نقد و بررسی
نقد اوری : حمله جراحی (Uri: The Surgical Strike) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان واقعیت و افسانهٔ قهرمانی «Uri: The Surgical Strike» ساختهٔ آدیتیا دار، روایتی سینمایی و بازآفرینیشده از واکنش هند به حملهٔ اوری در سال ۲۰۱۶ است؛ فیلمی جنگی که از همان آغاز روشن میکند قصد ندارد جنگ را بهمثابه مسئلهای پیچیده و چندوجهی واکاوی کند. مرکز ثقل اثر، تصمیم به پاسخگویی و آمادهشدن گروهی از نیروهای ویژه برای مأموریتی پرخطر است.
فیلم مسیر خود را از اندوه و خشم به سوی کنش نظامی میگشاید و در این راه، بیش از آنکه بر ابهامهای سیاسی یا پیامدهای انسانی جنگ مکث کند، بر عزم، فداکاری و قهرمانی تکیه دارد. این انتخاب، هم موتور اصلی هیجان فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهای آن. «اوری» میخواهد تماشاگر را همراه مأموریت کند، نه آنکه دربارهٔ منازعهای تاریخی و سیاسی پرسشهای دشوار طرح کند.
ازاینرو، جهان داستانیاش نسبتاً روشن و قطبی میماند: سوگ و وظیفه در یک سوی میدان، تهدید و دشمن در سوی دیگر. نتیجه اثری است که در لحظات اکشن انرژی دارد، اما از گشودن افقهای تازه دربارهٔ جنگ بازمیماند. ساختار روایی و حرکت داستان روایت با طرح زمینهٔ عاطفی و نظامی، سپس با شکلدادن به تصمیم عملیاتی پیش میرود.
این ساختار به فیلم امکان میدهد تا پیش از ورود به بخشهای پرتحرک، شخصیت محوری و انگیزهٔ او را معرفی کند و سازوکار تصمیمگیری را نیز به قصه بیفزاید. حضور نیروهای سیاسی و نظامی در کنار گروه عملیاتی، دستکم در سطح طرح، نوید داستانی چندلایه را میدهد؛ اما این لایهها عمدتاً در خدمت رساندن روایت به مأموریت اصلیاند، نه خلق تعارضهایی مستقل و پیچیده.
« مرکز ثقل اثر، تصمیم به پاسخگویی و آمادهشدن گروهی از نیروهای ویژه برای مأموریتی پرخطر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از الگوی آشنای قهرمانمحور بهره میگیرد: فقدان، اراده، آمادگی و حرکت به سوی آزمونی دشوار. چنین الگویی برای یک فیلم اکشن جنگی کارآمد است و به تماشاگر کمک میکند مسیر داستان را دنبال کند، ولی در «اوری» گاه بیش از اندازه قابلپیشبینی میشود. نشانهگذاریهای روایی و تأکیدهای عاطفی معمولاً بهسرعت معنای خود را آشکار میکنند؛ بنابراین، تعلیق بیشتر از اجرای صحنهها و خطر موقعیتها پدید میآید تا از نامعلومبودن مسیر دراماتیک.
ویکی کاوشال و مرکز ثقل بازیگری ویکی کاوشال در نقش ویهان شرگیل، مهمترین تکیهگاه دراماتیک فیلم است. بازی او بر انضباط، خویشتنداری و اقتدار بنا شده و بهجای نمایشهای پرزرقوبرق عاطفی، از بدن و نگاه برای انتقال فشار موقعیت استفاده میکند. همین جدیت باعث میشود قهرمان فیلم در بسیاری از صحنهها حضوری ملموس داشته باشد و کنش نظامی، صرفاً مجموعهای از حرکات نمایشی به نظر نرسد.
