نقد و بررسی
نقد قهرمانِ خودساخته (A Self-Made Hero) | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قهرمانی بهمثابه روایتی ساختهشده «A Self-Made Hero» ساختهٔ Jacques Audiard، کمدیـدرامی فرانسوی است که در روزگار پرآشوب پایان جنگ جهانی دوم، پرسشی ساده اما ناآرامکننده را پیش میکشد: قهرمان چه کسی است؛ آنکه کاری قهرمانانه انجام داده، یا آنکه دیگران را به قهرمانبودنش متقاعد کرده است؟
آلبر دهوس با فروریختن تصویر آرمانیاش از خانواده و گذشته، ناگزیر میشود با خلأیی روبهرو شود که پیشتر به دست افسانههای خانوادگی پوشانده شده بود. او در پاریس، بهجای آنکه گذشته را فقط بپذیرد، روایتی تازه از خویش میسازد؛ روایتی که هر دروغ در آن زمینهساز دروغ بعدی میشود. فیلم از همین تناقض جان میگیرد: مردی که میخواهد در چشم دیگران صاحب گذشتهای باشکوه باشد، ابتدا باید تصویری از خودش بسازد که بتواند آن گذشته را باورپذیر جلوه دهد.
اما این قصه، صرفاً شوخی با یک شیاد نیست. پشت موقعیت کمیک آن، مسئلهٔ حافظهٔ جمعی، میل به پذیرفتهشدن و نیاز انسان به معنا حضور دارد. فیلم بر پایهٔ رمانی از Jean-François Deniau ساخته شده و Mathieu Kassovitz نقش آلبر را بر عهده دارد؛ شخصیتی که ضعفها و ادعاهایش، موتور اصلی طنز و دراماند.
گذشتهای که به میراث بدل میشود ماجرای آلبر در خلأ تاریخی رخ نمیدهد. فرانسهٔ پس از جنگ باید با تصویری از خود کنار بیاید که یکدست و باشکوه نیست: مقاومت و همکاری با دشمن، شجاعت و ترس، فداکاری و منفعتطلبی در کنار هم در حافظهٔ جامعه حضور دارند. آشکارشدن حقیقت خانواده برای آلبر، فقط خبری خصوصی نیست؛ نخستین ترک در روایتی است که او دربارهٔ هویت خود و جایگاهش در جهان ساخته است.
« اما این قصه، صرفاً شوخی با یک شیاد نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، سفر او به پاریس را میتوان تلاش برای فرار از گذشته دانست، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که گذشته را نمیتوان بهسادگی پشت سر گذاشت؛ میتوان تنها شکل روایت آن را تغییر داد. اهمیت این زمینه در آن است که فیلم قهرمانی را کالایی اجتماعی تصویر میکند: چیزی که جامعه به آن نیاز دارد، دربارهاش حرف میزند و گاه حاضر است نشانههایش را بیش از حقیقت بپذیرد.
آلبر از این نیاز بهره میگیرد، اما خود نیز درون همان سازوکار گرفتار میشود. دروغهای او زمانی کار میکنند که دیگران آمادگی شنیدنشان را داشته باشند. به همین سبب، اثر از اتهام سادهٔ فردی فاصله میگیرد و به پرسشی گستردهتر میرسد: آیا افسانهٔ قهرمان را یک نفر میسازد، یا جمعی که میخواهد به آن ایمان بیاورد؟
زنجیرهٔ فریب و لذت تماشا یکی از جذابترین جنبههای فیلم، ساختمان تدریجی فریب است. آلبر با یک ادعای بزرگ و پیچیده پا به میدان نمیگذارد؛ هر گام، راه را برای گام بعدی باز میکند و هر روایت تازه، به روایت قبلی وابسته میشود. این زنجیره کیفیتی بازیگوشانه دارد: مخاطب میبیند که شخصیت چگونه از نشانهها، حرفها و توقعات دیگران برای ساختن تصویری سودمند از خود استفاده میکند.
