نقد و بررسی
نقد قاتلان جوان (Baby Assassins) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که ژانر را وارونه میکند «Baby Assassins» در ظاهر وعدهٔ تریلری پرشتاب دربارهٔ دو آدمکش جوان را میدهد؛ اما خیلی زود روشن میکند که علاقهٔ اصلیاش نه تعقیبوگریزهای بیوقفه، بلکه زندگی روزمرهٔ دو همخانهٔ نامتعارف است. چیساتو و ماهیرو، دو دانشآموز دبیرستانی در آستانهٔ فارغالتحصیلی، در حرفهٔ خود مهارت دارند، اما در سازگاری با قواعد معمول بزرگسالی چندان توانا نیستند.
سازمانی که برایش کار میکنند از آنها میخواهد همخانه شوند و شغلی عادی پیدا کنند؛ تصمیمی که مسئلهٔ داستان را از دل امری پیشپاافتاده آغاز میکند: آدمکشها چگونه اجاره میپردازند، هماتاقیشان را تحمل میکنند و از پس یک کار پارهوقت برمیآیند؟ این جابهجاییِ مرکز ثقل، هم امتیاز فیلم است و هم منشأ اصلی اختلاف نظر دربارهٔ آن.
کسی که انتظار دارد فیلم از همان ابتدا با صحنههای اکشن پیدرپی پیش برود، ممکن است از مکثهای طولانی و خردهرویدادهای روزمره غافلگیر شود. اما برای فیلم، همین روزمرگی هستهٔ طنز و شخصیتپردازی است: قهرمانانی که میتوانند در موقعیتهای مرگبار از خود دفاع کنند، در برابر کارهای سادهٔ زندگی مستقل درماندهاند.
دو شخصیت و شیمی میان آنها جذابیت محوری فیلم به تفاوت خلقوخوی دو قهرمان وابسته است. چیساتو پرجنبوجوشتر و اجتماعیتر به نظر میرسد؛ ماهیرو کمحرف، گوشهگیر و در موقعیتهای اجتماعی مضطرب است. فیلم این تضاد را به تقابل سادهٔ «شاد» و «جدی» تقلیل نمیدهد؛ بلکه از آن موقعیتهایی میسازد که هم خندهآورند و هم بهتدریج شکل رابطهٔ میان این دو را روشن میکنند.
« این جابهجاییِ مرکز ثقل، هم امتیاز فیلم است و هم منشأ اصلی اختلاف نظر دربارهٔ آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اجرای آکاری تاکائیشی و سائوری ایزاوا، بهویژه در مکثها، نگاهها و واکنشهای ظاهراً ناچیز، به این رابطه جان میدهد. شیمی بازیگران هنگامی بهتر دیده میشود که فیلم اجازه میدهد شخصیتها صرفاً کنار هم باشند: حرف بزنند، سکوت کنند یا بر سر چیزهای کوچک اختلاف پیدا کنند. دوستی آنها با اعترافهای پرطمطراق ساخته نمیشود، بلکه از اصطکاکهای روزانه شکل میگیرد.
همین رویکرد باعث میشود همخانهبودنشان باورپذیرتر از بسیاری از پیوندهای ناگهانی در فیلمهای اکشن باشد. در عین حال، شوخیها گاهی بیش از آنکه رابطه را پیش ببرند، صرفاً در همان وضعیت میمانند؛ تکرار این لحظات ممکن است برای بعضی تماشاگران دلنشین و برای برخی دیگر کشدار باشد. طنز روزمرگی و جهان فیلم «Baby Assassins» تضاد میان مهارت حرفهای و نابلدی اجتماعی را به موتور کمدی تبدیل میکند.
در جهان فیلم، مسئلهٔ پیدا کردن کار یا کنارآمدن با همخانه گاهی بهاندازهٔ رویارویی با خلافکاران جدی جلوه میکند. موقعیتهایی مانند کار در کافه و مواجههٔ آدمهای دنیای یاکوزا با قواعد و قیمتهای روزمره، از همین برخورد دو جهان نیرو میگیرند: خشونت زیرزمینی در کنار اقتصاد عادی و مکالمات معمولی.
طنز فیلم بیشتر بر لحن خشک، واکنشهای نامتناسب و فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها بلدند و آنچه از آنها انتظار میرود تکیه دارد. این کمدی قرار نیست با هر صحنه شوخی تازهای رو کند؛ گاهی خنده از این میآید که موقعیت بیش از حد عادی ادامه پیدا میکند. این انتخاب به فیلم هویتی متمایز میدهد، اما خطر یکنواختی هم دارد.
« دوستی آنها با اعترافهای پرطمطراق ساخته نمیشود، بلکه از اصطکاکهای روزانه شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
اگر مکثها و گفتوگوهای روزمره برای بیننده کار نکنند، بخش قابل توجهی از زمان فیلم بهجای ساختن صمیمیت، همچون توقفی در مسیر داستان احساس میشود. اکشن؛ کمتعداد اما پرقدرت فیلم در بخشهای اکشن، وعدهٔ خود را با تأخیر ادا میکند. صحنههای مبارزه بهاندازهای پرتعداد نیستند که ریتمی پیوسته بسازند؛ در نتیجه، آغاز فیلم میتواند انتظار اثری پرتحرکتر ایجاد کند، انتظاری که بخشهای میانی کمتر برآوردهاش میکنند.