کاوشال به نقش وزن میدهد؛ حتی وقتی متن شخصیت را به سوی قهرمانی آرمانی و کمتردید سوق میدهد. بااینحال، این تمرکز بر قهرمان اصلی هزینهای دارد. دیگر شخصیتها غالباً فرصت کافی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند و در نسبت با مأموریت یا ویهان تعریف میشوند. بازیگران مکمل در لحظات خود کارکرد دارند، اما فیلم کمتر به درونمایهها، ترسها یا تناقضهای آنان مجال بروز میدهد.
از این رو، گروهی که باید نیروی جمعی عملیات را بسازد، گاهی بیشتر به مجموعهای از چهرههای وظیفهمند شباهت پیدا میکند تا شخصیتی جمعی با روابط و تفاوتهای درونی. اکشن، تصویر و طراحی صدا یکی از موفقیتهای روشن فیلم در سکانسهای عملیاتی آن است. کارگردانی در این بخشها بر تنش مکانی، جابهجایی نیروها و خطر فوری تکیه میکند و با تصویر و صدا، فضای درگیری را جسمانی و پرقدرت میسازد.
« فیلم از الگوی آشنای قهرمانمحور بهره میگیرد: فقدان، اراده، آمادگی و حرکت به سوی آزمونی دشوار. »
شخصیتها و اجرا
انفجارها، شلیکها و حرکت دوربین در بهترین لحظات، تماشاگر را به محدودهٔ کنش نزدیک میکنند. فیلم در این صحنهها از بیان صرفاً کلامی فاصله میگیرد و اجازه میدهد ریتم و صدا بار اصلی هیجان را به دوش بکشند. ورود سیرات در واپسین بخش فیلم نیز از لحظاتی است که بهخوبی برای اوجگیری هیجان طراحی شده است.
اهمیت این صحنه فقط در غافلگیری یا شدت کنش نیست؛ ورود او به میدان، بهواسطهٔ زمانبندی و چیدمان بصری، حسِ گشایش و تغییر مقیاس میآفریند. بااینهمه، هرچه فیلم به این نقطه نزدیک میشود، استفادهٔ مکرر از اسلوموشن، تأکیدهای موسیقایی و امتداد برخی لحظات، گاه اثر معکوس دارد. ابزارهایی که باید ضرباهنگ را بالا ببرند، در تکرار زیاد ریتم را کند میکنند و بخشی از نیروی صحنهها را میگیرند.
میهنپرستی و تصویر دشمن «اوری» آشکارا فیلمی میهنپرستانه است و این گرایش نه در حاشیه، بلکه در مرکز سازماندهی عاطفی آن قرار دارد. سوگ سربازان کشتهشده، عزم پاسخگویی و ستایش فداکاری نظامی، لحن اثر را شکل میدهند. چنین موضعی میتواند برای فیلمی دربارهٔ یک رویداد ملی، سرچشمهٔ انسجام و نیروی احساسی باشد؛ اما هنگامی که تأکیدهای میهنپرستانه جای پیچیدگی را میگیرند، روایت از امکان پرسشگری فاصله مییابد.
فیلم کمتر میکوشد تنش میان انتقام، وظیفه و پیامدهای انسانی خشونت را بررسی کند و بیشتر در پی تثبیت یک پاسخ عاطفی واحد است. این قطبیسازی در ترسیم طرف مقابل نیز دیده میشود. شخصیتهای دشمن غالباً عمق و تفاوت فردی چندانی ندارند و بیشتر نقش مانعی را ایفا میکنند که باید از میان برداشته شود.
« انفجارها، شلیکها و حرکت دوربین در بهترین لحظات، تماشاگر را به محدودهٔ کنش نزدیک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، تقابل اخلاقی داستان آسانتر و روشنتر میشود، اما جهان فیلم باریکتر به نظر میرسد. با پیچیدهترشدن تصویر دشمن، فیلم میتوانست از قالب اکشن میهنپرستانه فراتر رود و دربارهٔ سازوکار دشمنسازی یا چرخهٔ خشونت تأمل کند؛ مسیری که اثر عمداً یا ناخواسته دنبال نمیکند. دیالوگ و ریتم دیالوگها گاهی در انتقال اطلاعات و ساختن حالوهوای قهرمانانه کارآمدند، اما کمتر به شخصیتها صدایی منحصربهفرد میبخشند.
