نقد و بررسی
نقد پائولت (Paulette) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای شیرین با هستهای تلخ «پولت» کمدی جنایی فرانسویِ ژروم انریکو است؛ فیلمی که از برخوردی نامتعارف نیرو میگیرد: زنی سالخورده، گرفتار تنگنای مالی و تنهایی، به فروش مواد مخدر رو میآورد و مهارت شیرینیپزیاش را در خدمت این کار قرار میدهد. این ایده در نگاه نخست برای ساختن موقعیتهای کمیک کافی به نظر میرسد؛ تضاد میان ظرافت قنادی و دنیای خشن معامله، و میان تصویر متعارف مادربزرگ و نقش تازهٔ پولت، موتور اصلی شوخیهاست.
اما فیلم فقط بر تازگی این ترکیب تکیه نمیکند. پشت ماجراجویی نامعمول قهرمانش، مسئلهای جدیتر قرار دارد: فقر و فراموششدن سالمندان، و فاصلهٔ میان زندگی روزمرهٔ آنان و جامعهای که بهسرعت از کنارشان میگذرد. «پولت» این دغدغهها را با لحنی سبک و عامهپسند مطرح میکند؛ انتخابی که به فیلم جاذبه میبخشد، اما گاهی نیز مجال پرداخت ژرفتر را از آن میگیرد.
حاصل، اثری سرگرمکننده است که ایدهاش از اجرای دراماتیکش نیرومندتر جلوه میکند. قهرمانی دشوار و بازیای پرجاذبه پولت در آغاز شخصیتی آسان برای همدلی نیست. تلخی، بدبینی و تعصبهایش او را از الگوی آشنای قهرمانان دوستداشتنی دور میکند. فیلم از همین ویژگی برای ایجاد اصطکاک بهره میبرد: تماشاگر باید با زنی همراه شود که نگاهش به دیگران گاه آزارنده و ناعادلانه است، بیآنکه فیلم بتواند صرفاً با یک تغییر ناگهانی همهٔ آن پیشینه را کنار بزند.
« اما فیلم فقط بر تازگی این ترکیب تکیه نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برنادت لافون نقش را با حضوری پرانرژی و سرزنده پیش میبرد. بازی او در ژستها، مکثها و واکنشهای تند شخصیت ریشه دارد؛ گویی پولت با بدن و رفتار خود نیز در برابر وضعیتی که زندگی بر او تحمیل کرده، مقاومت میکند. لافون از شخصیتش کاریکاتوری بیجان نمیسازد، حتی وقتی فیلم به اغراق کمیک نزدیک میشود.
او به پولت سرسختی و غروری میبخشد که باعث میشود کنشهایش صرفاً مجموعهای از شوخیهای مربوط به سنوسال نباشد. حضور او مهمترین تکیهگاه فیلم است و در لحظاتی که فیلمنامه به مسیرهای آشنا میافتد، همچنان توجه را نگه میدارد. کمدی برآمده از تضادها بخش بزرگی از جذابیت فیلم از تضاد میان زندگی روزمره و فعالیت تازهٔ پولت شکل میگیرد.
آشپزی و شیرینیپزی، که معمولاً با خانه، مراقبت و سنت پیوند دارند، در اینجا به راهی برای ورود به اقتصادی زیرزمینی بدل میشوند. همین جابهجایی، ظرفیت طنزآمیزی دارد و فیلم از آن برای ساختن صحنههایی سبک و پرتحرک بهره میگیرد. شوخیها بیشتر بر موقعیت و رفتار تکیه دارند تا بر ظرافت زبانی.
« برنادت لافون نقش را با حضوری پرانرژی و سرزنده پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
پولت با همان سرسختیای که پیشتر در زندگی روزمره به کار میبرد، قواعد تازه را میآموزد و در برابر کسانی که انتظار دارند او ناتوان یا مطیع باشد، ایستادگی میکند. این تقابلها گاه واقعاً بامزهاند و فضای فیلم را گرم نگه میدارند. بااینحال، کمدی «پولت» بهندرت از سطح موقعیت فراتر میرود.
تکرار شوخیهای اغراقآمیز و تأکید مداوم بر شگفتیِ حضور یک زن سالخورده در چنین کسبوکاری، بهتدریج از تازگی ایده میکاهد. تغییر شخصیت و مسئلهٔ باورپذیری یکی از محورهای مهم داستان، دگرگونی تدریجی پولت و رابطهٔ او با آدمهایی است که پیشتر از آنان فاصله میگرفت. این مسیر میتوانست به کاوشی مؤثر دربارهٔ تعصب، همزیستی و امکان بازنگری در باورهای دیرپا بدل شود.
