نقد و بررسی
نقد اورانوس ۲۳۲۴ (Uranus 2324) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان ژرفای دریا و بیکرانگی فضا «Uranus 2324» فیلمی تایلندی از Thanadol Nualsuth است که داستان عاشقانهای را در گسترهای میان فضا، اقیانوس و جهانهای موازی روایت میکند. لین، فضانوردی که در پی تحقق رؤیای کودکیاش به مدار زمین رسیده، و کت، غواصی که با ژرفای دریا پیوندی دیرینه دارد، پس از رویدادی تلخ از یکدیگر جدا میشوند.
سالها بعد، حادثههایی در فضا و زیر آب آن دو را به مسیری میکشانند که در آن زمان و مکان دیگر حدومرزهای آشنای خود را ندارند. فیلم از همان ابتدا بلندپروازیاش را آشکار میکند: میخواهد ماجرایی علمیتخیلی را با ملودرامی عاشقانه درآمیزد و از پیوند دو شخصیت، تصویری فراجهانی بسازد. این گسترهٔ خیالانگیز گاه به فیلم نیرویی شاعرانه میدهد و گاه بار سنگینی بر دوش روایتی میگذارد که برای نگهداشتن همهٔ ایدههایش به انسجام بیشتری نیاز دارد.
عشق بهمثابه نیروی پیشبرنده هستهٔ عاطفی فیلم رابطهٔ لین و کت است؛ رابطهای که نه صرفاً از کشش عاشقانه، بلکه از خاطرهٔ کودکی، دلبستگی دیرپا و حسِ ازدستدادن نیرو میگیرد. فیلم میکوشد این پیوند را از محدودیت یک زمان و یک جهان فراتر ببرد: گویی عشق، نه فقط خاطرهای که شخصیتها را به گذشته وصل میکند، بلکه نیرویی است که آنان را در برابر جداییهای پیدرپی به حرکت درمیآورد.
این ایده در سطح مفهومی جذاب است، زیرا احساس عاشقانه را با پرسشهایی دربارهٔ سرنوشت، انتخاب و امکان یافتن دوبارهٔ دیگری میآمیزد. بااینحال، اهمیت رابطه زمانی بیش از هر چیز به بازی دو بازیگر اصلی وابسته میشود. ساروچا چانکیمها و ربکا آرمسترانگ با نگاهها، مکثها و نزدیکی جسمانی، صمیمیتی میسازند که در بسیاری از لحظهها از گفتوگوها رساتر است.
« بااینحال، اهمیت رابطه زمانی بیش از هر چیز به بازی دو بازیگر اصلی وابسته میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هماهنگی آنان باعث میشود پیوند لین و کت باورپذیر بماند، حتی وقتی خط داستانی از منطق روزمره فاصله میگیرد. بازی دو بازیگر، بهویژه در لحظات آرام و شخصی، گرمایی به فیلم میبخشد که در بخشهایی از روایت و دیالوگها کمرنگ است. بازیگران و کیفیت رابطهٔ روی پرده جذابیت اجرای دو بازیگر اصلی در این است که رابطه را فقط با اعلام احساسات پیش نمیبرند؛ بخش مهمی از آن در جزئیات رفتاری شکل میگیرد.
تغییر لحن، مکث پیش از پاسخ، نگاههای طولانی و واکنشهای کوچک به حضور دیگری، حسِ آشنایی دیرین را تقویت میکند. همین ظرافتها سبب میشود تماشاگر گاه از مسیر پرفرازونشیب داستان جدا شود و بر آنچه میان دو شخصیت میگذرد تمرکز کند. به بیان دیگر، شیمی بازیگران نه حاشیهای در کنار طرح علمیتخیلی، بلکه تکیهگاه اصلی تجربهٔ عاطفی فیلم است.
در مقابل، بازیهای مکمل و برخی دیالوگها به همان اندازه طبیعی از کار درنمیآیند. بعضی گفتوگوها بیش از آنکه از وضعیت و شخصیت گوینده برخیزند، برای توضیح پیشفرضهای داستان یا برجستهکردن پیام فیلم به کار میروند. این تفاوت میان صمیمیتِ رابطهٔ مرکزی و تصنعِ بخشهایی از پیرامون آن، گاهی جهان فیلم را دوپاره میکند: در یک سو عشقی ملموس و قابل لمس قرار دارد و در سوی دیگر، روایتی که برای بیان ایدههایش به توضیحهای مستقیم متوسل میشود.
