نقد و بررسی
نقد از شر شیطان نجاتمان ده (Deliver Us from Evil) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی که از تماشاگر روی برنمیگرداند «Deliver Us from Evil» ساختهٔ ایمی برگ، مستندی دربارهٔ آزار جنسی کودکان بهدست کشیشی کاتولیک به نام الیور اوگریدی و سازوکاری است که به او امکان داد سالها به آزار ادامه دهد. فیلم از همان آغاز روشن میکند که با روایتی برای سرگرمی یا معمایی جنایی روبهرو نیستیم؛ موضوع، زخمهایی واقعی و پیامدهایی است که بر زندگی قربانیان و خانوادههایشان باقی مانده است.
برگ با کنار هم گذاشتن گفتوگوها، اسناد و شهادتها میکوشد از یک پروندهٔ فردی تصویری گستردهتر بسازد: تصویری از اعتمادِ مورد سوءاستفاده و مسئولیتی که نهادهای صاحب قدرت از آن شانه خالی کردند. فیلم در این مسیر از بیان واقعیتهای تلخ پرهیز نمیکند و همین صراحت، هم نقطهٔ قوت آن است و هم تماشایش را دشوار میسازد.
ساختار روایی و شیوهٔ گردآوری شواهد فیلم با مصالحی آشنا در مستندهای تحقیقی پیش میرود: مصاحبههای مستقیم، اسناد و تصاویر آرشیوی، روایتهای شخصی و گفتوگوهایی که سویههای حقوقی و نهادی ماجرا را روشن میکنند. اهمیت این روش در آن است که ادعاها تنها در قالب یک صدای واحد عرضه نمیشوند؛ روایت بازماندگان، گفتههای خانوادهها و مدارک پرونده در کنار هم قرار میگیرند و به تماشاگر امکان میدهند رابطهٔ میان تجربهٔ شخصی و واکنش نهادها را دنبال کند.
این ترکیب به فیلم وجهی مستند و استدلالی میبخشد، بیآنکه رنج انسانی را به حاشیه براند. بااینحال، گستردگی مواد گاه به بهای انسجام تمام میشود. فیلم در بعضی بخشها میان شهادتها، اطلاعات پرونده و بحث دربارهٔ واکنش کلیسا جابهجا میشود و گذارها همیشه به یک اندازه روان نیستند. این پراکندگی ممکن است در نیمههایی از اثر، تمرکز روایی را کاهش دهد؛ بهویژه برای تماشاگری که انتظار دارد هر بخش بهروشنی مقدمهٔ بخش بعدی باشد.
« این ترکیب به فیلم وجهی مستند و استدلالی میبخشد، بیآنکه رنج انسانی را به حاشیه براند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با وجود این، شواهد و روایتها در مجموع خط اصلی را حفظ میکنند: آنچه رخ داده، فقط مجموعهای از اعمال یک فرد نیست، بلکه پرسشی دربارهٔ آگاهی، قدرت و پاسخگویی نیز هست. بازماندگان و مرکز ثقل انسانی قلب عاطفی فیلم، شهادت بازماندگان و خانوادههای آنان است. برگ به این روایتها مجال میدهد تا از تجربهٔ آسیب، پیامدهای آن و دشواریِ سخن گفتن دربارهاش پرده بردارند.
در این لحظهها، موضوع از سطح خبر یا پرونده فراتر میرود و به زندگیهایی میرسد که اعتمادشان شکسته شده است. فیلم بهخوبی نشان میدهد که آسیب تنها در زمان وقوع جرم محصور نمیماند؛ اثر آن میتواند در روابط خانوادگی، باورها و احساس امنیت فرد ادامه یابد. این تمرکز انسانی مانع آن میشود که فیلم به شرحی سرد از اتهامها و اسناد تقلیل پیدا کند.
