نقد و بررسی
نقد زنان آبی پوش (Women in Blue) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مکزیکوسیتیِ ۱۹۷۱ «زنان آبی» با تکیه بر تناقضی دراماتیک آغاز میشود: چهار زن به نیروی پلیس میپیوندند، اما نهادی که قرار است به آنان اختیار و مسئولیت بدهد، از همان ابتدا بیشتر به نمایش تبلیغاتی میماند تا اصلاحی واقعی. در پسزمینه، قاتلی زنجیرهای زنان را هدف گرفته و شهر را به فضای اضطراب و بیاعتمادی کشانده است.
این تقابل، موتور اصلی سریال است؛ از یکسو زنانی که میخواهند کارشان را جدی بگیرند و از سوی دیگر ساختاری که حضورشان را ابزاری برای مدیریت افکار عمومی میبیند. «زنان آبی» از همین فاصله میان ظاهر رسمی و واقعیت تلخ، تعلیق و معنای اجتماعی خود را میسازد. جنایی که دربارهٔ قدرت است پروندهٔ قتلها به سریال قالبی آشنا از درامهای جنایی میدهد: سرنخها، مظنونان و کوشش برای یافتن پیوند میان جنایتها.
بااینحال، جذابیت اثر فقط در پرسش «قاتل کیست؟» خلاصه نمیشود. مسئلهٔ مهمتر این است که چه کسی حق دارد حقیقت را تعریف کند، چه کسی صدایش شنیده میشود و چه کسی در برابر خطر، جدی گرفته میشود. چهار زن در موقعیتی قرار میگیرند که باید هم با تهدید بیرونی روبهرو شوند و هم با بیاعتنایی و تبعیض در محیط کار.
« در پسزمینه، قاتلی زنجیرهای زنان را هدف گرفته و شهر را به فضای اضطراب و بیاعتمادی کشانده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این نظر، معمای جنایی نه حاشیهای برای داستان اجتماعی، بلکه ابزاری است برای آشکارکردن نابرابریهایی که هر روز بر زندگی شخصیتها سایه میاندازند. چهار زن، چهار مسیر متفاوت یکی از امتیازهای مهم سریال آن است که قهرمانانش را صرفاً به یک گروه همشکل تبدیل نمیکند. ماریا، والنتینا، گابینا و آنجلس از خانوادهها و جهانهای متفاوتی میآیند و هر یک با نوع دیگری از محدودیت روبهرو هستند.
یکی باید تصویری را که از زنِ وفادار و خانهمحور ساخته شده بازنگری کند؛ دیگری با روحیهای سرکشتر در برابر قواعد میایستد؛ آن یکی آرزوی حرفهایاش را در فضایی دنبال میکند که حتی نزدیکانش نیز ممکن است آن را نامعقول بدانند. همین تفاوتها سبب میشود همبستگی میان آنان ساده و بیچالش نباشد.
رابطههایشان گاه از رقابت، سوءتفاهم و ضعفهای شخصی اثر میپذیرد، اما بهتدریج به نیرویی بدل میشود که هرکدام را از انزوای فردی بیرون میکشد. بازیها و جانبخشیدن به نقشها بازیهای گروه اصلی، بهویژه اجرای باربارا موری، خیمنا سارینیانا، ناتالیا تلز و آموریتا راسگادو، به شخصیتها وزن و فردیت میبخشند.
« همین تفاوتها سبب میشود همبستگی میان آنان ساده و بیچالش نباشد. »
شخصیتها و اجرا
آنان نقشهایی را بازی میکنند که ممکن بود در آغاز در قالبهای آشنا و ساده باقی بمانند؛ اما بازیگران با ظرافتهای رفتاری و واکنشهای متفاوت، برای هر شخصیت جهانی شخصی میسازند. نتیجه آن است که دشواریهای زنان فقط در گفتوگوهای توضیحی بیان نمیشود؛ در مکثها، تردیدها و نحوهٔ مواجههشان با اطرافیان نیز دیده میشود.
