقعی نیز نقشهایی بسازد و آنها را بیخطا اجرا کند.
آشناییاش با یوزف تربوون، مقام آلمانیِ مستقر در نروژ، او را به حلقهای از مناسبات سیاسی و عاطفی میکشاند که در آن اعتماد، وفاداری و حتی هویت شخصی بهآسانی از هم بازشناخته نمیشوند. فیلم بهجای آنکه جاسوسی را صرفاً مجموعهای از تعقیبوگریزها و نقشههای هیجانانگیز بداند، آن را امتداد بازیگری معرفی میکند: سونیا باید چهرهای را به دیگران عرضه کند، بیآنکه نیت واقعیاش آشکار شود.
این ایده از همان ابتدا ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد. بااینحال، «The Spy» بیش از آنکه در همهٔ لحظات این ظرفیت را به تعلیقی پرتوان بدل کند، گاه به تصویری زیبا اما کمشتاب از زندگی دوپارهٔ زنی در زمانهای خطرناک بسنده میکند. زیباییشناسیِ نوآر و جهانِ اشغالشده یکی از چشمگیرترین امتیازهای فیلم، زبان بصری آن است.
قابها با دقت و وسواس چیده شدهاند و رنگپردازی، فضایی میان شکوه و تهدید میسازد؛ جهان فیلم زیباست، اما این زیبایی هرگز کاملاً آسوده و بیخطر به نظر نمیرسد. سایهها، نورهای محدود و فضاهای بسته، حالوهوایی نزدیک به فیلمنوآر پدید میآورند؛ حالوهوایی که با زندگی پنهانی شخصیت اصلی تناسب دارد.
« این ایده از همان ابتدا ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ظاهر آراستهٔ محافل سینمایی و سیاسی، در کنار تاریکیِ گوشهها و راهروها، دوگانگیِ میان نمایش عمومی و واقعیت مخفی را تقویت میکند. بازسازی دوره نیز در مجموع باورپذیر است. لباسها، فضاها و مناسبات اجتماعی کمک میکنند تا قصه از زمان خود جدا نشود و صرفاً ماجرایی امروزی در پوشش تاریخی به نظر نرسد.
فیلم از تصویر برای توضیح مستقیمِ همهچیز استفاده نمیکند؛ گاه سکوت و فاصلهٔ میان شخصیتها بهاندازهٔ گفتوگو معنا دارد. همین ویژگی به اثر وقاری بصری میدهد و باعث میشود حتی بخشهایی که از نظر روایی کند پیش میروند، همچنان تماشایی بمانند. بازیِ چهرهها و بازیگریِ سونیا اینگرید بولسو بردال در نقش سونیا، تکیهگاه اصلی فیلم است.
او زنی را تصویر میکند که میان شهرت، ترس، جاهطلبی و مسئولیت گرفتار شده، اما نمیگذارد این احساسها به نشانههایی ساده و یکمعنا فروکاسته شوند. سونیا باید در برابر دیگران مطمئن و دلنشین جلوه کند، حال آنکه درونش همواره در حال سنجیدن خطرهاست. بردال این فاصله میان چهرهٔ بیرونی و آشفتگی درونی را با مهار و ظرافت منتقل میکند؛ نگاهها و مکثهایش گاه بیش از دیالوگها از وضعیت شخصیت خبر میدهند.
رولف لاسگورد و الکساندر شیر نیز به فضای قدرت و ابهام فیلم کمک میکنند. حضور شخصیتهای مرد پیرامون سونیا، او را در موقعیتی قرار میدهد که پیوند عاطفی و مصلحت سیاسی مدام به هم گره میخورند. بااینحال، تمرکز اصلی همچنان بر بازی بردال باقی میماند و همین تمرکز هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیت آن: فیلم شخصیت سونیا را به مرکز توجه میآورد، اما همیشه فرصت کافی نمیدهد تا لایههای گوناگون زندگی و انگیزههایش بهطور کامل روشن شوند.
« بازیِ چهرهها و بازیگریِ سونیا اینگرید بولسو بردال در نقش سونیا، تکیهگاه اصلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
جاسوسی بهمثابه اجرا جذابترین مضمون فیلم، پیوند میان بازیگری و جاسوسی است. ستارهٔ سینما از پیش میداند چگونه توجه را به خود جلب کند، چگونه تصویری بسازد و چگونه احساساتش را در برابر مخاطب مدیریت کند؛ اما در جهان جاسوسی، هر حرکت ممکن است پیامدهایی فراتر از صحنه داشته باشد. سونیا ناچار است از مهارتهایی که برای حرفهاش پرورده، در موقعیتهایی استفاده کند که خطا در آنها میتواند به خطر واقعی بینجامد.
از این منظر، فیلم به پرسشی اخلاقی نیز نزدیک میشود: آیا ایفای نقش برای حفظ خود و دیگران، سرانجام مرز میان نقش و شخصیت را از میان نمیبرد؟ رابطهٔ سونیا با تربوون نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. این پیوند فقط یک خط عاشقانه یا ابزاری برای پیشبرد مأموریت نیست؛ عرصهای است که در آن قدرت سیاسی، کشش شخصی و اجبار با یکدیگر برخورد میکنند.