خندهٔ فیلم، بیش از آنکه از شوخیهای آشکار بیاید، از فاصلهٔ میان آنچه میدانیم و آنچه دیگران میپذیرند زاده میشود. لذت این روند در آن است که مرز میان تماشای فریب و همراهی با آن کمکم سست میشود. تماشاگر ممکن است از حقهبازی آلبر سرگرم شود، حتی وقتی میداند این سرگرمی بر انکار حقیقت بنا شده است.
« آلبر از این نیاز بهره میگیرد، اما خود نیز درون همان سازوکار گرفتار میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم همین همدستی را به بخشی از تجربه بدل میکند: آیا ما نیز، چون داستانی خوشساخت و جذاب است، موقتاً از خود نمیپرسیم که قهرمان واقعی چه کرده است؟ این کشاکش، طنز اثر را از شوخی سطحی فراتر میبرد، بیآنکه از لطافت و سرزندگی آن بکاهد. شخصیت آلبر و مسئلهٔ باورپذیری آلبر شخصیتی جالب و در عین حال چالشبرانگیز است.
او خجالتی و محدود به نظر میرسد، اما در مسیر بازآفرینی خویش، تواناییهایی از خود نشان میدهد که گاه ناگهانی جلوه میکنند. این دگرگونی، نقطهای است که ممکن است پذیرش مخاطب را دشوار سازد: چگونه کسی با آن همه انفعال و بیتجربگی، ناگهان میتواند چنین ماهرانه موقعیتها را بخواند و از آنها بهره ببرد؟
البته میتوان این تغییر را نه ظهور ناگهانیِ یک نابغه، بلکه محصول نیاز و فرصت دانست. آلبر بیش از آنکه نقشهپردازی بینقص باشد، کسی است که بهتدریج در نقش خود جا میافتد؛ هر موفقیت، جسارت بیشتری برای ادعای بعدی فراهم میآورد. بااینحال، فیلم همیشه این گذار را با جزئیات روانشناختی کافی همراه نمیکند.
فاصلهٔ میان خجالت آغازین و چالاکی بعدی گاهی بیش از اندازه فشرده میشود. این ضعف، ایدهٔ مرکزی را از میان نمیبرد، اما بخشی از باورپذیری شخصیت را کاهش میدهد. بازیها و زبان اجرا بازی Mathieu Kassovitz برای حفظ این تعادل اهمیت اساسی دارد. او آلبر را نه به شیادی پرزرقوبرق تبدیل میکند و نه به قربانی سادهلوحی که فقط جریان اتفاقات او را پیش ببرد.
« این کشاکش، طنز اثر را از شوخی سطحی فراتر میبرد، بیآنکه از لطافت و سرزندگی آن بکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در چهره و رفتار او، نوعی احتیاط دائمی دیده میشود؛ گویی شخصیت همواره میسنجد که چه اندازه از خودش را آشکار کند و تا کجا میتواند به نقشی که ساخته وفادار بماند. همین کنترل، باورپذیری حقهبازیهای کوچک را تقویت میکند، حتی اگر جهش بزرگتر شخصیت همچنان جای پرسش داشته باشد. بازیگران دیگر نیز به جهان فیلم بافتی زنده میدهند.
شخصیتها صرفاً مانع یا ابزار آلبر نیستند؛ واکنشها و انگیزههایشان بخشی از سازوکار فریب را شکل میدهد. جذابیت صحنهها از این میآید که هر گفتوگو میتواند هم فرصتی برای نزدیکشدن باشد و هم آزمونی برای سنجیدن ادعاها. در نتیجه، فریب در فیلم فقط با دروغگویی پیش نمیرود؛ به شنوندگانی نیاز دارد که بخواهند، یا دستکم حاضر باشند، روایت را بپذیرند.
ریتم و کشآمدن روایت روایت در بخشهایی با حوصله پیش میرود و اجازه میدهد سازوکار ساختهشدن هویت آلبر آشکار شود. این مکثها گاهی سودمندند: فرصت میدهند طنز از دل رفتار و مناسبات اجتماعی بیرون بیاید، نه از شوخیهای شتابزده. اما همین شیوه در بعضی لحظات به کشآمدن میانجامد. زنجیرهٔ حقهها که در آغاز تازگی دارد، ممکن است با تکرار، بخشی از نیروی غافلگیرکنندهاش را از دست بدهد.