در عین حال، تماشای این بخشها فشار عاطفی قابلتوجهی دارد؛ روایتها گاهی با جزئیاتی آزارنده همراهاند و فیلم از مخاطب نمیخواهد که بتواند بیتفاوت بماند. صراحت آن در این زمینه را میتوان نوعی احترام به حقیقت تجربهها دانست، اما همین انتخاب نیز ضرورت دارد با حساسیت تماشا شود. اثر برای سرگرمیِ سبک ساخته نشده و واکنشهایی چون خشم، اندوه یا انزجار بخشی از مواجههٔ طبیعی با موضوع آن است.
تصویر اوگریدی و فاصلهٔ میان جایگاه و کردار حضور خود اوگریدی در فیلم، مسئلهای دشوار و از نظر اخلاقی حساس را پیش میکشد: چگونه باید به سخن کسی گوش داد که موضوع اتهامها و محکومیتهای سنگین است؟ مصاحبه با اوگریدی نه برای آن است که جایگاه قربانیان را کمرنگ کند، بلکه امکان میدهد تماشاگر با نحوهٔ سخن گفتن او و فاصلهٔ میان مقام مذهبیاش و اعمالش مواجه شود.
« بازماندگان و مرکز ثقل انسانی قلب عاطفی فیلم، شهادت بازماندگان و خانوادههای آنان است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این تقابل برای ساختن چهرهای پیچیده و در عین حال هولناک بهره میگیرد، بیآنکه آن را به قهرمان یا شخصیتی جذاب تبدیل کند. یکی از تلخترین لایههای اثر، اعتماد اجتماعیای است که جایگاه کشیش برای او فراهم میکرد. اعتماد خانوادهها به روحانی و نهاد مذهبی، در این روایت، نه سپری برای کودکان، بلکه زمینهای شد که سوءاستفاده را ممکنتر میکرد.
فیلم با تأکید بر این تناقض، نشان میدهد که شرارت در اینجا نه در فضایی دور از زندگی روزمره، بلکه درون ساختاری آشنا و محترمانگاشتهشده مجال بروز یافته است. نهاد، پنهانکاری و پرسش از مسئولیت وجه انتقادی فیلم به عملکرد سلسلهمراتب کلیسا محدود به محکومکردن یک فرد نیست. برگ میپرسد هنگامی که شکایتها و نشانههای خطر وجود دارند، مقامهای مسئول چه میدانستند و چگونه عمل کردند.
روایت جابهجایی اوگریدی میان کلیساها و مدارکی که دربارهٔ آگاهی یا واکنش مسئولان مطرح میشود، پرسش را از «چه کسی مرتکب جرم شد؟» به «چه کسانی میتوانستند از ادامهٔ آن جلوگیری کنند؟» گسترش میدهد. این تغییر زاویه، نیروی اصلی نقد نهادی فیلم است. اثر در این زمینه عمداً بیطرفیِ سرد و ظاهری را کنار میگذارد.
خشم اخلاقی آن از دل شهادتها و شواهد برمیآید و به بیننده یادآوری میکند که پنهانکاری اداری، وقتی با آسیب واقعی به کودکان پیوند دارد، صرفاً خطای تشکیلاتی نیست. در مقابل، همین لحن گاه به سوی جدل آشکار میرود و ممکن است برای برخی مخاطبان نتیجهگیریها را بیش از اندازه هدایتشده جلوه دهد.
« یکی از تلخترین لایههای اثر، اعتماد اجتماعیای است که جایگاه کشیش برای او فراهم میکرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ایراد را نمیتوان نادیده گرفت؛ اما باید آن را در کنار موضوعی سنجید که خود مستلزم داوری اخلاقی روشن است. فیلم میخواهد مسئولیت را نامرئی نگذارد، هرچند گاهی اصرار آن بر استدلال، از ظرافت روایی میکاهد. ریتم، لحن و کیفیت سینمایی «Deliver Us from Evil» بیشتر بر قدرت محتوا تکیه دارد تا بر جلوهگری بصری.