حضور بازیگران مرد در کنار این گروه نیز صرفاً پسزمینهای برای قهرمانان نیست، بلکه بخشی از مناسبات قدرتی را شکل میدهد که زنان ناچارند درون آن راه خود را پیدا کنند. تصویر دوره و فضای بصری بازسازی مکزیکوسیتیِ اوایل دههٔ هفتاد به سریال هویتی دیداری میدهد. لباسها، فضاهای شهری و محیطهای اداری، زمانهای را تداعی میکنند که در آن تغییر اجتماعی ممکن است، اما با مقاومت نهادها و عادتهای ریشهدار روبهروست.
این طراحی دورهای تنها آرایش صحنه نیست؛ با موضوع اصلی اثر پیوند دارد. لباس آبی زنان هم نشانهٔ ورودشان به حرفهای مردانه است و هم یادآور این واقعیت که یونیفورم بهتنهایی قدرت و احترام نمیآورد. سریال از رنگ و ظاهر برای ساختن تضاد میان نمادِ اقتدار و تجربهٔ واقعی شخصیتها بهره میگیرد و در بهترین لحظههایش، فضای تاریخی را به بخشی از درام بدل میکند.
« تصویر دوره و فضای بصری بازسازی مکزیکوسیتیِ اوایل دههٔ هفتاد به سریال هویتی دیداری میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، توضیحگویی و دشواری آغاز نقطهضعف اصلی «زنان آبی» در شروع کند آن است. سریال برای معرفی شخصیتها، مناسبات خانوادگی و سازوکار نیروی تازهتأسیس خود زمان زیادی صرف میکند؛ این انتخاب از نظر زمینهسازی قابلفهم است، اما در چند قسمت نخست از شدت تعلیق میکاهد. روایت دیر به آن نقطهای میرسد که خطوط داستانی با نیروی بیشتری درگیر یکدیگر شوند، و تماشاگرانی که انتظار پیشروی سریع پروندهٔ جنایی دارند ممکن است در آغاز بیحوصله شوند.
افزون بر این، فیلمنامه گاهی معنای صحنهها یا انگیزههای شخصیتها را بیش از اندازه توضیح میدهد. در نتیجه، لحظاتی که میتوانستند با سکوت، تصویر یا بازی بازیگران اثر بگذارند، به بیان مستقیم متکی میشوند. تعادل میان هیجان و احساس سریال میکوشد تعلیق جنایی را با تجربهٔ عاطفی زنان پیوند بزند؛ این ترکیب در بسیاری از بخشها به سود اثر تمام میشود.
خطر بیرونی، تصمیمهای شخصی و فشارهای خانوادگی بر یکدیگر اثر میگذارند و سبب میشوند موفقیت یا شکست زنان فقط نتیجهٔ حل یک معما نباشد. بااینحال، جمعکردن چند لحن در یک روایت همیشه آسان نیست. گاه درام خانوادگی، گاه قصهٔ توانمندسازی و گاه تعقیب قاتل، هرکدام سهم بیشتری از توجه میطلبند و پیوند میانشان به یک اندازه روان نیست.
« ریتم، توضیحگویی و دشواری آغاز نقطهضعف اصلی «زنان آبی» در شروع کند آن است. »
قوتها و کاستیها
طرح معما نیز از الگوهای آشنای ژانر فاصلهٔ بنیادی نمیگیرد؛ جذابیتش بیشتر از شخصیتها و پیامدهای انسانی پرونده میآید تا از نوآوری در ساختار کارآگاهی. جمعبندی «زنان آبی» درامی جنایی است که ارزش اصلیاش را در شخصیتهای زن، فضای تاریخی و پیوند میان تعلیق و تبعیض اجتماعی پیدا میکند.
بازیهای باورپذیر و طراحی دورهای، جهان داستان را زنده نگه میدارند و چهار قهرمان، بهرغم تفاوتهایشان، مسیری قابلدنبالکردن میسازند. در مقابل، ریتم آغازین کند و توضیحگویی گاهبهگاه، مانع از آن میشود که سریال از همان ابتدا تمام ظرفیتش را نشان دهد. این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که حاضرند برای جاافتادن شخصیتها و شکلگرفتن پیوندهای داستانی صبر کنند؛ پاداش این صبر، روایتی است که پروندهٔ جنایی را به پرسشی گستردهتر دربارهٔ اختیار، دیدهشدن و امکان ایستادگی در برابر ساختارهای نابرابر پیوند میزند.
ثبت دیدگاه