فیلم همیشه نمیتواند میان پیشبردن قصه و تأمل در معنای آن تعادل یکسانی برقرار کند. بااینهمه، کندی نسبی اثر صرفاً حاصل کمبود اتفاق نیست. بخشی از آن با موضوع فیلم پیوند دارد: هویت آلبر نه در یک لحظه، بلکه از راه روایتهای پیاپی ساخته میشود و مخاطب باید زمان این ساختن را بگذراند. مشکل آنجاست که بعضی صحنهها بیش از آنکه لایهٔ تازهای به شخصیت یا نگاه فیلم اضافه کنند، همان منطق را دوباره تأیید میکنند.
« همین کنترل، باورپذیری حقهبازیهای کوچک را تقویت میکند، حتی اگر جهش بزرگتر شخصیت همچنان جای پرسش داشته باشد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، ریتم نامتوازن است، اما بهندرت چنان آسیبزننده میشود که تماشای فیلم را از جذابیت بیندازد. طنز، حقیقت و حافظهٔ جمعی «A Self-Made Hero» از طنز برای کوچککردن موضوع جنگ استفاده نمیکند؛ برعکس، از موقعیت کمیک کمک میگیرد تا جدیت پرسشهایش را آشکارتر کند. فیلم نشان میدهد جامعه چگونه پس از فاجعه، به روایتهایی نیاز پیدا میکند که گذشته را مرتب و قابلتحمل جلوه دهند.
قهرمان، در این معنا، فقط فردی با شجاعت استثنایی نیست؛ نمادی است که میتواند آشفتگی تاریخی را به داستانی روشن و قابلانتقال بدل کند. اما فیلم بهسادگی حکم نمیدهد که همهٔ روایتها دروغاند یا حقیقت هیچ اهمیتی ندارد. جذابیت آن در باقیگذاشتن این تنش است: داستانی خودساخته میتواند هم ابزار فریب باشد و هم تلاشی انسانی برای گریختن از بیمعنایی.
آلبر میخواهد به گذشتهای تعلق داشته باشد که از او دریغ شده است؛ بااینحال، هرچه تصویر تازهاش موفقتر میشود، پرسش از نسبت او با واقعیت نیز سنگینتر میگردد. این نگاه، فیلم را از کمدیِ یک حقهباز فراتر میبرد و به تأملی دربارهٔ شیوهای بدل میکند که افراد و جوامع با حافظهٔ خود کنار میآیند.
جمعبندی «A Self-Made Hero» فیلمی استوار بر ایدهای درخشان و اجرایی آمیخته از طنز و تلخی است. زنجیرهٔ دروغهای آلبر، هم سرگرمکننده است و هم پرسشبرانگیز؛ بازیها به شخصیتها جان میدهند و زمینهٔ تاریخی، ماجرای شخصی را به تأملی دربارهٔ حافظه و قهرمانسازی پیوند میزند. در برابر این امتیازها، دگرگونی آلبر گاه شتابزده به نظر میرسد و ریتم روایت در بخشهایی از حرکت میافتد.
« بنابراین، ریتم نامتوازن است، اما بهندرت چنان آسیبزننده میشود که تماشای فیلم را از جذابیت بیندازد. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، فیلم در پرسش اصلی خود موفق است: هویت تا چه اندازه چیزی است که به ارث میبریم و تا چه اندازه چیزی که برای دیگران و حتی برای خودمان میسازیم؟ پاسخ را به شکل حکمی قطعی عرضه نمیکند؛ ارزش اثر درست در همان ناحیهٔ مبهمی است که تماشاگر در آن، هم از جسارت شخصیت لذت میبرد و هم از پیامدهای روایتسازی او احساس ناراحتی میکند.
ثبت دیدگاه