نقد و بررسی
نقد خیلی دور (Far and Away) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بنای یک حماسۀ مهاجرت «Far and Away» بیش از آنکه روایتی تاریخی با جزئیات مستند باشد، قصهای هالیوودی درباره رؤیای آغاز دوباره است؛ رؤیایی که در اواخر قرن نوزدهم، مهاجران ایرلندی را از فقر و وابستگی به زمینداران به سوی آمریکا میکشاند. جوزف و شنون هر یک به دلیلی از زندگی پیشین خود میگریزند، اما مقصد مشترکشان بهتدریج به آزمونی برای استقلال، بقا و شناخت متقابل بدل میشود.
فیلم از همین تضاد نیرو میگیرد: دو شخصیت با پیشینه و منش متفاوت، در مسیری پرحادثه به آیندهای نامعلوم چشم میدوزند. سفر، همزمان بیرونی و درونی سفر جوزف و شنون فقط جابهجایی از ایرلند به آمریکا نیست؛ فرصتی است برای فرو ریختن تصورهای سادهانگارانهشان از جهان. شنون با اعتمادبهنفسی برآمده از آسایش طبقاتی، آمریکا را سرزمینی میبیند که در آن میتوان بیدرنگ صاحب اختیار زندگی شد.
جوزف، در مقابل، با تجربه مستقیم محرومیت و بیعدالتی پا به راه میگذارد، اما سرسختی و غرورش نیز او را از درک کامل موقعیت تازه بازمیدارد. فیلم این تفاوت را در برخوردهای روزمره و موقعیتهای دشوار به نمایش میگذارد و از آن برای ساختن کشمکش عاطفی بهره میگیرد. با این حال، شخصیتپردازی همیشه به عمق لازم نمیرسد.
« با این حال، شخصیتپردازی همیشه به عمق لازم نمیرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بسیاری از انتخابها و چرخشهای داستانی بیش از آنکه از تحول درونی آدمها برخیزند، تابع نیاز روایت به حادثه و همزمانیاند. به همین سبب، سفر گاه بیشتر مجموعهای از ماجراها به نظر میرسد تا مسیری که هر ایستگاهش معنای تازهای برای شخصیتها داشته باشد. عاشقانهای بر پایه تضاد و همنشینی رابطه جوزف و شنون بر الگوی آشنای تقابل دو شخصیت بنا شده است: یکی زمخت، محتاط و عملگرا؛ دیگری پرشور، بلندپرواز و بیقرار.
همین اختلاف، زمینه شوخی، تنش و جاذبه را فراهم میآورد. تام کروز و نیکول کیدمن نیز در کنار یکدیگر انرژی قابلتوجهی دارند. هر دو بازیگر میتوانند لجاجت و آسیبپذیری شخصیتهایشان را به شکلی تماشایی عرضه کنند و حضور مشترکشان، بهخصوص در لحظههایی که رقابت جای خود را به همدلی میدهد، از نقاط قوت فیلم است.
با این همه، پیوند عاطفی آنها همیشه با ظرافتی یکسان پرورده نمیشود. فیلم گاه به جای آنکه احساس را از جزئیات رفتار و سکوتها بیرون بکشد، به نشانههای آشنای ملودرام متکی میماند. بنابراین، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر پیچیدگی رابطه شود، از شور و هماهنگی بازیگران لذت ببرد. این تفاوت مهم است: شیمی میان دو بازیگر واقعی است، اما فیلمنامه همیشه به اندازه آن برای عشقشان زمینهای محکم نمیسازد.
« همین اختلاف، زمینه شوخی، تنش و جاذبه را فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و مسئله لهجه کروز جوزف را با نیروی جسمانی و نوعی سادهدلی سرسختانه پیش میبرد؛ ویژگیهایی که با آرزوی دیرین او برای داشتن زمین تناسب دارند. کیدمن نیز به شنون شخصیتی فعال و ارادهمند میدهد و او را از همراهی منفعل در سفر فراتر میبرد. بازیگران مکمل، بهویژه در نقشهایی که نمایندۀ نظم طبقاتی و قدرتاند، به ساختن جهان اجتماعی فیلم کمک میکنند.
اما لهجه ایرلندی کروز گاه از باورپذیری فاصله میگیرد و توجه را از شخصیت به تلاش بازیگر برای حفظ آهنگ گفتار میکشاند. مشکل فقط یک لغزش اجرایی نیست؛ لهجه در فیلمی که هویت مهاجران و تعلق به سرزمین مادری را در مرکز روایت میگذارد، بخشی از بافت شخصیتپردازی است. هر جا این عنصر مصنوعی به گوش برسد، اندکی از انسجام جهان فیلم کاسته میشود.
