نقد و بررسی
نقد زندانی خیابان دوم (The Prisoner of Second Avenue) | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهر بهمثابه زندان در فیلم «The Prisoner of Second Avenue»، نیویورک صرفاً پسزمینهای پررفتوآمد نیست؛ نیرویی است که آرامآرام به حریم خصوصی آدمها نفوذ میکند. آپارتمان، خیابان، همسایهها و گرمای سنگین تابستان، اجزای یک محاصرهٔ روزمرهاند؛ محاصرهای که نه با یک فاجعهٔ بزرگ، بلکه با انباشت مزاحمتهای کوچک و بیوقفه شکل میگیرد.
مل ادیسون پس از سالها کار، ناگهان با بیکاری روبهرو میشود و همان رخداد بهظاهر مشخص، در فضایی آکنده از سروصدا و فشار شهری، به بحرانی فراگیر بدل میگردد. عنوان فیلم استعارهای دقیق از این وضعیت است. «زندان» نه الزاماً سلولی با دیوارهای بلند، بلکه مجموعهای از محدودیتهاست: وابستگی به شغل، نگرانی مالی، توقعات اجتماعی و ناتوانی از خاموشکردن جهان بیرون.
شخصیتها در خانهاند، اما از شهر رهایی ندارند؛ در رابطهای صمیمی زندگی میکنند، اما گاه گفتوگوهایشان به جدال تبدیل میشود. همین دوگانگی، فیلم را از یک کمدی موقعیت ساده فراتر میبرد و به تصویری از فرسودگی انسان در زیست شهری نزدیک میکند. از دسترفتن شغل و فروپاشی هویت بیکاری مل تنها مسئلهای اقتصادی نیست.
« عنوان فیلم استعارهای دقیق از این وضعیت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شغل برای او بخشی از تصویری است که از خود ساخته: مردی میانسال، مسئول و دارای جایگاهی تثبیتشده. وقتی این جایگاه ناگهان از میان میرود، بحران به احساس بیارزشی و سردرگمی راه میبرد. فیلم با ظرافت نشان میدهد که چگونه یک تغییر در زندگی حرفهای میتواند به پرسشی دربارهٔ هویت بدل شود: اگر آن نقش اجتماعی دیگر وجود نداشته باشد، فرد چگونه خود را تعریف میکند؟
فیلمنامهٔ Neil Simon این بحران را از راه موقعیتهای روزمره پیش میبرد، نه با توضیحهای سنگین و مستقیم. مل در برابر جهانی قرار میگیرد که همچنان از او انتظار دارد آرام، منطقی و کارآمد بماند؛ حال آنکه ابزارهای همیشگیاش برای کنارآمدن با زندگی دیگر کار نمیکنند. خشم و بدبینی او گاه خنده میآفریند، اما خندهای آسوده نیست.
پشت آن، ترس از حذفشدن و ناتوانی از بازگشت به نظمی آشنا حضور دارد. جک لمون و نیروی بازی جسمانی Jack Lemmon نقش مل را با انرژیای بازی میکند که میان طنز و اضطراب پیوسته در نوسان است. او از مکث، نگاه، تغییر ناگهانی لحن و حرکتهای عصبی برای نشاندادن آشفتگی شخصیت بهره میگیرد. خشم مل اغلب از آن رو خندهدار میشود که از اندازهٔ موقعیت فراتر میرود؛ اما همان اغراق، همزمان نشانهٔ فشار انباشتهای است که دیگر راهی برای بیان آرام پیدا نمیکند.
« شغل برای او بخشی از تصویری است که از خود ساخته: مردی میانسال، مسئول و دارای جایگاهی تثبیتشده. »
شخصیتها و اجرا
بازی لمون، تماشاگر را وادار میکند هم از انفجارهای شخصیت بخندد و هم به بهایی که این انفجارها بر او تحمیل میکنند توجه کند. این نقش به توانایی آشنای لمون در آمیختن آسیبپذیری و کمدی متکی است. او مل را به هیولایی عصبانی یا قربانیای صرف تبدیل نمیکند؛ درون شخصیت، خودخواهی و درماندگی، غرور و نیاز به محبت همزمان حضور دارند.
گاه این شدت بازی به مرز آزارندگی نزدیک میشود، بهویژه هنگامی که فریاد و جروبحث جای تغییر عاطفی را میگیرند. بااینحال، همین بیقراری بخشی از منطق نقش است: مل نمیتواند آشفتگیاش را به شکلی مرتب و دلنشین عرضه کند. اَن بنکرافت و توازن رابطه Anne Bancroft در نقش ادنا، نقطهٔ تعادل عاطفی فیلم است؛ اما ادنا صرفاً همسری صبور و پشتیبان نیست.
او نیز درگیر فشارهای زندگی است و باید با تغییر شرایط، نقش و مسئولیتهای تازهای را بپذیرد. بازی بنکرافت به شخصیت استواری میبخشد که در برابر آشوب مل، بیاحساس یا بینقص جلوه نمیکند. صبر او حد دارد و مراقبتش گاه با خستگی و دلخوری درهم میآمیزد. رابطهٔ این دو از بهترین عناصر فیلم است، زیرا عشق در آن نه آرمانی و بیاصطکاک، بلکه عملی و روزمره به تصویر درمیآید.
