نقد و بررسی
نقد #زنده (Alive) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در ژانر زامبی «Alive» به کارگردانی و نویسندگی David Marantz، فیلمی مستقل در گونهٔ وحشت آخرالزمانی است که از نقطهای آشنا آغاز میشود: جهانی فروپاشیده، گروهی کوچک از بازماندگان و عفونتی که مرز میان زندگی و مرگ را مبهم میکند. در مرکز روایت، هلن قرار دارد؛ او همراه دوستپسرش کوین و برادر کوچکترش بارنی در جستوجوی پناه و کمک است، اما وخیمترشدن وضعیت بارنی، سفر را به آزمونی اخلاقی و عاطفی بدل میکند.
برخورد این سه با دن، مردی که در خانهای دورافتاده زندگی میکند و گذشتهای پنهان دارد، مسیر داستان را از سرگردانی بیرونی به مواجهه با رازها و انتخابهای دشوار میکشاند. این فیلم محصول بریتانیاست و در ژانویهٔ ۲۰۲۳ منتشر شد؛ مدت آن نیز حدود یک ساعت و نیم است. آشنایی این عناصر بهخودیخود ایراد نیست.
ژانر زامبی بارها با فروپاشی نظم اجتماعی و شکنندگی روابط انسانی سروکار داشته و تکرار برخی نشانههایش گریزناپذیر است. پرسش مهمتر این است که فیلم با این مواد آشنا چه میکند و آیا میتواند از دل آنها تجربهای شخصی و تازه بسازد. «Alive» بیش از آنکه بخواهد قواعد ژانر را از نو بنویسد، میکوشد در دل جهان آشنا، بر وفاداری، مراقبت و معنای انسانماندن مکث کند.
روایت بقا و بار عاطفی آن قلب دراماتیک فیلم، صرفاً زندهماندن در برابر مردگان متحرک نیست؛ مسئلهٔ اصلی، دوامآوردن در کنار کسی است که ممکن است دیگر نتوان او را نجات داد. بیماری بارنی برای هلن فقط خطری جسمانی نیست، بلکه مسئولیتی دردناک پدید میآورد: او باید هم از برادرش محافظت کند و هم در جهانی بیرحم، واقعیتِ رو به وخامت او را بپذیرد.
« این فیلم محصول بریتانیاست و در ژانویهٔ ۲۰۲۳ منتشر شد؛ مدت آن نیز حدود یک ساعت و نیم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به این ترتیب، عفونت به ابزاری برای آزمودن رابطهٔ خواهر و برادر تبدیل میشود. فیلم در بهترین لحظههایش از همین جابهجایی بهره میبرد. تهدید زامبیها به پسزمینهای بدل میشود تا پرسشهای دشوارتری پیش بیایند: وفاداری تا کجا ادامه دارد؟ آیا مراقبت از عزیزان همیشه به معنای نجاتدادن آنهاست؟
و در شرایطی که قوانین اخلاقی جامعه فروپاشیدهاند، چه چیزی تصمیم درست را تعیین میکند؟ اثر پاسخهای پیچیده و تازهای برای این پرسشها ندارد، اما تلاش میکند آنها را جدی بگیرد و از رنج شخصیتها صرفاً وسیلهای برای ساختن هیجان استفاده نکند. هلن؛ شخصیت محوری و بازی الن هیلمن هلن ستون اصلی فیلم است؛ نه به این دلیل که همیشه پاسخ درست را میداند، بلکه چون بار روایت بر دوش تصمیمهای او قرار گرفته است.
شخصیتش ترکیبی از اراده، ترس و حس مسئولیت است. او نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه صرفاً قربانیای که دیگران سرنوشتش را رقم بزنند. همین تردیدها و فشارهاست که به واکنشهایش وزن میدهد. الن هیلمن در انتقال این وضعیت، حضوری سنجیده دارد. بازی او بیش از آنکه بر نمایش بیرونیِ قهرمانی تکیه کند، میکوشد خستگی و مراقبت مداوم را در رفتار و نگاه هلن جا دهد.
