نقد و بررسی
نقد ستون فقرات شب (The Spine of Night) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فانتزیِ تیره در جامهای کهنه و زنده «The Spine of Night» ساختهٔ Philip Gelatt و Morgan Galen King، انیمیشنی فانتزی و بزرگسالانه است که جهان خود را از دل افسانه، خشونت و جادویی مهارنشدنی میسازد. هستهٔ داستان، نیرویی باستانی است که میتواند زندگی را دگرگون کند، اما در دست کسانی که در پی قدرتاند، به سرچشمهٔ تباهی بدل میشود.
فیلم با گذر از دورهها و شخصیتهای گوناگون، نشان میدهد که میل به دانستن و فرمانروایی چگونه میتواند بارها و بارها چهره عوض کند، بیآنکه ماهیتش تغییر یابد. روایت در قالبی نزدیک به افسانهای چندپاره شکل میگیرد؛ نه با تمرکز پیوسته بر یک قهرمان، بلکه با کنار هم گذاشتن سرگذشتهایی که هرکدام بخشی از تاریخ این جهان را روشن میکنند.
همین انتخاب، هم به فیلم وسعت میبخشد و هم گاه تمرکز آن را میگیرد. تصویری که از دل تاریکی سر برمیآورد برجستهترین دستاورد فیلم، بیتردید زبان بصری آن است. انیمیشن روتوسکوپی، حرکت بدنهای انسانی را به نقاشیهایی متحرک پیوند میدهد و نتیجه نه کاملاً طبیعی است و نه شبیه به انیمیشنهای صیقلی و پرشتاب امروز؛ نوعی خشونتِ خام و ناآرام در خطوط و حرکتها جاری است که با جهان داستان تناسب دارد.
تصویرها گاه عمداً زمخت، ناپایدار و غریب به نظر میرسند؛ انگار این سرزمین افسانهای پیش از آنکه روی پرده جان بگیرد، در خاطرهای کابوسوار حک شده باشد. در برابر شخصیتهایی که حرکتشان گاهی خشک یا اندکی نامأنوس است، طراحی محیطها و رنگپردازی فیلم جلوهای چشمگیر دارد. کوهستانها، دژها، جنگلها و فضاهای آیینی، جهانی میسازند که حس میشود تاریخ و باورهای خودش را دارد.
« همین انتخاب، هم به فیلم وسعت میبخشد و هم گاه تمرکز آن را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آبیِ گل جادویی، سرخی خون و تیرگی پسزمینهها تنها تزئین نیستند؛ رنگها بخشی از منطق عاطفی فیلماند و پیوسته به یاد میآورند که زیبایی و خطر در این جهان از هم جدا نیستند. این سبک، ادای احترام آشکاری به سنتی قدیمی از انیمیشن فانتزی بزرگسالانه است؛ اما فیلم در بهترین لحظههایش صرفاً به گذشته چشم نمیدوزد و به تصاویرش شخصیتی مستقل میبخشد.
افسانهای دربارهٔ قدرت و دانستن در پسِ جادو و نبرد، فیلم به پرسشی آشنا اما همچنان زنده میپردازد: آیا دانستن و توانایی، بهخودیخود رهاییبخشاند؟ یا ارزش آنها را شیوهٔ استفاده از آنها تعیین میکند؟ نیروی جادویی داستان میتواند زندگی ببخشد و جهان را دگرگون کند؛ بااینحال، هرچه دستهای بیشتری به سوی آن دراز میشوند، سایهٔ بهرهکشی و سلطه نیز گستردهتر میشود.
دانشمندی جاهطلب، حاکمانی نگران حفظ قدرت و مردمی گرفتار فقر و ستم، هرکدام از زاویهای متفاوت با این پرسش روبهرو میشوند. فیلم همچنین به تکرار چرخههای تاریخی نظر دارد. شخصیتها در دورههای مختلف ظاهر میشوند و با موقعیتهایی روبهرو میشوند که شاید شکلشان تغییر کرده باشد، اما ریشههایشان همان است: ترس، حرص، اطاعت و وسوسهٔ قدرت مطلق.
این پیوند، به داستان بُعدی اسطورهای میدهد و باعث میشود رخدادها تنها زنجیرهای از نبردها نباشند. بااینحال، مضمونها گاهی بیشتر به صورت اشاره و تصویر عرضه میشوند تا اندیشههایی که فرصت بسط کامل یافته باشند. فیلم ایدههای بسیاری پیش میکشد، اما همیشه مجال نمییابد که هرکدام را به نتیجهای روشن و یکپارچه برساند.
« یا ارزش آنها را شیوهٔ استفاده از آنها تعیین میکند؟ »
شخصیتها و اجرا
روایتی چندپاره با پیوندهایی ناپایدار ساختار چنددورهای فیلم در آغاز میتواند گیجکننده باشد. روایت با جابهجایی میان شخصیتها، زمانها و فرهنگها، تماشاگر را وارد جهانی میکند که نامها و قواعدش از پیش توضیح داده نشدهاند. این ابهام در بخشی از فیلم ثمربخش است؛ حس قدمگذاشتن به سرزمینی ناشناخته را تقویت میکند و به افسانهبودن روایت میافزاید.
اما گاهی از مرز رازآلودگی میگذرد و به سردرگمی میرسد: شخصیتها و رخدادها بهسرعت معرفی میشوند، درحالیکه فرصت کافی برای تثبیت اهمیتشان فراهم نمیشود. در نتیجه، شروع فیلم اندکی ناهماهنگ احساس میشود. بخشهایی از داستان گویی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، اما نخ روایی میانشان هنوز بهاندازهٔ کافی محکم نشده است.