« این نقش به توانایی آشنای لمون در آمیختن آسیبپذیری و کمدی متکی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنان یکدیگر را میشناسند، با هم میجنگند و باز ناچارند در همان فضای مشترک به زندگی ادامه دهند. شیمی میان لمون و بنکرافت به صحنههای دونفره ضرباهنگ میدهد و اجازه میدهد که جدالها تنها نمایش پرخاشگری نباشند؛ در زیر هر مشاجره، وابستگی و آشنایی دیرینهٔ دو شخصیت حس میشود. فیلم در این زمینه به مشاهدهای انسانی میرسد: گاهی پایداری رابطه نه در نبود اختلاف، بلکه در توان ادامهدادن پس از آن آشکار میشود.
طنز تلخ و صدای شهر کمدی فیلم از تضاد میان گرفتاریهای واقعی و واکنشهای گاه نامتناسب شخصیتها شکل میگیرد. شهر مدام چیزی از آنان میخواهد: تحمل گرما، سروصدای همسایهها، بینظمی و دشواریهایی که فرصت آرامش را از خانه هم میگیرند. این مشکلات کوچک، در کنار بیکاری و نگرانی اقتصادی، به زنجیرهای از فشار بدل میشوند.
فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که چگونه امر مضحک و امر دردناک از هم جدا نیستند؛ موقعیتی میتواند در همان لحظه خندهدار و نگرانکننده باشد. این طنز تلخ به فیلم امکان میدهد از تجربهای مختص یک دوره فراتر برود. جزئیات اجتماعی و شهری به نیویورک دههٔ ۱۹۷۰ تعلق دارند، اما اضطرابِ ازدستدادن کار، ترس از بیثباتی و حس محاصرهشدن در میان توقعات همچنان قابلفهم است.
« آنان یکدیگر را میشناسند، با هم میجنگند و باز ناچارند در همان فضای مشترک به زندگی ادامه دهند. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهجای آنکه شهر را صرفاً تماشایی و پرجنبوجوش نشان دهد، سویهٔ فرسایندهٔ آن را برجسته میکند: جایی که آدمها ناچارند برای حفظ اندک آرامش خود، در برابر مزاحمتهای مکرر مقاومت کنند. ریتم، تکرار و محدودیت اقتباس یکی از دشواریهای اثر آن است که بخش مهمی از نیروی خود را بر گفتوگوهای تند و مشاجره بنا میکند.
این انتخاب در ابتدا مؤثر است: تماشاگر با ریتم ذهن آشفتهٔ مل همراه میشود و میبیند که چگونه تنش از یک موضوع به موضوعی دیگر سرایت میکند. اما وقتی جدالها پشت سر هم میآیند و موقعیتها تغییر چندانی نمیکنند، همان راهبرد میتواند به تکرار بینجامد. فریادها و پاسخهای تند که ابتدا نشانهٔ تشدید بحراناند، در بخشهایی از فیلم ممکن است ضربهٔ عاطفی خود را از دست بدهند.
ریشهٔ این مسئله را میتوان در خاستگاه نمایشی اثر جستوجو کرد: فیلم را Melvin Frank کارگردانی کرده و Neil Simon فیلمنامه را بر پایهٔ نمایشنامهٔ خود نوشته است. تمرکز بر دیالوگ و فضای محدود آپارتمان، به اثر انسجام میدهد، اما گاهی مجال چندانی برای گسترش سینماییِ موقعیتها باقی نمیگذارد.
« اما وقتی جدالها پشت سر هم میآیند و موقعیتها تغییر چندانی نمیکنند، همان راهبرد میتواند به تکرار بینجامد. »
جمعبندی
نتیجه، فیلمی است که شخصیتپردازی و بازیهای نیرومندش اغلب از کشش رواییاش پیشی میگیرند. برخی گذرها کمرمق به نظر میرسند و برخی تنشها بیش از آنکه تحول تازهای بسازند، حالوهوای آشفتهٔ قبلی را تکرار میکنند. جمعبندی «The Prisoner of Second Avenue» اثری استوار بر دو بازی اصلی و یک ایدهٔ اجتماعی روشن: چگونه ازدسترفتن امنیت شغلی و فشارهای بیوقفهٔ شهر میتوانند زندگی خصوصی را به میدان بحران تبدیل کنند.
قوت فیلم در آمیختن خنده با اندوه، و در نمایش رابطهای است که زیر بار دشواریها هم از محبت و هم از خستگی ساخته شده است. Jack Lemmon و Anne Bancroft به این کشاکش نیرویی ملموس میبخشند و اجازه نمیدهند شخصیتها به نمونههایی ساده از قربانی و ناجی فروکاسته شوند. بااینهمه، تکرار مشاجرهها و کشآمدن بعضی بخشها مانع از آن میشود که اثر در سراسر مسیر به یک اندازه گیرا بماند.
این نابرابری، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است: همانقدر که ممکن است تماشاگر را از شدت تنش خسته کند، گاه او را به خندهای تلخ وادارد که از تشخیص حقیقتی آشنا میآید. فیلم بیش از آنکه داستانی پرشتاب باشد، مطالعهای دربارهٔ فرسودگی، کرامت و همراهی در روزگار دشوار است؛ مطالعهای که بهترین لحظاتش در فاصلهٔ میان خنده و اندوه شکل میگیرد.
« نتیجه، فیلمی است که شخصیتپردازی و بازیهای نیرومندش اغلب از کشش رواییاش پیشی میگیرند. »
ثبت دیدگاه