بااینحال، وقتی درگیریها از راه میرسند، کیفیت طراحی و اجرای فیزیکی آنها توجه را جلب میکند. مبارزهها بر حرکت بدن، فاصلهگذاری و ضرباهنگ تکیه دارند و بهجای آنکه با تدوین شتابزده همهچیز را پنهان کنند، از وضوح کنش سود میبرند. طراحی صحنههای اکشن را کنسوکه سونومورا بر عهده داشته است.
نبرد پایانی، نقطهٔ اوج آشکار این بخش است: پرانرژی، خوشساخت و بهاندازهای طولانی که توان بدنی و مهارت شخصیتها را به رخ بکشد. اهمیت آن فقط در هیجان لحظهای نیست؛ پس از زمانی که فیلم صرف نشاندادن اختلاف و ناهماهنگی دو قهرمان کرده، اکشن سرانجام آنها را در موقعیتی قرار میدهد که همکاری ضرورت پیدا میکند.
بدینترتیب، مبارزه به شکلی دیداری ادامهٔ رابطهٔ آنهاست، نه صرفاً نمایش مهارت رزمی. ریتم و ساختمان روایی از نظر روایی، فیلم طرحی ساده و کمرمق دارد. مسئلهٔ همخانهشدن، کار پیدا کردن و روبهروشدن با تهدید یاکوزا، چارچوبی برای کنار هم قراردادن کمدی و اکشن فراهم میآورد، اما همهٔ رشتههای داستانی با یک نیروی دراماتیک واحد پیش نمیروند.
« اکشن؛ کمتعداد اما پرقدرت فیلم در بخشهای اکشن، وعدهٔ خود را با تأخیر ادا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میلغزد و پیوند میان آنها بیشتر بر حضور دو شخصیت اصلی استوار است تا بر تصاعدی دقیق در پیرنگ. برای تماشاگرانی که دنبال قصهای پرپیچوخم و پرشتاباند، این سادگی ممکن است به سردرگمی یا بیحوصلگی بینجامد. ریتم نیز عمداً نامتوازن است: بخشهایی آرام و مبتنی بر معاشرت، در کنار لحظات خشونتآمیز و پرشتاب.
این تضاد از یک سو به فیلم شخصیت میدهد؛ از سوی دیگر، گذار میان دو لحن همیشه بهاندازهٔ کافی نرم نیست. صحنههای روزمره گاهی بیش از آنچه برای شناخت شخصیتها لازم است امتداد مییابند، و چون داستان در آن لحظات چندان پیش نمیرود، احساس انتظار شکل میگیرد. بااینهمه، همین کندی برای مخاطبی که از کمدیهای معاشرتمحور لذت میبرد، بخشی از جذابیت فیلم است، نه عیب آن.
بازی و جهان اخلاقی یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، پرهیز از تبدیل قهرمانان به چهرههایی کاملاً اسطورهای است. چیساتو و ماهیرو قاتلان ماهری هستند، اما زندگیشان پیوسته با امور کوچک و گاه خجالتآور درهم میآمیزد. این تضاد، خشونت را از فضای پرزرقوبرق قهرمانانه بیرون میکشد و آن را در کنار اجاره، شغل و اختلاف همخانهها قرار میدهد.
فیلم البته قصد ندارد پیامدهای اخلاقی حرفهٔ آنها را بهطور جدی واکاوی کند؛ بیشتر به امکان کمدی و اکشن در چنین تناقضی علاقهمند است. از این رو، اثر در مرز میان جهان واقعگرا و خیالپردازی ژانری حرکت میکند. رفتارهای روزمرهٔ دو دختر جزئیات ملموسی دارند، اما بخش جنایی داستان بیشتر کارکردی برای برهمزدن آرامش و فراهمکردن موقعیت مبارزه پیدا میکند.
« برای تماشاگرانی که دنبال قصهای پرپیچوخم و پرشتاباند، این سادگی ممکن است به سردرگمی یا بیحوصلگی بینجامد. »
قوتها و کاستیها
همین فاصله ممکن است برای برخی مخاطبان خوشایند باشد: فیلم نه درام اجتماعی سنگینی است و نه اکشنی پیوسته. برای برخی دیگر، این ناتمامماندنِ هر دو سوی ماجرا میتواند نشانهٔ پراکندگی به نظر برسد. جمعبندی «Baby Assassins» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در شخصیتهایش مییابد، نه در پیچیدگی قصه.
رابطهٔ ناهموار اما جذاب چیساتو و ماهیرو، طنز خشک موقعیتهای روزمره و چند مبارزهٔ خوشطراحی، اثری متفاوت و سرگرمکننده میسازد. بااینحال، انتظار اکشنی پیوسته یا روایتی پرکشش ممکن است به ناامیدی بینجامد؛ بخشهای روزمره گاه طولانی میشوند و داستان همیشه توان حفظ شتاب را ندارد. توصیهٔ اصلی فیلم به مخاطبی است که از تماشای همنشینی دو شخصیت ناسازگار لذت میبرد و حاضر است برای رسیدن به اکشن، با ریتمی آرامتر کنار بیاید.
برای چنین بینندهای، «Baby Assassins» بیش از آنکه قصهٔ آدمکشهایی درگیر یاکوزا باشد، کمدیِ رفاقت و بزرگشدنِ دو دختر است که زندگی عادی را دشوارتر از مأموریتهای مرگبار مییابند.
« همین فاصله ممکن است برای برخی مخاطبان خوشایند باشد: فیلم نه درام اجتماعی سنگینی است و نه اکشنی پیوسته. »
ثبت دیدگاه