نقد و بررسی
نقد داستان مونتانا (Montana Story) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که دیگر خانه نیست «Montana Story» درام مستقلی است دربارهٔ بازگشت اجباری دو خواهر و برادر به مزرعهای دورافتاده در مونتانا؛ مکانی که زمانی بخشی از کودکی و خاطرات مشترکشان بوده، اما اکنون بیش از آنکه پناهگاه باشد، انبار زخمها و ناگفتههاست. پدرشان در کماست و مراقبت از او، خواهناخواه، آن دو را در فضایی محصور کنار هم قرار میدهد.
فیلم از همین موقعیت ساده، پرسشی عاطفی و اخلاقی میسازد: وقتی گذشته را نمیتوان تغییر داد، آدمها با آن چه میکنند؟ آیا بازگشت به خانه به معنای بازگشت به تعلق است، یا مواجههای ناگزیر با چیزی که سالها کوشیدهایم از آن دور بمانیم؟ فیلم پاسخ را شتابزده عرضه نمیکند. بهجای آن، اجازه میدهد که رابطهٔ آسیبدیدهٔ شخصیتها در مکثها، گفتوگوهای کوتاه و کارهای روزمره آشکار شود.
این انتخاب، گاه به ظرافت و گاه به کندی میانجامد؛ اما در هر دو حالت، با جهان آرام و خاموش فیلم هماهنگ است. خانواده بهمثابه میراثی دشوار هستهٔ اصلی روایت نه صرفاً بیماری پدر، بلکه میراثی است که او در زندگی فرزندانش بر جای گذاشته است: مجموعهای از خاطرات، خشمها و پیوندهایی که همزمان آنها را به یکدیگر نزدیک و از هم دور میکند.
« پدرشان در کماست و مراقبت از او، خواهناخواه، آن دو را در فضایی محصور کنار هم قرار میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«Montana Story» خانواده را نهادی امن و بیچونوچرا تصویر نمیکند. در اینجا، نسبت خونی بهتنهایی نه بخشش میآورد و نه صمیمیت؛ شخصیتها باید با عواقب گذشته روبهرو شوند، بیآنکه فیلم رنج آنان را به راهحلی ساده فروبکاهد. رابطهٔ خواهر و برادر از نقاط قوت فیلم است، زیرا نزدیکی و فاصلهشان هر دو باورپذیرند.
آنها یکدیگر را میشناسند، اما این شناخت الزاماً به فهمیدن نمیانجامد. گاهی دلسوزی در رفتاری کوچک پدیدار میشود و گاهی رنج دیرپا در سکوت یا واکنشی سرد خود را نشان میدهد. فیلم بهخوبی درمییابد که پیوند خانوادگی معمولاً با یک اعتراف یا گفتوگوی نهایی ترمیم نمیشود؛ بازسازی اعتماد، اگر ممکن باشد، از لحظههای کوچک و دشوار شکل میگیرد.
بازیهایی متکی بر سکوت و جزئیات Haley Lu Richardson و Owen Teague در نقشهای اصلی، بار عاطفی فیلم را بر دوش میکشند. بازی Richardson بهویژه در نمایش خشم فروخورده و بیقراری شخصیتی که نمیخواهد به گذشته بازگردد، دقیق و کنترلشده است. او احساسات شخصیتش را همواره با بیان مستقیم عرضه نمیکند؛ گاه یک مکث، نگاه یا شیوهٔ ایستادن، بیش از گفتاری توضیحی از آشفتگی درونی او خبر میدهد.
« Montana Story» خانواده را نهادی امن و بیچونوچرا تصویر نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
Teague نیز شخصیتی را مجسم میکند که میان وظیفه، دلبستگی و رنجی حلنشده گرفتار است. بازی او از جنس نمایشهای پرتحرک و پرصدا نیست؛ در عوض، فشارهای درونی را زیر سطح رفتار آرام شخصیت نگه میدارد. تفاوت این دو شیوهٔ مواجهه با گذشته، به رابطهٔ آنها بُعد میدهد. با این همه، شیمی میان دو بازیگر برای همهٔ مخاطبان به یک اندازه اثرگذار نخواهد بود.
فیلم بیش از آنکه بر صمیمیتی گرم و آشکار تکیه کند، بر فاصله و تنش خاموش سرمایه میگذارد؛ انتخابی که از نظر دراماتیک معنادار است، اما ممکن است بخشی از تماشاگران را از نزدیکی عاطفی مورد انتظار محروم کند. مونتانا؛ چشماندازی بزرگ برای اندوهی خصوصی منظرههای وسیع مونتانا یکی از عناصر تعیینکنندهٔ فیلماند، نه پسزمینهای تزئینی.
دشتها، جادهها و پهنهٔ آسمان، کوچکی آدمها را در برابر طبیعت یادآوری میکنند؛ اما فیلم از این تضاد برای عظیمنمایی احساسات استفاده نمیکند. زیبایی چشماندازها آرام و کمادعاست و همین خویشتنداری، با حالوهوای اثر تناسب دارد. مزرعه نیز مکانی دوگانه است: هم محل خاطراتی که ممکن است هنوز عزیز باشند و هم فضایی که گذشتهٔ دردناک در آن حضوری سنگین دارد.
