نقد و بررسی
نقد نفوذ娱乐注册 (The Influence) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که گذشته را پنهان نمیکند «The Influence» یا «La influencia» فیلم ترسناک اسپانیاییِ دنیس روویرا وان بوکهولت است که در سال ۲۰۱۹ ساخته شده و اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهٔ رمزی کمپبل است. فیلم با موقعیتی آشنا آغاز میشود: آلیسیا، پرستاری که سالها پیش از خانهٔ خانوادگی گریخته، همراه همسر و دخترش به آنجا بازمیگردد تا از مادرِ رو به مرگش مراقبت کند.
اما خانه صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ گذشتهای فشرده و آزارنده را در خود نگه داشته و بازگشت به آن، خاطراتی را زنده میکند که آلیسیا کوشیده بود پشت سر بگذارد. در کنار این زخمهای خانوادگی، نیرویی اهریمنی نیز حضوری ملموس و تهدیدآمیز دارد. 【1】 این ترکیبِ خانهٔ موروثی، خاطرهٔ کودکی و وحشت فراطبیعی، از همان ابتدا ظرفیت شکلدادن به قصهای مؤثر را دارد.
مسئله این نیست که ایده تازه یا بیسابقه است؛ امتیاز بالقوهٔ آن در پیوند دادن ترس با روابط نزدیک خانوادگی است، جایی که خانه میتواند هم پناهگاه باشد و هم زندان. فیلم در لحظههایی به این ظرفیت نزدیک میشود، اما در نهایت نمیتواند همهٔ عناصرش را به روایتی منسجم و بهیادماندنی تبدیل کند.
خانه بهمثابه سرچشمهٔ دلهره مهمترین دستاورد فیلم، فضاسازی آن است. خانه با اتاقهای خاموش، راهروهای کمنور و گوشههایی که نگاه دوربین بهسختی در آنها نفوذ میکند، به مکانی بدل میشود که تماشاگر در آن احساس امنیت ندارد. این فضا صرفاً پسزمینهای گوتیک برای وقوع حادثهها نیست؛ خاطره و تهدید را در خود جمع میکند و هر حرکت در آن میتواند نشانهٔ نزدیکشدن خطر به نظر برسد.
« در کنار این زخمهای خانوادگی، نیرویی اهریمنی نیز حضوری ملموس و تهدیدآمیز دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها در خانهای زندگی میکنند که انگار پیش از ورودشان تصمیم گرفته چه چیزی را از آنان پنهان کند. فیلم در استفاده از سکوت و انتظار نیز گاه موفق است. دلهره همیشه از نمایش مستقیم موجودی نامرئی یا حادثهای ناگهانی نمیآید؛ گاهی از طولانیشدن مکثها و از حس حضور چیزی در بیرون قاب پدید میشود.
این شیوه، مخاطب را به جستوجوی جزئیات وادار میکند و برای چند لحظه او را در همان بیاعتمادی شخصیتها شریک میسازد. بااینحال، همین تأکید بر خانه و حالوهوای آن گاهی به تکرار میافتد؛ فیلم بارها به همان جنس تاریکی و همان الگوی انتظار بازمیگردد، بیآنکه هر بار اطلاعات یا معنای تازهای به آن بیفزاید.
ترسهای ناگهانی و طراحی دیداری «The Influence» از جامپاسکرها نیز استفاده میکند؛ بعضی از آنها بهخوبی زمانبندی شدهاند و واقعاً میتوانند تماشاگر را غافلگیر کنند. عامل مؤثر در این لحظهها، تنها صدای بلند یا حضور ناگهانی یک چهره نیست، بلکه بازی فیلم با انتظار مخاطب است: قاب آرام به نظر میرسد، اما جزئیاتی کوچک در پسزمینه یا تغییر ناگهانی در وضعیت صحنه، آن آرامش را برهم میزند.
این لحظات نشان میدهند که کارگردان در خلق ضربههای کوتاه و حسی توانایی دارد. موسیقی نیز در تقویت حس تهدید نقش مهمی ایفا میکند. صداها گاه فضای خانه را بزرگتر و خلوتتر از آنچه هست جلوه میدهند و به سکوت وزن میبخشند. برخی تصویرها نیز از نظر ترکیببندی و استفاده از سایه چشمگیرند و حالوهوایی کابوسوار میسازند.