فیلم بهدرستی از تناقض درونی شخصیت بهره میگیرد: پولت ناچار است در محیطی کار کند که پیشداوریهایش دربارهٔ آن با تجربهٔ مستقیمش برخورد میکند. بااینحال، گذار او گاه بیش از آنکه از دل تجربههای انباشتهشده بیرون بیاید، تابع نیاز فیلمنامه به حرکت رو به جلوست. تغییر نگرشهای عمیق، بهویژه در کسی که سالها به یک جهانبینی خو گرفته، معمولاً به کشمکش، لغزش و زمان نیاز دارد.
« این تقابلها گاه واقعاً بامزهاند و فضای فیلم را گرم نگه میدارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نشانههایی از این فرایند ارائه میکند، اما همیشه به اندازهٔ کافی در آن مکث نمیکند. از همین رو، بعضی لحظات تحول عاطفی بیش از آنکه کاملاً حاصل رشد شخصیت باشند، همچون ایستگاههایی در مسیر داستان به نظر میرسند. تعصب، شوخی و مرزهای طنز پرداخت نژادپرستی در «پولت» حساسترین و لغزندهترین بخش آن است.
فیلم میخواهد تعصبهای شخصیت اصلی را آشکار کند و از برخورد آنها با واقعیت اطرافش موقعیت طنز بسازد. چنین رویکردی میتواند طنز را به ابزاری برای نقد بدل کند، اما نتیجه به این بستگی دارد که فیلم تا چه اندازه نگاه متعصبانه را به پرسش بکشد، نه آنکه صرفاً از آن برای تولید شوخی استفاده کند.
در برخی صحنهها، تضاد میان باورهای پولت و تجربههای تازهاش به نقدی روشن از پیشداوری میانجامد؛ در برخی دیگر، اغراق کمیک چنان بر صحنه مسلط میشود که مضمون اجتماعی به پسزمینه میرود. در این لحظات، فیلم خطر سادهسازی را میپذیرد: انگار تعصب با چند برخورد و تغییر موقعیت بهآسانی فرو میریزد.
« فیلم نشانههایی از این فرایند ارائه میکند، اما همیشه به اندازهٔ کافی در آن مکث نمیکند. »
قوتها و کاستیها
همین ناهماهنگی باعث میشود طنز اجتماعی اثر گاهی دستوپاگیر شود؛ نه به این دلیل که موضوع آن نامناسب است، بلکه چون فیلم همیشه نمیداند با چه فاصلهای باید به شخصیت و شوخیهایش نگاه کند. روایت، ریتم و محدودیتهای فیلمنامه روایت «پولت» سرراست و آسانفهم است. فیلم زمان زیادی را صرف پیچیدگیهای روایی یا ابهام نمیکند و با تکیه بر موقعیت مرکزی خود، داستان را به پیش میبرد.
این سادگی برای یک کمدی سبک مزیت دارد: تماشاگر میتواند بیدردسر وارد جهان فیلم شود و از انرژی شخصیت اصلی و موقعیتهایش لذت ببرد. اما همین مسیر روشن، پیشبینیپذیری نیز به همراه میآورد. بسیاری از اتفاقها از همان ایدهٔ آغازین قابل حدساند و برخی رخدادها بیشتر برای فراهمکردن گام بعدی داستان به نظر میرسند تا نتیجهٔ طبیعی انتخابهای شخصیتها.
گاه نیز تغییر لحن میان کمدی، بحران و احساسات خانوادگی بهاندازهٔ کافی نرم نیست. فیلم میخواهد هم سبک و مفرح باقی بماند و هم به تنهایی، تنگدستی و تعصب بپردازد؛ اما این دو گرایش همیشه با یکدیگر هموزن نمیشوند. در نتیجه، بخشی از ظرفیت دراماتیک داستان در شتاب روایت و اتکا به راهحلهای آشنا از دست میرود.
« روایت، ریتم و محدودیتهای فیلمنامه روایت «پولت» سرراست و آسانفهم است. »
جمعبندی
جمعبندی «پولت» فیلمی استوار بر ایدهای دلنشین و بازیای برجسته است. ترکیب شیرینیپزی و تجارت غیرقانونی، همراه با حضور سرزندهٔ برنادت لافون، لحظاتی سرگرمکننده و پرتحرک میآفریند. فیلم همچنین میکوشد از دل کمدی به فقر سالمندان، تنهایی و تعصبهای اجتماعی نزدیک شود؛ کوششی که گاه به نتیجهای مؤثر میرسد، اما همواره از سطح شوخی و موقعیت فراتر نمیرود.
سادهبودن روایت، پیشبینیپذیری بعضی رخدادها و زمینهچینی ناکافی برای تغییر شخصیت، مانع از آن میشود که اثر به کمدی اجتماعی عمیقتری بدل شود. بااینهمه، «پولت» بهواسطهٔ قهرمان نامتعارفش و بازی گیرا و پرتحرک لافون، همچنان تماشایی میماند: فیلمی سبکبال و خوشتماشا که ایدهاش مدت بیشتری در ذهن میماند تا پیچوخمهای داستانش.
« جمعبندی «پولت» فیلمی استوار بر ایدهای دلنشین و بازیای برجسته است. »
ثبت دیدگاه