شخصیت در موقعیتهایی قرار میگیرد که باید میان نیازهای عاطفی و ضرورتهای بقا تعادل برقرار کند؛ هیلمن این کشمکش را باورپذیر نگه میدارد و کمک میکند هلن به نمادی کلیشهای از «زن قدرتمند» تقلیل پیدا نکند. در مقابل، رابطهٔ هلن با کوین ظرفیت دراماتیک بیشتری دارد که همیشه بهطور کامل به کار گرفته نمیشود.
« به این ترتیب، عفونت به ابزاری برای آزمودن رابطهٔ خواهر و برادر تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
فشار موقعیت، اختلاف در تصمیمگیری و وابستگی متقابل میتوانستند رابطه را پیچیدهتر کنند، اما فیلمنامه در بخشهایی به طرح موقعیت بسنده میکند و فرصت کمتری برای گسترش لایههای درونی این دو شخصیت میسازد. دن و راز خانه ورود دن به روایت، فضای داستان را تغییر میدهد. تا پیش از آن، جغرافیای فیلم بیشتر بر حرکت، جستوجو و خطرهای محیطی استوار است؛ با رسیدن شخصیتها به خانهٔ او، روایت به فضایی بستهتر و متکی بر بیاعتمادی تبدیل میشود.
خانه در ظاهر میتواند پناهگاهی در برابر جهان بیرون باشد، اما حضور مردی رازدار، امنیت را به پرسشی دائمی بدل میکند: چه کسی را میتوان باور کرد و چه بهایی برای ماندن در پناهگاهی موقت باید پرداخت؟ فیلم از این تغییر فضا برای ایجاد تعلیق بهره میگیرد، اما راز دن را بیآنکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار کند، میتوان موتور مهمی برای بخش میانی داستان دانست.
راز او قرار است گذشته را به اکنون پیوند بزند و نشان دهد که تهدید انسانها گاهی کمتر از تهدید زامبیها نیست. با این همه، تعلیق همیشه به کشفی دراماتیک و پرقدرت نمیانجامد؛ در برخی لحظهها، راز بیشتر بهانهای برای طولانیکردن انتظار است تا عاملی که واقعاً معنای روابط را دگرگون کند. فضا، تصویر و حس محصورشدن یکی از انتخابهای بصری مؤثر فیلم، قرارگرفتن دشتهای روشن در برابر فضاهای داخلی تنگ و تاریک است.
بیرون، با گستردگی و روشنیاش، میتواند وعدهٔ آزادی بدهد، اما همین فضای باز هم از خطر خالی نیست؛ در مقابل، خانه و اتاقهای بسته ظاهراً پناه میدهند، ولی امکان گرفتارشدن و پنهانماندن را نیز در خود دارند. این تضاد، تنش را تنها از طریق حضور زامبیها نمیسازد، بلکه به معماری و فاصلهٔ میان شخصیتها هم معنا میدهد.
« دن و راز خانه ورود دن به روایت، فضای داستان را تغییر میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این شیوه، روشنایی الزاماً برابر با امنیت و تاریکی الزاماً معادل شر نیست. دشتهای باز میتوانند شخصیتها را در برابر خطر بیدفاع کنند و فضای بسته میتواند همزمان پناه و زندان باشد. این دوگانگی به حالوهوای اثر کمک میکند و از امتیازهای بصری فیلم است؛ بهخصوص در روایتی که شمار زیادی از صحنههایش بر گفتوگو و مکث استوارند.
بااینحال، تصویرپردازی بهتنهایی همیشه نمیتواند کمبود کنش را جبران کند و گاهی فضای تیره، بیش از آنکه تهدید را محسوس سازد، صرفاً حالتی یکنواخت پیدا میکند. ریتم و میزانسن وحشت «Alive» فیلمی کمشتاب است و به جای آنکه پیوسته با تعقیبوگریز و درگیری پیش برود، زمان زیادی را صرف توقف، گفتوگو و انتظار میکند.
این انتخاب میتواند با فرسودگی و بیاطمینانی شخصیتها هماهنگ باشد: در جهانی که آیندهاش روشن نیست، هر تصمیم کوچک ممکن است سنگین و زمانبر شود. اما کندی ریتم همیشه به تعلیق ثمربخش تبدیل نمیشود. بخشهایی از فیلم بیش از اندازه در یک وضعیت میمانند و کشش داستان افت میکند؛ سکون، به جای آنکه فشار روانی بیافزاید، گاه روایت را از حرکت بازمیدارد.