بااینحال، فیلم گاه پیچیدگی این رابطه را بیشتر به نشانهای از وضعیت سونیا بدل میکند تا به رابطهای که دو سوی آن با عمق برابر کاویده شده باشند. به همین دلیل، بخشهایی از ماجرا بیش از آنکه تنش عاطفیِ کامل بسازند، به طرح کلیِ گرفتاری او خدمت میکنند. ریتم و انسجام روایت ضعف اصلی «The Spy» در ریتم و پیوستگی روایت آشکار میشود.
قصه رویدادها و مناسبات متعددی را پیش میکشد، اما همهٔ آنها به یک اندازه مجال رشد پیدا نمیکنند. برخی صحنهها زودتر از آنکه اثر عاطفی یا اطلاعاتیِ لازم را برجای بگذارند، به بخش بعدی میرسند؛ برخی دیگر مکثی طولانی دارند، بیآنکه این مکث به تعلیق یا شناخت تازهای از شخصیتها بینجامد.
« جاسوسی بهمثابه اجرا جذابترین مضمون فیلم، پیوند میان بازیگری و جاسوسی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، روایتی است که در لحظاتی روان و گیراست و در لحظاتی دیگر پراکنده و تکهتکه به نظر میرسد. این ناهماهنگی بهویژه در قصهٔ جاسوسی اهمیت دارد. ژانر جاسوسی معمولاً از انباشتهشدن جزئیات، سوءظن و خطر نیرو میگیرد؛ اما فیلم همیشه نمیتواند اطلاعات و احساسات را بهگونهای مرتب کند که مخاطب در هر مرحله، هم خطر را حس کند و هم بداند چه چیزی در معرض از دست رفتن است.
روایت میان زندگی حرفهای سونیا، روابط شخصی و بازی اطلاعاتی رفتوآمد میکند، اما این مسیرها گاه بهجای آنکه در یک کل منسجم به هم برسند، کنار هم قرار میگیرند. در نتیجه، قصه با وجود جذابیت بنیادینش، از تعلیقی که موضوعش وعده میدهد کمتر بهره میبرد. تاریخ در پسِ افسانهٔ ستاره فیلم از شخصیت تاریخیِ سونیا ویگرت برای پرداختن به بهای پنهان شهرت و مقاومت استفاده میکند.
سونیا تنها مأموری در میانهٔ یک نبرد اطلاعاتی نیست؛ او چهرهای عمومی است و هر انتخابش میتواند بر تصویر اجتماعی و حرفهایاش اثر بگذارد. این وجه، قصه را از روایت متعارف جاسوسی دور میکند و به آن بُعدی انسانی میبخشد: کسی که در سکوت کاری خطرناک انجام میدهد، ممکن است در چشم اطرافیانش بهگونهای دیگر دیده شود.
باوجوداین، فیلم در بسط همین وجه تاریخی نیز محتاط میماند. تماشاگر نشانههایی از فشار و انزوای سونیا دریافت میکند، اما بهندرت به ژرفای تجربهٔ او راه مییابد. نقش خانواده، فضای سیاسی و پیچیدگی مأموریت میتوانستند بیشتر در شخصیتپردازی تنیده شوند تا تصمیمهای سونیا وزن عاطفی افزونتری پیدا کنند.
« حاصل، روایتی است که در لحظاتی روان و گیراست و در لحظاتی دیگر پراکنده و تکهتکه به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بیشتر از آنکه یک زندگی را با تمام تناقضهایش بکاود، تصویری از زنی استثنایی در موقعیتی استثنایی عرضه میکند؛ تصویری محترمانه و دیدنی، اما نه همیشه بهاندازهٔ موضوعش عمیق و جامع. جمعبندی «The Spy» اثری دیدنی و خوشساخت است که بیش از هر چیز با قاببندیهای چشمنواز، رنگپردازیِ حسابشده و بازی تأثیرگذار اینگرید بولسو بردال در ذهن میماند.
پیوند میان ستارهبودن و جاسوسی، و میان اجرای نقش و پنهانکردن هویت، ایدهای نیرومند برای ساختن یک درام تاریخی فراهم میکند. فیلم همچنین دورهٔ خود را با ظرافت بصری بازمیآفریند و از رابطهٔ سونیا با تربوون برای نشاندادن تداخل قدرت و صمیمیت بهره میگیرد. اما این امتیازها نمیتوانند تمام کاستیهای روایت را بپوشانند.
کندیِ بخشهایی از فیلم، گسست در پیوند صحنهها و پرداخت ناکافی برخی لایههای شخصیت و ماجرای جاسوسی، مانع از آن میشود که تعلیق و تأثر به اندازهٔ ظرفیت قصه اوج بگیرد. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه یک تریلر جاسوسیِ پرشتاب باشد، پرترهای تصویری از زنی میان صحنه و سایه است؛ پرترهای جذاب و خوشتماشا، هرچند نه کاملاً ژرف و پیوسته.
« اما این امتیازها نمیتوانند تمام کاستیهای روایت را بپوشانند. »
ثبت دیدگاه