نقد و بررسی
نقد تو میمیری (You Die) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با صورتی امروزی «You Die» وحشت را از جایی آغاز میکند که در زندگی روزمره تقریباً همیشه همراه ماست: تلفن همراه. برنامهای ناشناس روی گوشی دختری جوان پدیدار میشود و در ابتدا به بازیای مبتنی بر واقعیت افزوده میماند؛ سرگرمیای که قرار است جهان معمولی را به عرصهای برای کشف نشانهها و تصاویر پنهان بدل کند.
اما این بازی بهتدریج از محدوده سرگرمی بیرون میرود و دوربین تلفن را به دریچهای برای دیدن مردگان تبدیل میکند. همزمان، شمارشگری بیستوچهارساعته آغاز میشود و قهرمان داستان درمییابد که برای گریختن از مرگ باید برنامه را به تلفن فرد دیگری منتقل کند. فیلم با همین پیوند میان فناوری روزمره، ارواح و نفرینی انتقالپذیر، سازوکار اصلی تعلیق خود را میسازد.
این ایده بهخودیخود ظرفیت زیادی دارد، زیرا ابزار ترس نه شیئی نادر و دور از دسترس، بلکه وسیلهای آشنا و شخصی است. تلفن معمولاً وسیلهای برای ارتباط، ثبت خاطره و دسترسی به اطلاعات است؛ فیلم همان کارکردها را وارونه میکند و آن را به عامل نظارت و تهدید بدل میسازد. دوربین، بهجای آنکه فقط واقعیت را ثبت کند، چیزی را آشکار میکند که چشم عادی توان دیدنش را ندارد.
از همینجا شکافی نگرانکننده میان جهان قابلمشاهده و جهان پنهان شکل میگیرد؛ شکافی که مفهوم تکنولوژی را در فیلم از ابزار آسایش به مجرایی برای ورود امر نامتعارف تبدیل میکند. روایت و سازوکار نفرین روایت بر یک قاعده روشن بنا شده است: زمان در حال پایان است و قهرمان باید پیش از تمامشدن مهلت، راهی برای نجات خود پیدا کند.
« فیلم با همین پیوند میان فناوری روزمره، ارواح و نفرینی انتقالپذیر، سازوکار اصلی تعلیق خود را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شمارشگر، بیآنکه نیازمند توضیحهای پیچیده باشد، به داستان ضرباهنگی فوری میدهد؛ هر لحظهای که میگذرد، تماشاگر را به یاد پیامد نزدیکشونده میاندازد. افزون بر این، الزام انتقال برنامه به شخص دیگری مسئلهای اخلاقی نیز پیش میکشد. نجات فردی در این جهان بیهزینه نیست و ممکن است به معنای بهخطرانداختن دیگری باشد.
این ویژگی، طرح را از یک تعقیب ساده میان انسان و روح فراتر میبرد و آن را به موقعیتی آکنده از انتخاب و مسئولیت بدل میکند. بااینحال، فیلم همیشه از قواعد خود به بهترین شکل استفاده نمیکند. گاهی سازوکار نفرین آنقدر روشن و جذاب است که انتظار میرود همه صحنهها در خدمت گسترش همین فشار باشند، اما بعضی موقعیتها بهجای افزودن بر خطر، روایت را متوقف میکنند.
در نتیجه، شمارش معکوس که باید ستون اصلی ریتم باشد، در بخشهایی بیشتر یادآوریکننده ظرفیت استفادهنشده فیلم است تا نیرویی که قصه را بیوقفه پیش میبرد. ایده مرکزی کنجکاویبرانگیز است، اما پرداخت روایی آن به همان اندازه پیوسته و منضبط باقی نمیماند. فضاسازی و زبان تصویر از نقاط قوت فیلم، استفاده سنجیده از قاببندی و فضای محدود تصویر است.
دوربین تلفن در اینجا صرفاً وسیلهای برای نمایش جلوههای ترسناک نیست؛ خود به بخشی از زبان بصری اثر بدل میشود. نگاهکردن از میان صفحه، انتظار برای ظاهرشدن چیزی در گوشه تصویر و تردید درباره آنچه دیدهایم، به تعلیق کمک میکند. فیلم در لحظاتی که به سکوت، فضای خالی یا ترکیببندی نامطمئن تکیه میکند، از نمایش مستقیم تهدید نتیجه بهتری میگیرد.
« افزون بر این، الزام انتقال برنامه به شخص دیگری مسئلهای اخلاقی نیز پیش میکشد. »
شخصیتها و اجرا
همین رویکرد باعث میشود حضور خطر گاهی حتی پیش از آشکارشدن آن احساس شود. فضاسازی وهمآلود فیلم بیش از آنکه بر نمایش مداوم خشونت متکی باشد، از حس مراقبتشدن و ناامنی تغذیه میکند. قابها در مواردی عمداً ناآراماند و اطلاعات تصویری را بهتمامی در اختیار تماشاگر نمیگذارند. این محدودیت دید، با منطق داستان همخوانی دارد: قهرمان نیز برای فهمیدن آنچه پیرامونش میگذرد به ابزار ناقصی وابسته است.
بااینهمه، اثر همواره به ظرافت بصری خود وفادار نمیماند. برخی جهشهای ناگهانی بیش از آنکه از دل فضا و انتظار برآیند، به غافلگیریهای آشنایی تکیه میکنند که تماشاگر باتجربه ممکن است پیش از وقوعشان حدس بزند. بازیگری و شخصیتها بازی بازیگران اصلی به روایت انرژی میبخشد و ترس، سردرگمی و شتاب قهرمان را در بسیاری از لحظات ملموس میکند.