« شخصیتها در خانهای زندگی میکنند که انگار پیش از ورودشان تصمیم گرفته چه چیزی را از آنان پنهان کند. »
شخصیتها و اجرا
مشکل آنجاست که این دستاوردهای بصری و صوتی همیشه در خدمت پیشبرد داستان قرار نمیگیرند. گاهی صحنه بیش از آنکه بر پایهٔ تحول شخصیت یا کشف تازهای شکل بگیرد، بهانهای برای ایجاد تصویری وهمآلود یا تکاندادن ناگهانی مخاطب میشود. از این رو، لحظههای موفق ترسناکاند، اما لزوماً به تجربهای عمیقتر از وحشت نمیانجامند.
خانوادهای که پیوندهایش کامل شکل نمیگیرند در مرکز داستان، آلیسیا با گذشته و مادرش، و نیز با خانوادهٔ تازهای که همراه خود آورده، روبهروست. این موقعیت میتوانست بستری برای بررسی انتقال ترس از نسلی به نسل دیگر باشد: آیا دختر آلیسیا نیز در همان چرخهای گرفتار میشود که مادرش از آن گریخته بود؟
آیا مراقبت از مادرِ بیمار، آشتی با گذشته است یا بازگشت ناخواسته به سلطهٔ آن؟ فیلم نشانههایی از چنین پرسشهایی پیش میکشد، اما در پرداخت رابطهها به اندازهٔ کافی مکث نمیکند. بهویژه ارتباط میان نوه و مادربزرگ، که میتوانست یکی از سرچشمههای اصلی اضطراب و عاطفه باشد، بهروشنی جا نمیافتد.
رفتار برخی شخصیتها نیز گاه چنان ناگهانی یا کمزمینه است که انگیزههایشان مبهم میماند. در نتیجه، مخاطب همیشه نمیتواند تشخیص دهد که کنشها از ترس، وابستگی، خشم یا نیرویی بیرونی سرچشمه میگیرند. ابهام در فیلم ترسناک میتواند فضاساز باشد، اما وقتی مرز میان رازآلودگی و نقص در پرداخت روشن نباشد، به سردرگمی تبدیل میشود.
« مشکل آنجاست که این دستاوردهای بصری و صوتی همیشه در خدمت پیشبرد داستان قرار نمیگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اینجا چند رشتهٔ روایی به هم نزدیک میشوند، اما پیوندشان به اندازهٔ کافی محکم نیست. ریتمی که دلهره را فرسوده میکند فیلم در بخشهایی ریتمی کند دارد. کندی در ژانر وحشت ذاتاً ایراد نیست؛ تعلیق غالباً به زمان نیاز دارد تا سکوت و انتظار اثر کنند. اما تعلیق زمانی ماندگار میشود که هر مکث، بر اضطراب بیفزاید یا دانستههای تماشاگر را اندکی دگرگون کند.
در «The Influence» برخی صحنهها بیش از آنکه انتظار را پربار کنند، آن را طولانی میسازند. نتیجه، فاصلهگرفتن مخاطب از داستان است؛ گویی فیلم بارها برای رسیدن به یک نقطه، دور میزند و حرکت رو به جلو را به تعویق میاندازد. این کشآمدن با پراکندگی روایت همراه میشود. فیلم از گذشتهٔ آلیسیا، روابط خانوادگی و حضور نیروی شیطانی مواد گوناگونی در اختیار دارد، اما همیشه روشن نیست کدام مسیر باید محور اصلی باشد.
بعضی تصویرها و نشانهها تأثیرگذارند، ولی بهسرعت رها میشوند یا چنان توضیح داده نمیشوند که در ساختار کلی جای خود را پیدا کنند. به همین دلیل، اثر گاهی شلخته و گیجکننده جلوه میکند؛ نه از آن نوع ابهامی که تماشاگر را به تفسیر دعوت کند، بلکه از نوعی ناپیوستگی که پیگیری قصه را دشوار میسازد.
بازیها و ظرفیتِ ازدسترفتهٔ شخصیتها بازی بازیگران در مجموع متناسب با فضای تیرهٔ فیلم است. مانوئلا ویِس در نقش آلیسیا میکوشد میان خستگیِ مراقبت، اضطرابِ بازگشت و هراس از تکرار گذشته تعادل برقرار کند. حضور او در خانه، به شخصیت کیفیتی دوگانه میدهد: او هم کسی است که میخواهد از خانوادهاش محافظت کند و هم کسی که هنوز از آنچه در کودکی تجربه کرده رها نشده است.