فرم تصویری و تدوین عمدتاً در خدمت انتقال اطلاعات و حفظ توجه به شهادتهاست. این انتخاب برای مستندی که به موضوعی چنین سنگین میپردازد، مناسب به نظر میرسد: اثر نمیکوشد رنج را به نمایشی پرزرقوبرق بدل کند. در عوض، مکثها و گفتوگوهای مستقیم، فرصتی برای روبهروشدن با گفتهها و واکنشهای مصاحبهشوندگان فراهم میآورند.
اما همین رویکرد، گاه ریتم را کند میکند. تکرار مضمونها یا طولانیشدن برخی گفتوگوها ممکن است از کشش فیلم بکاهد و آن را پراکندهتر از آنچه موضوع اقتضا میکند جلوه دهد. در بخشهایی، فشردهسازی بیشتر میتوانست پیوند میان شواهد را روشنتر کند و ضرباهنگ روایت را بهبود بخشد. بااینحال، این کندی را نباید با بیاهمیتی محتوا اشتباه گرفت؛ فیلم زمان میگذارد تا از گزارش صرف عبور کند و نشان دهد پیامدهای ماجرا چگونه در زندگی آدمها رسوب کردهاند.
تجربهٔ تماشا و ملاحظات اخلاقی این مستند تجربهای سنگین است و بهتر است با انتظار درست به سراغش رفت. توصیفها و شهادتها دربارهٔ آزار کودکان میتواند برای بسیاری از مخاطبان آزارنده باشد؛ فیلم برای تماشای تفننی یا جمعیِ بیمقدمه مناسب نیست. در عوض، ارزش آن در واداشتن مخاطب به مواجهه با موضوعی است که نهادها و افراد ممکن است بخواهند از آن چشم بپوشند.
« این ایراد را نمیتوان نادیده گرفت؛ اما باید آن را در کنار موضوعی سنجید که خود مستلزم داوری اخلاقی روشن است. »
قوتها و کاستیها
فیلم نه رنج قربانیان را به معمایی برای حلکردن تبدیل میکند و نه برای آرامکردن تماشاگر، پیامدها را نرم و بیخطر جلوه میدهد. از منظر اخلاق مستندسازی نیز اثر پرسشی مهم باقی میگذارد: چگونه میتوان تجربههای آسیبدیدگان را ثبت کرد، بیآنکه آنان را به ابزار اثرگذاری تبدیل ساخت؟ فیلم در بیشتر لحظهها توجه را به بازماندگان و خانوادهها معطوف میکند، اما لحن برانگیزانندهاش گاه ممکن است احساس کند که میخواهد واکنش تماشاگر را از پیش تعیین کند.
این تنش، بخشی از پیچیدگی اثر است: مستندی که دربارهٔ بیعدالتی سخن میگوید، ناگزیر با مسئلهٔ چگونگی روایتکردن رنج نیز روبهرو میشود. جمعبندی «Deliver Us from Evil» مستندی تکاندهنده و از نظر اخلاقی جدی است که پروندهٔ اوگریدی را به پرسشی گستردهتر دربارهٔ اعتماد، قدرت و پاسخگویی پیوند میدهد.
شهادتهای صمیمی بازماندگان و خانوادههایشان به اثر عمق انسانی میبخشد و کنار هم قرارگرفتن روایتها و اسناد، تصویری روشن از ماجرا میسازد. در سوی دیگر، ریتم کند، پراکندگی برخی بخشها و لحن گاه جدلی از کاستیهای آناند. بااینهمه، این ضعفها نیروی مرکزی فیلم را از میان نمیبرند: واداشتن مخاطب به دیدن آنچه پنهان مانده و شنیدن صداهایی که نادیده گرفته شدهاند.
فیلمی دشوار برای تماشا، اما مهم در یادآوری اینکه مسئولیت در برابر آسیب، تنها بر دوش مرتکب مستقیم نیست.
« در سوی دیگر، ریتم کند، پراکندگی برخی بخشها و لحن گاه جدلی از کاستیهای آناند. »
ثبت دیدگاه