واکنشهای بدنی و تلاش برای فهمیدن قواعد پدیدهای که دیگران بهسادگی نمیپذیرند، به ایجاد حس تنهایی کمک میکند. بازیها وقتی مؤثرترند که شخصیتها زیر فشار موقعیت قرار میگیرند و ناچارند میان انکار و پذیرش خطر دستوپا بزنند. در این لحظات، باورپذیری اجراها میتواند مخاطب را با اضطراب داستان همراه کند.
اما همه شخصیتها از چنین پرداختی برخوردار نیستند. شماری از آنها بیش از آنکه حضوری مستقل و بهیادماندنی داشته باشند، در خدمت پیشبردن رخدادها قرار میگیرند. انگیزهها و رابطهها گاه به اندازه کافی بسط نمییابند و همین امر سبب میشود برخی برخوردها سطحی یا صرفاً کارکردی به نظر برسند.
« همین رویکرد باعث میشود حضور خطر گاهی حتی پیش از آشکارشدن آن احساس شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیالوگها نیز همیشه طبیعی نیستند؛ در بعضی صحنهها، شخصیتها آنچه را باید بدانیم با عباراتی توضیح میدهند که بیشتر برای رساندن اطلاعات به مخاطب ساخته شدهاند تا بازتاب گفتوگوی واقعی. این فاصله میان ایده پرتنش فیلم و شخصیتپردازی کمعمق آن، از اثرگذاری عاطفی بعضی لحظات میکاهد. ریتم و تعلیق ریتم «You Die» یکدست نیست.
فیلم در بخشهایی با طرح موقعیتهای مشکوک و استفاده از قابهای ناآشنا، تعلیق را بهآرامی میپروراند؛ در بخشهایی دیگر، صحنهها بیش از نیاز ادامه مییابند و از تمرکز روایت میکاهند. این نوسان بهویژه از آنرو محسوس است که داستان خود با محدودیت زمانی تعریف میشود. هرجا که روایت از حرکت بازمیایستد، فشار شمارش معکوس نیز اندکی تضعیف میشود و تماشاگر فاصله بیشتری با اضطراب قهرمان پیدا میکند.
فیلم در ساخت ترس، میان تعلیق تدریجی و غافلگیری ناگهانی رفتوآمد میکند. روش نخست، یعنی کاشتن نشانهها در قاب و واداشتن مخاطب به جستوجوی خطر، معمولاً نتیجه بهتری دارد؛ زیرا از مشارکت ذهن تماشاگر بهره میبرد. در مقابل، برخی جهشهای ناگهانی قابلپیشبینیاند و پس از چند بار تکرار، اثر اولیه خود را از دست میدهند.
آنچه بیش از خودِ ظاهرشدن یک شبح میتواند ترسناک باشد، انتظار برای دیدن آن است؛ فیلم این ظرفیت را میشناسد، اما همیشه به آن اعتماد نمیکند. جایگاه فیلم در وحشت فناورانه «You Die» در قلمرو وحشتی قرار میگیرد که از فناوری معاصر برای بازآفرینی الگوهای قدیمیتر نفرین و تعقیب استفاده میکند.
« این فاصله میان ایده پرتنش فیلم و شخصیتپردازی کمعمق آن، از اثرگذاری عاطفی بعضی لحظات میکاهد. »
قوتها و کاستیها
تازگی اثر نه در کنارگذاشتن سنت داستانهای ارواح، بلکه در قراردادن آن سنت در بستری روزمره است. برنامه، اعلان، دوربین و صفحه نمایش جای اشیای اسرارآمیز گذشته را میگیرند، بیآنکه اضطراب بنیادین روایت دگرگون شود: خطری ناشناخته به زندگی فردی وارد شده و راه رهایی از آن ممکن است به انتقال بلا به دیگری وابسته باشد.
فیلم از همین برخورد میان امر تازه و کهن نیرو میگیرد. بااینحال، ایده فناورانه بهتنهایی نمیتواند جای پرداخت دقیق را بگیرد. برای آنکه ترس از یک برنامه تلفن فراتر از تازگی اولیه خود برود، جهان داستان باید قواعدی محکم، شخصیتهایی چندلایه و ریتمی کنترلشده داشته باشد. «You Die» در تصویر و فضاسازی گاه به این هدف نزدیک میشود، اما در دیالوگ، گسترش شخصیتها و حذف زوائد به همان اندازه موفق نیست.
ازاینرو، فیلم بیش از آنکه تجربهای کاملاً پخته باشد، اثری است با لحظات مؤثر و ایدهای قوی که اجرای آن در نقاطی گرفتار ناتمامی میشود. جمعبندی «You Die» از ایدهای جذاب و بهروز بهره میگیرد: تلفن همراهی که از دریچه دوربینش میتوان مردگان را دید و برنامهای که نفرین را در قالب یک شمارش معکوس به زندگی قربانی پیوند میزند.
فضاسازی وهمآلود، قاببندیهای خلاقانه و انرژی بازیگران اصلی، به فیلم هویتی دیداری و چند لحظه تعلیق واقعی میبخشند. در سوی دیگر، ریتم ناهماهنگ، صحنههای کشدار، دیالوگهای گاه تصنعی و شخصیتپردازی محدود، مانع از آن میشوند که ایده به تجربهای کاملاً منسجم تبدیل شود. این اثر برای مخاطبی که از وحشت فناورانه و نفرینهای انتقالپذیر لذت میبرد، جاذبه دارد؛ اما قدرتش بیشتر در امکانهای ترسآفرین طرح و برخی انتخابهای بصری آن است تا در پرداخت بینقص داستان.
« تازگی اثر نه در کنارگذاشتن سنت داستانهای ارواح، بلکه در قراردادن آن سنت در بستری روزمره است. »
ثبت دیدگاه