جهانهای موازی و آشفتگی روایت بزرگترین چالش «Uranus 2324» در ساختار روایی آن نهفته است. سفر میان زمانها و جهانهای گوناگون، زمینهای برای خیالپردازی دربارهٔ سرنوشت و تکرار فراهم میکند؛ اما فیلم همیشه نشانههای کافی برای تشخیص این جابهجاییها در اختیار مخاطب نمیگذارد. تغییر جهانها گاه ناگهانی رخ میدهد و تفاوت میان موقعیتها یا دورهها چندان روشن نیست.
« هماهنگی آنان باعث میشود پیوند لین و کت باورپذیر بماند، حتی وقتی خط داستانی از منطق روزمره فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن پیامد عاطفی هر صحنه، سرگرم بازسازی ترتیب رخدادها و فهم جایگاه آنها در طرح کلی شود. این سردرگمی صرفاً پیچیدگیِ دلپذیر یک روایت چندلایه نیست؛ در لحظههایی به ابهامی تبدیل میشود که پیوند میان صحنهها را تضعیف میکند. هر جهان تازه میتواند فرصت دیگری برای آزمودن عشق شخصیتها و آشکارکردن وجهی تازه از رابطهشان باشد، اما چون برخی از این موقعیتها مجال کافی برای شکلگیری نمییابند، اثر عاطفیشان گاه ناتمام میماند.
فیلم گاهی ایده را عرضه میکند، بیآنکه زمان کافی برای پروراندن آن فراهم آورد. حاصل، روایتی است که بلندپروازیاش از انسجام اجراییاش پیشی میگیرد. ریتم و گسترش مقدمه شروع فیلم با معرفی پیشینهٔ شخصیتها و موقعیتهای زندگیشان، میکوشد زمینهٔ عاطفی لازم را برای جدایی و پیوند دوبارهٔ آنان فراهم کند.
اما این مقدمه طولانی میشود و رسیدن به خط اصلی ماجرا را به تأخیر میاندازد. بخشی از اطلاعاتی که به مخاطب داده میشود، بهجای آنکه فوراً در شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان نقش روشنی داشته باشد، همچون توقفهایی در مسیر فیلم احساس میشود. بنابراین، هنگامی که ایدهٔ سفر میان جهانها به مرکز روایت میآید، مخاطب ناچار است همزمان با هیجان مفهوم تازه، خستگیِ ناشی از شروع کند را نیز پشت سر بگذارد.
کندی ریتم بهخودیخود عیب نیست؛ یک ملودرام عاشقانه میتواند برای ساختن دلبستگی به مکث و تأمل نیاز داشته باشد. مسئله این است که فیلم میان لحظههای آرام و بخشهای پرحادثه تعادلی پایدار نمیسازد. بعضی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند، درحالیکه برخی موقعیتهای مهم برای جاافتادن یا اثرگذاری عاطفی شتابزده به نظر میرسند.
« فیلم گاهی ایده را عرضه میکند، بیآنکه زمان کافی برای پروراندن آن فراهم آورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر تدوین و گزینش صحنهها دقیقتر بود، میشد هم از فضای تأملی فیلم پاسداری کرد و هم حرکت داستان را روانتر ساخت. تصویر، فضا و جلوههای بصری تصویرپردازی فیلم یکی از منابع اصلی جذابیت آن است. تقابل میان خلأ سرد فضا و تاریکی رازآمیز آب، به داستان صورتبندی بصری روشنی میدهد: لین با پهنهٔ ستارگان پیوند دارد و کت با ژرفایی که نور به دشواری در آن نفوذ میکند.
این دو محیط از نظر حسی متفاوتاند، اما هر دو شخصیت را در برابر وسعتی بیکران و نیرویی فراتر از ارادهٔ فردی قرار میدهند. در بهترین لحظات، فیلم از همین همنشینی برای آفرینش تصویری رؤیایی استفاده میکند؛ گویی فضا و اقیانوس دو سوی یک پرسشاند: انسان چگونه در جهانی بزرگتر از خود، راه بازگشت به دیگری را پیدا میکند؟
بااینهمه، کیفیت بصری یکدست نیست. برخی نماها تأثیرگذار و خیالانگیزند، اما جلوههای ویژه در بخشهایی مصنوعی به چشم میآیند و از باورپذیری موقعیت میکاهند. شکاف میان چشماندازهای چشمنواز و اجرای ناپایدار صحنههای پرمخاطره گاه آشکار است. این نابرابری بهویژه زمانی مسئلهساز میشود که فیلم به واقعنماییِ علمیتخیلی تکیه میکند؛ تماشاگر باید همزمان به جهان داستان باور بیاورد و از تصویر آن لذت ببرد، اما جلوههای ناپخته این تعادل را برهم میزنند.