برخی جملهها چنان آشکار در پی تأکید بر پیام یا برانگیختن واکنش تماشاگرند که طبیعیبودن گفتوگو را کاهش میدهند. فیلم در لحظاتی که بهجای توضیح مستقیم، از سکوت، نگاه و کنش استفاده میکند، تأثیرگذارتر است؛ زیرا تصویر و بازی فرصت مییابند معنایی را بسازند که دیالوگ گاه بیش از اندازه صریح بیان میکند.
ریتم نیز یکدست نیست. بخشهای آمادهسازی و پیونددهنده، با مکثهای طولانی و تأکیدهای تکراری، از نیروی پیشبرندهٔ داستان میکاهند. اسلوموشنهای متعدد، بهویژه وقتی با موسیقی پرشدت همراه میشوند، هر بار اثر یکسانی ندارند: گاهی شکوه و خطر را برجسته میکنند و گاهی فقط حرکت روایت را به تعویق میاندازند.
کوتاهترشدن برخی از این لحظات میتوانست تمرکز را بر تنش واقعی مأموریت حفظ کند و صحنههای اوج را مؤثرتر سازد. دستاوردها و محدودیتها نقطهٔ قوت «اوری» در ترکیب اجرای اکشن، بازی محکم کاوشال و توانایی ساختن چند لحظهٔ پرانرژی است. فیلم از نظر فضاسازی عملیاتی و کار با صدا، در بخشهایی چشمگیر است و میداند چگونه انتظار و هیجان را به نقطهٔ اوج برساند.
« در نتیجه، تقابل اخلاقی داستان آسانتر و روشنتر میشود، اما جهان فیلم باریکتر به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
همچنین، قهرمان محوری بهواسطهٔ بازی جدی و کنترلشدهٔ بازیگر، از سطح یک نقش کاملاً نمادین فراتر میرود؛ هرچند فیلمنامه همیشه به همان اندازه برای او ظرافت نمیسازد. در مقابل، روایت قابلپیشبینی، دیالوگهای کماثر، شخصیتپردازی محدودِ گروه مکمل و تأکید بیش از حد بر لحن حماسی، دامنهٔ اثر را محدود میکنند.
«اوری» در مقام فیلمی پرهیجان دربارهٔ عملیات نظامی، لحظات موفقی دارد؛ اما در مقام درامی دربارهٔ سوگ، جنگ و تصمیم سیاسی، کمتر از ظرفیت موضوعش بهره میگیرد. سرگرمکنندگی آن واقعی است، ولی هر بار که فیلم بر شعار و تأکید بصری تکیه میکند، از پیچیدگی و ماندگاری عاطفیاش کاسته میشود. جمعبندی «Uri: The Surgical Strike» اثری پرانرژی و خوشساخت در لحظات اکشن است که بازی جدی ویکی کاوشال و طراحی چند صحنهٔ عملیاتی، بهویژه ورود سیرات، به آن نیرویی ملموس میبخشند.
بااینحال، فیلم در روایت و نگاه سیاسی خود محافظهکار میماند: قهرمانمحوری، میهنپرستی صریح و تصویر یکبعدی دشمن، جای کاوش عمیقتر را میگیرند. کشآمدن برخی بخشها و تکرار اسلوموشنها نیز از شتاب اثر میکاهد. حاصل، فیلمی است که برای تماشاگر خواهان اکشن نظامی و حماسهٔ ملی میتواند جذاب باشد، اما برای درامی چندلایه دربارهٔ جنگ، فرصتهای ازدسترفتهٔ بسیاری دارد.
« کشآمدن برخی بخشها و تکرار اسلوموشنها نیز از شتاب اثر میکاهد. »
ثبت دیدگاه