هر پرده اطلاعات تازهای دربارهٔ جهان و پیامدهای جادوی باستانی به تماشاگر میدهد، ولی انباشتهشدن اطلاعات همیشه با عمق عاطفی همراه نیست. برخی سرگذشتها پیش از آنکه بتوانند به تجربههایی ماندگار تبدیل شوند، جای خود را به بخش بعدی میدهند. از همین رو، فیلم ممکن است در نیمههای نخست بیش از آنکه داستانی واحد را پیش ببرد، مجموعهای از فصلهای خشن و تیره به نظر برسد.
شخصیتها و صداهایی در دل آشوب صداپیشگیها به شخصیتها وزن و تمایز میبخشند. Lucy Lawless به تزد کیفیتی جدی و مقتدر میدهد؛ Richard E. Grant برای نگهبان، لحنی رازآلود و سنگین میآفریند و Patton Oswalt و Betty Gabriel نیز در نقشهای خود به فضای ناهمگون فیلم کمک میکنند. بازیها عموماً در خدمت لحن اسطورهای اثرند و شخصیتها را از تبدیلشدن به پیکرههایی کاملاً بیجان بازمیدارند.
« روایتی چندپاره با پیوندهایی ناپایدار ساختار چنددورهای فیلم در آغاز میتواند گیجکننده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه صدای بازیگران بیش از جزئیات چهرهها حامل احساس است و همین ویژگی در انیمیشنی با سبک تصویری ناهموار اهمیت پیدا میکند. بااینهمه، تعدد شخصیتها و جابهجاییهای روایی اجازه نمیدهد همهٔ آنها به یک اندازه در ذهن بمانند. فیلم بیشتر به تصویرکردن نیرویی تاریخی و پیامدهای آن علاقه دارد تا ساختن قهرمانی مرکزی که تماشاگر بتواند در تمام مسیر همراهش باشد.
این انتخاب از نظر مفهومی با ایدهٔ تکرار تاریخ هماهنگ است، اما از نظر احساسی فاصله ایجاد میکند. در بخشهایی، تماشاگر به تماشاگرِ واقعهها بدل میشود، نه همراهی نزدیک با کسانی که در دل آنها زندگی میکنند. خشونت، جادو و میراث فانتزی کلاسیک خشونت در «The Spine of Night» عنصری حاشیهای نیست؛ در بافت جهان آن تنیده شده است.
خونریزی، مرگ و تصویرهای هولناک، به فیلم حالوهوایی بیرحم میدهند که با افسانهٔ تاریک آن همخوان است. در اینجا خشونت قرار نیست صرفاً هیجانِ صحنههای اکشن را بالا ببرد؛ بخشی از تصویر جهانِ گرفتار قدرتطلبی و ستم است. جادو نیز نه نیرویی بیخطر و دلفریب، بلکه امکانی وسوسهبرانگیز و ویرانگر جلوه میکند.
فیلم از عریانبودن و تصاویر تکاندهنده هم پرهیز ندارد و روشن است که مخاطبی بزرگسال را در نظر گرفته است. اما همین ویژگی ممکن است برای بخشی از تماشاگران به یکنواختی بینجامد. شدت تصویرها پیوسته بالاست و وقتی خشونت پشت خشونت میآید، اثرگذاری بعضی لحظهها کاهش مییابد. از سوی دیگر، گرایش فیلم به فانتزیهای انیمیشنی قدیمی، هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم محدودیتش.
« بااینهمه، تعدد شخصیتها و جابهجاییهای روایی اجازه نمیدهد همهٔ آنها به یک اندازه در ذهن بمانند. »
قوتها و کاستیها
برای دوستداران آن سنت، زمختی، خون و شکوهِ افسانهای فیلم یادآور دورهای کمتر متعارف در انیمیشن است؛ برای تماشاگرانی دیگر، همین عناصر ممکن است بیشتر به تقلید از الگوهای گذشته شبیه شوند تا آفرینش زبانی کاملاً تازه. جمعبندی «The Spine of Night» فیلمی نامتعارف و جسور است که بیش از هر چیز با تصویرهای خاص، جهان تاریک و خشونت بیپردهاش در یاد میماند.
صداپیشگیها به فضای اثر جان میدهند و ایدهٔ پیوند قدرت، دانش و تباهی، زمینهای فراهم میکند که از محدودهٔ ماجراجویی ساده فراتر برود. در مقابل، روایت چندپاره گاهی پیوندهای خود را از دست میدهد؛ شخصیتها بهاندازهٔ کافی فرصت رشد نمییابند و انباشت ایدهها مانع شکلگیری انسجامی کامل میشود.
این فیلم نه اثری بینقص است و نه تجربهای که برای هر سلیقهای ساخته شده باشد. ممکن است آغازش ناپایدار به نظر برسد، در میانه شلوغ شود و در برخی لحظهها بیش از حد به خاطرهٔ فانتزیهای قدیمی تکیه کند. بااینحال، هویت بصری متمایزش و جسارتش در آمیختن افسانه، جادو و خشونت، آن را به تجربهای سرگرمکننده و قابلتوجه تبدیل میکند؛ اثری که بیشتر به سبب حالوهوا و تصویرهایش ارزش تماشا دارد تا به خاطر روایتی کاملاً مهارشده و بینقص.
« این فیلم نه اثری بینقص است و نه تجربهای که برای هر سلیقهای ساخته شده باشد. »
ثبت دیدگاه