بازی پرانرژی کروز این ضعف را جبران میکند، ولی کاملاً از میان نمیبرد. شکوه تصویر و نیروی موسیقی مهمترین امتیاز «Far and Away» در تواناییاش برای تبدیل چشمانداز به تجربهای سینمایی نهفته است. قابهای باز، دشتهای گسترده و حرکت جمعیت، احساس مقیاس و امکان را منتقل میکنند؛ گویی جغرافیا خود به نیرویی تبدیل میشود که شخصیتها را میآزماید و به پیش میراند.
« کیدمن نیز به شنون شخصیتی فعال و ارادهمند میدهد و او را از همراهی منفعل در سفر فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنه هجوم برای تصاحب زمین، اوج همین رویکرد است: آدمها، اسبها و ارابهها در منظرهای وسیع به حرکت درمیآیند و آرزوی مالکیت، شکل رقابتی پرشتاب و ملموس پیدا میکند. موسیقی جان ویلیامز نیز به فیلم حالوهوایی حماسی میدهد و مسیر مهاجرت را از یک جابهجایی عملی به رؤیایی بزرگتر پیوند میزند.
ملودیها در هماهنگی با مناظر و فرازهای عاطفی، شور و دلتنگی را تقویت میکنند. گاهی موسیقی احساساتی را که تصویر و بازی میتوانستند بهتنهایی منتقل کنند، بیش از اندازه برجسته میکند؛ بااینحال، همین فراخدامنی صوتی بخشی از هویت اثر است و برای بسیاری از تماشاگران از ماندگارترین عناصر آن خواهد بود.
ریتمی که گاهی از نفس میافتد بلندپروازی روایی فیلم، گاهی به بهای انسجام و ایجاز تمام میشود. بخشهایی از سفر و زندگی روزمره شخصیتها بیش از اندازه کش میآیند و برخی موقعیتها، پس از آنکه کارکردشان روشن شده، باز هم ادامه پیدا میکنند. نتیجه آن است که حرکت داستان در مقاطعی کند میشود، بهخصوص زمانی که فیلم میان عاشقانه، ماجرای اجتماعی و نمایش پرشکوه تاریخی جابهجا میشود، بیآنکه همیشه پیوندی محکم میان این لحنها برقرار کند.
« ملودیها در هماهنگی با مناظر و فرازهای عاطفی، شور و دلتنگی را تقویت میکنند. »
قوتها و کاستیها
همین نوسان بر پایانبندی نیز سایه میاندازد. بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت بخش پایانی بیش از آنچه لازم است بر تأکیدهای احساسی و تصویری میماند. برای تماشاگرانی که با شور عاشقانه فیلم همراه شدهاند، این امتداد ممکن است رضایتبخش باشد؛ اما برای دیگران، از نیروی لحظههای پیشین میکاهد و حس میدهد که قصه دیرتر از موعد به آرامش میرسد.
رؤیای آمریکایی و تناقضهایش در لایه زیرین ماجرا، فیلم به رؤیای مالکیت و رهایی میپردازد: زمینی که میتواند نماد امنیت، منزلت و اختیار باشد. جوزف و شنون در پی آیندهای هستند که در آن سرنوشتشان را دیگران تعیین نکنند. بااینحال، تصویر آمریکا در فیلم بیشتر افق امید است تا بررسی انتقادی تاریخی.
وعده فرصت تازه با رقابت و نابرابری همراه میشود، اما این تناقضها معمولاً به اندازه کافی واکاوی نمیشوند. در نتیجه، فیلم گاه به تصویری سادهشده از پیشرفت و کامیابی نزدیک میشود؛ تصویری که برای یک حماسۀ عاشقانه مؤثر است، اما از پیچیدگی تاریخی موضوع میکاهد. جمعبندی «Far and Away» اثری نامتوازن اما خوشتماشا است: عاشقانهای پرشور و ماجراجوییای گسترده که در بهترین لحظههایش از قدرت تصویر، موسیقی و همنشینی دو بازیگر اصلی بهره میبرد.
« همین نوسان بر پایانبندی نیز سایه میاندازد. »
جمعبندی
ضعف لهجه کروز، شخصیتپردازی کمعمق در بخشهایی از داستان و ریتم کشدار، مانع آن میشوند که شکوه ظاهری فیلم همیشه به درامی همسنگ تبدیل شود. بااینحال، جذابیت زوج اصلی، مناظر چشمنواز و صحنههای بزرگ آن چنان حضوری دارند که فیلم را از یک قصۀ معمولی فراتر میبرند. تماشاگرانی که با لحنی رمانتیک و اغراقآمیز کنار میآیند، احتمالاً از این سفر لذت خواهند برد؛ کسانی که به روایت فشرده و شخصیتهای پیچیدهتر دلبستهاند، ممکن است فاصله میان جاهطلبی اثر و دستاورد نهاییاش را آشکارتر ببینند.
ثبت دیدگاه