« Teague نیز شخصیتی را مجسم میکند که میان وظیفه، دلبستگی و رنجی حلنشده گرفتار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم با پیوند دادن خانه و زمین، بر این نکته تأکید میکند که میراث خانوادگی تنها در روابط انسانی خلاصه نمیشود. داراییها، کار و سرنوشت مزرعه نیز بخشی از مسئلهاند. زمین میتواند سرچشمهٔ پیوند باشد، اما در عین حال نشانهای از مسئولیتها و تصمیمهایی است که پیامدشان فراتر از یک خانواده میرود.
در این معنا، منظرهٔ باز فیلم برخلاف ظاهرش آزادی کامل نمیآورد؛ شخصیتها در فضای پهناور قدم میزنند، اما از تاریخ خود رهایی آسانی ندارند. ریتم کند؛ فضیلت و محدودیت «Montana Story» به ریتمی آرام و تأملی وفادار میماند. فیلم بهجای حرکت پیوسته به سوی حادثهای بزرگ، زمان قابلتوجهی را صرف کارهای معمولی، رفتوآمدها و جزئیات زندگی در مزرعه میکند.
این مکثها گاهی فرصت میدهند که شخصیتها بیآنکه همهچیز را به زبان بیاورند، حضور یکدیگر را تجربه کنند. در بهترین لحظهها، همین صبر روایی سبب میشود تغییرات عاطفی کوچک، معنایی واقعی پیدا کنند. اما این روش همیشه به نتیجهای درخور نمیرسد. برخی صحنههای روزمره بیش از اندازه کش میآیند و بهجای آنکه لایهای تازه به رابطهها بیفزایند، تنها بر سکون فیلم میافزایند.
« فیلم با پیوند دادن خانه و زمین، بر این نکته تأکید میکند که میراث خانوادگی تنها در روابط انسانی خلاصه نمیشود. »
قوتها و کاستیها
برای تماشاگرانی که انتظار گرهگشایی سریع یا تنوع چشمگیر در مسیر روایت دارند، این کندی میتواند به فاصلهگرفتن از اثر بینجامد. فیلم به تماشاگر فرصت میدهد در سکوتش بماند، اما گاهی چنان به سکوت اعتماد میکند که درام برای مدتی از حرکت بازمیایستد. روایت آشنا، اجرای شخصی مسیر کلی داستان و مضمونهای آن کاملاً تازه نیستند: بازگشت به خانه، روبهرو شدن با زخمهای خانوادگی و امکان ترمیم پیوندی فرسوده، پیشتر در روایتهای بسیاری به کار رفتهاند.
«Montana Story» نیز در خطوط اصلی از مسیری قابلپیشبینی پیروی میکند. اگر تماشاگر از همان آغاز حدس بزند که شخصیتها ناچار خواهند شد به گذشته نگاه کنند و نسبت خود را با آن از نو بسنجند، فیلم چندان غافلگیرش نخواهد کرد. بااینحال، ارزش اثر فقط به تازگی طرح داستانی وابسته نیست. فیلم در جزئیات، در کیفیت بازیها و در توجه به فاصلهٔ میان آدمها، لحنی شخصی مییابد.
کوشش آن برای پرهیز از هیجانسازی و ملودرام آشکار، بخشی از جذابیتش است؛ هرچند همین خویشتنداری گاه به محافظهکاری روایی نزدیک میشود. فضای گرفتهٔ فیلم نیز ممکن است در نگاه برخی مخاطبان بیش از حد یکنواخت باشد. در نتیجه، اثر بیشتر بهواسطهٔ شیوهٔ نگاه و اجرای آرامش ماندگار میشود تا بهسبب طرحی که قواعد آشنای درام خانوادگی را دگرگون کند.
« Montana Story» نیز در خطوط اصلی از مسیری قابلپیشبینی پیروی میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Montana Story» فیلمی آرام، اندوهگین و بازیمحور است که به رابطهٔ خواهر و برادری میپردازد که ناچارند در کنار هم با گذشتهای دشوار روبهرو شوند. بهترین دستاورد آن، باورپذیری رابطهٔ مرکزی و استفادهٔ سنجیده از منظرههای مونتاناست؛ جغرافیایی که سکوت و فاصلهٔ میان شخصیتها را بازتاب میدهد، بیآنکه جای آنها را بگیرد.
بازیهای اصلی نیز با پرهیز از اغراق، به روایت جان میبخشند. در مقابل، قصه چندان غافلگیرکننده نیست و ریتم کند آن گاه از تأمل به اطاله میلغزد. فضای سنگین و کمتحرک فیلم نیز ممکن است برای همه دلپذیر نباشد. با این همه، اثر برای تماشاگرانی که به درامهای خانوادگی کمصدا، شخصیتمحور و متکی بر جزئیات علاقه دارند، تجربهای عاطفی و قابلتأمل فراهم میکند؛ فیلمی که بیشتر از آنکه با حادثه در ذهن بماند، با حس بازگشت به مکانی آشنا و دشوار اثر میگذارد.
« بازیهای اصلی نیز با پرهیز از اغراق، به روایت جان میبخشند. »
ثبت دیدگاه