« اینجا چند رشتهٔ روایی به هم نزدیک میشوند، اما پیوندشان به اندازهٔ کافی محکم نیست. »
قوتها و کاستیها
اما فیلمنامه همیشه فرصت نمیدهد این کشمکش در رفتار و تصمیمهای او به صورتی روشن رشد کند. بازیگرانی چون اِما سوآرس و مَگی سیوانتوس نیز به جهان داستان وزن میبخشند، اما شخصیتها بیش از آنکه از راه رابطههای پیچیده و تحول تدریجی شناخته شوند، اغلب در خدمت پیشبرد موقعیتهای ترسناک قرار میگیرند.
همین امر باعث میشود برخی رفتارها نامتوازن به نظر برسند و عاطفهٔ خانوادگی آن عمقی را که ایدهٔ اولیه وعده میدهد پیدا نکند. مشکل، فقدان استعداد بازیگری نیست؛ بلکه محدودیت متنی است که شخصیتها را به اندازهٔ کافی از درون نمیکاود. پایانبندی و مسئلهٔ تازگی بیآنکه به پایان یا پیچش اصلی اشاره شود، میتوان گفت مسیر کلی داستان نشانههایی از قابلحدسبودن دارد.
فیلم از عناصر آشنای وحشت خانوادگی و خانهٔ تسخیرشده بهره میگیرد، اما در تبدیل آنها به برداشتی تازه چندان کامیاب نیست. انتظار میرود گذشتهٔ شخصیتها و تهدید فراطبیعی در نقطهای به هم برسند و معنایی عاطفی یا روایی به یکدیگر بدهند؛ بااینحال، نتیجه بیش از آنکه برداشت تازهای از این مضمونها عرضه کند، به راهحلهایی متکی است که مخاطب ژانر ممکن است زودتر حدس بزند.
این محدودیت، تأثیر بخشهایی از فیلم را کمرنگ میکند. وقتی نتیجه تا اندازهای پیشبینیپذیر باشد، صحنههای ترسناک هرچند در لحظه کارآمدند، پس از پایان کمتر در ذهن میمانند. ایدهٔ آغازین، بهخصوص پیوند میان خاطرهٔ تلخ کودکی، اقتدار مادری و نیرویی که در خانه حضور دارد، ظرفیت بیشتری برای کاوش داشته است.
« اما فیلمنامه همیشه فرصت نمیدهد این کشمکش در رفتار و تصمیمهای او به صورتی روشن رشد کند. »
جمعبندی
فیلم آن ظرفیت را بهطور کامل از دست نمیدهد، اما به نتیجهای نمیرسد که آن را از نمونههای مشابه متمایز کند. جمعبندی «The Influence» فیلمی است که در ساختن فضایی وهمآلود و طراحی چند لحظهٔ ترسناک توانایی دارد. خانهٔ خانوادگی، موسیقی و برخی تصویرهای اثرگذار، تجربهای از ناامنی و انتظار میسازند و جامپاسکرهای موفق آن میتوانند مخاطب را واقعاً غافلگیر کنند.
این نقاط قوت برای علاقهمندان به وحشت فراطبیعی جذاباند، بهویژه اگر بیش از نوآوری داستانی، در پی حالوهوای تاریک و دلهرههای ناگهانی باشند. در سوی دیگر، ریتم کند، روایت پراکنده، رابطههایی که کامل شکل نمیگیرند و مسیری که تازگی چندانی نمییابد، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری یکپارچه و ماندگار بدل شود.
نتیجه، تجربهای نابرابر است: در لحظههایی دیدنی و مؤثر، اما در کلیت کمجانتر از آنچه ایدهٔ مرکزی نوید میدهد. توانایی فیلم در فضاسازی را میتوان ستود، بیآنکه از کاستیهای قصه و پرداخت شخصیتها چشم پوشید. 【1】
« فیلم آن ظرفیت را بهطور کامل از دست نمیدهد، اما به نتیجهای نمیرسد که آن را از نمونههای مشابه متمایز کند. »
ثبت دیدگاه