این مسئله در شیوهٔ استفاده از عناصر وحشت نیز دیده میشود. زامبیها حضور دارند، اما معمولاً آنقدر تهدیدآمیز به نظر نمیرسند که حس خطر را بهطور مداوم حفظ کنند. صحنههای ترسناک و درگیری نیز محدودند و فیلم بیشتر به نگرانی انسانی و اخلاقی تکیه میکند تا وحشت جسمانی. این رویکرد برای مخاطبی که در پی درام شخصیتمحور است میتواند پذیرفتنی باشد؛ اما تماشاگرِ انتظارکشیده برای ضرباهنگ تند، تعلیق پیوسته یا صحنههای پرتنش، احتمالاً با اثری کمتحرک روبهرو میشود.
« در این شیوه، روشنایی الزاماً برابر با امنیت و تاریکی الزاماً معادل شر نیست. »
قوتها و کاستیها
مضمونها و محدودیت تازگی وفاداری، خانواده و حفظ انسانیت در دل فروپاشی، مضمونهاییاند که «Alive» با آنها سر و کار دارد. ارزش فیلم در این است که نمیگذارد پسزمینهٔ زامبیمحورش تمام توجه را ببلعد و میکوشد آسیبپذیری پیوندهای انسانی را برجسته کند. بااینحال، این مضمونها در ژانر آخرالزمانی سابقهای طولانی دارند و فیلم برای پرداختن به آنها مسیر تازهای نمیگشاید.
بیشتر با بازآرایی اندیشههایی آشنا روبهرو هستیم تا بازتعریفی ریشهای از آنها. این محدودیت با انتخاب روایی محافظهکارانهٔ اثر پیوند دارد. فیلم در بیان مفهومهایش محتاط است و کمتر به موقعیتهایی میرسد که برداشت مخاطب را بهطور جدی زیرورو کنند. از این رو، بار اصلی تأثیر بر دوش فضای داستان و همدلی با هلن میافتد.
اگر این دو عامل برای تماشاگر کار کنند، آشنایی مضمونها مانع همراهی نخواهد شد؛ اما اگر از فیلم انتظار نگاه تازهای به زامبیها یا جامعهٔ فروپاشیده داشته باشد، نتیجه کمغافلگیرکننده به نظر میرسد. جمعبندی «Alive» اثری مستقل و کمادعاست که به جای تکیهٔ کامل بر هراس و خشونت، میخواهد داستانی دربارهٔ مراقبت از عزیزان و حفظ اخلاق در شرایط نابسامان روایت کند.
بازی الن هیلمن، محوریت عاطفی هلن و تقابل دشتهای روشن با فضای بسته و تاریک، به فیلم هویتی قابل تشخیص میدهند. در برابر این امتیازها، ریتم کند، افت کشش در بخشهایی از روایت، تازگی محدود مضمونها و ضعف زامبیها در ایجاد تهدیدی ماندگار قرار دارد. حاصل کار نه تجربهای دگرگونکننده در ژانر وحشت است و نه فیلمی که بتواند تمام ظرفیتهای روایی خود را به کار گیرد.
« بیشتر با بازآرایی اندیشههایی آشنا روبهرو هستیم تا بازتعریفی ریشهای از آنها. »
جمعبندی
بااینحال، تمرکز آن بر تعهد و دشواریِ انسانماندن، به داستان بُعدی فراتر از نبرد با مردگان میبخشد. «Alive» برای تماشاگر علاقهمند به درامهای آخرالزمانی آرام و شخصیتمحور میتواند اثری قابلتأمل باشد؛ برای مخاطبی که از فیلم زامبیمحور بیش از هر چیز تعلیق پرشتاب و وحشت محسوس میخواهد، احتمالاً تجربهای کمهیجانتر خواهد بود.
« بااینحال، تمرکز آن بر تعهد و دشواریِ انسانماندن، به داستان بُعدی فراتر از نبرد با مردگان میبخشد. »
ثبت دیدگاه