صدا، گفتوگو و انسجام لحن دیالوگها در «Uranus 2324» نقش مهمی در توضیح جهان داستان دارند، اما همیشه از زبان شخصیتها طبیعی به گوش نمیرسند. این ضعف در بخشهایی که گفتوگوهای انگلیسی مطرح میشوند محسوستر است؛ بیان و انتخاب عبارتها گاه چنان ناپختهاند که حسِ حضور در موقعیتی واقعی را کاهش میدهند.
« تصویر، فضا و جلوههای بصری تصویرپردازی فیلم یکی از منابع اصلی جذابیت آن است. »
قوتها و کاستیها
افزون بر آن، توضیحهای مستقیم دربارهٔ رخدادها و ایدههای فیلم، گاهی جای اعتماد به تصویر و واکنشهای شخصیتها را میگیرند. نتیجه، لحظههایی است که فیلم بهجای آنکه معنای صحنه را به تماشاگر واگذارد، آن را با کلام شرح میدهد. این مسئله در کنار تغییر مداوم موقعیتها بر انسجام لحن هم اثر میگذارد.
اثر میان عاشقانهای لطیف، ماجرایی فضایی و خیالپردازی دربارهٔ جهانهای موازی در حرکت است؛ آمیزهای که بالقوه میتواند هویتی منحصربهفرد بسازد. اما پیوند میان این لحنها همیشه نرم و سنجیده نیست. بااینحال، هرگاه فیلم از توضیحگویی فاصله میگیرد و به تصویر، سکوت یا بازی دو بازیگر مجال میدهد، زبان سینماییاش روشنتر و مؤثرتر میشود.
عشق و بلندپروازی روایی فیلم میخواهد با عبور از مرزهای واقعیت، عشقی را به تصویر بکشد که در برابر جدایی و تغییر جهانها دوام میآورد. این مضمون، هرچند آشناست، بهواسطهٔ پیوند میان فضا، دریا و جهانهای موازی امکان مییابد که صورتی خیالانگیز و عاطفی پیدا کند. در اینجا علمتخیلی بیش از آنکه دربارهٔ سازوکار دقیق جهان باشد، چارچوبی برای آزمودن یک پرسش احساسی است: اگر مسیر زندگی بارها تغییر کند، چه چیزی از رابطهٔ دو انسان باقی میماند؟
اما بلندپروازی مضمون زمانی بهترین نتیجه را میدهد که جزئیات داستان از آن پشتیبانی کنند. فیلم گاه چنان به گستردگی ایدههایش دل میبندد که از پرداخت دقیق علتومعلولها و پیوند میان موقعیتها بازمیماند. از این رو، برخی لحظههای اثر بیشتر به تصویرهایی زیبا از یک مفهوم شبیهاند تا اجزای بههمپیوستهٔ روایتی کامل.
« نتیجه، لحظههایی است که فیلم بهجای آنکه معنای صحنه را به تماشاگر واگذارد، آن را با کلام شرح میدهد. »
جمعبندی
با وجود این، نیت عاطفی فیلم در پسِ آشفتگیها قابل تشخیص است: داستان میخواهد جدایی را نه پایان رابطه، بلکه آزمونی برای نیروی آن نشان دهد. جمعبندی «Uranus 2324» اثری ناهموار اما خیالانگیز است؛ فیلمی که ایدهای عاشقانه را در گسترهای چشمگیر از فضا، دریا و جهانهای موازی میگستراند، ولی همیشه نمیتواند اجزای این جهان گسترده را با نظمی متناسب به هم پیوند دهد.
اجرای هماهنگ ساروچا چانکیمها و ربکا آرمسترانگ، صمیمیت رابطهٔ مرکزی را حفظ میکند و تصاویر فضایی و دریایی، حالوهوایی رؤیایی به اثر میبخشند. در سوی دیگر، شروع طولانی، ریتم نابرابر، جابهجاییهای گاه گیجکننده و برخی کاستیهای دیالوگ و جلوههای ویژه، مانع از آن میشوند که تمام ظرفیت داستان بهطور کامل شکوفا شود.
قدرت فیلم بیش از آنکه در ساختن جهانی علمیتخیلی کاملاً منسجم باشد، در عاطفهای است که از
« قدرت فیلم بیش از آنکه در ساختن جهانی علمیتخیلی کاملاً منسجم باشد، در عاطفهای است که از »
ثبت دیدگاه